هدایت شده از گروه آموزشوپرورش و فنیوحرفهای مرکز پژوهشهای مجلس
📌 چکیده گزارش «نیازهای کّمی و کیفی تحصیل حداقل ۵۰ درصد دانشآموزان دوره دوم متوسطه در رشتههای فنیوحرفهای و کاردانش (موضوع ماده (۸۷) قانون برنامه هفتم پیشرفت)»
🔸 براساس ماده (۸۷) قانون برنامه هفتم پیشرفت، وزارت آموزشوپرورش مکلف است تا پایان اجرای برنامه، حداقل ۵۰ درصد دانشآموزان دوره دوم متوسطه را در رشتههای فنیوحرفهای و کاردانش ساماندهی کند. در حال حاضر ۴۳/۰۲ درصد دانشآموزان در هنرستانها مشغول تحصیل هستند.
🔹 واکاوی دقیقتر این آمار نشان میدهد که توزیع آموزشهای مهارتی در ابعاد مختلف متوازن نیست، به عنوان مثال ۵۱/۲۴ درصد دانشآموزان پسر در هنرستانها مشغول به تحصیل هستند که بالاتر از هدف برنامه قرار دارد، اما تنها ۳۵/۱۱ درصد دختران در هنرستان تحصیل میکنند. این تفاوت ضرورت فراهم آوردن زیرساختها برای جذب هنرجویان دختر را نشان میدهد.
🔸 این گزارش با تکیه بر تحلیل جمعیتی، ظرفیتهای موجود و نیازهای آینده، الزامات اجرایی تحقق برنامه هفتم را در حوزههای زیرساختی، نیروی انسانی، تجهیزات، منابع آموزشی و مالی تبیین میکند. تحقق هدف ۵۰ درصدی اضافه بر ظرفیت فعلی مستلزم آمادهسازی زیرساخت برای پذیرش حدود ۵۶۳ هزار هنرجو تا پایان برنامه، احداث نزدیک به ۱۲۵۲ هنرستان، جذب بیش از ۵۱ هزار هنرآموز و استادکار، بازنگری در محتوای رشتههای مهارتی و حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان منابع مالی برای فضا و تجهیزات در طول سالهای برنامه است.
🔹 همچنین، افزایش مشارکت بخش غیردولتی و بازنگری در رشتهها به تناسب بازار کار ضروری است. نکته حائز اهمیت دیگر، لزوم توجه به نیازهای بازار کار و الگوی توسعه صنعتی است. در صورتی که گسترش رشتهها و پوشش آموزشهای مهارتی، بیتوجه به این نکته مهم باشد در آیندهای نزدیک با سیل نیروهای فنی مواجه خواهیم بود که بازار کار پذیرای آنها نخواهد بود.
📚 متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید.
ـــــــــــــــــــــ
🔰 کانال «گروه آموزش و پرورش مرکز پژوهشهای مجلس» در ایتا و بله
🆔 @ap_rcmajlis
هدایت شده از پایگاه خبری تشکیلاتی بعثنا
🔰ترمیم | قسمت سوم
👤 دکتر شهرام رامشت
➖ هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان
➖ عضو تیم نگارش نقشه راه اجرایی سند تحول
📌نقد و بررسی نسخه ترمیم از منظر اسلوب سند نویسی
🔹 تاریخچه شکل گیری سند تحول از احساس نیاز تا شروع نگارش
🔹بررسی مدل مورد استفاده برای نگارش سند تحول و روش های پیشنهادی جایگزین
🔹بررسی نقاط ضعف و قوت پیش نویس نسخه ترمیم یافته از منظر تطابق با شیوه های استاندارد سند نویسی
〰با ما همراه باشید در بستر بعثنا:
🌐https://boesnaa.ir/?p=1937447
┄┅═☫ @boesna_news ☫═┅┄
خطمشیگذاری تربیتی
در سوگ جگرگوشههای میناب
✍️ شهرام رامشت
موشک باران مدرسهای در شهرستان #میناب در روز اول #جنگ_رمضان اتفاق عجیبی بود که باعث شهادت بیش از ۱۶۵ دانشآموز و معلم شد و بهت جامعه جهانی را برانگیخت. بعد از این حادثه تلخ، هر که اندک وجدانی در شاکله وجودیاش باقی بود، از این حادثه به رنج آمده و دهان به دادخواهی گشود (۱). در همین راستا، کنشهای مختلفی در داخل توسط افراد مختلف سیاسی و دانشگاهی انجام شد.
#وزیر محترم آموزش و پرورش نامههایی به سلیم المالک؛ مدیرکل سازمان علمی، آموزشی و فرهنگی جهان اسلام (#آیسسکو)، خالد العنانی؛ مدیر کل #یونسکو و کاترین راسل؛ مدیر اجرایی #یونیسف ارسال کردند و ضمن گزارش جنایات صورت گرفته از آنها درخواست کردند تا این عمل دشمنان خونخوار #انسانیت را #محکوم کنند (۲).
