2️⃣ تعطیلی وزارت آموزش و پرورش فدرال
🔹 از آغاز #دولت_ترامپ، اداره بهرهوری امریکا (با مدیریت #ایلان_ماسک)، اقدامات متعددی برای تقلیل جمعیت ۴۱۳۳ نفری وزارت به ۲۱۸۳ کارمند (تقریباً نصف) را انجام داد که یک مورد آن، لغو مجموعهای از قراردادها (شامل #قراردادهای_پژوهشی) به ارزش ۸۸۱ میلیون دلار بود.
🔸در تاریخ ۲۹ اسفند ۱۴۰۳، ترامپ با یک #فرمان_اجرایی ، دستور انحلال وزارت آموزش و پرورش فدرال را داد. (۱)
🔹 انجام این تعطیلی، نیازمند تأیید #کنگره است که با توجه به ترکیب کنگره، احتمالاً این تأیید دریافت خواهد شد.
پینوشت:
(۱) متن فرمان اجرایی پیوست شده است.
🌱 #فرمان_اجرایی_ترامپ #ایالات_متحده #انحلال_وزارت_آموزش
🧭 @education_policy
3️⃣ چگونگی اداره آموزش و پرورش پس از انحلال
🔸 دولت فدرال
بسیاری از نقشهای فدرال وزارت آموزش و پرورش، بهجز #سیاستگذاری_آموزشی که به ایالتها منتقل میشود، به سایر ادارات و بخشهای دولتی #تفویض میشود. برای نمونه، برنامههای کمک به مدارس مناطق کم درآمد به #وزارت_بهداشت و خدمات انسانی؛ برنامه آموزش بومیان، به #اداره_بومیان_آمریکا؛ برنامههای دفتر فنیوحرفهای به #وزارت_کار ؛ برنامههای کودکان استثنائی به #وزارت_بهداشت ، سپرده شد.
🔹 ایالتها
چارچوبهای کلی آموزشی هر ایالت و #تأمین مالی، به وظائف #آژانس_آموزش (اداره آموزش) هر ایالت اضافه میشود. علاوهبراین، #ایالتها مکلف به توسعه زمینه انتخاب مدرسه توسط والدین و #ساماندهی نیروهای مدارس نیز هستند.
🌱 #فرمان_اجرایی_ترامپ #ایالات_متحده #انحلال_وزارت_آموزش
🧭 @education_policy
4️⃣ دلایل تعطیلی وزارت آموزش و پرورش فدرال
🔹 سیاسی-سیاستی
🔺 #جمهوریخواهان از ابتدای تأسیس، مخالف ایجاد چنین وزارتخانهای بودند.
🔺 توصیه سیاستی «پروژه ۲۰۲۵» #بنیاد_هریتیج (۲) و پیشنهاد #تعطیلی_کامل این وزارت در سال ۲۰۲۳ (و پیش از آن، از سال ۱۹۸۱) بر پایه جهتگیریهای محافظهکارانه و اقتصاد سیاسی #نئولیبرال (اشاره صریح به نظریات میلتون فریدمن در توصیه سیاستی فوق)
🔺 و #وعده_انتخاباتی ترامپ برای حذف این وزارتخانه
🔸 مالی
🔺#بودجه بالای وزارت آموزش و پرورش (**حدود ۳ هزار میلیارد دلار** از زمان تأسیس، ۲۶۸ میلیارد دلار (۴ درصد بودجه فدرال) در ۲۰۲۴، وامهای دانشجویی، ...)
🔺#اداره_پرهزینه (برای نمونه روابط عمومی با ۸۰ کارمند، سالی ۱۰ میلیون دلار هزینه)
🔹 اداری
🔺 اضافه شدن ۴۸۰۰۰ #کارمند (بیش از ۱۰ برابر کارمندان ستاد) به کل کشور برای #گزارشدهی به ستاد
🔸 شکست سیاستهای فدرال در بهبود نتایج آموزشی
🔺 مخالفتهای کارشناسی و تربیتی-آموزشی با #استانداردسازیهای_فدرال (در برنامههای درسی، آزمونها، چارچوبگذاری برای مدارس و ...)
🔺 تنها یک سوم دانشآموزان پایه هشتم در سطح کشور در زمینه #خواندن و #ریاضیات مهارت دارند.
