14050631_پیام رهبر معظم انقلاب بهمناسبت بازگشایی مدارس و دانشگاهها.pdf
حجم:
329.8K
📖 متن کامل پیام رهبر معظّم انقلاب بهمناسبت بازگشایی مدارس و دانشگاهها
🔗 rahbar.ir/s/2057
💻 Rahbar.ir | 📲 @Rahbar_ir
خطمشیگذاری تربیتی
📚 آینده نگاری نوجوان در افق 1410
♨️ اندیشکده مرآت به واکاوی سناریوهای چهارگانه زیست جهان نوجوان ایرانی در افق ۱۴۱۰ و الزامات تغییر ریل حکمرانی از تربیت برنامه محور به عرصه سازی مشارکتی پرداخته است.
🔹فرسایش مرجعیت نهادهای رسمی آموزش در مواجهه با نفوذ پرشتاب هوش مصنوعی و زیستبومهای دادهمحور، چارچوبهای تربیتی کلاسیک را با بحران ناکارآمدی مواجه ساخته است. در ارزیابیهای میدانی، تقاطع دو عدمقطعیت کلیدی شامل «الگوی حکمرانی (مشارکتمحور در برابر کنترلگر)» و «سطح امید اجتماعی ناشی از تجربه عدالت»، زمینهساز ترسیم ماتریس چهارگانه سناریویی برای افق ۱۴۱۰ شده است؛ سناریوهایی که زیست نوجوان ایرانی را میان دو قطب «پیشران تمدنی» یا «انفعال و خروج ذهنی از سپهر عمومی» دستهبندی میکنند. غلبه رویکردهای قیممآبانه در دهههای گذشته موجب شده تا بخش عمدهای از پتانسیل نسلی به سمت فردگرایی مفرط و انباشت نارضایتی پنهان هدایت گردد.
🔹تصلب اداری در لایه مدیریت میانی و اتکا به سازوکارهای نظارتی بسته، به عنوان مانع اصلی در درک سیالیت زیست نسل جدید احصا شده است. عدم انعطاف نهادهای رسمی در واگذاری نقشهای موثر، ریسکهای امنیتی نوظهوری نظیر آسیبپذیری در برابر جنگهای ترکیبی، دستکاریهای شناختی الگوریتمها و تهدید انسجام اجتماعی را تشدید کرده است. در صورت تداوم انسداد ساختاری و احساس تبعیض، دو سناریوی بحرانی «رادیکالیسم اعتراضی و تقابل نسلی» یا «رکود خاموش مبتنی بر مهاجرت ذهنی و خشم نهفته» به عنوان مخاطرات قطعی پیشبینی شدهاند؛ وضعیتی که تابآوری اجتماعی کشور را در برابر تکانههای محیطی بهشدت شکننده میسازد.
🔹گذار بنیادین از «تربیت گلخانهای و انتزاعی» به سوی «عرصه آزمایی میدانی و مسئلهمحور» به عنوان بسته اصلاحی گریزناپذیر پیشنهاد شده است. احیای سرمایه اجتماعی نسل جدید منوط به بازتعریف نوجوان به مثابه «سوژه فعال و کنشگر اجتماعی»، تسهیل مشارکت در قالب گروههای استارتاپی، کانونهای مردمی و تشکلهای غیررسمی ارزیابی میشود. در این چارچوب، بازطراحی پلتفرمهای تعاملی از ابزارهای تبلیغاتی به زیرساختهای همآفرینی محتوا و تضمین دسترسی عادلانه به فرصتهای رشد، شرط محوری برای هدایت ظرفیتهای نسلی به سمت سناریوی «نوجوان حلکننده مسئله و پیشران تمدنی» قلمداد شده است.
🔗 مطالعه خلاصه و دریافت متن کامل پژوهش
#پژوهش
#آینده_پژوهی
#مسائل_اجتماعی
🏷 جامعه اندیشکدهها در وب I بله
مقدمه
پرونده فناوری و تربیت (۱)
✍️ شهرام رامشت
مدتی است به دلیل مأموریتی که به من داده شده، بهصورت جدیتر بخشی از مطالعاتم را به «فناوری و تربیت» اختصاص دادم؛ از فناوریهای دیجیتال و #سواد_دیجیتال گرفته تا #هوش_مصنوعی و تحولاتی که امروز با سرعت بیشتری به دروازه ورود آموزشوپرورش رسیدهاند.
