eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
14.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
372 فایل
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها #اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیه_والنصر #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f
مشاهده در ایتا
دانلود
( سلام الله علیها ) مبر ز خانه یِ حیدر صدای گرمت را « علی » بگو ... شنوم آن نوای گرمت را ز چشم من ، مبری خنده های گرمت را بخوان دوباره نماز و دعای گرمت را قیام نیمه شبانت عجب تماشائیست در آسمان ، زِ قنوت تو شور و غوغائیست بتاب در دلِ شبهای تارِ من « زهرا » بمان برای همیشه کنار من « زهرا » ببین به حالِ دل بیقرار من« زهرا » اَنیسِ بیکَسی ام غمگسارِ من « زهرا » به پای سفره یِ خالی زِ « نانِ » من ماندی یه روز امیرالمومنین آمد توو خانه ، گفت : فاطمه جان ، آیا غذایی هست من چیزی بخورم ؟ حضرت عرضه داشت یا علی ، سه روزه توو خانه غذا نداریم ، ... فاطمه جان چرا به علی نگفتی ؟ عرضه داشت یا علی ، گفتم اگه بگم ، شاید نتونی غذا تهیه کنی ، خجالت بکشی ... به پای سفره یِ خالی زِ « نانِ » من ماندی در اوجِ غُصّه و غم همزبان من ماندی ( امشب میخوام روضه رو از زبان امیرالمومنین برات بگم ، این چند بیت رو : ) از آن زمان که دو دستت زِ کار افتاده ( الهی هر کسی توو خونه مریض میشه ، مادر مریض نشه ، مخصوصا مادری که بچه ی خُردسال داره ، هرکسی توو خونه بیمار بشه ، مادر پرستاری میکنه ، اما اگر مادر بیمار بشه ، همه هم پرستار بشن ، باز هم کُمیتِ خانه لَنگه ، ... فدای اون بچه هایی که چند روزه مادرشون دیگه نمیتونه از بستر بلند بشه ، دورِ مادر میگردند ... ) از آن زمان که دو دستت زِ کار افتاده تمام خانه ی من از مِدار افتاده ؟ حسن ز داغِ رُخت بیقرار افتاده غریب و خسته کنار تو ، زار افتاده مگو که می روم و می سپارمت به خدا که تا به روز ابد دوست دارمت ، به خدا ( امشب نباید کسی آروم باشه ، کسی نباید ساکت باشه ، امشب شب بی مادریِ همَمونه ، امشب باید زیر لب بگی : مادر ، مادر ، مادر ... ) مرا دوباره صدا کن « اباالحسن » ، زهرا سخن زِ درد جدایی مزن به من ، « زهرا » ( نگو علی خداحافظ ) مگو که دخترِ تو آورَد کفن « زهرا » (یا فاطمه ... الهی اگه دختری بی مادر میشه ، دختر پنج ساله نباشه ، دختر چهار پنج ساله ، تازه نیاز به مادر داره ، دلش میخواد مادر بغلش بگیره ، مادر موهاشو شانه بزنه ... ) مگو که دخترِ تو آورَد کفن « زهرا » به پیشِ چشمِ غریبم نفَس نزن « زهرا » این دستت رو بیار بالا داد بزن ، بگو مادر ، مادر ... ( سلام الله علیها ) 4/9/1402
|⇦•نبودی زندگی.... وتوسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده ۱۴۰۱ به نفس حاج محمد کریمی •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ نبودی زندگی ویرون شده بود حال و روزمون پریشون شده بود خونه ایی که تو رو از علی گرفت بعد تو شبیهِ زندون شده بود بی تو خواستم بمیرم اجل نذاشت کسی پیشِ پام یه راه حل نذاشت به خدا توی محل خودمون بعد تو کسی به ما محل نذاشت مدینه میخواست هراسونت کنه پشتِ زخم کاری پنهونت کنه چون تو خونه ی علی بودی کسی نیومد دوا و درمونت کنه تو آتیش بال تو بی پر شده بود وقتی شعله چند برابر شده بود تو نشون ندادی اما فهمیدم فهمیدم موهات کوتاهتر شده بود روی خاک جاده بودی یادمه دل به غربت داده بودی یادمه چهل نفر رد شدن از روی در و زیر پا افتاده بودی یادمه زخماتو دیدم بازه افتادم شب تشییع جنازه افتادم حرف اون چهل تا نامرد و زدم یاد چهل تا نعل تازه افتادم میدونی نعل با بدن چه میکنه بایه جسم بی کفن چه میکنه میدونی یکی بشینه رو سینه ات وقت دست و پا زدن چه میکنه ای حسین....