علاوه بر ایشان، دبیرکل کمیسیون ملی #یونسکو در ایران، در نامهای به دبیران کل کمیسیونهای ملی کشورهای عضو یونسکو، نسبت به حملات اخیر رژیم صهیونیستی و ایالات متحده به خاک ایران #ابراز_نگرانی شدید کرده (!) و از کمیسیونهای ملی یونسکو خواسته است با فعالسازی دیپلماسی علمی و فرهنگی، در گسترش صلح و پاسداشت میراث مشترک بشری و حقوق بینالملل نقش مؤثر ایفا کنند.
جمعی از اساتید #علوم_تربیتی دانشگاههای مختلف کشور نیز با تنظیم و ارسال نامهای به دبیر کل سازمان ملل، کشتار کودکانمان در میناب را #محکوم کردند. که به زعم ایشان، این پیگیری منجر به صدور بیانیهای صریح توسط یونسکو در #محکومیت جنایت تجاوز به مدرسه میناب شده است. (۳)
اینکه #منفعل نباشیم و نسبت به این جنایت، حرف و کنشی داشته باشیم، فی نفسه بد نیست؛ اما این رویکرد نیز انفعالی ضمنی در خود دارد که باعث میشود این کنشها به اندازه کافی راهگشا نباشند.
پیشنهاد میکنم #وزیر محترم، به عنوان نماینده تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران، نامهای به تمام وزرای تربیت در جهان نوشته و ضمن شرح جنایات صورت گرفته، به آنها هشدار دهند که داعیه داران #صلح و #برابری در سازمانهای جهانیِ صهیونیستی، هیچ ابایی از کشتار #دانش_آموزان بیگناه در کشورهای شما ندارند کما اینکه اخیراً در غزه و ایران این را اثبات کردهاند. بود و نبود این نهادها نفعی به حال شما ندارد؛ جز اینکه هر از چندی همه اعضا را با اسناد بالادستی صهیونیستی مورد تحکم قرار میدهند. وقت آن رسیده که جملگی از این نهادها خارج شویم که از #ابراز_نگرانی و #محکومیت آنها آبی برای شما گرم نمیشود (۴). حتی شاید خوب باشد که وزیر محترم ابتکار عمل را در دست گرفته و پیشنهاد تأسیس یک سازمان جدید فرهنگی را به جهانیان بدهند و #سیاست_کلان تربیتی ایران را در سپهر انقلاب اسلامی در فضای بینالمللی دنبال کنند.
پینوشت:
(۱) از عدهای بگذریم که حتی پس از تأیید مقامات آمریکایی به نقل از رویترز (نه بسیج نیوز) هنوز میگویند موشکهای میناب کار خودشان است تا مظلوم نمایی کنند! خدا همه ما را هدایت کند...
(۲) متن نامهها در این صفحه قابل رؤیت است.
(۳) نکاتی درباره این کنش اساتیدم دارم که اگر سایر اساتید نفرمودند، ادا میکنم؛ إنشاءالله.
(۴) واقعاً از این ابراز نگرانیها و محکومیتها چه منفعتی به ما میرسد؟ مگر در همین جنگ رمضان، دبیر کل سازمان ملل ابراز نگرانی نکرده؟ چه نفعی برای مردم ما دارد و خواهد داشت؟ دوران سازمانهای بینالمللی پساجنگ جهانی دوم و نظمی که ایجاد کردند، به سر آمده. هر چه زیر بار ظلم آنها رفتیم کافیست؛ در طلیعه نظم جدیدی هستیم و طرحی نو میخواهیم...
🌱 #سیاست_تربیتی #خطمشی_تربیتی #تربیت_انقلابی
🧭 @education_policy
نظامات بیتربیتی در حاکمیت اسلامی
✍️شهرام رامشت
اگر بپذیریم که #هدف تشکیل حکومت اسلامی، و علت اهتمام و توجه اسلام به حکومت و سیاست به این دلیل است که تمام شرایط را در خدمت تربیت انسان مهذب و با فضیلت در آورد (۱)، آنگاه تمامی #نظامات_اجتماعی آن حکومت باید در خدمت این هدف باشد. در نتیجه اگر هر یک از این نظامات با هدف تربیت انسان کامل و متعالی ناسازوار باشد، #نقض_غرض از تشکیل حکومت اسلامی است.
ما بر این باوریم که نظام تربیتی، #امام سایر نظامات اجتماعی است و به یک معنا بار اصلی تربیت و البته حرکت بقیه نظامات بر دوش این نظام است که خود جلوهگاههای مختلفی در مدرسه، خانواده، مسجد، رسانه و ... دارد. هر چند این مهم بدین معنی نیست که سایر نظامات نقش تربیتی ندارند.
اگرچه نظامهای تربیت رسمی و غیررسمی، بازیگران اول #تربیت_انسان_تراز یا تحققبخش آرمانهای حکومت اسلامی هستند، لیکن در برخی موقعیتها، سایر نظامات، تأثیری به مراتب ماندگارتر از تربیت به شیوه معمول آن دارند؛ چرا که تأثیرشان #آنی و #عینی توسط متربیان حس میشود. یکی از این موقعیتها، #جنگ است.