در خلال این مطالعات، با اسناد، چارچوبها، پژوهشها و ایدههای مختلفی روبهرو شدم که به نظرم بخشی از آنها میتواند برای کسانی که درباره آینده آموزش و پرورش فکر میکنند، قابل استفاده باشد. از طرفی، موج هواداری از فناوری که عمدتاً کورکورانه است به آموزش و پرورش رسیده و به نظر میرسد، دستگاه منفعل آموزش و پرورش توان مقابله با آن را ندارد که هیچ، بلکه به دلیل اینکه فکر میکند میتواند بسیاری از ضعفهای خود را با پوشش فناوری یا فناوریمالی برطرف کند، بیمحابا بر این موج سواری میکند.
به همین خاطر، قصد دارم بهتدریج مجموعهای از این مباحث را در این کانال منتشر کنم. البته این موارد احتمالاً منسجم نباشد؛ گاهی گزارشی کوتاه از یک سند یا پژوهش، گاهی طرح یک مفهوم یا مسئله، گاهی صرفاً ترجمه بخشی از یک سند و گاهی نیز حاشیه و تأملی انتقادی بر آنچه درباره فناوری، هوش مصنوعی، سواد دیجیتال و مدرسه گفته میشود.
در این یادداشتها، بیش از آنکه بخواهم فناوری را ترویج یا شناسایی کنم، به دنبال تأمل درباره نسبت فناوری با تربیت هستم؛ فناوری چه چیزی را در آموزش ممکن میکند، چه چیزی را تغییر میدهد، چه چیزی را ممکن است از ما بگیرد و اساساً با چه معیارهایی باید درباره ورود آن به مدرسه تصمیم گرفت، سیاست درست در قبال فناوری چیست و... هر چند با توجه به مظروف ما در این کانال، قدری بیشتر به سمت سیاستها تمایل داشته باشد.
به نظر من، این مجموعه، بیش از آنکه پاسخهای قطعی در این نسبت ارائه کند، تلاشی برای دقیقتر کردن پرسشها و ارائه پاسخهای بومی خواهد بود. إنشاءالله.
🌱 #پرونده_فناوری_و_تربیت #فناوری_آموزشی #تکنولوژی_آموزشی #فناوری_در_آموزش #خطمشیگذاری
🧭 @education_policy
مهرماهی دیگر؛ مدرسه و نبردی ناگزیر
امروز سالروز شهادت #سیدحسننصرالله است؛ مردی که پس از شهادتش، سدهای بسیاری شکسته شد و ما در خواب و بیخبری بودیم.
به خاطر دارم پس از شهادت سید حسن و در آن بیتابیها، هرجا رفتم از سدهای شکسته شده صحبت کردم
همان روزها بود که به یکی از مسئولین آموزشوپرورش گفتم: آیا بستههای آموزش در جنگ را آمادهکردهاید؟!
حداقل در آموزشوپرورش فضا، فضای خواب و بیخبری بود و کسی فکرش را نمیکرد به این سرعت، پای جنگ به ایران کشیده شود
و کسی فکرش را نمیکرد به این سرعت، کار به ترور رهبر عزیزمان برسد...
از ابتدای خردادماه امسال با برخی همکاران، در تلاش بودیم تا موضوع «آموزش در شرایط جنگ» را به صورت جدی در آموزشپرورش پیگیری کنیم. قصدمان این بود که تا مردادماه طرحی آماده کرده و به وزیر و معاونین وزیر بدهیم تا دست پری برای برنامهریزی سال آینده داشته باشند.
از همان روزهای اول، کار بر روی مدلهای جهانی به ویژه جنگ روسیه و اکراین و همچنین مسائل آموزش در غزه و لبنان آغاز شد. اما جالب بود در جلسهای که پیشنهاده طرح بیان شد، برخی مسئولین آموزشوپرورش فرمودند: «حالا چرا جنگ؟ جنگ احتمالا [با توافق] برطرف شود؛ مسئلهی فلان و بهمان، امروز مسئله مهمتری است»!
تا جایی که اطلاع دارم در وزارتخانه مسئله جنگ در حال پیگیری است، اما چرا باید همان مسئولینی که تصمیمگیرندگان اصلی هستند، چنین نگاهی به بحرانهای پیشروی کشور داشته باشند؟
به هر حال آن فرصت از دست رفت؛ اما مسئله چیز دیگری است: مسئله جنگی است که ناگزیر است.
