eitaa logo
خط‌مشی‌گذاری تربیتی
82 دنبال‌کننده
34 عکس
7 ویدیو
11 فایل
اندیشه‌ورزی حول خط‌مشی‌گذاری تربیتی ✍️ @shahram_ramesht
مشاهده در ایتا
دانلود
971.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تعطیلی وزارت آموزش و پرورش آمریکا ‼️ 🔹گام اول: اخراج نیمی از کارمندان 🔸گام دوم: ؟ پی‌نوشت: صدای به سبک و وزیر کارش به گوش می‌رسد... 🌱 🧭 @education_policy
🔰 توضیحاتی درباره تعطیلی ستاد وزارت آموزش و پرورش آمریکا ✍️ شهرام رامشت 🔸 در ۲۰ مارس، همزمان با واپسین روز اسفندماه، خبر موجی از شگفتی را نه تنها در میان شهروندان این کشور، بلکه در سراسر جامعه جهانی تعلیم و تربیت ایجاد کرد. این تحول، که در ادامۀ گفتمان‌های ماه‌های اخیر پیرامون نقش در آموزش رخ داد، ریشه در وعده‌های انتخاباتی دونالد داشت. او که از آغازِ ورود به عرصۀ قدرت بر ضرورت تعطیلی این وزارتخانه تأکید کرده بود، سرانجام با صدور فرمانی اجرایی، تحقق آن را رقم زد و دستور و به ایالت‌ها و نهادهای محلی را صادر کرد. بر اساس این فرمان، «لیندا مک‌ماهون» وزیر آموزش موظف شد تمام اقدامات لازم برای تسهیل تعطیلی این وزارتخانه را به انجام رساند. 🔹 این تصمیم نه تنها پرسش‌های متعددی را درباره آینده نظام تعلیم و تربیت آمریکا برانگیخته، بلکه پیامدهای آن در سطح بین‌المللی نیز به چشم می‌خورد. از منظر ، چنین رویکردی می‌تواند به معنای آغاز عصری جدید در ، و جوامع محلی در فرآیند تعلیم و تربیت باشد؛ اما در سوی دیگر، نگرانی‌هایی درباره یکپارچگی سیاست‌های ملی، عدالت آموزشی و مدیریت استانداردها مطرح می‌شود. پرداختن به ابعاد و آثار این تحول نیازمند است تا بتوان پیامدهای آن را برای آینده آموزش در آمریکا و سایر نقاط جهان ترسیم کرد. 🔸 انجام این کار و جزئیات آن، ابعاد مختلفی از قبیل اداره آموزش و پرورش قبل و بعد از این فرمان، این اتفاق و... دارد که در حد بضاعت این فضا، در ادامه به آن می‌پردازیم. آن‌چه در ادامه می‌خوانید: 1️⃣ اداره آموزش و پرورش پیش از انحلال 2️⃣ وزارت آموزش و پرورش 3️⃣ اداره آموزش و پرورش پس از انحلال 4️⃣ دلایل وزارت آموزش و پرورش 5️⃣ نکات و ملاحظات 🌱 🧭 @education_policy
1️⃣ اداره آموزش و پرورش پیش از انحلال 🔘 وزارت آموزش و پرورش فدرال در سال ۱۹۷۹ توسط تأسیس شد. بودجه در ۱۹۷۹: ۱۴ میلیارد دلار بودجه در ۲۰۲۴: ۲۶۸ میلیارد دلار 🔹 وظایف اصلی ⬅️ سیاست‌گذاری، توزیع و نظارت بر در زمینه آموزش ⬅️ جمع‌آوری و انتشار داده‌ها و درباره مدارس و آموزش ⬅️ پیگیری ملی مسائل کلیدی آموزش و پرورش و ارائه توصیه‌هایی برای ، و به آموزش 🔸 نقش ایالت‌ها هر ایالت، قوانین و برنامه‌های آموزشی و درسی خود را دارد و را تعیین می‌کند. 🔹 نقش نهادهای محلی به‌طور عمده در اختیار هیئت‌های آموزشی محلی است که امور مربوط به و همچنین مدرسه را در چارچوب برنامه‌ها و استانداردهای ایالت، مدیریت می‌کنند. 🌱 🧭 @education_policy
