در میانِ حرفهایش گفت:
از شب میترسم
خندهای کردم و گفتم:
نکند از هیولا های دو سر و چهار چشم میترسی؟
لبخندی غمگین زد و پاسخ داد:
کاش هیولا بود،خاطرات را میگویم که هر شب به سراغم میآیند.
دستانش را زیرِ چانهاش قلاب کرده بود و به او خیره شده بود؛
گفتم:گویی ماه است که آنقدر عمیق و زیبا نگاهش میکنی!
همانطور که مشغول نگاه کردن بود جواب داد:
آری،او ماهِ شبِ تارِ من است:)))))))
هدایت شده از دیگرهیچکدام .
کاش میدونستم آخرین غروب
شهرمون جنگه خیابونا شلوغه
دستت تو دستم میدوییدیم تو کوچه
که ازم گرفتنت با یه گلوله
-کوروش و تامارا
هدایت شده از هپروت|𝙃𝙖𝙥𝙖𝙧𝙤𝙩
بسم الله .
تقدیمی داریم ؛
از نوع پر جذبببب 🦦❤️🔥.
اول این پیام #فُور میکنی تو چنلت و بعد توی :/
[ بچه اهوازی و بغل آبی و نیمه من و بیت الحسين و دلتنگی و دلارا و هپروت ]
عضو میشید😔🎀.
منم یه حمایت مشتیییی ازتون میکنم🤡💘.
توجه داشته باشید توی 19k ممبر حمایت میشید و جذب دارین💙🌊.
دقت کنین که شات از عضویت رو حتما بفرستید❗️.