🔺 نمرات خواندن در ۳۰ سال گذشته تقریباً #یکسان بوده است.
🔺 #شیب_نزولی نمرات ریاضی از خواندن نگرانکنندهتر است.
پینوشت:
(۲) متن توصیه سیاستی بنیاد هریتج، بخش آموزش و پرورش، پیوست شده است.
🌱 #فرمان_اجرایی_ترامپ #ایالات_متحده_آمریکا #انحلال_وزارت_آموزش #وعده_انتخاباتی
🧭 @education_policy
5️⃣ نکات و ملاحظات در انحلال وزارت آموزش و پرورش آمریکا
✍️ شهرام رامشت
۱. اتخاذ تصمیم کارشناسی، حتی با وجود مخالفت عامه مردم
بیش از ۶۰ درصد مردم آمریکا با انحلال ستاد وزارت آموزش و پرورش #مخالف هستند.
۲. انتخاب نامی هوشمندانه برای ایجاد اجماع حداکثری
«#بهبود نتایج آموزشی از طریق توانمندسازی والدین، ایالتها و جامعه»
۳. انجام مطالعات طولی و تحلیلهای سیاستی-کارشناسی
مطالعات طولی بسیاری بر اساس دادههای قابل اطمینان و پایدار انجام شده و مبنای بسیاری از تصمیمها از جمله این #تصمیم قرار گرفته است.
۴. «ناکارآمدی ساختاری نظام آموزشی» معضل مشترک تربیت رسمی در جهان
«#ناکارآمدی_ساختاری_نظام_آموزشی» پدیدهای مزمن در خیلی از نظامهای آموزشی جهان است که به نوعی نشان میدهد اگر بخواهیم از منظر مالی و بهرهوری به آموزش و پرورش نگاه کنیم، میان ورودیهای سنگین (چه مالی، چه انسانی و چه زمانی) و خروجیهای تربیتی (یعنی کیفیت یادگیری، رشد شخصیتی، آمادگی برای زیست اجتماعی و...)، شکافی عمیق وجود دارد.
۵. افت کیفیت آموزشی بعد از کرونا
آمارهای ارائه شده در گزارش #بنیاد_هریتج نشاندهنده افت تحصیلی دانشآموزان در سالهای پس از کرونا است. این آمارها تقریباً به صورت مشابهی در همه نقاط جهان گزارش میشود و هنوز راهحلی عمومی برای رفع این آسیب گزارش نشده است.
🌱 #خطمشیگذاری_تربیتی #فرمان_اجرایی_ترامپ #ایالات_متحده_آمریکا #انحلال_وزارت_آموزش #وعده_انتخابات
🧭 @education_policy
خطمشیگذاری تربیتی
2️⃣ تعطیلی وزارت آموزش و پرورش فدرال 🔹 از آغاز #دولت_ترامپ، اداره بهرهوری امریکا (با مدیریت #ایلان
فرمان اجرایی انحلال وزارت آپ آمریکا.pdf
حجم:
50.1K
پیوست ۱: متن فرمان اجرایی انحلال وزرات آموزش و پرورش آمریکا
تربیت رسمی و عمومی
پرونده اسرائیل – قسمت اول
✍️ شهرام رامشت
اخیراً ترجمه کتابی در حوزه خطمشیگذاری تربیتی را به پایان رساندم که انشاءالله به زودی منتشر خواهد شد. نویسنده این کتاب یک پژوهشگر #صهیونیست است که به بررسی خطمشیگذاری تربیتی در قرن حاضر پرداخته و تأکید ویژهای بر نظام آموزشی #اسرائیل دارد. به همین دلیل، بخش عمدهای از مثالها و نمونههای مورد استفاده در کتاب، مربوط به #سرزمینهای_اشغالی است. به نظرم رسید، در این ایام آگاهی بیشتر از ابعاد مختلف نظام تربیتی این رژیم منحوس، ولو از منظر دشمنشناسی، برای علاقهمندان حوزه تعلیم و تربیت بیفایده نخواهد بود.
