eitaa logo
خط‌مشی‌گذاری تربیتی
83 دنبال‌کننده
34 عکس
7 ویدیو
12 فایل
اندیشه‌ورزی حول خط‌مشی‌گذاری تربیتی ✍️ @shahram_ramesht
مشاهده در ایتا
دانلود
خط‌مشی‌گذاری تربیتی
🗒️ حکمرانی در تله سندنویسی و ساختارسازی ▪️ خلاصه یادداشت | امیر ثامنی : _حکمرانی ایران سال‌هاست با یک عادت نهادی تکرارشونده مواجه است: هر مسئله‌ای که پدید می‌آید، پاسخ غالب یا تدوین یک «سند» تازه است یا ایجاد یک «ساختار» جدید؛ از شورا و ستاد گرفته تا کارگروه و دبیرخانه. این الگو، ترکیبی از سنت‌های مختلف برنامه‌ریزی است، اما در عمل بیش از آنکه به حل مسئله منجر شود، به بازتولید همان سازوکارهای اداری انجامیده است._ ➖ نمونه‌های تاریخی این مسئله کم نیست. از برنامه‌های توسعه‌ای دهه ۱۳۵۰ تا سند چشم‌انداز ۱۴۰۴، اهداف بلندپروازانه‌ای ترسیم شد، اما بسیاری از پیش‌نیازهای اجرایی، منافع و رفتار بازیگران، ظرفیت نهادی، محیط پیرامونی و سازوکار پاسخ‌گویی به اندازه کافی دیده نشد. در نتیجه، فاصله میان تصویر مطلوب و واقعیت افزایش یافت و مسئولیت تحقق اهداف نیز در میان دستگاه‌ها پراکنده و مبهم باقی ماند. ➖ مسئله اصلی، کمبود سند یا ساختار نیست؛ ضعف در فرایند فهم و حل مسئله است. حکمرانی زمانی کارآمد می‌شود که پیش از نوشتن سند، مسئله را دقیق بشناسد؛ بازیگران و منافع آنان را ببیند؛ مداخله مؤثر را طراحی کند و مسئولیت نتیجه را مشخص سازد. ➖ عبور از این وضعیت نیازمند بازگشت سیاست‌گذاری مسئله‌محور، شواهدبنیان و نتیجه‌گرا به قلب حکمرانی است. به جای افزودن بر شمار اسناد و نهادها، باید منطق تصمیم‌گیری تغییر کند: مسئله پیش از سند، فرایند پیش از ساختار و نتیجه پیش از انجام تکلیف قرار گیرد. 🔗 مطالعه متن کامل یادداشت 🌐 *خانه اندیشه‌ورزان را در بله
هدایت شده از مداد مدیا ✏️
19.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 قسمت اول برنامه اختصاصی «» منتشر شد 🏫 بحران حذف مدارس نمونه دولتی؛ مسئله چیست؟ آیا حذف مدارس نمونه دولتی، واقعاً قرار است مسئله‌ای از مسائل آموزش‌وپرورش را حل کند؟ در نخستین برنامه اختصاصی «مداد»، سراغ این موضوع رفته‌ایم تا به جای توقف در خبر و حاشیه، خودِ مسئله را دقیق‌تر ببینیم: 🔹 چرا بحث حذف مدارس نمونه دولتی مطرح شده است؟ 🔹 این تصمیم قرار است چه مسئله‌ای را حل کند؟ 🔹 چه پیامدهایی برای دانش‌آموزان و خانواده‌ها خواهد داشت؟ 🔹 و مهم‌تر از همه، نقطه اصلی مسئله کجاست؟ 🎥 قسمت اول «مداد» را ببینید و نظر خودتان را با ما در میان بگذارید. 📺 تماشای ویدئو با کیفیت بالاتر: ▶️ یوتیوب: https://youtu.be/lsGKvKJO3Ow?is=iTZ5tDAqiwK3S6cB ▶️ آپارات: https://aparat.com/v/gym7c2v ✏️ مداد مدیا | @Medad_Media