فرض کنید در #کتاب_درسی (تربیت رسمی) از فضائل مقاومت در برابر دشمن گفتهشده، #مساجد و #پایگاهها نیز بر آن تأکید دارند، #خانواده نیز بر آن باور دارد، #رسانه های رسمی از این فضیلت حمایت میکنند و قس علی هذا. حال از قرار روزگار در حکومت اسلامی جنگی میان کفار و مسلمین رخ داده است.
دانشآموزان کودک و نوجوان، دست در دست اولیاء خود در حمایت از رزمندگان و در راستای مقامت در برابر دشمن، هر شب در خیابانها بر علیه دشمنان شعار داده و خواستار جنگ تا پیروزی هستند. به یک معنا دانشآموزان در حال درس پس دادن در میدان عمل و عمیقکردن دانستههای خود در عمل هستند و به یک معنا، در حال #تربیت شدن هستند.
در این میانه پرشور حماسه، #نظام_سیاسی کشور به یکباره بانگ بر میآورد که #آتش_بس (اعلام پیروزی!) کنیم و تمام! دشمن هر چقدر باید ادب میشده، شده و بیش از این جنگیدن، خسارت است؛ بلاتشبیه به آنچه در جام زهر قطعنامه ۵۹۸ یا آتشبس در جنگ ۱۲ روزه اتفاق افتاد!
حالِ این دانشآموز ما الان چگونه است؟ احساس نمیکنید او به شدت سرد و گرم شده و احتمالاً #ترَک برداشته؟ چطور از یکطرف اینگونه در نظام تربیتی، مقاومت در برابر دشمن مطلوب شمرده شده و میدانی آن را تعمیق کرده، و از طرفی دیگر، در #عمل_سیاسی اینگونه نتیجه عکس میگیرد. انگار یک سکته در تربیت او ایجاد شده که نه، ببین، یکجاهایی هست که باید مذاکره کرد و آتش بس داد، ولو پشت خیمه معاویه باشیم! (۲)
تصور کنید در طول دوران نوجوانی دانشآموز ما، این فرایند معیوب چندبار تکرار شود و هِی در میانه آتش بر کفار، نظام سیاسی بانگ #مذاکره و #آتشبس بر بیاورد. دانشآموز تربیتشده ما چه ویژگیهایی پیدا میکند؟ آیا با توجه به نتیجه عینی و آنی نظام سیاسی، آنچه در نظام تربیت رسمی و غیررسمی آموخته را در #میدان_عمل کَشک نمیپندارد؟ آیا مشروعیت نظام تربیتی رسمی و غیررسمی متزلزل نمیشود؟ آیا دانشآموزان به سمت #وادادگی و #تساهل میل پیدا نمیکنند؟ آیا چنین ویژگیهایی باید در انسان تراز حکومت اسلامی باشد؟ آیا نقض غرض از تشکیل حکومت اسلامی ...
و هزاران «آیا» و «چرا»ی دیگر که متفکران علوم انسانی را به اندیشیدن به آنها دعوت میکنم؛ نگران انسان تربیت شده در این #موقعیت هستم و بیم دارم که این فرصت عظیم تربیتی را که این روزها شاهد آن در کوچه و خیابان هستیم، به ثمن بخس بفروشیم و تا سالها حسرت آن را بخوریم...
پینوشت:
(۱) امام خمینی، ولایت فقیه، ص۳۳
(۲) اگر خواننده محترم نیز چنین عقیدهای دارد، استغفار ۷۰بندی امیرالمؤمنین را برای توبه توصیه میکنم!
🌱 #خطمشی_تربیتی #تربیت_انقلابی #نظام_تربیتی #نظام_سیاسی #حکومت_اسلامی
🧭 @education_policy
بازگشایی مدارس
چند کلامی با همکاران عزیزم در وزارتخانه
✍️شهرام رامشت
سلام
الحمدلله که هستید و هستیم و بچهها هم هستند. خداقوت بابت همه زحمتهایی که از اول این جنگ برای دانشآموزان کشیدید. حتی ممنون از اینکه در بعضی موارد زحمت نکشیدید! چون اگر ورود میکردید شاید مدخل کنش مردم بسته میشد و وضعیت مردمی فعلی بهم میخورد؛ هرچند در مواردی هم جایتان واقعا خالی بود.
باری؛ موضوع بحث این کلام کوتاه ستایش #انفعال ستاد تا صف آموزش و پرورش در #جنگ نیست. این از آن موضوعاتی است که إنشاءالله بعد از جنگ باید پروندهاش باز شود؛ فعلاً در دسته مگوست.
مضمون پیام وزارتخانه برای ادامه سال تحصیلی این بود که #آموزش در سراسر کشور تا پایان جنگ به صورت #غیرحضوری برگزار میشود. از قرائن بر میآید که #جنگ_رمضان حداقل تا پایان سال تحصیلی جاری به طول خواهد انجامید و این بدان معناست که امسال را غیرحضوری به پایان خواهیم رساند.
