eitaa logo
کانال نوحه وسینه زنی یا زینب(سلام الله علیها)
14.5هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
370 فایل
#کانال_نوحه_یازینب_سلام_الله_علیها #اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیه_والنصر #هدیه_محضر_امام_زمان_عج_صلوات http://eitaa.com/joinchat/2288255007C8509f44f1f
مشاهده در ایتا
دانلود
4_5801095310323223368.mp3
3.35M
❣﷽❣ 🔳 🔳 به جایِ اشک می چکه خون از چشام میرسه تا آسمونا ناله هام جیگرِ سنگ آب شده از گریه هام چهار تا پسر داشتم چهار تا قمر داشتم چهار یلِ سردار و تیغِ دو سر داشتم هر چهار تا فدا سر فاطمه قربانیِ پسرِ فاطمه ... چهار تا پسر داشتم چهار تا قمر داشتم چهار یلِ سردار و تیغِ دو سر داشتم به جای اشک میچکه خون از چشام میرسه تا آسمونا ناله هام جیگر سنگ آب شده از گریه هام مدینه از ناله هام غوغا شده قد من هم مثل زینب تا شده صدای گریه م مثه زهرا شده چهار تا امیر داشتم چهار بچه شیر داشتم چهار اقیانوس تو قلبِ کویر داشتم عباسم برا حسین جون سپرد خوش حالم که پسرم آب نخورد چهار تا پسر داشتم چهار تا قمر داشتم چهار یلِ سردار و تیغِ دو سر داشتم کنار من دخترایِ فاطمه برا پسر هام گریونن همه رو لبشون روضۀ عباسمِ چهار تا شهید داشتم سروِ رشید داشتم پایِ ولی چهارتا ، عبد و مرید داشتم جون دادن فدائیام ، با حسین نالۀ روز و شبام ، یا حسین 🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🌹 ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
🥀بعد از شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)، امیرمؤمنان حضرت علی(ع) به برادرش عقیل فرمود: برای من بانویی انتخاب کن تا از او فرزندان شجاع و دلیری نصیبم شود گویا حضرت، از همان ابتدا برای تربیت یاور حضرت سیدالشــهدا (ع) برنامه ریزی کرده بود. عقیل نیز که آگاه به نسب قبایل مختلف عرب بود، انگشت اشاره بر ام البنین نهاد.. فاطمه (ام البنین) از خاندانی ولایت مدار و اصیل بود. 🥀 ▪️خاندانی که از صفات جوانمردی، دلیری، شجاعت و .. بهره ای وافر داشتند. پدرش «حزام بن خالد بن ربیعه» مردی شجاع و مادرش «ثمامه»دختر سهیل بن عامر بن جعفر بن کلاب از بانوان اصیل عرب بود. تا آن جا که در برخی کتب، نام یازده تن از مادران او را بر شمرده اند که همه، از مادران نجیب و همسران اصیل روزگارشان بوده اند. 🖤ام البنین صفات برجسته ای در وجود خویش داشت که برخی از آنان مانند شجاعت، دلیری، وفاداری، هنرمندی (ادبیات) و عزت نفس را می توان موروثی دانست و برخی صفات چون ایثارگری، ولایت پذیری، فدایی امامت شدن و تربیت جوانان صاحب بصیرت و آگاهی را بعد از ازدواج با علی (ع) بروز داد. 🩶حضرت علی(ع) با ام البنین ازدواج کرد. اين بانوي بزرگوار قبل از علی (ع) با کسی دیگر ازدواج نکرده بود وتمام عمرش را در راه تربیت چهار پسر برومندش (عباس، جعفر، عبدالله و عثمان) گذراند تا در روز رویارویی عظیم حق و باطل، فرزندانش یار و یاور امام دوران، حسین بن علی(ع) باشند و مسیر هدایت را تا ابد زنده و روشن بدارند..🥀