📢 فراخوان شرکت در همایش بین المللی «نظام اندیشه و سیره تربیتی شهید آیت‌الله العظمی امام سیدعلی خامنه‌ای» 🔹 محورهای اصلی همایش: 1. مبانی، آرمان‌ها و افق‌های تربیتی 2. ساحت‌های تربیت در اندیشه و سیره امام شهید 3. حکمرانی، سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی تربیتی از منظر امام شهید 4. کنشگران اصلی تعلیم و تربیت از منظر امام شهید 5. امام شهید، عدالت و کیفیت آموزشی 6. امام شهید و تربیت معلم 7. پیامدهای تربیتی شهادت امام شهید 8. بازتاب و چشم‌انداز اندیشه و سیره تربیتی امام شهید در عرصه جهانی 🗓 تقویم اجرایی: 📌 تاریخ ارسال مقالات: از ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ 📌 مهلت ارسال مقالات: تا ۳۰ آبان ۱۴۰۵ 📌 اعلام نتایج: ۳۰ آذر ۱۴۰۵ 📌 برگزاری همایش: بهمن ۱۴۰۵ - تهران 🌐 وب‌سایت جهت کسب اطلاعات بیشتر و ارسال مقاله: www.kh-edu-conf.ir https://eitaa.com/emamshehid
14050631_پیام رهبر معظم انقلاب به‌مناسبت بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها‌.pdf
حجم: 329.8K
📖 متن کامل پیام رهبر معظّم انقلاب به‌مناسبت بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها 🔗 rahbar.ir/s/2057 💻 Rahbar.ir  | 📲 @Rahbar_ir
خط‌مشی‌گذاری تربیتی
📚 آینده نگاری نوجوان در افق 1410 ♨️ اندیشکده مرآت به واکاوی سناریوهای چهارگانه زیست جهان نوجوان ایرانی در افق ۱۴۱۰ و الزامات تغییر ریل حکمرانی از تربیت برنامه محور به عرصه سازی مشارکتی پرداخته است. 🔹فرسایش مرجعیت نهادهای رسمی آموزش در مواجهه با نفوذ پرشتاب هوش مصنوعی و زیست‌بوم‌های داده‌محور، چارچوب‌های تربیتی کلاسیک را با بحران ناکارآمدی مواجه ساخته است. در ارزیابی‌های میدانی، تقاطع دو عدم‌قطعیت کلیدی شامل «الگوی حکمرانی (مشارکت‌محور در برابر کنترل‌گر)» و «سطح امید اجتماعی ناشی از تجربه عدالت»، زمینه‌ساز ترسیم ماتریس چهارگانه سناریویی برای افق ۱۴۱۰ شده است؛ سناریوهایی که زیست نوجوان ایرانی را میان دو قطب «پیشران تمدنی» یا «انفعال و خروج ذهنی از سپهر عمومی» دسته‌بندی می‌کنند. غلبه رویکردهای قیم‌مآبانه در دهه‌های گذشته موجب شده تا بخش عمده‌ای از پتانسیل نسلی به سمت فردگرایی مفرط و انباشت نارضایتی پنهان هدایت گردد. 🔹تصلب اداری در لایه مدیریت میانی و اتکا به سازوکارهای نظارتی بسته، به عنوان مانع اصلی در درک سیالیت زیست نسل جدید احصا شده است. عدم انعطاف نهادهای رسمی در واگذاری نقش‌های موثر، ریسک‌های امنیتی نوظهوری نظیر آسیب‌پذیری در برابر جنگ‌های ترکیبی، دستکاری‌های شناختی الگوریتم‌ها و تهدید انسجام اجتماعی را تشدید کرده است. در صورت تداوم انسداد ساختاری و احساس تبعیض، دو سناریوی بحرانی «رادیکالیسم اعتراضی و تقابل نسلی» یا «رکود خاموش مبتنی بر مهاجرت ذهنی و خشم نهفته» به عنوان مخاطرات قطعی پیش‌بینی شده‌اند؛ وضعیتی که تاب‌آوری اجتماعی کشور را در برابر تکانه‌های محیطی به‌شدت شکننده‌ می‌سازد. 🔹گذار بنیادین از «تربیت گلخانه‌ای و انتزاعی» به سوی «عرصه آزمایی میدانی و مسئله‌محور» به عنوان بسته اصلاحی گریزناپذیر پیشنهاد شده است. احیای سرمایه اجتماعی نسل جدید منوط به بازتعریف نوجوان به مثابه «سوژه فعال و کنشگر اجتماعی»، تسهیل مشارکت در قالب گروه‌های استارتاپی، کانون‌های مردمی و تشکل‌های غیررسمی ارزیابی می‌شود. در این چارچوب، بازطراحی پلتفرم‌های تعاملی از ابزارهای تبلیغاتی به زیرساخت‌های هم‌آفرینی محتوا و تضمین دسترسی عادلانه به فرصت‌های رشد، شرط محوری برای هدایت ظرفیت‌های نسلی به سمت سناریوی «نوجوان حل‌کننده مسئله و پیشران تمدنی» قلمداد شده است. 🔗 مطالعه خلاصه و دریافت متن کامل پژوهش 🏷 جامعه اندیشکده‌ها در وب I بله