در سال ۱۹۴۹، مجلس #رژیم_صهیونیستی قانون آموزش اجباری را تصویب کرد که بر اساس آن، مسئولیت انحصاری آموزش همه کودکان بر عهده دولت قرار گرفت و تأمین مالی مدارس ابتدایی (پایههای اول تا هشتم) اجباری شد. چند سال بعد، در سال ۱۹۵۳، قانون آموزش دولتی این رژیم تصویب شد که هدف آن، یکپارچهسازی تمام جریانهای آموزشی در قالب یک نظام آموزش عمومی مشترک با برنامه درسی واحد و قطع وابستگی نهادهای آموزشی به جریانهای سیاسی بود.
طبق قوانین این رژیم، مدارس به سه دسته قانونی تقسیم میشوند:
۱) مؤسسات قانونی رسمی: این مدارس تحت مالکیت کامل دولت هستند، معلمان آنها مستقیماً توسط دولت استخدام میشوند، بودجه آنها به طور کامل از سوی دولت تأمین میشود و تمامی مقررات و الزامات دولتی را رعایت میکنند.
این بخش شبیه به مدارس دولتی خودمان در ایران است.
۲) مؤسسات شناختهشده غیررسمی: اگرچه این مدارس در مالکیت رسمی دولت نیستند، اما معلمان میتوانند به طور مستقیم از سوی دولت یا به طور غیرمستقیم از طرف سازمانهای غیردولتی استخدام شوند و همچنان کارمند دولت به حساب آیند. این مدارس تا ۷۵ درصد از بودجه خود را از دولت دریافت میکنند، بخشی از الزامات دولتی را رعایت میکنند و در پذیرش دانشآموز، استخدام معلم و تدوین برنامه درسی آزادی عمل بیشتری دارند.
این وضعیت، در ایران مشابه ندارد. بهنظرم، چندپارگی فرهنگی در سرزمینهای اشغالی یکی از دلایل چنین مدارسی است که ان شاءالله در ادامه بیشتر از آن خواهیم گفت.
۳) مؤسسات معافشده: این دسته مدارس تحت مدیریت سازمانهای غیردولتی فعالیت میکنند و تنها حدود ۵۵ درصد از بودجه خود را از دولت دریافت میکنند؛ ضمن اینکه مشمول برخی الزامات و مقررات دولتی نمیشوند.
نام این دسته، از معافیت برخی مقررات دولتی گرفته شده و مشابه این را نیز در ایران نداریم! بخشهای خصوصی، نهاد دین، غیرانتفاعی و ... در این قسمت مدرسه داری میکنند. رد پای دولت در تأمین بیش از نیمی از نیاز این مؤسسات نیز نشانگر علاقه دولت به تنظیمگری از طریق ابزار مالی است. هر چند به ظاهر این مؤسسات ملزم به رعایت همه مقررات دولتی نباشند.
نقطه عطف این نظام، زمانی بود که در اواخر دهه ۱۹۶۰ قانون آموزش اجباری تا پایان پایه دهم گسترش یافت و آموزش متوسطه نیز به بخشی اساسی از نظام آموزشی #اسرائیل تبدیل شد. در نتیجه، امروزه اغلب مدارس ابتدایی این رژیم دارای وضعیت قانونی رسمی و بیشتر مدارس متوسطه دارای وضعیت شناختهشده اما غیررسمی هستند.
پینوشت
در برخی از یادداشتهای این مجموعه به ناگزیر عنوان «اسرائیل» استفاده شده که ممکن است ذهن مخاطب را به یک کشور معطوف کند. باید عرض کنم که: ما، دولت که هیچ، کشور که هیچ، قریه که هیچ، ما طویلهای هم به نام #اسرائیل نمیشناسیم، حتی اگر همه دنیا آن را به رسمیت بشناسند. «شهید نصرالله»
🌱 #پرونده_اسرائیل #خطمشیگذاری #دشمن_شناسی #تربیت
🧭 @education_policy
زیرنظامهای آموزش و پرورش
پرونده اسرائیل - قسمت دوم
✍️ شهرام رامشت
در حال حاضر، نظام آموزش و پرورش #اسرائیل شامل چهار زیرنظام مجزا است: دولتی یهودی-غیردینی، دولتی یهودی-دینی، دولتی عربی و یهودی «مستقل» (حریدیها(۱)). این زیرنظامها از نظر ساختار اداری و اجرایی، و نیز میزان نظارت دولت بر آنها، تفاوتهای قابل توجهی دارند.