. مرد میدان شوری میان سینه ها انداخت قاسم ما را به یاد کربلا انداخت قاسم کوچ پرستوهای عاشق، ناله ی او گردانی از غم ، یار چندین ساله ی او جا مانده بود و در به در دنبال راهی با بغض میبرد نامی از یوسف الهی در خلوت خود با شهیدان گفتگو داشت در عالم بالا فراوان آبرو داشت بیداری ما ارث عمری اهتمامش از جان گذشته ، جان فدا ، پای امامش مانند زهرا، قوت قلب ولی بود چون ذوالفقار حضرت سید علی بود در جبهه ی حق بود و باطل روبرویش هر لحظه صدها فتنه می آمد به سویش اوج بصیرت موج میزد در طریقش دلداده یعنی او ، به معنای حقیقش در سنگر تبیین ، جهادش بی مثل بود قاسم سلیمانی ما ، مرد عمل بود فرمانده ی لشکر ولی سرباز دین بود در زندگانی با امیرالمومنین بود او با یتیمان مثل بابا مهربان بود خاکی ترین سردار تاریخ جهان بود کرده سفارش عهد و پیمان با ولی را حفظ قرارگاه حسین بن علی را تکلیف کرده بر همه روشنگری را وقتی عزیز جان بداند رهبری را هیهات من الذله ، گردیده دم ما گشته فدای مکتب ما ، قاسم ما شیرین ترین نوع شهادت شد نصیبش کرب و بلا ، شب های جمعه ، بوی سیبش این سیلِ مشتاقان، حدیث نابِ نور است راهش زمینه ساز دوران ظهور است این بیشه دارد رسم سلمان پروری را "منّا شدن" در آستان حیدری را عاشق شدیم و قدمتی دیرینه داریم مهر علی و فاطمه در سینه داریم از روز اول تا به آخر با حسینیم ما ملت جان بر کفِ مولا حسینیم هر کس که با ایران سر سازش ندارد با غیرت ما یک دم آسایش ندارد می آید آقایی که منجی جهان است منظورم از منجی همان صاحب زمان است ما ذوالفقار حیدریم و در نیامیم آماده ی صبح سپید انتقامیم ✍ .
4_5789938063325008319.mp3
870.6K
❣﷽❣ 🥀 🥀 هارداسان با وفا ابالفضل آنووا وئر صدا ابوالفضل     جان وئرور دورد اوغول آناسی  گل باشیم اوسته یا ابوالفضل   گور نجه گوز تیکوب آنون یولاروا گل اوغول گوطلریم فدا قولاریوا     آخان گوزلر یولون گوزلر(2) قلبیمی غم سالوب فشاره اوخشیور گوزلر آبشاره گلمسون دفنیمه ابوالفضل   آنووی کیم قویار مزاره   گلمسون آدیمه اوغولسوز دییلر  گلمسون کیم مزاریمون اوسته گلر   گوزوم یاشین سیلن یوخدی   اورک دردین بیلن یوخدی ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••
🌹 چهارده صلوات 🌹ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ 🌹ﺍﻭّﻝ ﺑﻪ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﻣﺼﻄﻔﯽ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ 🌹ﺩﻭّﻡ ﺑﻪ ﺷﻪ ﻧﺠﻒ ﺳﻼﻣﯽ ﺑﮑﻨﯿﻢ 🌹ﺭُﺧﺴﺎﺭ ﻋﻠﯽ ﺷﯿﺮ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ 🌹ﺯﻫﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﻧﯿﻢ ﮐﺠﺎ ﺗﺮﺑﺖ ﺍﻭﺳﺖ 🌹ﯾﺎﺩ ﺁﻭﺭ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻧﺴﺎ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ 🌹ﺍﺯ ﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺴﻤﻮﻡ ﺳﻼﻡ 