در این تصمیم، من محل مشورت نبودم و از نزدیک اقتضائات شما را لمس نکردم. اما همینطور که از دور نگاه میکنم، نکاتی درباره این تصمیم به نظرم میآید:
۱) در حال حاضر استانهایی داریم که نیمی از حملات جنگ در آنجاست (مثل #تهران )، استانهایی هم داریم که بویی از جنگ به مشامشان نخورده (مانند #خراسان_جنوبی یا دیگر استانهای شرقی). برخی استانها هم در میانه هستند، بعضی روزها جنگ بوده و بعضی روزها نه. آیا شرایط این استانها اقتضای متفاوتی در #آموزش آنها ایجاد نمیکند؟
۲) حدود سی تا چهل درصد جمعیت کشور در #روستا زندگی میکنند و این جنگ، جز در موارد معدود وارد روستاها نشده. آیا این اقتضای متفاوتی در #آموزش آنها ایجاد نمیکند؟
۳) کیفیت اینترنت در همهجای کشور یکسان نیست، برخی استانهایی که درگیر جنگ هم نیستند، به دلایل زیرساختی، اینترنت پایداری ندارند. زیرساخت #شاد و روزی دو ساعت آموزش در آن هم که خودش قصه پر غصهای است. آیا این اقتضای متفاوتی در #آموزش بچهها ایجاد نمیکند؟
۴) مگر بین خودمان، اصل بر این نبود که آموزش #حضوری باشد و در شرایط اضطرار آموزش، #ترکیبی شود؟ حالا که اضطرار همه شهرها و روستاهای ایران #یکسان نیست. آیا این موضوع اقتضای متفاوتی در #آموزش بچهها ایجاد نمیکند؟
#ایران کشور پهناوری با اقتضائات متنوع است و این جنگ هم در این تنوع ضرب شده. اتخاذ یک #خطمشی_سراسری برای چنین کشوری با چنین اقتضائاتی، اگر چه از بیتصمیمی بهتر است (!) اما لزوماً بهترین تصمیم نیست (۱). راستش را بخواهید با توجه به آگاهی قبلی شما در وزارتخانه از وقوع احتمالی جنگ، و حتی پس از شروع جنگ در اسفندماه، انتظار اتخاذ سادهترین راه در این شرایط را نداشتم. هرچند شاید چیزهایی هم هست که ما از آن اطلاع نداریم. الله اعلم.
إنشاءالله که وعده نصرت الهی شامل حالمان شود و این جنگ نیز هر چه سریعتر با پیروزی اسلام و مسلمین ختم بخیر شود.
پینوشت:
(۱) در نکوهش خطمشیهای سراسری در ایران، پیشتر اینجا به فراخور نکاتی گفته بودم و إنشاءالله بیشتر هم خواهم گفت.
🌱 #خطمشی_تربیتی #انفعال #آمورش_حضوری #آموزش_ترکیبی #خطمشی_اختصاصی #جنگ_رمضان #خطمشی_سراسری
🧭 @education_policy
پنجره فرصت اداره مردمی جامعه
پرونده مردمیسازی
✍ شهرام رامشت
❃ بعد از جنگ هشتساله و پایان جهاد سازندگی، حضور #مردم در عرصه اداره جامعه به یک حضور غیرمستقیم از طریق نمایندهها تقلیل پیدا کرد. یعنی کاری که مردم باید انجام میدادند فقط #رأی دادن بود و سپس نمایندگان آنها اعم از رئیسجمهور، نماینده مجلس، نماینده شورای شهر و... بجای آنها تصمیمگرفته و اقداماتی انجام میدادند.
❃ در چنین وضعیتی، مسئولین در طول زمان عادت کردند که بدون اطلاع مردم و البته به اتکای رأی آنها تصمیم بگیرند و اقدام کنند و نهایتاً گزارش بدهند یا ندهند! مردم هم عادت کردند که بیشترین کنش آنها همین شرکت در #انتخابات است.
❃ #دموکراسی یا #مردمسالاری یا هر چیز دیگری که اسمش را میگذاریم، اگر بر پایه #نمایندگی به این شیوه باشد، آفتهای بسیاری دارد که برخی از آنها را لمس کردهایم. خصوصاً اینکه در #ایران ما، حتی #نظارت_مردم نیز از فرایندهای تصمیمگیری و اقدام مسئولان حذف شده است!
❃ خب، حالا #جنگ_رمضان شده، مردم مبعوث شدهاند، حدود پنجاه شب است که در میدان نقش آفرینی میکنند، خودشان را بازیگر و کنشگر میدانی تأثیرگذار میبینند و نه یک تماشاگر ساده اعمال مسئولین.
❃ آیا زمین بازی اداره کشور عوض شده است؟
فعلاً نه! اما میتواند عوض شود؛ بستگی دارد به اینکه طرفین -مسئولین و مردم- چقدر میتوانند #مقاومت کنند و #قدرت خودشان را به طرف مقابل دیکته کنند.
❃ کنش مستقیم مردم در اداره جامعه، امری مطلوب در ادبیات دینی ما به حساب میآید و در حال حاضر پنجره این فرصت مجدداً پس از حدود چهل سال دیوانسالاری مفرط در ایران باز شده است. امید که بتوانیم از آن استفاده کنیم.