مقدمه پرونده فناوری و تربیت (۱) ✍️ شهرام رامشت مدتی است به دلیل مأموریتی که به من داده شده، به‌صورت جدی‌تر بخشی از مطالعاتم را به «فناوری و تربیت» اختصاص دادم؛ از فناوری‌های دیجیتال و گرفته تا و تحولاتی که امروز با سرعت بیشتری به دروازه ورود آموزش‌وپرورش رسیده‌اند. در خلال این مطالعات، با اسناد، چارچوب‌ها، پژوهش‌ها و ایده‌های مختلفی روبه‌رو شدم که به نظرم بخشی از آن‌ها می‌تواند برای کسانی که درباره آینده آموزش و پرورش فکر می‌کنند، قابل استفاده باشد. از طرفی، موج هواداری از فناوری که عمدتاً کورکورانه است به آموزش و پرورش رسیده و به نظر می‌رسد، دستگاه منفعل آموزش و پرورش توان مقابله با آن را ندارد که هیچ، بلکه به دلیل اینکه فکر می‌کند می‌تواند بسیاری از ضعف‌های خود را با پوشش فناوری یا فناوری‌مالی برطرف کند، بی‌محابا بر این موج سواری می‌کند. به همین خاطر، قصد دارم به‌تدریج مجموعه‌ای از این مباحث را در این کانال منتشر کنم. البته این موارد احتمالاً منسجم نباشد؛ گاهی گزارشی کوتاه از یک سند یا پژوهش، گاهی طرح یک مفهوم یا مسئله، گاهی صرفاً ترجمه بخشی از یک سند و گاهی نیز حاشیه و تأملی انتقادی بر آنچه درباره فناوری، هوش مصنوعی، سواد دیجیتال و مدرسه گفته می‌شود. در این یادداشت‌ها، بیش از آنکه بخواهم فناوری را ترویج یا شناسایی کنم، به دنبال تأمل درباره نسبت فناوری با تربیت هستم؛ فناوری چه چیزی را در آموزش ممکن می‌کند، چه چیزی را تغییر می‌دهد، چه چیزی را ممکن است از ما بگیرد و اساساً با چه معیارهایی باید درباره ورود آن به مدرسه تصمیم گرفت، سیاست درست در قبال فناوری چیست و... هر چند با توجه به مظروف ما در این کانال، قدری بیشتر به سمت سیاست‌ها تمایل داشته باشد. به نظر من، این مجموعه، بیش از آنکه پاسخ‌های قطعی در این نسبت ارائه کند، تلاشی برای دقیق‌تر کردن پرسش‌ها و ارائه پاسخ‌های بومی خواهد بود. إن‌شاءالله. 🌱 🧭 @education_policy
مهرماهی دیگر؛ مدرسه و نبردی ناگزیر امروز سالروز شهادت است؛ مردی که پس از شهادتش، سدهای بسیاری شکسته شد و ما در خواب و بی‌خبری بودیم. به خاطر دارم پس از شهادت سید حسن و در آن بی‌تابی‌ها، هرجا رفتم از سدهای شکسته شده صحبت کردم همان روزها بود که به یکی از مسئولین آموزش‌وپرورش گفتم: آیا بسته‌های آموزش در جنگ را آماده‌کرده‌اید؟! حداقل در آموزش‌وپرورش فضا، فضای خواب و بی‌خبری بود و کسی فکرش را نمی‌کرد به این سرعت، پای جنگ به ایران کشیده شود و کسی فکرش را نمی‌کرد به این سرعت، کار به ترور رهبر عزیزمان برسد... از ابتدای خردادماه امسال با برخی همکاران، در تلاش بودیم تا موضوع «آموزش در شرایط جنگ» را به صورت جدی در آموزش‌پرورش پیگیری کنیم. قصدمان این بود که تا مردادماه طرحی آماده کرده و به وزیر و معاونین وزیر بدهیم تا دست پری برای برنامه‌ریزی سال آینده داشته باشند. از همان روزهای اول، کار بر روی مدل‌های جهانی به ویژه جنگ روسیه و اکراین و همچنین مسائل آموزش در غزه و لبنان آغاز شد. اما جالب بود در جلسه‌ای که پیشنهاده طرح بیان شد، برخی مسئولین آموزش‌وپرورش فرمودند: «حالا چرا جنگ؟ جنگ احتمالا [با توافق] برطرف شود؛ مسئله‌ی فلان و بهمان، امروز مسئله مهمتری است»! تا جایی که اطلاع دارم در وزارتخانه مسئله جنگ در حال پیگیری است، اما چرا باید همان مسئولینی که تصمیم‌گیرندگان اصلی هستند، چنین نگاهی به بحران‌های پیش‌روی کشور داشته باشند؟ به هر حال آن فرصت از دست رفت؛ اما مسئله چیز دیگری است: مسئله جنگی است که ناگزیر است. تحلیل‌گران آمریکایی می‌گویند هرچند وعده‌های اولیه محقق نشده، اما برای تشخیص پایان کار زود است؛ جنگ اکراین را چه کسی فکر میکرد بیش از چهار سال به طول انجامد؟ چرا کمپین فشار بر ایران به این سرعت پایان یابد؟ کسانی مانند رابرت پیپ که سال‌ها را انجام داده و جنگ فعلی را گام‌به گام پیش‌بینی نمودند، گام بعدی را که احتمال بالایی برای وقوع دارد، می‌دانند؛ به طوری که بسیاری از فعالیت‌های شهرهای بزرگ را فلج سازد؛ و البته اگر این گام اجرا شود، به ویژه برای پایان دادن به برنامه هسته‌ای ناگزیر است... در میانه جنگ ۴۰ روزه که کشور آرایش جنگی گرفته بود، خاطرم هست مسجد محله آموزش شرایط قطعی برق می‌داد و خود مسجد را برای شرایط بحران تجهیز کرده بودند که محله بتواند امورات خود را بگرداند. آن زمان مدارس تعطیل بودند. اما اکنون مدرسه باز است. نقش مدرسه در این شرایط چیست؟ آیا مدارس دوباره بسته شده و محل استقرار نیروهای انتظامی می‌شود؟ آیا مدرسه به عنوان پشتیبانی محلات در جنگ استفاده می‌شود؟ مدرسه بزرگترین دارایی خدمات عمومی هر کشوری است؛ حدود ۱۱۰ هزار مدرسه و حدود یک میلیون فرهنگی که نیروهای رسمی دولت و خدمت‌رسانان عمومی جامعه در سراسر کشور هستند. چرا از ظرفیت مدارس به درستی استفاده نمی‌کنیم؟ چرا هیچ طرحی برای پشتیبانی از جامعه به مدارس ابلاغ نشده؟ مدارس در بسیاری از مناطق کشور، تنها بناهایی هستند که با اصول سازه‌ای درست بنا شده‌اند؛ مدارس ظرفیت اسکان دارند؛ مدارس حتی در غزه هم آخرین پناهگاه بودند. حتی اگر درب مدرسه بسته باشد، معلم و مدیر از دانش‌آموزان و خانواده‌ها و جامعه محلی جدا نخواهند شد؛ معلمان عضوی از جامعه محلی هستند و عموما باسوادترین و مرتبط‌ترین نیروهای مرتبط با دولت؛ چرا از این ظرفیت استفاده نمی‌کنیم؟ خواب و بی‌خبری تا کی؟ اگر چشمان‌مان باز بود، از روزی که سید عزیزمان را به شهادت‌رساندند باید می‌فهمدیدم ناگزیر از نبرد مستقیم خواهیم بود؛ نبردی که محور اصلی آن مردم هستند؛ و مردم مگر چه می‌خواهند جز پشتیبانی دولت؟ جز برنامه‌ریزی و پای کار بودن دولت؟ حالا اما دو سه جنگ اساسی را پشت‌سر گذاشته‌ایم؛ مهرماهی دیگر فرارسیده و نبردی که ناگزیر از آن هستیم. 🆔 @revayate_madrese
خط‌مشی‌گذاری تربیتی
مهرماهی دیگر؛ مدرسه و نبردی ناگزیر امروز سالروز شهادت #سیدحسن‌نصرا‌لله است؛ مردی که پس از شهادتش،