🌹ﻣﻈﻠﻮﻡ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺠﺘﺒﯽ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ 🌹ﻣﻈﻠﻮﻡ ﺩﮔﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﺩﺭ ﺧﻮﻥ ﺧﻔﺘﻪ 🌹ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﮐﺮﺑﻼ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ 🌹ﮔﻔﺘﻢ ﺯ ﺣﺴﯿﻦ ﭼﻮﻥ ﻧﮕﻮﯾﻢ ﺳﺠﺎﺩ 🌹ﺁﻥ ﭘﺎﮎ ﺍﻣﺎﻡ ﭘﺎﺭﺳﺎ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ 🌹ﭘﺲ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﻢ ﺁﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻌﺼﻮﻡ 🌹ﺩﺭﯾﺎﯼ ﻓﻀﯿﻠﺖ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ 🌹ﺻﺎﺩﻕ ﮐﻪ ﺭﺋﯿﺲ ﻣﺬﻫﺐ ﺷﯿﻌﻪ ﺑﻮﺩ 🌹ﺁﻥ ﺣﻨﺠﺮﮤ ﻋﻠﻢ ﻭ ﺿﯿﺎ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ 🌹ﯾﺎﺩ ﺁﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﮐﺎﻇﻢ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ 🌹ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺯﻧﺠﯿﺮ ﺑﻪ ﭘﺎ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ 🌹ﺭﻭ ﺟﺎﻧﺐ ﻣﺸﻬﺪ ﺍﻟﺮﺿﺎ ﮐﻦ ﻭ ﺑﮕﻮ 🌹ﺩﺭ ﻃﻮﺱ ﻏﺮﯾﺐ ﺍﻟﻐﺮﺑﺎ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ 🌹ﯾﺎﺩ ﺁﺭ ﺍﻣﺎﻡ ﺗﻘﯽِ ﺻﺎﺣﺐ ﺟﻮﺩ 🌹ﻫﻢ ﻫﺎﺩﯼ ﻭ ﻋﺴﮑﺮﯼّ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ 🌹ﺣﺎﻻ ﺗﻮ ﺑﯿﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﻣﻬﺪﯼ ﺑﺮﺳﯿﻢ 🌹ﺁﻥ ﺭﻭﺷﻨﯽ ﻭ ﻧﻮﺭ ﻫُﺪﯼ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ 🌹ﺍﻓﺮﻭﺧﺘﻪ ﻋﺮﺵ ﮐﺒﺮﯾﺎ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ 🌹ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺩﮔﺮ ﺁﻝ ﻋﺒﺎ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕ 🌹الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ 🌹 وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ ثوابش هدیه به چهارده معصوم و تمام اموات و شهدا و صلحا
سُئِلَ الاِْمامُ الْحُسَيْنُ عليه السلام عَنِ الاَْدَبِ، فَقالَ: هُوَ اَنْ تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِكَ، فَلا تُلْقِىَ اَحَداً اِلاّ رَأَيْتَ لَهُ الْفَضْلَ عَلَيْكَ. و موسوعة كلمات الامام الحسين عليه السلام ، 910. از امام حسين عليه السلام معناى ادب را پرسيدند؟ امام عليه السلام فرمود: ادب عبارتست از اينكه وقتى كه از خانه خارج مى شوى به هركسى برخورد مى كنى او را برتر از خود بينى. (يعنى هميشه ديگران را از خود بهتر بينى و احترام آنها را نگهدارى) 📘ديوان الامام الحسين عليه السلام ، ص99،
YEKNET.IR - zamine - vafat omolbanin 1402 - karimi.mp3
10.11M
┄━•●❥ ﷽ ❥●•━┄ 🔳 (س) 🌴 مَــرد مرد‌اسـت پسرت 🌴 مرهم درداست پسرت 😭💔 🎙محمود کریمی
4_5789514266017010631.mp3
7.66M