🔸 سؤالی که وجود دارد این است که آیا ما -مسئولین و مردم- #اداره_مردمی را بلدیم؟
🌱 #خطمشی_گذاری #مردمی_سازی
🧭 @education_policy
آیا ما اداره مردمی را بلدیم؟ (۱)
پرونده مردمیسازی
✍️ شهرام رامشت
❃ در پاسخ به این سؤال که آیا ما اداره مردمی بلدیم؟ باید گفت: نه خیلی! اقلاً رفتار ما در این روزها نشان میدهد که هر دو سر این قضیه آنچنان که باید با قواعد بازی آشنا نیستند، یا بنا به دلایلی در چارچوب بازی نمیکنند. نحوه کنش این دو بازیگر نیاز به تحلیل دارد.
❃ اول از #مسئولین شروع کنیم. قشری که در طول دوران خدمت، خودشان بروکراسی مفرط را یاد گرفته و بخشی از تاروپود آن بودهاند. در این سالها یادگرفتهاند که اگر مسئول شدند، شبیه مسئولین بالادستشان، نماینده مردم هستند و میتوانند بجای آنها #تصمیم بگیرند و #عمل کنند. از این منظر مردم قرار نیست در تصمیمسازی، تصمیمگیری، اجرا یا نظارت بر کارهای مسئول نقشی داشته باشند (۱). #مشارکت_مردم در این شئون، گویی دست و پای مسئول را میبندد! انگار یک مزاحم یا شریکی پیدا شده که مدام سرک میکشد و در همه امور دخالت میکند. شاید چیز زیادی هم از موضوع سر در نیاورد اما وای به روزی که بتواند جمعیتی را با خود همراه کند و #فشار_اجتماعی درست کند...
❃ اما #مردم چطور؟ عمری دستشان از اداره کشور کوتاه بوده و صرفاً در انتخابات شرکت کردند. عادت کردند که کناری بنشینند و #دولت به مثابه خدمتگزار برای آنها کار انجام دهد. نه حوصله پیگیری اقدامات مسئولین را دارد و نه روی خوشی از آنها در برخورد دیدهاند. به همین خاطر نتیجه اعمال مسئولین را در اخبار دنبال میکنند و نهایتاً اگر با طبعشان سازگار نبود، نفرین میکنند و اگر سازگار بود، لبخندی به نشانه رضایت میزنند.
❃ مثالی را باهم مرور کنیم؛ مذاکرات #برجام را خاطرتان هست؟
عدهای رأی گرفتند و مسئول شدند با این ایده که #مذاکره کنند. بعد از رأی آوردن اما، #مردم به کلی کنار رفتند. مسئولین رفتند و آمدند، حاصل آن چند صفحه متنی شد که خودشان هم در زمان امضاء نخوانده بودند (۲) چه برسد به مردم! این از مسئولین. اما مردم چه؟ مردم هم پس از امضاء برجام به نشانه رضایت، در خیابان رقصیدند! هر چند با طبع برخی مردم سازگار نبود و امضا کنندگان را نفرین میکردند...
خب، این از مذاکرات برجام! خبری از بعثت مردم نبود و پنجره فرصت اداره مردمی باز نشده بود؛ حالا که شرایط فرق کرده، مذاکرات اسلامآباد هم از همین دریچه سابق قابل تحلیل است؟
ادامه دارد؛ إنشاءالله...
پینوشت:
(۱) برخی اصطلاح ارباب-رعیتی را بهکار میگیرند که من نمیپسندم. کدام رعیتی، اربابش را انتخاب میکند؟! اینجا رابطه دوسویه ناقص است. یعنی بعد از انتخاب مسئول، دیگر رابطه مستقیمی با مردم برقرار نمیشود.
(۲) شاهد مثال، کلمه ساسپند در متن برجام که توسط مسئولین انکار میشد!
🌱 #خطمشی_گذاری #مردمی_سازی #مشارکت_مردم
🧭 @education_policy
آیا ما اداره مردمی را بلدیم؟ (۲)
پرونده مردمیسازی
✍️ شهرام رامشت
❃ در مذاکرات #اسلام_آباد، مسئولان سیاست خارجه بجز چند نفر تقریباً همان ترکیب #برجام بودند. پس این مذاکرات هم میتوانست مانند برجام در پشت دربهای بسته صورت گیرد و در نهایت چند صفحه به عنوان خروجی بیرون بیاید و تمام شود. حالا یا توانسته بودیم طرف مقابل را راضی کنیم یا نه. مسئولین، #نماینده_مردم بودند و اختیار این کار را داشتند.
❃ اما در این مذاکرات نوع مواجهه هر دو طرف؛ مسئولین و مردم، با آن متفاوت بود. هر چند این تفاوت ربط چندانی با ترکیب هیأت مذاکره کننده ندارد و #بعثت_مردم دلیل آن است.