۱. جریان دولتی یهودی-غیردینی
این جریان با هدف توسعه دانش، مهارتها و ارزشهایی طراحی شده که با سبک زندگی در روح قانون اساسی کشور هماهنگ باشد، بدون وابستگی به هیچ حزب یا گروه قومی. این بخش ۴۴٪ جمعیت دانشآموزی را پوشش میدهد.
۲. جریان دولتی یهودی-دینی
این جریان با هدف پرورش دانش، مهارتها و ارزشهایی متناسب با سبک زندگی دینی ایجاد شده است. در مسائل مربوط به پداگوژی و ایدئولوژی از استقلال قابل توجهی برخوردار است. این بخش ۱۴٪ جمعیت دانشآموزی را دربر میگیرد.
۳. جریان دولتی عربی
این بخش با عنوان «آموزش عربی» شناخته میشود و معمولاً تمامی بخشهای غیرِ یهودی را دربرمیگیرد: بخش عرب (حدود ۷۲٪ جمعیت غیرِ یهودی)، بخش بدوی (۲۰٪)، دروزی (حدود ۷.۸٪) و چرکس (در حدود ۰.۲٪).
همچنین میتوان شاخههای آموزش عربی دولتی را بر اساس دین تقسیم کرد: ۸۴٪ مسلمان، ۸٪ مسیحی و ۸٪ دروزی. این جریان ۲۷٪ جمعیت دانشآموزی #اسرائیل را شامل میشود. نزدیک به ۲۰٪ دانشآموزان عرب در #اسرائیل در نظام آموزش عربی شرق اورشلیم تحصیل میکنند. در دهه ۱۹۹۰، نظام آموزشی شرق اورشلیم از برنامه درسی اردن به برنامه درسی فلسطینی تغییر یافت و بیشتر دانشآموزان در آزمون نهایی وابسته به تشکیلات خودگردان فلسطین شرکت میکنند و تنها حدود ۵٪ از آنها در آزمون نهایی نظام آموزش #اسرائیل شرکت دارند.
۴. جریان مستقل آموزش یهودی ارتدوکس حریدی
این جریان با هدف پرورش دانش، مهارتها و ارزشهایی متناسب با سبک زندگی حریدی طراحی شده است. جامعه حریدیها مجموعهای از جوامع دینی یهودی است که با وجود الگوهای مشترک فکری و رفتاری، در سایر ابعاد بهشکل شاخصی از یکدیگر جدا هستند. مدارس حریدیها به صورت کاملاً مجزا برای دختران و پسران فعالیت میکنند. در سال ۲۰۱۰، حدود نیمی از دانشآموزان این مدارس که عمدتاً دختران بودند، در آزمون نهایی شرکت کردند. بقیه که بیشتر پسران هستند، تحصیلات خود را بدون فراگیری دانش پایه در ریاضیات، علوم و زبان انگلیسی به پایان میرسانند. این جریان حدود ۱۶٪ جمعیت دانشآموزی #اسرائیل را در بر میگیرد.
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✒️در نگاه اول، اینکه حدود نیمی از دانشآموزان در بخش غیردینی تحصیل میکنند، جلب توجه میکند. اما باید دانست که این به معنای آموزش سکولار دانشآموزان نیست. نقش آموزههای دینی و فرقهای در آموزش و پرورش #اسرائیل بسیار پررنگ است که انشاءالله مورد بحث قرار میدهیم. این افراد را میتوان مانند مدارس معمولی خودمان در ایران دانست. اما چیزی که به نظرم جالب است، تحصیل ۳۰ درصدی دانشآموزان در مدارس دینی؛ چه حریدی و چه غیرازآن است! زیاد نیست؟!
پینوشت
(۱) به گروهی از یهودیان سنتگرا و شدیداً مذهبی گفته میشود که به پیروی سختگیرانه از قوانین مذهبی یهودیت (هلاخا) و سنتها پایبند هستند. در اسرائیل، حریدیها بخشی مؤثر و پرجمعیت از جامعه یهودی هستند که شدیداً بر حفظ سبک زندگی سنتی، دوری از فرهنگ سکولار، و حفظ آموزش مذهبی تأکید دارند. بسیاری از مردان حریدی بهطور تماموقت به تحصیل دینی (در یشیوا) مشغولاند و در بازار کار مشارکت محدودی دارند. جمعیت حریدی در حال رشد سریع است و معمولاً نرخ زاد و ولد بالایی دارد.