2️⃣ تعطیلی وزارت آموزش و پرورش فدرال 🔹 از آغاز ، اداره بهره‌وری امریکا (با مدیریت )، اقدامات متعددی برای تقلیل جمعیت ۴۱۳۳ نفری وزارت به ۲۱۸۳ کارمند (تقریباً نصف) را انجام داد که یک مورد آن، لغو مجموعه‌ای از قراردادها (شامل ) به ارزش ۸۸۱ میلیون دلار بود. 🔸در تاریخ ۲۹ اسفند ۱۴۰۳، ترامپ با یک ، دستور انحلال وزارت آموزش و پرورش فدرال را داد. (۱) 🔹 انجام این تعطیلی، نیازمند تأیید است که با توجه به ترکیب کنگره، احتمالاً این تأیید دریافت خواهد شد. پی‌نوشت: (۱) متن فرمان اجرایی پیوست شده است. 🌱 🧭 @education_policy
3️⃣ چگونگی اداره آموزش و پرورش پس از انحلال 🔸 دولت فدرال بسیاری از نقش‌های فدرال وزارت آموزش و پرورش، به‌جز که به ایالت‌ها منتقل می‌شود، به سایر ادارات و بخش‌های دولتی می‌شود. برای نمونه، برنامه‌های کمک به مدارس مناطق کم درآمد به و خدمات انسانی؛ برنامه آموزش بومیان، به ؛ برنامه‌های دفتر فنی‌وحرفه‌ای به ؛ برنامه‌های کودکان استثنائی به ، سپرده شد. 🔹 ایالت‌ها چارچوب‌های کلی آموزشی هر ایالت و مالی، به وظائف (اداره آموزش) هر ایالت اضافه می‌شود. علاوه‌براین، مکلف به توسعه زمینه انتخاب مدرسه توسط والدین و نیروهای مدارس نیز هستند. 🌱 🧭 @education_policy
4️⃣ دلایل تعطیلی وزارت آموزش و پرورش فدرال 🔹 سیاسی-سیاستی 🔺 از ابتدای تأسیس، مخالف ایجاد چنین وزارتخانه‌ای بودند. 🔺 توصیه سیاستی «پروژه ۲۰۲۵» (۲) و پیشنهاد این وزارت در سال ۲۰۲۳ (و پیش از آن، از سال ۱۹۸۱) بر پایه‌ جهت‌گیری‌های محافظه‌کارانه و اقتصاد سیاسی (اشاره صریح به نظریات میلتون فریدمن در توصیه سیاستی فوق) 🔺 و ترامپ برای حذف این وزارتخانه 🔸 مالی 🔺 بالای وزارت آموزش و پرورش (**حدود ۳ هزار میلیارد دلار** از زمان تأسیس، ۲۶۸ میلیارد دلار (۴ درصد بودجه فدرال) در ۲۰۲۴، وام‌های دانشجویی، ...) 🔺 (برای نمونه روابط عمومی با ۸۰ کارمند، سالی ۱۰ میلیون دلار هزینه) 🔹 اداری 🔺 اضافه شدن ۴۸۰۰۰ (بیش از ۱۰ برابر کارمندان ستاد) به کل کشور برای به ستاد 🔸 شکست سیاست‌های فدرال در بهبود نتایج آموزشی 🔺 مخالفت‌های کارشناسی و تربیتی-آموزشی با (در برنامه‌های درسی، آزمون‌ها، چارچوب‌گذاری برای مدارس و ...) 🔺 تنها یک سوم دانش‌آموزان پایه هشتم در سطح کشور در زمینه و مهارت دارند. 🔺 نمرات خواندن در ۳۰ سال گذشته تقریباً بوده است. 🔺 نمرات ریاضی از خواندن نگران‌کننده‌تر است. پی‌نوشت: (۲) متن توصیه سیاستی بنیاد هریتج، بخش آموزش و پرورش، پیوست شده است. 🌱 🧭 @education_policy
5️⃣ نکات و ملاحظات در انحلال وزارت آموزش و پرورش آمریکا ✍️ شهرام رامشت ۱. اتخاذ تصمیم کارشناسی، حتی با وجود مخالفت عامه مردم بیش از ۶۰ درصد مردم آمریکا با انحلال ستاد وزارت آموزش و پرورش هستند. ۲. انتخاب نامی هوشمندانه برای ایجاد اجماع حداکثری « نتایج آموزشی از طریق توانمندسازی والدین، ایالت‌ها و جامعه» ۳. انجام مطالعات طولی و تحلیل‌های سیاستی-کارشناسی مطالعات طولی بسیاری بر اساس داده‌های قابل اطمینان و پایدار انجام شده و مبنای بسیاری از تصمیم‌ها از جمله این قرار گرفته است. ۴. «ناکارآمدی ساختاری نظام آموزشی» معضل مشترک تربیت رسمی در جهان «» پدیده‌ای مزمن در خیلی از نظام‌های آموزشی جهان است که به نوعی نشان می‌دهد اگر بخواهیم از منظر مالی و بهره‌وری به آموزش و پرورش نگاه کنیم، میان ورودی‌های سنگین (چه مالی، چه انسانی و چه زمانی) و خروجی‌های تربیتی (یعنی کیفیت یادگیری، رشد شخصیتی، آمادگی برای زیست اجتماعی و...)