❃ پیش و پس از مذاکرات اخیر، مسئولین به تبع گذشته، دلیلی برای توضیح به مردم نمیدیدند و فرایند را مانند قبل پیش بردند. #مردم اما دیگر حاضر به پذیرش چنین رفتاری از سوی مسئولین نبودند. پس انواع کنشگریها در راستای مداخله برای تصمیمسازی را با کارزار، شبنامه و شعارهای شبانه گرفته تا نظارت بر عملکرد تا مطالبه برای شفافیت جزء به جزء #مذاکرات تا نفرین و لعن مذاکرهکنندگان انجام دادند.
❃ عدم اعتماد، زیادهخواهی، کنش نامنظم و بعضاً غیرفنی مردم در این زمینه باعث شد تا حدی دست مسئولین برای برخی کارها مانند رجزخوانی و فضاسازی پیش و پس از مذاکرات در مقابل #دشمن بسته شود. هر چند همین کنشها از طرف دیگر، مسئولین را بر آن داشت که دست از #سکوت برداشته و خود را هر چند محدود در مقام #پاسخگویی ببینند و اقلاً قدری شأن نظارتی برای مردم قائل شوند.
❃ در این میانه مردمِ مبعوث، برای خود #نقش حداکثری تعریف کرده و میخواهند در هر سه شأن تصمیمسازی، تصمیمگیری و نظارت #بازیگر_کلیدی باشند و خواسته آنها بر صدر باشد و مسئولین به صورت #شفاف در همه این مراحل گزارش دهند و اگر چون نکنند احتمالاً پستترین جنبندگان روی زمینند و در حال دسیسه با غرب.
❃ به عبارتی مردم صبر نکردند تا از سمت مسئولین پنجرهای برای همکاری باز شود. خودشان دست بهکار شده و کنشگری حداکثری خود را انجام دادند(۱). این کار اگرچه در برخی موارد زیادهروی بود، اما هر چه بود یکی از در بستهترین دستگاههای دولتی یعنی وزارتخارجه را به واکنش -هرچند دیرهنگام- واداشت.
❃ در شرایط فعلی، معتقدم فرصت و پنجرهای برای #مردمیسازی باز شده است که در آن بازیگری مردم بعضاً بیضابطه خواهد بود و ممکن است بسیاری از نیروها در این مسیر مستهلک شوند. راه حل چیست؟ #نخبگان یا حتی #مردم نقاط اتصالی برای مردم در مسائل هر حوزه تعبیه یا پیشنهاد دهند تا با رفت و برگشتهایی در عمل، مردم نقش خود را به درستی پیدا کنند (۲). در غیر این صورت، این فرصت نیز با کنشهای حداقلی و محدود از دست خواهد رفت و مجدداً برگرداندن مردم در فضای به شدت دیوانسالارانهای مثل آموزش و پرورش دشوار خواهد بود.
آیا در حال حاضر آموزش و پرورش نیز مانند برخی دیگر از حوزهها، فضای مناسبی برای مردمیسازی دارد؟
پینوشت:
(۱) که اگر صبر کرده بودند، از مسئولین هیچ آبی گرم نمیشد! البته یکی از دلایل آن هم تعارض منافع است.
(۲) البته این به این معنا نیست که دستگاههای دولتی فرش قرمز برای مردم پهن کردهاند و اگر نقاط اتصال پیدا شد، تازه اول مقاومت دستگاهها است.
🌱 #خطمشی_گذاری #مردمی_سازی
🧭 @education_policy
مردمیسازی در آموزش و پرورش (۱)
پرونده مردمیسازی
✍️ شهرام رامشت
❃ برخی مردمیسازی را #مشارکت_مردم در تصمیمسازی (در مقام مشورت)، تصمیمگیری، اجرا و نظارت میدانند که تعریف عملیاتی خوبی است. با این تعریف که حوزههای مختلف آن مشخص است باید در آموزش و پرورش برویم و بررسی کنیم که مردم در کدامیک از این حوزهها میتوانند #نقش ایفا کنند.
❃ یکی از رویکردهای اصلی در دولت #شهید_رئیسی ، مردمیسازی بود و به تبع آن در آموزش و پرورش نیز باید مابهازایی پیدا میکرد. در آن سالهای کوتاه تلاشهای بسیاری برای اشاعه این رویکرد در آموزش و پرورش انجام شد که لزوماً همه آنها موفق نبود. بهتر بگویم، بجز یکی دو مورد، بقیه یا به سرانجام نرسیدند یا نتیجه آنها تالی فاسد داشت و ایرادات دیگری به بار آوردند. در نتیجه تلاشها و برخی ابتکارات #ستاد_تحول_دولت برای ابلاغ و پیگیری این رویکرد به صورت بالا به پایین هم ناکام ماند.
❃ دلایل مختلفی برای این اتفاق وجود داشت، اما به نظر دو مورد از بقیه بیشتر تأثیرگذار بودند. اول اینکه #مردم به حسب عادتی که پس از جنگ تحمیلی هشت ساله کرده بودند، کار را به دولت سپرده و پیمانکار تربیت فرزندانشان را #مدرسه میدانستند. البته آموزش و پرورش هم در این زمینه کم نگذاشته بود و عادت آنها را با جلسات اولیاء و مربیان صوری و کمفایده، و البته مشارکت اختیاری (!) آنها در پرداخت شهریه استحکام بخشیده بود. به عبارت دیگر، مردم اصلاً احساس تکلیفی نسبت به مشارکت در اداره امور آموزش و پرورش، حتی در نظارت نداشتند؛ هرچند برخورد سلبی آموزش و پرورش در این زمینه نیز بیتأثیر نبوده و نیست.