🌱 #پرونده_اسرائیل #خطمشیگذاری #دشمن_شناسی #تربیت
🧭 @education_policy
برنامه درسی در جامعه ناهمگن
پرونده اسرائیل - قسمت سوم
✍️ شهرام رامشت
در بسیاری از کشورهای جهان رویکردهای مختلف آموزشی پذیرفته شدهاند، اما هر کشور بر اساس شرایط و ارزشهای خاص خود بر بعضی جنبهها بیشتر تأکید میکند. در #اسرائیل، آموزش و ارزشهای حاکم بر نظام آموزشی عمدتاً رویکردی ملی و محافظهکارانه دارد، چون این کشور خود را به عنوان دولت-ملت قوم #یهود معرفی میکند. با این حال، جامعه یهودیان #اسرائیل (که حدود ۷۵ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند) ناهمگن است و خود به چند دسته تقسیم میشود: ۴۵ درصد «سکولار»، ۲۵ درصد «سنتی»، ۱۶ درصد «مذهبی» و ۱۴ درصد «حریدی» هستند. علاوه بر این، حدود ۲۰ درصد جمعیت را عربها و ۵ درصد را سایر اقلیتها تشکیل میدهند.
این ترکیب جمعیتی ناهمگن، به شکلگیری رقابت و اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک در حوزه آموزش انجامیده است که نمود آن را میتوان در نوع طراحی برنامهدرسی مشاهده کرد. در سال ۱۹۴۸ و پس از تأسیس #اسرائیل، اولین دوره برنامهدرسی بر درونیسازی ارزشهای ملی و ایجاد نوعی «دیگ ذوب» (۱) برای یکسانسازی هویت شهروندان طراحی شد تا وحدت و برابری رسمی در جامعه گسترش پیدا کند.
در دهه ۱۹۷۰، با تقویت ارزشهای لیبرال و افزایش آگاهی قومی و سیاسی در میان گروههای اقلیت، وزارت آموزش و پرورش به سمت تهیه برنامههای آموزشی جدید حرکت کرد که محتوای آنها آکادمیکتر و بهاصطلاح عینیتر بود. حذف عناصر ملی و صهیونیستی که قبلاً بخشی از آموزش رسمی بودند، با انتقاد و مقاومت روبهرو شد.
از دهه ۱۹۹۰ میلادی، تحولات جمعیتی برجستهای مانند مهاجرت از اتحاد جماهیر شوروی سابق و رشد جمعیت یهودیان ارتدوکس حریدی و جامعه عرب، به تقویت رویکرد کثرتگرایانه در برنامهدرسی منجر شد. با این وجود، این تغییرات باعث شد منتقدانی نسبت به تضعیف نقش و نگاه ملی در برنامههای آموزشی واکنش نشان دهند.
مناقشه #ایدئولوژیک در برنامهدرسی، بهویژه در درس #تاریخ، کاملاً آشکار است؛ در آنجا تضاد و رقابت میان ارزشها برای شکلگیری حافظه جمعی وجود دارد. حتی زمانی که برخی موضوعات مشخص از برنامهدرسی حذف میشوند، باز هم تلاش دولت برای هدایت یک روایت ملی و یکدست مشهود است، گویی حذف این موضوعات باعث از دست رفتن دانش و هویت تاریخی گروههای ضعیفتر میشود.
در سالهای اخیر نیز، برنامهدرسی #مدنی به یکی از موضوعات بحثبرانگیز تبدیل شده است. تغییراتی که در محتوای مدارس و کتابهای درسی مدنی اعمال شده، نشانه گذار از یک رویکرد مبتنی بر دموکراسی لیبرال (تأکید بر حقوق فردی) به سمت دموکراسی جمهوریخواه (تأکید بر منافع جمعی) است. این تحول بازتابدهنده تغییرات اجتماعی، سیاسی و #ایدئولوژیک عمیقتری است که در جامعه #اسرائیل جریان دارد.