Fadaeian_Fatemiyeh1401-05_14011003_12.mp3
14.72M
|⇦نبودی زندگی .... وتوسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده ۱۴۰۱ به نفس حاج محمد کریمی ✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ فاطميه قصه گوي رنجهاست فاطميه تفسير سوز مرتضي ست فاطميه شعر داغ لاله است قصه ي زهراي 18 ساله ست فاطميه شرح ديوار و در است دفتر در مقام سخت زينب پرور است
|⇦•ترانه ی بهشت... وتوسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده فاطمیه ۱۴۰۱ به نفس سید رضا نریمانی •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ ترانه ی بهشت، صدای مادره رضایتِ خدا رضای مادره بهشت، دعای مادره سایه ی رحمت، مادر الگوی عفّت، مادر صاحبِ جنّت، مادر شفیع روزِ جزا صدیقةُ الکبری حوراء الانسیه،محدَثه،راضیة المرضیه منصوره،معصومه،طاهره المطهره،عالیه ریحانه،حنانه،ممتحنة عالمة المهدیه «یا زهرا...یازهرا...یازهرا...یازهرا....» صفای خونه از صفای مادره تمومِ زندگیم برایِ مادره جونم فدای مادره مادر ای مهتابِ من گوهرِ نایابِ من مادرِ اربابِ من انسیة الحوراء یا أمُّنا زهرا با تو من آرومم بدون تو اگه باشم آشوبم دور از تو بد میشم ولی میون روضه ت من خوبم عمریه از عشقِ حسینِ تو به سینه ام خودم می کوبم «یا زهرا...یازهرا...یازهرا...یازهرا..‌.» حسین حسین رویِ لبایِ نوکره حسین حسین نوای قلبِ خواهره حسین غریبِ مادره بهترین سرپناهه خیمه ی ثارُاللهِ یا اباعبداللهِ،وسیلةُ السُعدا.... یا سَیدُالشهدا...یا سیدُالشهدا.... دردامو از بینِ اشکِ چشایِ خیسِ من می خونی دلتنگِ آهنگِ اذونِ کربلا شدم، می دونی می مونم پایِ تو،تو هم توی قبر کنار من می مونی «یازهرا...یازهرا...یازهرا....یازهرا....»
4_5886370661919624745.mp3
18.46M
|⇦• ترانه ی بهشت... و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده فاطمیه۱۴۰۱ به نفس سید رضا نریمانی✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ یک جمله بُوَد ذکرِ لبِ حضرت زهرا مَن ماتَ عَلی حُبِّ علی ، ماتَ شهیدا ...