❣﷽❣ 🔘 👤 همه روزا رو با تنهایی می جنگه برا پسرش چقده دلش تنگه . ویلی ویلی علی الخیم ویلی ویلی علی الحرم چی سرت اومد پسرم ای پسرم . پسرامو کشتن فدا سر حسینم قمرامو کشتن فدا سر حسینم . پاییز اومد و برگ و بارمو گرفتن ثمرامو کشتن فدا سر حسینم . 🔘ای دل ای دل دوباره انگار عاشوراس 🔘ای دل ای دل صاحب عزاس امشب عباس . همه پسراش مث نور مهتابن همه پسراش فدایی اربابن . از نسل شاه لافتى شیران دشت کربلا جون به کف و دلشده ى خون خدا . با این که امان نامه واسشون آوردن یه ثانیه از خیمه ها تکون نخوردن . چار تا دلاور چهار تا شیر میدون علم حسینو رو شونه شون می بردن . 🔘ای دل ای دل دوباره انگار عاشوراس… . یه مادری که حالا دیگه تنها شد تشنه برای دیدن یه سقا شد . دلگیر از دست روزگار خسته دلتنگ و بی قرار اشک توو چشماش شبیهِ ابر بهار . داره میره اما با قامت خمیده حالا دیگه مادر به آرزوش رسیده . میگه همه جا بشنَوَن تموم مردم مادر اباالفضل یه مادر شهیده . 🔘ای دل ای دل دوباره انگار عاشوراس… 🌹هدیه به حضرت معصومه سلام الله علیها (صلوات)🌹 ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
. 🏴سبک روضه ای وفات حضرت فاطمه ام البنین سلام الله علیها 🏴بند اول طاقت بیار ام البنین روضه بخونه زینبت شنیده هارو دیده که قامت کمونه زینبت طاقت بیار ام البنین تورو به جونه زینبت ماجرارو بشنو فقط تو از زبونه زینبت ام البنین نبودی،ببینی کربلارو ام البنین ندیدی،خزون لاله هارو ندیدی روی نیزه،هجده سر جدارو دیگه پسر نداری تو تاج سر نداری عباستو کشتن بی بی دیگه قمر نداری ام البنین واویلا 🏴بند دوم طاقت بیار ام البنین برات بگم از علقمه گرفت سر عباستو رو دامن اونجا فاطمه طاقت بیار ام البنین برات آوردم یک سپر میخوای چی بشنوی بی بی میگیری از حسین خبر ام البنین نبودی،حسینو سر بریدن با نعل تازه اسبا،رو بدنش دویدن سر بریدشو رو،ی نیزه ها کشیدن دیگه پسر نداری تو نور عین نداری حسینتو کشتن بی بی دیگه حسین نداری ام البنین واویلا 🏴بند سوم طاقت بیار ام البنین تا بگم از شام بلا بردنمون بی بی مارو محله ی یهودیا طاقت بیار ام البنین تا بگم از بزم شراب نمیدونی چقدر بی بی دادن مارو اونجا عذاب ام البنین نبودی،بردنمون تو بازار ام البنین ندیدی،زینب و بین اغیار بی احترام شدم من،از بسکه دیدم آزار اونجا سر حسینت به زیر دست و پا بود دور و بر ما هم بی بی پر از نامحرما بود ام البنین  واویلا ✍🎵کربلایی امیرحسین سلطانی .👇
. |⇦•با عروساش... سلام الله علیها اجرا شده به نفس حاج مهدی رسولی ●━━━━━━─────── با عروساش، بین گذر، نشسته رو چادرش خاک چقدر، نشسته چندماهه که، بچه هاشو ندیده چندماهه اینجا، بی خبر، نشسته خبر دادن بهش، بشیر اومده اومده امّا، سر بزیر اومده منتظر یه کارِوون، امیر بود ولی یه کارِوون اسیر بود همه امیدش، دیگه ناامید شد خبر دادن که عباسش شهید شد نمیدونم، که از بشیر چی شنید روزگارش سیاه موهاش، سفید شد تلخی راهو واسشون عسل کرد مشکل بی مادری شونو، حل کرد ام البنین اومد توی قافله دخترای فاطمه رو، بغل کرد روزای خوب، تموم شد و شب رسید کاسه ی صبر همه، بر لب رسید چیزی نمونده بود بمیره زینب ام البنین به داد زینب رسید نوحه میخونه، واسه دردونه هاش مرهم داغ زینبه، شونه هاش عمه ی سادات میزنه رو سرش ام بنین میزنه رو گونه هاش *دست عبدالله رو گرفته، بدو عزیزم، ام البنین میدوه، پسر عباس میدوه، دید دروازه شلوغه، ام البنین نگاه کرد، یهو صفا رو وا کردن، مردا عقب ایستادن، راه باز کنید، خانم مدینه داره میاد، اومد جلو، خانمِ امیره، بشیر به لکنت افتاد، بشیر چه خبر؟ خانم اومدی، عباستو، پسراتو، شهید کردن. داره نگاه میکنه، بشیر حسینم؟ صدای ناله بلند شد، ام البنین.. "قُتِلَ الحُسین"، اونم چجوری، وَحیداً، عَطشاناً، عُریان..اینا رو شنید. ام البنین جمعیت رو زد کنار، یه جمله ای گفت: تا شنید" قُتِلَ الحُسین"، صدا زد پس بگو زینب خونه خراب شده دیگه.. بقیه کجان؟ام البنین بیرون شهرن، دروازه رو وا کردن. ام البنین هراسان اومد دید یه چند تا خیمه زدن، نگاه میکنه، تا دیدن ام البنین داره میاد،بچه ها دویدن، دور دامن ام البنینو گرفتن، دخترا سر یکی رو شونه، یکی رو سینه. هی داره نگاه میکنه، عبدالله هی چادرو میکشه، چته عزیزم؟ یوما.. یوما... جانم پسرم.. کجاست، عمه کجاست، کیو میخوای عزیزم؟ همه دخترا اومدن، سه ساله کجاست، کلثوم! رقیه کجاست؟ عبدالله هی سراغ رقیه رو میگیره.. زینب کجاست؟ شنید ام البنین اومده، ام البنین بیچاره شد، چرا؟، منتظر یه خانم رشیده ست، یه خانم حیدری، اما اونی که دارن میارنش، مگه زینب چندسالشه، یعنی چی دارن میارنش؟، حیدریه، ولی شبیه فاطمه شده. یه پیرزن، زیرِ بغلاشو گرفتن، داره میاد، ام البنین داره میدوه، او دید ام البنین داره میاد، صدا زد، وا عباسا، ام البنین دید زینبو، میزد تو صورت، وا حسینا... رسیدن به هم، سرا رفت تو بغل هم، شایدم رو خاک نشستن دوتایی، امام زمان ببخشید منو آقا.. انقده گریه کردن، انقده ناله زدن، زین العابدین فرمود: عزاست، چادر عزا بزنید، ام البنین دونه دونه داره سراغ میگیره، پرسید زینب با کی برگشتی؟، علی اکبرت، قاسمت، هر چی ام البنین می پرسید زینب سر تکون میداد، همه؟، بچه های حسن کو؟ حتی عبدالله؟، ام البنین مث مادرم زدنش، حتی وقتی رفتم، جنازه ش هم پیدا نکردم، زیر سُم اسبا یجوری له شد، اصلا پیدا نکردم عبدالله رو... ام البنین همینجوری نگاه میکنه، یهو صدا زد عروسم کجاست؟ بگید عروسم بیاد، دلم برا علی تنگ شده. تا اینو گفت صدای ضجه ی زنا بلند شد، یهو بلند شد گفت زینب دیگه نگو رباب رو هم نیاوردی. زینب صدا زد ام البنین، رباب بیرونه، اومد دید زیر آفتاب یه نفر نشسته، صدا زد اینجا چرا نشستی؟ بلند شو، تو شیرخواره داری، زیر آفتاب چرا؟، زینب از جاش بلند شد، ام البنین رهاش کن..* گریه نکن رباب، عروسِ مادرم گریه نکن رباب، منم یه مادرم از وقتی که برگشتیم زیر سایه نرفته .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ .👇
YEKNET.IR - roze - vafat hazrat omebanin 1400 - rasouli.mp3
9.68M
|⇦•با عروساش.... البَنین سلام الله علیها اجرا شده به نفس حاج‌مهدی رسولی