❃ دوم اینکه طرح مشخصی برای اتصال مردم به هیچکدام از شئون اداره در آن زمان وجود نداشت. موضوع تازه مطرح شده بود (۱)، برخی اصلاً به آن باور نداشتند و برخی جوانترها که به تازگی هم مسئول شده بودند بعضاً به دنبال مبانی نظری آن بودند تا بتوانند از دل آن طرحی نو در اندازند. اما همانطور که میتوان حدس زد، نتیجه آنچنان دلچسب نبود و در اکثر حوزهها حتی یک طرح عملیاتی برای این کار روی میز نیامد. کثرت مشغلههای اجرایی مسئولان، ضعف دانشی نسبت به اصل مسأله، نبود نیروی فکری کارامد و مستقل مانند اندیشکدهها برای پشتیبانی فکری در این زمینه و... از عواملی بودند که باعث شدند طرح و ایده مشخص و مثمرثمری مطرح نشود.
❃ حالا که مردم #مبعوث شدند، به نظر، وضعیت بهتری برای #مردمیسازی در آموزش و پرورش داریم؛ هرچند برخی مشکلات همچنان پابرجاست. در ادامه برخی ابعاد و پیچیدگیهای #بعثت_مردم در چارچوب آموزش و پرورش را خواهم گفت؛ إنشاءالله...
پینوشت:
(۱) از عجایب جمهوری اسلامی است که چطور از مردم به دولت چرخش کرد و بعد از ۴۰ سال، ایده جدی خاصی برای مردمیسازی آموزش و پرورش نداشتیم... در این سه سال دولت شهید رئیسی به اندازه سیسال به این موضوع فکر شد و ممکن است حالا بتوان ثمرات آن را استفاده کرد.
🌱 #خطمشی_گذاری #مردمی_سازی #مشارکت_مردم #بعثت_مردم
🧭 @education_policy
مردمیسازی در آموزش و پرورش (۲)
پرونده مردمیسازی
✍️ شهرام رامشت
❃ بر خلاف ظاهر غلطاندازش از بیرون، آموزش و پرورش یک نهاد ساده برای اداره #مدرسه ، نیست. بلکه شاید پیچیدهترین و دیوانسالارانهترین ساختار دولتی در #ایران باشد که از جهات مختلف منحصر به فرد است. دستگاهی با بیشترین کارمند در دولت، نزدیک به ۱۳۰ هزار واحد عملیاتی #صف (مدرسه)، بیش از ۷۳۰ منطقه و ناحیه آموزشی و ۳۲ واحد استانی که تقریباً بهصورت #متمرکز و سلسلهمراتبی اداره میشود.
❃ اما بجز این حجم عملیات و گستردگی، ویژگیهای دیگری نیز وجود دارد که اتصال #مردم را به آموزش و پرورش #دشوار میکند:
۱. فرهنگ سازمانی
آموزش و پرورش از جمله نهادهایی است که به شدت #غریبکش است! به این معنی که نظر یک کارشناس در آن نسبت به یک استاد تمام علوم تربیتی، ارجح است. یک #برچسب هم برای آن وجود دارد، میگویند آن استاد تمام، آموزش و پرورشی نیست و نظرات بیرونیها کارشناسی نیست!
۲. ساختار بسته
قواعد و چارچوبهای آموزش و پرورش، بخصوص در بخش جذب و استخدام، به گونهای است که مورد قبل را تأیید و #بازتولید میکند. به یک معنا همه در آموزش و پرورش #معلم هستند! دیگر مهم نیست معاون برنامهریزی هستید یا فناوری یا مالی یا ... شما باید #معلم باشید تا بتوانید در این پستها قرار بگیرید (۱).
۳. قوانین و مقررات
آموزش و پرورش دارای قوانین و مقررات بالادستی بسیاری است که دچار #انباشت هستند و بعضاً دچار تناقض شدهاند. در کنار اینها، سالانه حجم زیادی #بخشنامه از وزارتخانه، استان و منطقه ارسال میشود که اینها هم بعضاً با همدیگر و با قوانین و مقررات بالادستی #تعارض دارند! سر درآوردن از این حجم قانون و مقررات برای افراد داخلی که دارای تجربه انباشته هستند، به خودی خود دشوار است، برای بیرونیها که جای خود دارد.
۴. اداره سلسله مراتبی و متمرکز
شیوه اداره آموزش و پرورش هم متمرکز است و هم سلسلهمراتبی. با توجه به حجم بالای دیوانسالاری، کوچکترین تصمیماتی که منجر به تغییر نظم فعلی میشوند، اگر با جواب منفی روبرو نشوند، حتماً مخاطب را دچار #فرسودگی میکنند. طبیعتاً ارتباط مردم نیز از این قاعده مستثنی نیست.