|⇦•شده وقت جدایی.... وتوسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده فاطمیه ۱۴۰۱ به نفس حاج عباس حیدر زاده •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ شده وقت جدایی رسیده شامِ آخر تو رفتی و سیاه است همه ایام حیدر خداحافظ ای یاسِ پنهانم خداحافظ ای فاطمه جانم در آغازِ جوانی شدی قامت کمانی ... زده بر پیکرِ تو فلک، رنگِ خزانی بمیرم برایت که پژمردی تو در بینِ کوچه زمین خوردی «مرو مادر ، مرو مادر» در و دیوارِ خونین تو و این رویِ رنگین امان از تازیانه امان از دست سنگین کبودی شده قسمت رویت شکسته شد از کینه پهلویت «مرو مادر ، مرو مادر..» امان از داغ مادر امان از آهِ مُضطر امان از کوچه ها و طناب و دستِ حیدر امان از هجوم عدویِ پست زده تازیانه به رویِ دست «مرو مادر، مرو مادر ..» میان خاکِ غربت تنت را می گذارم رسیده بر لبم جان دگر طاقت ندارم عجب ماتمی در دلم جا شد تو رفتی و پشت علی تا شد همه هستیم رفتی از دستم پریشان و شرمنده ات هستم علی یا علی ، علی یا علی .. «کُشتند زهرا را همسرِ مولا را ...» در وسطِ کوچه تو را میزدند کاش به جای تو مرا میزدند
5. نوحه.mp3
10.68M
|⇦• شده وقت‌جدایی... و توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها اجرا شده فاطمیه ۱۴۰۲ به نفس حاج عباس حیدر زاده✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ توو برو بیا، می زد فاطمه رو خیلی بی هوا می زد فاطمه رو علی حق داره یه گوشه دق کنه یه غلام سیاه می زد فاطمه رو
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 🦋🎋🦋 یادواره شهدا،،،،،،مثنوی دوش آماده شدم تا غزل آغاز کنم. باب شعری به هوای شهدا باز کنم. روی دفتر قلمم سُر شد و لرزید که باز. نام زیبای شهید آمد و ما غرق نیاز. ناگهان حس عجیبی به دل من افتاد. دستی از غیب مسیر دگری بر من داد. گفتم انگار قرار است جوانی بکند. مثنوی جای غزل واژه پرانی بکند. با مدد از شهدا مثنوی آغاز شده. دری از شور و شعف در دل من باز شده. بسم رب الشهدا گفتم و آغاز سخن. نشود یاد شهید از دل عشاق،کهن. شهدا نقطه ی عطفند ز ایثار و وفا. رسد از ما به شما در همه ایام جفا. شهدا آینۂ شور و صفایند هنوز. باعث عزت دین این شهدایند هنوز. شهدا فاتح میدان نبردند همه. بر سر محور توحید بگردند همه. شهدا اسوۂ صبرند در آن دشت جنون. لب خشکیدۂ شان تر شده در ساحل خون. میکنم باب سخن از شهدا باز امشب. ما پر از سوز نیاز او به همه ناز امشب. ناز کن ناز که تا بی تو شوم غرق نیاز. باز کن یک دری از باب بهشت امشب باز. بس کنم، نام شهید آمد و دلها شیدا. حزن و اندوه ز رخسار شماها پیدا. روی سنگی بنوشتند بصیر اینجا هست. دل این قافله بی آب خودش دریا هست. روی قبر دگری مادر خونین جگری. با ولع بوسه زند روی مزار پسری. درد دل میکند انگار خودش می داند. واژه ها حس غریبیست که در دل ماند. وصف حال پسرش را من از او پرسیدم. اشکِ باران شده از چشم ترش را دیدم. زخمها یک به یک از سینۂ مادر جاری. گفت، مادر تو هم انگار ز من بیزاری؟ میدهم من قَسَمت بر شه بی غسل و کفن. با دل سوخته ی مادر خود حرف بزن. یاد آنروز که از من سند میدان خواست. اذن دادم ولی آشوب،در این دل برپاست. عاقبت اذن جهاد از منِ مادر بگرفت. مددی از شه افتاده و بی سر بگرفت. رفت و دیدم ز رخش شوق وصال رخ دوست. گفتم از هر چه که باید سخن دوست نکوست. تا که نام شهدا از دهنم جاری شد. واژه ها هر چه گران بود قلم کاری شد. ➖ این شهید است کنون میل پریدن دارد. رقص خون در نگه یار چه دیدن دارد. میرود تا که رگ شیعه نمایان سازد. سربلند از هدفش مصحف قرآن سازد. میرود تا که دگر صاعقه طوفان نشود. بر تو این شام،دگر شام غریبان نشود. ➖ میرود تا که جهان شعله به آذر نزند. "سر سجاده کسی تیغ به حیدر نزند." میرود تا که تو را باز تماشا نکنند. و تو را در وسط معرکه حاشا نکنند. ➖ میرود تا که اسیر غم دنیا نشوی. میرود تا که در این معرکه تنها نشوی. میرود تا که تنت حیف در عالم نشود. روح عرشیّ تو یکدم به خدا کم نشود. جبهه و جنگ نشان از شهدا را دارد. و بسیجی به دلش سوز دعا را دارد. ➖ اینکه رفته است زند سر به جنون. در سرش عشق حسین است،کنون. شوق دیدار رخ دوست کند شیدایی. خوش به حال تو شهید اینکه چنین پیدایی. جبهه و جنگ چه گویم تو بگو محشر بود. تیر و ترکش همه در حول یکی محور بود. ➖ روی مین رفته که تا معبر دیگر بزند. به هوای خودش از خود به خدا پر بزند. سنگری کنده در آن دور که تنها باشد. از کم و بیش جدا گشته که دریا باشد. ➖ فکر تسبیح و دعا در وسط سنگر بود. از خودش غافل و در فکر غم رهبر بود. ناگهان ترکش خمپاره غمی بر پا کرد. دشت خشکیدۂ آن منطقه را دریا کرد. ➖ همه گفتند که از غم شده آزاد انگار. به گمانم که رسید عاشق دلداده به یار. رفت اما چه غریبانه ، ز ما دلگیر است. به خود آیید چو امروز که فردا دیر است. ➖ در دمِ سازِ پر از سوز و ریا دم نزنید. حرفها پشت سرِ زاده ی آدم نزنید. عشق،ایثار، وفا در همه جا گم شده است. هرزگی، این همه سرگرمی مردم شده است. ➖ ما ز رخسار پر از درد شما شرمنده. رُخِتان تا به ابد در دو جهان تابنده. به دل سوختۂ مادر خوبان سوگند. به همان سینۂ سوزان شهیدان سوگند. دست از راه تو هرگز نکشانیم،شهید. در غمت تا به ابد اشک فشانیم شهید. ما گرفتار هواییم خدا رحم کند. در پی یک نخ کاهیم خدا رحم کند. عرفا غرق خدایند ولی می ترسند. ما که افتاده به چاهیم خدا رحم کند. احمد صالحی 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
. 🏴 ۱۴۰۲ سلام الله علیها ✍ 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ درمون دردای منی / اما خودت درد می‌کشی آی نفس گرم علی / نفسای سرد می‌کشی درد می کشی - از شهر نامرد می‌کشی داری توو قاب خونمون یه پاییز زرد می‌کشی خزون من - خمیده‌ی جوون من از این بعد از چاه بگیر نشون من من تنهام // تنهاترم نکن خاک غم // روی سرم نکن یا زهرا ۳ 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ حرف نبودن می‌زنی / که علی‌ رو جا بذاری منو با بچه‌هات چطور / می‌تونی تنها بذاری؟! زهرا نرو - حداقل حالا نرو تا وقتی که قلبم بشه احیا نرو زهرا نرو - حداقل تنها نرو بی بال و پر می‌شم آهای بال و پر دنیا نرو من زخمم // خونین دلم برات تو باش و // حیدر بمیره جات یا زهرا ۳ 〰️〰️〰️〰️〰️〰️ اگه بری ابرِ چشام / بارون نم نم می‌باره از در و دیوار خونه‌م / فاطمه‌ جان غم می‌باره غم می‌باره - رو سر عالم می‌باره انقده آسمون دلش پُره که هر دم می‌باره غم می‌باره - هرچی که ماتم می‌باره پیش یه‌ ذره گریه‌ی تو فاطمه کم می‌باره ای خانوم // مظلوم‌ عالمم بعد از تو // در رنج و ماتمم یا زهرا ۳ .