، شکافی عمیق وجود دارد. ۵. افت کیفیت آموزشی بعد از کرونا آمارهای ارائه شده در گزارش نشان‌دهنده افت تحصیلی دانش‌آموزان در سال‌های پس از کرونا است. این آمارها تقریباً به صورت مشابهی در همه نقاط جهان گزارش می‌شود و هنوز راه‌حلی عمومی برای رفع این آسیب گزارش نشده است. 🌱 🧭 @education_policy
تربیت رسمی و عمومی پرونده اسرائیل – قسمت اول ✍️ شهرام رامشت اخیراً ترجمه کتابی در حوزه خط‌مشی‌گذاری تربیتی را به پایان رساندم که ان‌شاءالله به زودی منتشر خواهد شد. نویسنده این کتاب یک پژوهشگر است که به بررسی خط‌مشی‌گذاری تربیتی در قرن حاضر پرداخته و تأکید ویژه‌ای بر نظام آموزشی دارد. به همین دلیل، بخش عمده‌ای از مثال‌ها و نمونه‌های مورد استفاده در کتاب، مربوط به است. به نظرم رسید، در این ایام آگاهی بیشتر از ابعاد مختلف نظام تربیتی این رژیم منحوس، ولو از منظر دشمن‌شناسی، برای علاقه‌مندان حوزه تعلیم و تربیت بی‌فایده نخواهد بود. در سال ۱۹۴۹، مجلس قانون آموزش اجباری را تصویب کرد که بر اساس آن، مسئولیت انحصاری آموزش همه کودکان بر عهده دولت قرار گرفت و تأمین مالی مدارس ابتدایی (پایه‌های اول تا هشتم) اجباری شد. چند سال بعد، در سال ۱۹۵۳، قانون آموزش دولتی این رژیم تصویب شد که هدف آن، یکپارچه‌سازی تمام جریان‌های آموزشی در قالب یک نظام آموزش عمومی مشترک با برنامه درسی واحد و قطع وابستگی نهادهای آموزشی به جریان‌های سیاسی بود. طبق قوانین این رژیم، مدارس به سه دسته قانونی تقسیم می‌شوند: ۱) مؤسسات قانونی رسمی: این مدارس تحت مالکیت کامل دولت هستند، معلمان آن‌ها مستقیماً توسط دولت استخدام می‌شوند، بودجه آن‌ها به طور کامل از سوی دولت تأمین می‌شود و تمامی مقررات و الزامات دولتی را رعایت می‌کنند. این بخش شبیه به مدارس دولتی خودمان در ایران است. ۲) مؤسسات شناخته‌شده غیررسمی: اگرچه این مدارس در مالکیت رسمی دولت نیستند، اما معلمان می‌توانند به طور مستقیم از سوی دولت یا به طور غیرمستقیم از طرف سازمان‌های غیردولتی استخدام شوند و همچنان کارمند دولت به حساب آیند. این مدارس تا ۷۵ درصد از بودجه خود را از دولت دریافت می‌کنند، بخشی از الزامات دولتی را رعایت می‌کنند و در پذیرش دانش‌آموز، استخدام معلم و تدوین برنامه درسی آزادی عمل بیشتری دارند. این وضعیت، در ایران مشابه ندارد. به‌نظرم، چندپارگی فرهنگی در سرزمین‌های اشغالی یکی از دلایل چنین مدارسی است که ان شاءالله در ادامه بیشتر از آن‌ خواهیم گفت. ۳) مؤسسات معاف‌شده: این دسته مدارس تحت مدیریت سازمان‌های غیردولتی