تحلیلگران آمریکایی میگویند هرچند وعدههای اولیه محقق نشده، اما برای تشخیص پایان کار زود است؛ جنگ اکراین را چه کسی فکر میکرد بیش از چهار سال به طول انجامد؟ چرا کمپین فشار بر ایران به این سرعت پایان یابد؟
کسانی مانند رابرت پیپ که سالها #مدلسازیجنگعلیهایران را انجام داده و جنگ فعلی را گامبه گام پیشبینی نمودند، گام بعدی را که احتمال بالایی برای وقوع دارد، #حملهبهزیرساختهایبرق میدانند؛ به طوری که بسیاری از فعالیتهای شهرهای بزرگ را فلج سازد؛ و البته اگر این گام اجرا شود، #نبردزمینی به ویژه برای پایان دادن به برنامه هستهای ناگزیر است...
در میانه جنگ ۴۰ روزه که کشور آرایش جنگی گرفته بود، خاطرم هست مسجد محله آموزش شرایط قطعی برق میداد و خود مسجد را برای شرایط بحران تجهیز کرده بودند که محله بتواند امورات خود را بگرداند. آن زمان مدارس تعطیل بودند. اما اکنون مدرسه باز است. نقش مدرسه در این شرایط چیست؟ آیا مدارس دوباره بسته شده و محل استقرار نیروهای انتظامی میشود؟ آیا مدرسه به عنوان پشتیبانی محلات در جنگ استفاده میشود؟
مدرسه بزرگترین دارایی خدمات عمومی هر کشوری است؛ حدود ۱۱۰ هزار مدرسه و حدود یک میلیون فرهنگی که نیروهای رسمی دولت و خدمترسانان عمومی جامعه در سراسر کشور هستند. چرا از ظرفیت مدارس به درستی استفاده نمیکنیم؟ چرا هیچ طرحی برای پشتیبانی از جامعه به مدارس ابلاغ نشده؟ مدارس در بسیاری از مناطق کشور، تنها بناهایی هستند که با اصول سازهای درست بنا شدهاند؛ مدارس ظرفیت اسکان دارند؛ مدارس حتی در غزه هم آخرین پناهگاه بودند.
حتی اگر درب مدرسه بسته باشد، معلم و مدیر از دانشآموزان و خانوادهها و جامعه محلی جدا نخواهند شد؛ معلمان عضوی از جامعه محلی هستند و عموما باسوادترین و مرتبطترین نیروهای مرتبط با دولت؛ چرا از این ظرفیت استفاده نمیکنیم؟
خواب و بیخبری تا کی؟ اگر چشمانمان باز بود، از روزی که سید عزیزمان را به شهادترساندند باید میفهمدیدم ناگزیر از نبرد مستقیم خواهیم بود؛ نبردی که محور اصلی آن مردم هستند؛ و مردم مگر چه میخواهند جز پشتیبانی دولت؟ جز برنامهریزی و پای کار بودن دولت؟
حالا اما دو سه جنگ اساسی را پشتسر گذاشتهایم؛ مهرماهی دیگر فرارسیده و نبردی که ناگزیر از آن هستیم.
🆔 @revayate_madrese
خطمشیگذاری تربیتی
مهرماهی دیگر؛ مدرسه و نبردی ناگزیر امروز سالروز شهادت #سیدحسننصرالله است؛ مردی که پس از شهادتش،
پینوشت:
یادم که میآید کامم تلخ میشود.
چند جلسهای که تلاش کردیم مسئولان و تصمیمگیران اصلی آموزش و پرورش را قانع کنیم که انجام یک پژوهش فوری برای ارائه راهبرهای مختلف در شرایط جنگی به جهت استمرار تربیت و البته پشتیبانی مورد نیاز از محله یک ضرورت است و ایشان به سادگی از حرفهای ما عبور میکردند و مسائلی دور از اقتضائات را به عنوان جایگزین پیشنهاد میدادند، از تلخترین تلخترین تلخترین ساعتهای کاری من بود.
حال ما ماندیم و مدرسهای که حضوری باز شده و اولین و کمترین بحرانش، ناترازی انرژی است؛ از بینرفتن نیروگاهها و جنگ زمینی و... پیشکش...