❃ حال پس از سالها عدم ارتباط یا ارتباط حداقلی در حد پرداخت کمک به مدرسه به صورت اختیاری (!) در زمان ثبتنام و اخذ کارنامه، و همچنین تجربه نهچندان موفق از سایر ارتباطها و برخورد سرد آموزش و پرورش، آیا مردم مبعوث شده، انگیزه #مشارکت در آموزش و پرورش را دارند؟
پینوشت:
(۱) البته استثنائاتی هم در اینباره هست که بیان خاطرات برخی از آنان، موجبات شادی را فراهم میآورد!
🌱 #خطمشی_گذاری #مردمی_سازی #مشارکت_مردم
🧭 @education_policy
مردمیسازی در آموزش و پرورش (۳)
پرونده مردمیسازی
✍️ شهرام رامشت
❃ پیش از اینکه به انگیزه مردم برای #مشارکت در اداره آموزش و پرورش بپردازیم، شاید نیاز باشد یکی از پیچیدگیهای نه ساختاری، بلکه ذاتی آموزش عمومی در عصر مدرن را بیشتر باز کنیم.
❃ #آموزش_عمومی در عصر مدرن در #مدارس متجلی میشود و متولی آن #دولت ها هستند. دلایل مختلفی در چرایی تولیگری #حاکمیت در آموزش عمومی وجود دارد که از جمله مهمترین آنها، تربیت انسان مطلوب حاکمیت است. در چنین شرایطی و با چنین هدفی، آموزش و پرورش یک پدیده حاکمیتی است که اهداف اصلی آن را، هر چه که هست، حاکمیت تعیین میکند. و این یعنی اول مناقشهای که آیا کسی که هدف را تعیین میکند، مسیر، چگونگی و تصدی اجرا را هم به عهده میگیرد یا خیر.
❃ بحث در این باره بسیار است؛ هم در ادبیات جهانی و هم در #ایران. بخصوص این موارد در سهسال دولت #شهید_رئیسی جان تازهای گرفته بود. یکطرف طیف؛ موافقان #تصدیگری حاکمیت (دولت)، بر این باورند که اگر کار را به غیر بسپاریم، معلوم نیست خروجی مورد نظر حاصل و اهداف محقق شوند؛ لذا باید کار را از دولت خارج نکنیم. طرف دیگر طیف، موافقان #برونسپاری آموزش هستند. ایشان بر این باورند که حاکمیت (دولت) میتواند اهداف را تعیین کند و اجرا را برونسپاری کرده و البته بر حسن انجام آن نظارت کند و نگذارد انحرافی در تحقق اهداف رخ دهد (۱) (۲).
❃ در این یادداشت، قصد قضاوت هر یک از دو سر این طیف را نداریم و وارد پیچدگیهای آن نمیشویم، چون از موضوع بحث فعلی قدری دور است. اما خوب است توجه را به برخی فرمایشات #رهبر_شهید انقلاب جلب کنیم. ایشان که به معنای واقعی کلمه به #مردمیسازی باور داشتند و در حوزههای فرهنگی حتی دستور آتشبهاختیار نیروهای مردمی را هم داده بودند، نظرات کاملاً متفاوتی در آموزش و پرورش داشتند. به نحوی که به این مضامین فرمودند، آموزش و پرورش امری حاکمیتی است و آتش به اختیار در آن معنایی ندارد!
❃ از طرفی در دیدار خصوصی ایشان با فعالان مردمی (غیردولتی) تعلیم و تربیت، ایشان در پاسخ به #فرادولتی شدن آموزش و پرورش فرموده بودند، آموزش و پرورش باید ذیل دولت باشد و شما نیز بروید به دولت کمک کنید. من اینطور برداشت کردم که به دنبال ایجاد دکّان دیگری نباشید!
❃ حال اینکه آیا میتوان از این دو نقل قول اینطور برداشت کرد که اجرا در آموزش و پرورش باید تماماً در دست دولت باشد یا نه، خود قصه مفصلی است. به نظر میرسد برای پاسخگویی به این سوال، نیاز به تحلیل عمیقتر همه بیانات و اندیشه رهبر شهید انقلاب است؛ بلکه بتوان در وسط طیف، با تفکیک برخی شئون آموزش و پرورش، برای حاکمیت چارهای اندیشید (۳).
البته مسألهای این وسط است که قدری کار را دشوار میکند؛ تجربه #خصوصیسازی آموزش!
پینوشت:
(۱) دیگر بماند که این دسته همواره مورد لعن دسته اول بوده و هستند و برچسبی را هم یدک میکشند که شاید بالاترین جرم آموزش و پرورش باشد؛ #حاکمیتزدایی.
(۲) هر چند در میان این دو طیف، حرفهای دقیقتر و تفکیکهای موشکافانهتری نیز هست که انشاءالله در وقتش به آنها نیز خواهیم پرداخت.
(۳) این همانجایی است که کار نکرده بسیار داریم و تا رسیدن به یک نظریه قابل آزمون در آموزش و پرورش راه بسیار است.
🌱 #خطمشی_گذاری #مردمی_سازی #مشارکت_مردم
🧭 @education_policy