فعالیت می‌کنند و تنها حدود ۵۵ درصد از بودجه خود را از دولت دریافت می‌کنند؛ ضمن اینکه مشمول برخی الزامات و مقررات دولتی نمی‌شوند. نام این دسته، از معافیت برخی مقررات دولتی گرفته شده و مشابه این را نیز در ایران نداریم! بخش‌های خصوصی، نهاد دین، غیرانتفاعی و ... در این قسمت مدرسه داری می‌کنند. رد پای دولت در تأمین بیش از نیمی از نیاز این مؤسسات نیز نشان‌گر علاقه دولت به تنظیم‌گری از طریق ابزار مالی است. هر چند به ظاهر این مؤسسات ملزم به رعایت همه مقررات دولتی نباشند. نقطه عطف این نظام، زمانی بود که در اواخر دهه ۱۹۶۰ قانون آموزش اجباری تا پایان پایه دهم گسترش یافت و آموزش متوسطه نیز به بخشی اساسی از نظام آموزشی تبدیل شد. در نتیجه، امروزه اغلب مدارس ابتدایی این رژیم دارای وضعیت قانونی رسمی و بیشتر مدارس متوسطه دارای وضعیت شناخته‌شده اما غیررسمی هستند. پی‌نوشت در برخی از یادداشت‌های این مجموعه به ناگزیر عنوان «اسرائیل» استفاده شده که ممکن است ذهن مخاطب را به یک کشور معطوف کند. باید عرض کنم که: ما، دولت که هیچ، کشور که هیچ، قریه که هیچ، ما طویله‌ای هم به نام نمی‌شناسیم، حتی اگر همه دنیا آن را به رسمیت بشناسند. «شهید نصرالله» 🌱 🧭 @education_policy
زیرنظام‌های آموزش و پرورش پرونده اسرائیل - قسمت دوم ✍️ شهرام رامشت در حال حاضر، نظام آموزش و پرورش شامل چهار زیرنظام مجزا است: دولتی یهودی-غیردینی، دولتی یهودی-دینی، دولتی عربی و یهودی «مستقل» (حریدی‌ها(۱)). این زیرنظام‌ها از نظر ساختار اداری و اجرایی، و نیز میزان نظارت دولت بر آن‌ها، تفاوت‌های قابل توجهی دارند. ۱. جریان دولتی یهودی-غیردینی این جریان با هدف توسعه دانش، مهارت‌ها و ارزش‌هایی طراحی شده که با سبک زندگی در روح قانون اساسی کشور هماهنگ باشد، بدون وابستگی به هیچ حزب یا گروه قومی. این بخش ۴۴٪ جمعیت دانش‌آموزی را پوشش می‌دهد. ۲. جریان دولتی یهودی-دینی این جریان با هدف پرورش دانش، مهارت‌ها و ارزش‌هایی متناسب با سبک زندگی دینی ایجاد شده است. در مسائل مربوط به پداگوژی و ایدئولوژی از استقلال قابل توجهی برخوردار است. این بخش ۱۴٪ جمعیت دانش‌آموزی را دربر می‌گیرد. ۳. جریان دولتی عربی این بخش با عنوان «آموزش عربی» شناخته می‌شود و معمولاً تمامی بخش‌های غیرِ یهودی را دربرمی‌گیرد: بخش عرب (حدود ۷۲٪ جمعیت غیرِ یهودی)، بخش بدوی (۲۰٪)، دروزی (حدود ۷.۸٪) و چرکس (در حدود ۰.۲٪). همچنین می‌توان شاخه‌های آموزش عربی دولتی را بر اساس دین تقسیم کرد: ۸۴٪ مسلمان، ۸٪ مسیحی و ۸٪ دروزی. این جریان ۲۷٪ جمعیت دانش‌آموزی را شامل می‌شود. نزدیک به ۲۰٪ دانش‌آموزان عرب در در نظام آموزش عربی شرق اورشلیم تحصیل می‌کنند. در دهه ۱۹۹۰، نظام آموزشی شرق اورشلیم از برنامه درسی اردن به برنامه درسی فلسطینی تغییر یافت و بیشتر دانش‌آموزان در آزمون نهایی وابسته به تشکیلات خودگردان فلسطین شرکت می‌کنند و تنها حدود ۵٪ از آن‌ها در آزمون نهایی نظام آموزش شرکت دارند. ۴. جریان مستقل آموزش