چه کنیم؟ راهبرد ما چیست؟
سیستان و تهران را یکی حساب کنیم؟
گرگان و خوزستان را چطور؟
تعطیل کنیم یا نکنیم؟
چیزی جز شاد در اختیار داریم؟
چه خدمتهایی باید ارائه کنیم؟
چه نیازها و چالشهایی داریم؟
و صدها سوال دیگری که هیچ طرح و ایدهی نویی برای پاسخ به آنها نداریم.
نمیدانم چطور میتوانیم پاسخگو باشیم.
فقط امیدوارم این میزان از خوشبینی که به پایان جنگ در آموزش و پرورش وجود دارد، در سایر دستگاهها، بخصوص امور خارجه و اقتصادی وجود نداشته باشد که...
2024-NEPC- Without Effective Public Oversight, AI in Schools Will Do More Harm Than Good._3.pdf
حجم:
1.9M
زمانی برای توقف
یکی از اسناد سیاستی نسبتاً خوبی که در حوزه ورود هوش مصنوعی در آموزش و پرورش وجود دارد، سند «زمانی برای توقف» است که توسط مرکز ملی سیاستپژوهی تربیتی آمریکا در سال 2024 تهیه شده است.
این سند را سه چهار بار تا الان خوندم. دفعه آخری که چند روز پیش، برای نهایی کردن ترجمه، آن سند را خواندم، بخشهایی را جدا کردم که عیناً با شما به اشتراک بگذرام.
✍️ شهرام رامشت
🧭 @education_policy
شروع با اما و اگر
پرونده فناوری و تربیت (۲)
💠 حامیان هوش مصنوعی بر این باورند که این فناوری میتواند #آموزش و #یادگیری را بهبود بخشد. بااینحال، اگر ادغام هوش مصنوعی در فرایند تدریس مدارس به تضعیف رابطه میان معلمان و دانشآموزان بینجامد، این فناوری نهتنها به بهبود آموزش و یادگیری کمکی نخواهد کرد، بلکه ممکن است به آن آسیب نیز برساند. اگر هوش مصنوعی الگویی سخت و مکانیکی را بر آموزش تحمیل کند، #برنامهدرسی را با اطلاعات نادرست درآمیزد و تصمیمگیریهای مهم درباره عملکرد دانشآموزان را تحت تأثیر سوگیری قرار دهد، بعید است بتواند آموزش و یادگیری را بهبود بخشد.
💠 اگر ادغام هوش مصنوعی در فرایندهای اداری مدارس، مدارس و مناطق آموزشی را برای انجام بسیاری از امور روزمره به مجموعهای پرهزینه از سامانههای فناورانه شرکتها وابسته کند و منابع مالی موجود را که میتوانست صرف اهداف دیگری ــاز جمله تأمین و حمایت از معلمانی شود که قادرند ارتباطی عمیق با دانشآموزان برقرار کنندــ بیش از پیش به سوی فروشندگان و شرکتهای فناوری سوق دهد، نمیتوان انتظار داشت که هوش مصنوعی به بهبود آموزش و یادگیری بینجامد.
💠 اگر هوش مصنوعی نقض حریم خصوصی دانشآموزان را تشدید کند، دامنه #نظارت را گسترش دهد و #شفافیت و #پاسخگویی در تصمیمگیریهای آموزشی را بیش از پیش کاهش دهد، باز هم چنین بهبودی حاصل نخواهد شد. اگر قانونگذاران و دیگر نهادهای مسئول با وضع مقررات دقیق و سنجیده وارد عمل نشوند، وقوع تمامی این آسیبها محتمل خواهد بود.