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✒️ رؤیای تأسیس کشور برای #رژیم_صهیونیستی، چالشها و مسائل جدیای در تربیت و آموزش افرادی با پیشینههای فرهنگی، قومی و اجتماعی ناهمگون ایجاد کرده است. این افراد از سراسر جهان به منظور مشروعیتبخشی به این موجودیت سیاسی گرد هم آمدهاند. یکی از مهمترین نمودهای این چالش، تغییرات مداوم و متغیر در سیاستهای برنامهدرسی، بهویژه در مؤلفههای تاریخی-اجتماعی #سرزمینهای_اشغالی ، طی دهههای اخیر است. این تغییرات پیدرپی نشاندهندهٔ نوعی بیثباتی و عدم انسجام در رویکردهای آموزشی این رژیم است. به قول خودمان، هرجای آن را درست میکنند، از جای دیگر بیرون میزند!
با این حال، فرضیه هوشمندانه دیگری نیز قابل طرح است: خطمشیگذاران آموزشی در #اسرائیل با رصد مداوم تحولات و ویژگیهای جامعهٔ ناهمگون خود، تلاش میکنند تا از طریق برنامههای درسی، نوعی یکدستسازی فرهنگی و اجتماعی را به پیش ببرند. به عبارت دیگر، خطمشی «دیگ ذوب» در برنامههای درسی این رژیم، در هر دهه به شکلی خاص نمود پیدا میکند. اگرچه از لحن نویسنده کتاب، اینطور بر میآید که فرضیهٔ نخست (وجود مشکلات اساسی و سردرگمی در خطمشیهای آموزشی) محتملتر است.
پینوشت
(۱) دیگ ذوب، اصطلاحی فرهنگی-اجتماعی در مورد جامعهای ناهمگون است که سیاستها در آن به یکدستشدن تدریجی جامعه میانجامد.
🌱 #پرونده_اسرائیل #خطمشیگذاری #دشمن_شناسی #تربیت #برنامه_درسی
🧭 @education_policy
دورههای برنامه درسی ایدئولوژیک
پرونده اسرائیل - قسمت چهارم
✍️ شهرام رامشت
در نگاهی کلی، آموزش همیشه با اهداف اجتماعی گره خورده است و خطمشیگذاران تلاش میکنند از مسیر آموزش به تغییرات اجتماعی جهت بدهند. بعضی دیدگاهها پا را فراتر میگذارند و معتقدند که آموزش ذاتاً سیاسی و ایدئولوژیک است؛ به بیان دیگر، همه آنچه در مدارس و نظام آموزشی رخ میدهد، چه آشکار و چه پنهان، به نوعی بازتابی از نگرشها و اهداف سیاسی جامعه است.
در بررسی نظام آموزشی #اسرائیل ، میتوان سه دوره مهم را در زمینه آموزش سیاسی مشاهده کرد:
دوره اول، دوران «جریانها و احزاب» است. در این دوران که از پیش از تشکیل دولت #اسرائیل تا تصویب قانون آموزش دولتی در سال ۱۹۵۳ ادامه داشت، آموزش ارتباطی تنگاتنگ با احزاب سیاسی داشته و تأمین منابع و اداره مدارس بر پایه گرایشهای ایدئولوژیک حزبی انجام میشده است.
پس از آن، با تصویب قانون آموزش «دولتی»، دوره جدیدی آغاز شد که هدف آن جدا کردن آموزش از سیاستهای حزبی بود و تلاش شد آموزش کاملاً حالت بیطرفانه پیدا کند. در این دوره، دخالت معلمان و دانشآموزان در بحثهای سیاسی و ابراز عقاید حزبی ممنوع شد. با این حال، منتقدان معتقد بودند این حالت «بیطرف سیاسی»، خود نوعی حفظ روایت مسلط جامعه و جلوگیری از اعتراض بود.
سومین دوره، از دهه ۱۹۸۰ آغاز شد و تاکنون نیز ادامه یافته است. در این مرحله، دولت تا حد زیادی از حوزه آموزش عقب نشست و بخش خصوصی و نهادهای غیردولتی نقش بیشتری پیدا کردند. اگرچه ظاهر آموزش رسمی و ساعات مدرسه «عاری از سیاست» نشان داده میشود، اما بیرون از این چارچوب – مثلاً در برنامههای جانبی و فوقبرنامه که توسط سازمانهای خصوصی اجرا میشوند – زمینهای برای نفوذ منافع سیاسی و اقتصادی به وجود آمده است. این وضعیت نوعی آموزش «شبهخنثی» نامیده میشود.