یهودی ارتدوکس حریدی این جریان با هدف پرورش دانش، مهارت‌ها و ارزش‌هایی متناسب با سبک زندگی حریدی طراحی شده است. جامعه حریدی‌ها مجموعه‌ای از جوامع دینی یهودی است که با وجود الگوهای مشترک فکری و رفتاری، در سایر ابعاد به‌شکل شاخصی از یکدیگر جدا هستند. مدارس حریدی‌ها به صورت کاملاً مجزا برای دختران و پسران فعالیت می‌کنند. در سال ۲۰۱۰، حدود نیمی از دانش‌آموزان این مدارس که عمدتاً دختران بودند، در آزمون نهایی شرکت کردند. بقیه که بیشتر پسران هستند، تحصیلات خود را بدون فراگیری دانش پایه در ریاضیات، علوم و زبان انگلیسی به پایان می‌رسانند. این جریان حدود ۱۶٪ جمعیت دانش‌آموزی را در بر می‌گیرد. 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ ✒️در نگاه اول، اینکه حدود نیمی از دانش‌آموزان در بخش غیردینی تحصیل می‌کنند، جلب توجه می‌کند. اما باید دانست که این به معنای آموزش سکولار دانش‌آموزان نیست. نقش آموزه‌های دینی و فرقه‌ای در آموزش و پرورش بسیار پررنگ است که ان‌شاءالله مورد بحث قرار می‌دهیم. این افراد را می‌توان مانند مدارس معمولی خودمان در ایران دانست. اما چیزی که به نظرم جالب است، تحصیل ۳۰ درصدی دانش‌آموزان در مدارس دینی؛ چه حریدی و چه غیرازآن است! زیاد نیست؟! پی‌نوشت (۱) به گروهی از یهودیان سنت‌گرا و شدیداً مذهبی گفته می‌شود که به پیروی سخت‌گیرانه از قوانین مذهبی یهودیت (هلاخا) و سنت‌ها پایبند هستند. در اسرائیل، حریدی‌ها بخشی مؤثر و پرجمعیت از جامعه یهودی هستند که شدیداً بر حفظ سبک زندگی سنتی، دوری از فرهنگ سکولار، و حفظ آموزش مذهبی تأکید دارند. بسیاری از مردان حریدی به‌طور تمام‌وقت به تحصیل دینی (در یشیوا) مشغول‌اند و در بازار کار مشارکت محدودی دارند. جمعیت حریدی در حال رشد سریع است و معمولاً نرخ زاد و ولد بالایی دارد. 🌱 🧭 @education_policy
برنامه درسی در جامعه ناهمگن پرونده اسرائیل - قسمت سوم ✍️ شهرام رامشت در بسیاری از کشورهای جهان رویکردهای مختلف آموزشی پذیرفته شده‌اند، اما هر کشور بر اساس شرایط و ارزش‌های خاص خود بر بعضی جنبه‌ها بیشتر تأکید می‌کند. در ، آموزش و ارزش‌های حاکم بر نظام آموزشی عمدتاً رویکردی ملی و محافظه‌کارانه دارد، چون این کشور خود را به عنوان دولت-ملت قوم معرفی می‌کند. با این حال، جامعه یهودیان (که حدود ۷۵ درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند) ناهمگن است و خود به چند دسته تقسیم می‌شود: ۴۵ درصد «سکولار»، ۲۵ درصد «سنتی»، ۱۶ درصد «مذهبی» و ۱۴ درصد «حریدی» هستند. علاوه بر این، حدود ۲۰ درصد جمعیت را عرب‌ها و ۵ درصد را سایر اقلیت‌ها تشکیل می‌دهند. این ترکیب جمعیتی ناهمگن، به شکل‌گیری رقابت و اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک در حوزه آموزش انجامیده است که نمود آن را می‌توان در نوع طراحی برنامه‌درسی مشاهده کرد. در سال ۱۹۴۸ و پس از تأسیس ، اولین دوره برنامه‌درسی بر درونی‌سازی ارزش‌های ملی و ایجاد نوعی «دیگ ذوب» (۱) برای