🖇️ ترجمه بدون تغییر متن سند:
زمانی برای توقف
مرکز ملی سیاستپژوهی تربیتی آمریکا
🌱#پرونده_فناوری_و_تربیت #فناوری_آموزشی #تکنولوژی_آموزشی #فناوری_در_آموزش #خطمشیگذاری #هوش_مصنوعی
🧭 @education_policy
نقش شرکتهای خصوصی در ترویج هوش مصنوعی در تربیت
پرونده فناوری و تربیت (۳)
💠 همزمان با بهروزرسانی سکوها و برنامههای موجود ویژه مدارس برای گنجاندن هوش مصنوعی، خطر فوری پیشروی معلمان، نه یک فاجعه احتمالی در آینده، بلکه همین روندی است که اکنون در حال وقوع است؛ مدلها و کاربردهای هوش مصنوعی ممکن است بهگونهای در فرایندها و رویههای مدارس درهمتنیده شوند که به نهادهای خصوصی امکان دهند ساختار و محتوای آموزش عمومی را بهطور فزایندهای کنترل کنند، رویههای نظارتی را تقویت کنند و سوگیریها و نابرابریهای موجود را تشدید کنند. طی دههها، پژوهشگران دانشگاهی بر روی مدلهای هوش مصنوعی برای استفاده در مدارس کار کردهاند. بااینحال، امروزه این بنگاههای تجاری هستند که با شدت و جدیت، هوش مصنوعی _و مخاطرات همراه با آن_ را به کلاسهای درس وارد میکنند.
💠 کارزار ترویج هوش مصنوعی در آموزش، از همان منطقی پیروی میکند که طی نیمقرن گذشته بر تلاشهای تجاری، سیاسی و ایدئولوژیک برای #خصوصیسازی و #تجاریسازی آموزش حاکم بوده است. با توجه به این منطق، جای شگفتی نیست که شرکتها، پژوهشگران بخش خصوصی و دولتها، علیرغم خطرات شناختهشده، با شدت و جدیت استفاده از هوش مصنوعی را ترویج میکنند؛ آن هم پیش از آنکه چارچوب قانونی و مقرراتی لازم برای تضمین شفافیت برنامههای هوش مصنوعی و قرار گرفتن آنها تحت نظارت و کنترل مؤثر عمومی برقرار شده باشد. این وضعیت، مدارس را تحت فشار شدیدی قرار میدهد تا هوش مصنوعی را بهعنوان ارتقایی اجتنابناپذیر در فرایندهای موجود بپذیرند.
💠 دانشمندان علوم رایانه و توسعهدهندگان نرمافزار عمدتاً بر مسائل فنی و مهندسی تمرکز دارند، در حالی که رهبران شرکتها و سرمایهگذاران، #سود را بر #خیر_عمومی ترجیح میدهند. بااینحال، از مربیان خواسته میشود به همین افرادی اعتماد کنند که فاقد تخصص آموزشیاند و در صورت استفاده از هوش مصنوعی در مدارس، از منافع مالی آن بهرهمند میشوند؛ گویی آنان شایستهترین افراد برای تصور و هدایت تحول در آموزش هستند.
پینوشت:
✍️ شهرام رامشت
❃ در ایران شرکتهای فناور به اندازه کافی بزرگ نشدهاند که چنین نقش پیشرانی را ایفا کنند؛ هر چند کمکم برخی شرکتهای خصوصی-اقتصادی شروع به سرمایهگذاری در این حوزه کردهاند. از جمله این شرکتها همراه اول است که « #شاد » زیرمجموعه آن است یا شرکت #فنآپ که چند محصول آموزشی دارد و زیرمجموعه بانک پاسارگاد است. در #ایران نقش تهییج افکار و ترویج هوش مصنوعی در تربیت را عمدتاً تکفنها که بیشتر در رشته تکنولوژی آموزشی هستند در کنار شرکتهای خصوصی ایفا میکنند.
🖇️ ترجمه بدون تغییر متن سند:
زمانی برای توقف
مرکز ملی سیاستپژوهی تربیتی آمریکا
🌱 #پرونده_فناوری_و_تربیت #فناوری_آموزشی #تکنولوژی_آموزشی #فناوری_در_آموزش #خطمشیگذاری #هوش_مصنوعی
🧭 @education_policy
ما و توهم دانش در هوش مصنوعی
پرونده فناوری و تربیت (۴)
💠 از اواخر سال ۲۰۲۲، تحولی دیگر در یادگیری ماشین رخ داد؛ #هوش_مصنوعی_مولد (چیزی شبیه به ChatGPT) به کانون توجه گسترده عمومی، رسانهای و سیاسی تبدیل شد. هوش مصنوعی مولد از الگوریتمهای یادگیری پیچیدهتری برای تولید متن، تصویر و صوت جدید بر اساس دادههای گردآوریشده از وب یا سایر منابع استفاده میکند. این مسیر پژوهشی، مجموعهای از مدلهای هوش مصنوعی را پدید آورده است که امروزه غالباً «مدلهای پایه» نامیده میشوند، زیرا میتوان آنها را برای اهداف بسیار متنوعی تطبیق داد. برای نمونه، مدلهای زبانی بزرگ هوش مصنوعی مولد پیشبینی میکنند که کدام واژه با بیشترین احتمال پس از واژههای پیشین خواهد آمد؛ به این صورت که واژهها را به دنبالهای از اعداد تبدیل میکنند و سپس محتملترین پاسخ را محاسبه میکنند.