جالب اینجاست که برخی معتقدند اکنون این فضای ظاهراً خنثایِ سیاسی، بیشتر در مدارس عربی برقرار است، در حالیکه آموزش رسمی یهودی به شکل مستقیمتری در خدمت ترویج گرایشهای سیاسی خاص، بهویژه جریان راست اسرائیلی (۱)، قرار گرفته است.
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✒️ اساساً برنامه درسی و تربیت رسمی، یعنی تربیت ایدئولوژیک؛ و این ربطی به ایران ندارد و میبینیم که در #سرزمینهای_اشغالی و سایر نقاط جهان نیز چنین است. نکته جالب اما، سوء استفاده از اختیار در برنامه درسی گروههای اقلیت است که پیشتر درباره آن گفته بودیم. در نگاه اول اختیار در برنامه درسی گروههای مختلف از جمله اعراب خیلی شیک و دموکراتیک به نظر میرسد. اما در عمل، شمشیر دولبه اختیار در برنامه درسی آشکار میشود و سیاست عقیمسازی تربیت سیاسی در برنامه درسی اعراب را شاهدیم! درحالیکه بخش آموزش دولتی یهودی تمام قد ایدئولوژی جناح راست سیاسی را ترویج میکند...
پینوشت
(۱) در #اسرائیل ، گروههای راست سیاسی بهطور کلی به احزاب و جنبشهایی گفته میشود که از سیاستهای محافظهکارانه، ملیگرایانه و اغلب مذهبی حمایت میکنند. این گروهها معمولاً از گسترش #شهرکهای_یهودینشین در کرانهی باختری و قدس شرقی حمایت کرده و مواضع سختگیرانهای در قبال فلسطینیها و #امنیت_اسرائیل دارند. حزب لیکود به نمایندگی #نتانیاهو نیز از همین جناح است.
🌱 #پرونده_اسرائیل #خطمشیگذاری #دشمن_شناسی #تربیت #برنامه_درسی #تربیت_رسمی #تربیت_ایدئولوژیک
🧭 @education_policy
12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اعترافات سربازان اسرائیلی:
به من آموختهبودند تا باور کنم که هر کاری که با فلسطینیان انجام میدهم، از هولوکاستی دیگر جلوگیری میکند!
🌱 #پرونده_اسرائیل #خطمشیگذاری #دشمن_شناسی #تربیت #برنامه_درسی #تربیت_رسمی #تربیت_ایدئولوژیک
🧭 @education_policy
مهاجران و نابرابریهای قومی در نظام آموزشی
پرونده اسرائیل - قسمت پنجم
✍️ شهرام رامشت
در اولین سالهای تأسیس #دولت_اسرائیل، ترکیب جمعیتی یهودیان عمدتاً همگن بود و حدود ۸۰ درصد آنان ریشه اروپایی داشتند. اما به مرور زمان و با موجهای متوالی مهاجرتهای جمعی، سیمای جمعیتی کشور تغییر کرد و ساختار آموزش نیز بازتابی از این دگرگونی شد. به تدریج، تقسیم دانشآموزان میان جریانهای مختلف آموزشی به نوعی تقسیم قومی تبدیل شد.
مهاجران آسیایی-آفریقایی که وارد #اسرائیل میشدند، عمدتاً به سکونتگاههای اشتراکی، شهرهای کوچک اطراف یا مناطق حاشیهای شهرها هدایت میشدند. هرچند این #مهاجران در مدارس ابتدایی با دانشآموزان بومی همزمان تحصیل میکردند، اما کلاسهای جداگانهای برایشان در نظر گرفته میشد. این ترتیب، بازتابی از تفاوتهای آموزشی اولیه میان گروههای مهاجر بود.
بررسیهای انجام شده در اوایل دهه ۱۹۵۰ نشان میدهد که درصد بالایی از مردان و بهویژه زنان مهاجر آسیایی-آفریقایی به مدرسه ابتدایی دسترسی نیافته بودند، در حالی که مهاجران اروپایی از وضعیت به مراتب بهتری برخوردار بودند. همین تفاوتها سبب شد که در ابتدای دهه ۱۹۵۰، بخش عمدهای از فرزندان مهاجران ـ که بیشترشان آسیایی-آفریقایی بودند ـ جدا از کودکان متولد #اسرائیل یا خانوادههای اروپایی آموزش ببینند.