پی‌نوشت: یادم که می‌آید کام‌م تلخ می‌شود. چند جلسه‌ای که تلاش کردیم مسئولان و تصمیم‌گیران اصلی آموزش و پرورش را قانع کنیم که انجام یک پژوهش فوری برای ارائه راهبرهای مختلف در شرایط جنگی به جهت استمرار تربیت و البته پشتیبانی مورد نیاز از محله یک ضرورت است و ایشان به سادگی از حرف‌های ما عبور می‌کردند و مسائلی دور از اقتضائات را به عنوان جایگزین پیشنهاد می‌دادند، از تلخ‌ترین تلخ‌ترین تلخ‌ترین ساعت‌های کاری من بود. حال ما ماندیم و مدرسه‌ای که حضوری باز شده و اولین و کمترین بحرانش، ناترازی انرژی است؛ از بین‌رفتن نیروگاه‌ها و جنگ زمینی و... پیش‌کش... چه کنیم؟ راهبرد ما چیست؟ سیستان و تهران را یکی حساب کنیم؟ گرگان و خوزستان را چطور؟ تعطیل کنیم یا نکنیم؟ چیزی جز شاد در اختیار داریم؟ چه خدمت‌هایی باید ارائه کنیم؟ چه نیازها و چالش‌هایی داریم؟ و صدها سوال دیگری که هیچ طرح و ایده‌ی نویی برای پاسخ به آن‌ها نداریم. نمی‌دانم چطور می‌توانیم پاسخ‌گو باشیم. فقط امیدوارم این میزان از خوشبینی که به پایان جنگ در آموزش و پرورش وجود دارد، در سایر دستگاه‌ها، بخصوص امور خارجه و اقتصادی وجود نداشته باشد که...
2024-NEPC- Without Effective Public Oversight, AI in Schools Will Do More Harm Than Good._3.pdf
حجم: 1.9M
زمانی برای توقف یکی از اسناد سیاستی نسبتاً خوبی که در حوزه ورود هوش مصنوعی در آموزش و پرورش وجود دارد، سند «زمانی برای توقف» است که توسط مرکز ملی سیاست‌پژوهی تربیتی آمریکا در سال 2024 تهیه شده است. این سند را سه چهار بار تا الان خوندم. دفعه آخری که چند روز پیش، برای نهایی کردن ترجمه، آن سند را خواندم، بخش‌هایی را جدا کردم که عیناً با شما به اشتراک بگذرام. ✍️ شهرام رامشت 🧭 @education_policy
شروع با اما و اگر پرونده فناوری و تربیت (۲) 💠 حامیان هوش مصنوعی بر این باورند که این فناوری می‌تواند و را بهبود بخشد. بااین‌حال، اگر ادغام هوش مصنوعی در فرایند تدریس مدارس به تضعیف رابطه میان معلمان و دانش‌آموزان بینجامد، این فناوری نه‌تنها به بهبود آموزش و یادگیری کمکی نخواهد کرد، بلکه ممکن است به آن آسیب نیز برساند. اگر هوش مصنوعی الگویی سخت و مکانیکی را بر آموزش تحمیل کند، را با اطلاعات نادرست درآمیزد و تصمیم‌گیری‌های مهم درباره عملکرد دانش‌آموزان را تحت تأثیر سوگیری قرار دهد، بعید است بتواند آموزش و یادگیری را بهبود بخشد. 💠 اگر ادغام هوش مصنوعی در فرایندهای اداری مدارس، مدارس و مناطق آموزشی را برای انجام بسیاری از امور روزمره به مجموعه‌ای پرهزینه از سامانه‌های فناورانه شرکت‌ها وابسته کند و منابع مالی موجود را که می‌توانست صرف اهداف دیگری ــاز جمله تأمین و حمایت از معلمانی شود که قادرند ارتباطی عمیق با دانش‌آموزان برقرار کنندــ بیش از پیش به سوی فروشندگان و شرکت‌های فناوری سوق دهد، نمی‌توان انتظار داشت که هوش مصنوعی به بهبود آموزش و یادگیری بینجامد. 💠 اگر هوش مصنوعی نقض حریم خصوصی دانش‌آموزان را تشدید کند، دامنه را گسترش دهد و و در تصمیم‌گیری‌های آموزشی را بیش از پیش کاهش دهد، باز هم چنین بهبودی‌ حاصل نخواهد شد. اگر قانون‌گذاران و دیگر نهادهای مسئول با وضع مقررات دقیق و سنجیده وارد عمل نشوند، وقوع تمامی این آسیب‌ها محتمل خواهد بود. 🖇️ ترجمه بدون تغییر متن سند: زمانی برای توقف مرکز ملی سیاست‌پژوهی تربیتی آمریکا 🌱 🧭 @education_policy