یکسان‌سازی هویت شهروندان طراحی شد تا وحدت و برابری رسمی در جامعه گسترش پیدا کند. در دهه ۱۹۷۰، با تقویت ارزش‌های لیبرال و افزایش آگاهی قومی و سیاسی در میان گروه‌های اقلیت، وزارت آموزش و پرورش به سمت تهیه برنامه‌های آموزشی جدید حرکت کرد که محتوای آن‌ها آکادمیک‌تر و به‌اصطلاح عینی‌تر بود. حذف عناصر ملی و صهیونیستی که قبلاً بخشی از آموزش رسمی بودند، با انتقاد و مقاومت روبه‌رو شد. از دهه ۱۹۹۰ میلادی، تحولات جمعیتی برجسته‌ای مانند مهاجرت از اتحاد جماهیر شوروی سابق و رشد جمعیت یهودیان ارتدوکس حریدی و جامعه عرب، به تقویت رویکرد کثرت‌گرایانه در برنامه‌درسی منجر شد. با این وجود، این تغییرات باعث شد منتقدانی نسبت به تضعیف نقش و نگاه ملی در برنامه‌های آموزشی واکنش نشان دهند. مناقشه در برنامه‌درسی، به‌ویژه در درس ، کاملاً آشکار است؛ در آنجا تضاد و رقابت میان ارزش‌ها برای شکل‌گیری حافظه جمعی وجود دارد. حتی زمانی که برخی موضوعات مشخص از برنامه‌درسی حذف می‌شوند، باز هم تلاش دولت برای هدایت یک روایت ملی و یکدست مشهود است، گویی حذف این موضوعات باعث از دست رفتن دانش و هویت تاریخی گروه‌های ضعیف‌تر می‌شود. در سال‌های اخیر نیز، برنامه‌درسی به یکی از موضوعات بحث‌برانگیز تبدیل شده است. تغییراتی که در محتوای مدارس و کتاب‌های درسی مدنی اعمال شده، نشانه گذار از یک رویکرد مبتنی بر دموکراسی لیبرال (تأکید بر حقوق فردی) به سمت دموکراسی جمهوری‌خواه (تأکید بر منافع جمعی) است. این تحول بازتاب‌دهنده تغییرات اجتماعی، سیاسی و عمیق‌تری است که در جامعه جریان دارد. 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️ ✒️ رؤیای تأسیس کشور برای ، چالش‌ها و مسائل جدی‌ای در تربیت و آموزش افرادی با پیشینه‌های فرهنگی، قومی و اجتماعی ناهمگون ایجاد کرده است. این افراد از سراسر جهان به منظور مشروعیت‌بخشی به این موجودیت سیاسی گرد هم آمده‌اند. یکی از مهم‌ترین نمودهای این چالش، تغییرات مداوم و متغیر در سیاست‌های برنامه‌درسی، به‌ویژه در مؤلفه‌های تاریخی-اجتماعی ، طی دهه‌های اخیر است. این تغییرات پی‌درپی نشان‌دهندهٔ نوعی بی‌ثباتی و عدم انسجام در رویکردهای آموزشی این رژیم است. به قول خودمان، هرجای آن را درست می‌کنند، از جای دیگر بیرون می‌زند! با این حال، فرضیه هوشمندانه دیگری نیز قابل طرح است: خط‌مشی‌گذاران آموزشی در با رصد مداوم تحولات و ویژگی‌های جامعهٔ ناهمگون خود، تلاش می‌کنند تا از طریق برنامه‌های درسی، نوعی یک‌دست‌سازی فرهنگی و اجتماعی را به پیش ببرند. به عبارت دیگر، خط‌مشی «دیگ ذوب» در برنامه‌های درسی این رژیم، در هر دهه به شکلی خاص نمود پیدا می‌کند. اگرچه از لحن نویسنده کتاب، اینطور بر می‌آید که فرضیهٔ نخست (وجود مشکلات اساسی و سردرگمی در خط‌مشی‌های آموزشی) محتمل‌تر است. پی‌نوشت (۱) دیگ ذوب، اصطلاحی فرهنگی-اجتماعی در مورد جامعه‌ای ناهمگون است که سیاست‌ها در آن به یکدست‌شدن تدریجی جامعه می‌انجامد. 🌱 🧭 @education_policy