در این دوره، با گسترش دسترسی به #آموزش_ابتدایی ، وزارت آموزش و پرورش نوعی آزمون نظرسنجی را برای نوجوانان دوازده تا سیزده ساله برگزار کرد تا مشخص شود آیا آنان برای ادامه تحصیل در مسیر آموزش #متوسطه_عمومی یا آموزش #فنیـحرفهای مناسب هستند؛ آموزشی که مهارتهای لازم برای بازار کار را ارائه میداد. نتایج این روند در اواخر دهه ۱۹۶۰ آشکار شد: در میان دانشآموزانی که رشته عمومی را برگزیدند و در کنکور شرکت کردند، نسبت افراد با ریشه اروپایی ملموستر از آسیایی-آفریقایی بود، درحالیکه در بین دانشآموزان مسیر فنیـحرفهای ـ که کمتر در کنکور شرکت میکردند ـ برعکس، سهم دانشآموزان آسیایی-آفریقایی بالاتر بود.
در سال ۱۹۶۸، #دولت_اسرائیل تصمیم به اصلاحات ادغام و بازسازی ساختار آموزش گرفت. ساختار دوبخشی پیشین ـ محدود به دوره ابتدایی و دبیرستان ـ جای خود را به ساختاری سهمرحلهای (ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان) داد و هدف اصلی آن ادغام دانشآموزان آسیایی-آفریقایی و اروپایی در مدارس دبیرستانی بود. این اصلاحات، اما کند پیش رفت، زیرا با مقاومت و فشارهای محلی، به ویژه از سوی جمعیت مهاجران قدیمی اروپایی، روبهرو شد. به همین دلیل، حتی پس از گذشت ۲۴ سال از آغاز این اصلاحات، یعنی در سال ۱۹۹۲، تنها ۵۹ درصد دانشآموزان کشور تحت پوشش نظام آموزشی سهمرحلهای قرار گرفتند.
این تفاوتهای اولیه در سطوح تحصیل، همراه با تمایلات غیررسمی و سیاستهای رسمی برخی گروههای بومی یا ساکنان قدیمیتر اروپایی، به جدایی نسبی آنها از مهاجران جدید آسیایی-آفریقایی بر اساس تفاوتها و پیشداوریهای فرهنگی دامن زد. در نتیجه، #جامعه_یهودی_اسرائیل به سوی ساختار اجتماعی-اقتصادی طبقهبندی شده بر اساس خطوط قومی حرکت کرد و این وضعیت تا سالها تداوم یافت.
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
✒️ #تبعیض به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از فرهنگ #یهودی_صهیونی نه تنها نابرابری قوم یهود در برابر سایر اقوام را شامل میشود، بلکه در میان تیرههای مختلف قوم یهود نیز نمود دارد. #تبعیض_نژادی در میان مهاجران به #سرزمینهای_اشغالی یکی از معضلات جامعه چند فرهنگی اسرائیل است که از زمان مهاجرتهای گسترده بهخصوص از نقاطی بجز اروپا، چالشهایی را در نظام آموزشی ایجاد کرده است. برخی از مهاجرین، از جمله آسیایی-آفریقاییها، در مقابل مهاجران اروپایی، شهروند درجه دو به حساب میآیند و محل سکونت آنها و مکان آموزش آنها عمدتاً جدا از اروپاییان بوده است. استفاده از آزمونهای تعیین مسیر آینده تحصیلی برای نوجوانان، خود به ابزاری برای تداوم و تعمیقِ جداییهای قومی-اجتماعی و #بازتولید_طبقات بدل شد. درصد بالای دانشآموزان آسیایی-آفریقایی در شاخههای فنی-حرفهای، و حضور غالب دانشآموزان اروپاییالاصل در رشتههای عمومی و دانشگاهی، نشاندهنده استمرار این شکاف بود. هرچند هدف اصلاحات آموزشی رژیم، ادغام گروهها و ارتقای عدالت آموزشی بود، اما فشارهای اجتماعی و مخالفتهای گروههای صاحب نفوذ، بهویژه اروپاییها، موجب کندی فرآیند اصلاحات و تداوم ساختار طبقهبندی شده شد. همه این عوامل باعث شکلگیری و تثبیت ساختاری طبقاتی و طبقهبندیشده در جامعه #اسرائیل بر اساس خطوط قومی شد که نه تنها در آموزش بلکه در عرصههای اجتماعی و اقتصادی کشور نیز تأثیر ماندگاری گذاشته است.