نقش شرکت‌های خصوصی در ترویج هوش مصنوعی در تربیت پرونده فناوری و تربیت (۳) 💠 هم‌زمان با به‌روزرسانی سکوها و برنامه‌های موجود ویژه مدارس برای گنجاندن هوش مصنوعی، خطر فوری پیش‌روی معلمان، نه یک فاجعه احتمالی در آینده، بلکه همین روندی است که اکنون در حال وقوع است؛ مدل‌ها و کاربردهای هوش مصنوعی ممکن است به‌گونه‌ای در فرایندها و رویه‌های مدارس درهم‌تنیده شوند که به نهادهای خصوصی امکان دهند ساختار و محتوای آموزش عمومی را به‌طور فزاینده‌ای کنترل کنند، رویه‌های نظارتی را تقویت کنند و سوگیری‌ها و نابرابری‌های موجود را تشدید کنند. طی دهه‌ها، پژوهشگران دانشگاهی بر روی مدل‌های هوش مصنوعی برای استفاده در مدارس کار کرده‌اند. بااین‌حال، امروزه این بنگاه‌های تجاری هستند که با شدت و جدیت، هوش مصنوعی _و مخاطرات همراه با آن_ را به کلاس‌های درس وارد می‌کنند. 💠 کارزار ترویج هوش مصنوعی در آموزش، از همان منطقی پیروی می‌کند که طی نیم‌قرن گذشته بر تلاش‌های تجاری، سیاسی و ایدئولوژیک برای و آموزش حاکم بوده است. با توجه به این منطق، جای شگفتی نیست که شرکت‌ها، پژوهشگران بخش خصوصی و دولت‌ها، علی‌رغم خطرات شناخته‌شده، با شدت و جدیت استفاده از هوش مصنوعی را ترویج می‌کنند؛ آن هم پیش از آنکه چارچوب قانونی و مقرراتی لازم برای تضمین شفافیت برنامه‌های هوش مصنوعی و قرار گرفتن آن‌ها تحت نظارت و کنترل مؤثر عمومی برقرار شده باشد. این وضعیت، مدارس را تحت فشار شدیدی قرار می‌دهد تا هوش مصنوعی را به‌عنوان ارتقایی اجتناب‌ناپذیر در فرایندهای موجود بپذیرند. 💠 دانشمندان علوم رایانه و توسعه‌دهندگان نرم‌افزار عمدتاً بر مسائل فنی و مهندسی تمرکز دارند، در حالی که رهبران شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران، را بر ترجیح می‌دهند. بااین‌حال، از مربیان خواسته می‌شود به همین افرادی اعتماد کنند که فاقد تخصص آموزشی‌اند و در صورت استفاده از هوش مصنوعی در مدارس، از منافع مالی آن بهره‌مند می‌شوند؛ گویی آنان شایسته‌ترین افراد برای تصور و هدایت تحول در آموزش هستند. پی‌نوشت: ✍️ شهرام رامشت ❃ در ایران شرکت‌های فناور به اندازه کافی بزرگ نشده‌اند که چنین نقش پیش‌رانی را ایفا کنند؛ هر چند کم‌کم برخی شرکت‌های خصوصی-اقتصادی شروع به سرمایه‌گذاری در این حوزه کرده‌اند. از جمله این شرکت‌ها همراه اول است که « » زیرمجموعه آن است یا شرکت که چند محصول آموزشی دارد و زیرمجموعه بانک پاسارگاد است. در نقش تهییج افکار و ترویج هوش مصنوعی در تربیت را عمدتاً تک‌فن‌ها که بیشتر در رشته تکنولوژی آموزشی هستند در کنار شرکت‌های خصوصی ایفا می‌کنند. 🖇️ ترجمه بدون تغییر متن سند: زمانی برای توقف مرکز ملی سیاست‌پژوهی تربیتی آمریکا 🌱 🧭 @education_policy