💠 مدلهای زبانی بزرگ، توجه و استقبال گستردهای را به خود جلب کردهاند، زیرا مروجان آنها وعده دادهاند که با واگذاری وظایف روزمره نوشتاری به برنامههای هوش مصنوعی، بهرهوری کسبوکارها افزایش خواهد یافت. افزایش #بهرهوری مشابهی نیز برای معلمان و دانشآموزان، بهعنوان یکی از منافع وعدهدادهشده این فناوری، مطرح شده است. بااینحال، تحقق عملی این وعدهها محل #تردید است. برای مثال، اگرچه این مدلها اغلب پاسخهای درست تولید میکنند، برنامههای رایانهای قادر به درک معنای واژهها نیستند. بنابراین، نمیتوان درستی پاسخهای آنها یا ارزش این پاسخها را در هر موقعیت معینی مسلم فرض کرد. در واقع، هوش مصنوعی در حال حاضر اغلب ناآگاه است. این فناوری حقایق را جعل میکند، نتایج تحلیلها را مخدوش میسازد، منابع اطلاعاتی را بیثبات میکند و ادعاهایی بهشدت نادرست درباره مسائل اجتماعی، عمومی و فرهنگی تولید میکند.
پینوشت:
✍️ شهرام رامشت
❃ این را باید بدانیم که چتباتها که همه در زمره هوشمصنوعیهای مولد قرار میگیرند، دارای این عیوب هستند. یعنی جملاتی که به شما ارائه میدهند، به لحاظ دستور زبانی کاملا درست است (ساختار)، اما بررسی درستی معنای آن (منطق محتوایی) نیازمند بررسی مجدد است. اگر دقت کرده باشید، پایین همه چتباتها، خیلی ریز قید شده است که از صحت اطلاعاتی که ما به شما میدهیم مطمئن شوید!
سؤال این است که اگر چتباتها که توسط معلمان و دانشآموزان مورد استفاده قرار میگیرد، دارای چنین توهمی هستند که دادهها را بدون صحتسنجی تولید میکنند و فقط ظاهر آنها به لحاظ دستور زبانی درست است، این چتباتها دقیقاً چه کمکی به #تربیت که هیچ، به #آموزش میکنند؟!
اگر قرار باشد معلم هر محتوایی که از چتباتها خروجی میگیرد را مجدداً مورد بازبینی و صحتسنجی قرار دهد، دقیقاً چه کمکی به او شده؟ چقدر در وقت او صرفهجویی شده؟ دانشآموز هم که قصه پر غصهای دارد، چون عمدتاً راستیآزمایی کردن برای او دشوار است و هر چه این چتباتها به او خروجی میدهند را میپذیرد. رابطه ما با چتباتها، مانند رابطه با دوستی است که هر دفعه که صحبت میکند، نمیدانیم اینبار راست گفته یا دروغ! و باید برای راستی آزمایی حرفهای این دوست، تلاش بسیاری کنیم.
حالا بار دیگر ملاحظه کنیم که با ترویج استفاده از این مدلهای زبانی، چه بر سر نهاد علم میآوریم... تلاشی که میتوانیم برای به دست آوردن محتوای صحیح بکار بگیریم و در فرایند کسب علم، رشد کنیم را داریم با تلاش برای صحتسنجی دادههای تولیدشده توسط هوش مصنوعی عوض میکنیم و در پایان هم نه دانشی کسب شده و نه رشدی حاصل.
🖇️ ترجمه بدون تغییر متن سند:
زمانی برای توقف
مرکز ملی سیاستپژوهی تربیتی آمریکا
🌱#پرونده_فناوری_و_تربیت #فناوری_آموزشی #تکنولوژی_آموزشی #فناوری_در_آموزش #خطمشیگذاری #هوش_مصنوعی
🧭 @education_policy