1. از چه مادر.mp3
10.6M
( سلام الله علیها ) از چه مادر سر تو بر زانو گرفتی پیش من از چهره ی خود رو گرفتی در سحر وقت نماز شب به ناله دست خود آهسته بر پهلو گرفتی یادم آمد بودی با عَدو رو در رو اشک چشمت جاری همچو خون پهلو خون پهلو دارم خود حکایت از غم گوئیا میبندی بار رفتنم گریه ها با چشم تارت ، از دعا بگذشته کارت آرزوی مرگ داری از خدا با حال زارت مهربان ای مادر من با چه رویی زد عَدو سیلی به رویت با غلاف و تازیان آمد به سویت چادرت خاکی ، تنت مجروح و زخمی بوی آتش میدهد هر تار مویَت بر سرم با دستت بی رمق زن شانه بوسه زن بر روی دختر دُردانه خون پهلو دارم خود حکایت از غم گوئیا میبندی بار رفتنم ای تمام هست و بودم ، مادر صورت کبودم در فشار درب و دیوار کاش من شاهد نبودم مهربان ای مادر من میکنم بر تو وصیت جان مادر میزنی آتش به من با دیده ی تر یاریَم کن بشنو از من این سفارش زینبم جان تو و جان برادر امتداد این غم کربلا پا برجاست دِه حسینم یاری ، او غریب و تنهاست روی صحرا پیکر او ، بر سر نیزه سر او جای زهرا مادری کن بوسه زن بر حنجر او مهربان ای مادر من کربلا منظومه ی احساس داری یک رقیه کودکی چون یاس داری حفظ معجر کن مخور تا که مادر شیرمردی همچو یک عباس داری روی تل میبینی خنجری بر حنجر شمر دون میبُرَد از حسین من سر غرق در خون خسته بی حال ، ناظری بر حال و احوال کـن مرا یاری میان ازدحام و حول گودال مهربان ای مادر من
دعای خانم در حق امت و دست شکسته : اسماء نقل می کند : در لحظات پایانی عمر حضرت زهرا سلام الله علیها متوجه او شدم . دیدم ابتدا غسل کرد و در خانه ، مشغول راز و نیاز با خدا شد . جلو رفتم ، فاطمه را دیدم که رو به قبله نشسته و دست هایش را به سوی اسمان بلند کرده و چنین دعا می کند : خدایا ! به حق پدرم محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم و دوستی و علاقه ای که به من دارد ، به همسرم علی علیه السلام و اندوهی که در دل نسبت به من دارد ، به حق فرزندم حسن و گریه اش بر من ، به حق حسینم و ناراحتیش بر من . خدایا ! به حق دخترانم قسم . به آه و ماتمشان ، از تو می خواهم که گنهکاران امت پدرم را مورد رحمت قرار دهی و آنان را به بهشت راه دهی (1) . حضرت زهرا سلام الله علیها با این همه جفایی که امت به او و شوهرش روا داشتند ، باز این چنین لطف و دلسوزی می کند . این است مهربانی حضرت ! این است سوز دل فاطمه ! اما این نامردمان جواب این همه محبت و دلسوزی حضرت را چگونه دادند ! کاری کردند که همان دستی که همیشه برایشان به دعا بلند می شد ، شکسته و کبود و بی رمق و خونی شد ... ای گوهر درج حیا فاطمه فاطمه یافاطمه یافاطمه خیز و دعا در حق همسایه کن بر سر مرغان حرم سایه کن خیز و نماز شب خود را بخوان قصه تاب و تب خود را بخوان خیز زجا نور دو عینم ببین اشک یتیمی حسینم ببین چون حسن آید به برش می کشم دست نوازش به سرش می کشم اینجا بود که حسنین آمدند و صورت به کف پاهی مادر گذاشتند و صدا زند واامّا و اامّا واامّا و بعد از این تصویر همیشه همه گفتند بهشت زیر پای مادران است (حسنین زیر پای زهرا افتادند) من که نگه داشته ام پاس تو دوخته ام دیده به دستان تو دوخته ام با جگر سوخته دیده به دیوار و در سوخته گلشن جان ، بی بر برگ شد فاطمه افسوس جوان مرگ شد مایه حیرت به خدا صبر توست لیله ی قدری و نهان قبر توست شاعر: شفق(محمد جواد غفور زاده)