4_5989907750602147755.mp3
6.28M
#سرود
#حاج_محمود_کریمی
برات میخونه امشب ددلم دیوونه ی دیوونه ی ایوون طلایت
سرم سرگشته ی گلدسته صحن و سراته
علی حق و علی حی و هو
#مدح_خوانی
دیوانه ی آنم که وفایی دارد
آن یار که چشم دلربایی دارد
این ذکر مرا همیشه دیوانه کند
ایوان نجف عجب صفایی دارد
هر قلب به سینه قبله گاهی دارد
هر قبله برای خود خدایی دارد
اما زدرون کعبه فرمود خدا
#ایوان_نجف_عجب_صفایی_دارد
حاجی به حرم حال و هوایی دارد
در وقت طواف ربّنایی دارد
بر گرد حرم مهدی زهرا گوید
ایوان نجف عجب صفایی دارد
ای کعبه به خود مبال از روی شرف
جایت بنشین که هرکه جایی دارد
الحق که ملائکه چنین می گویند
ایوان نجف عجب صفایی دارد
عشق من و تو چه ماجرایی دارد
این قصّه چه شاهی چه گدایی دارد
من بین صفا و مروه هم می گویم
ایوان نجف عجب صفایی دارد
((قاسم صرافان))
#غدیر
3. روضه.mp3
7.83M
#شهادت_امام_باقر
( علیه السلام )
#استاد_حیدرزاده
#قسمت_دوم_روضه
من خاطراتِ کربلا
در سینه دارم
داغی به دل
از آن غمِ دیرینه دارم
در کربلای عشق بودم
چار ساله
پرپر شدند در پیش چشمم
باغ لاله ...
دیدم که اکبر
در یمِ خون دست و پا زد
سقای طفلان
ناله ی اَدرک اَخا زد
دیدم که اصغر
با گلوی پاره پاره
#مردم
دستان بابای مرا
زنجیر بستند ...
.
.
📋 میون شعله ها آه یکی میزد صدا آه
✔️ #روضه / حاج محمود کریمی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
میون شعله ها آه یکی میزد صدا آه
اتیش گرفته دامن تموم بچه ها آه
عمو سوختم
تو دست دشمنا آه همه گوشواره ها آه
بیا تو این غریبیا ، بیا برس به داد ما آه
عمو سوختم
کنار عمه ها آه دیدم تو قتلگاه آه
یه عده بی حیا آه تن بابا مو زیر دست و پا آه
به زیر سنگ و تیر و شمشیرا و نیزه ها آه
عمو سوختم
دیدم بالا سرش آه ، همه دور و برش آه
یه جای سالمی نمونده بود تو پیکرش آه
به پیش چشم زهرا مادرش آه
نبودی شمر اومد با خجرش آه
عمو سوختم
نبودی اومدن آه همه جری شدن آه
تو که نبودی ما رو تازیانه میزدن آه
عمو سوختم
نبودی پیشمون آه سیاه شد آسمون آه
ببینی گوش و چشم لاله گون آه
چهل نفر با تازیونه دور عممون آه
عمو سوختم
سر داد و نداد دست در دست یزید
دین است لا اله الا الله است حسین
بعد صد سال اگر از سر قبرم گذری
من کفن پاره کنم زندگی از سر گیرم
ندارم دستت از دامن به جز درخاک
ان دم هم که بر خاکم روان گردی
بگیرد دامنم گردت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.👇
[WWW.FOTROS.IR]ma95072104.mp3
18.72M
.
#ظهر_عاشورا #محرم_الحرام
📋 میون شعله ها آه یکی میزد صدا آه
✔️ #زمینه / حاج محمود کریمی
✔️ #روز_دهم_محرم
✔️ #هیات_رایة_العباس ع
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
میون شعله ها اه یکی میزد صدا اه
اتیش گرفته دامن تموم بچه ها اه
عمو سوختم
تو دست دشمنا اه همه گوشواره ها
بیا تو این غریبیا برس به داد ما
عمو سوختم
کنار عمه ها اه دیدم تو قتلگاه اه
یه عده بی حیا اه تن بابام و زیر دست و پا اه
به زیر سنگ و تیر و شمشیرا و نیزه ها اه
عمو سوختم
نبودی اومدن اه همه جری شدن اه
تو که نبودی ما رو تازیانه میزدن اه
عمو سوختم
نبودی تو حرم اه چی اومده سرم اه
با کعب نی شکسته شد پرم اه
دیگه نگم چی شد با معجرم اه
عمو سوختم
نبودی پیشمون اه سیاه شد اسمون اه
ببینی گوش و چشم لاله گون اه
چهل نفر با تازیانه دور عممون اه
چقدر سوختم
راس حسین و نیزه ها عمو سوختم
اتیش زدن به خیمه ها عمو سوختم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
.
#امام_باقر #علیه_السلام
#شعر #واحد
#غزال
نینوا را سوزاند
نالهام عاقبت این بیتِ عزا را سوزاند
به عبا پیچیدم
میکشم آه ، همین آه عبا را سوزاند
بازهم سوخت لبم
کفِ آبی ، عطشم کربُبلا را سوزاند
کربلا گفتم باز
جگرم را نَفَسم را ، سر و پا را سوزاند
شد غروب و گودال
دیدم آتش همهجا را ، همهجا را سوزاند
خیمهای اُفتاد و
بدنِ غرقِ به خونِ شهدا را سوزاند
مشعلی روشن شد
دامنِ دخترکی غرقِ دعا را سوزاند
شعله تا بالا رفت
گیسوانِ زِ سرِ نیزه رها را سوزاند
وای از نامحرم
حرمله باز دلِ عمهی ما را سوزاند...
نینوا را سوزاند
#حسن_لطفی
#شهادت_امام_باقر
.
Mohammad Hossein Poyanfar_Door Az To(musicsfarsi.com).mp3
5.4M
شب جمعه است هوایت نکنم میمیرم
#پویانفر 🎤
زمینه (از خیمه داره میاد بیرون) - حاج محمود کریمی.mp3
6.44M
.
📋 از خیمه داره میاد بیرون
✔️ #زمینه / حاج محمود کریمی
✔️ #شب_ششم_محرم
✔️ #هیأت_رایة_العباس "ع"
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از خیمه داره میاد بیرون با هیبت حسنی قاسم
ارباب بی قرار و گریون پیش قمر بنی هاشم
میرسه اروم اروم از لابه لای خیمه
صدای ناله های خیمه برا ماه شبای خیمه
حسن پسرت بی زره میره
حسین داره از غصه میمیره
رو خورشید پیشونیش عمه عمامه علوی بسته
دست عموی علمدارش دستاش و میگیره اهسته
عمه میگه با گریه ای کبوتر شیدا
مثه تو نمیشه پیدا بین نوه های زهرا
وای بیا مادر نگاهی کن
وای بیا قاسم رو راهی کن
می افته رو زمین و غرق سرخی عسل لبهاشه
افتاده و سر خونینش انگار رو دامن باباشه
میرسه صدا ناله از زیر سم مرکب
اومده جون عمو بر لب داره ناله میزنه زینب
وای میکشه رو زمین پاش و
وای داره میبینه باباش و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
روضه (یادم نمیره پسرم به سینه ناخن زدنت) - حاج محمود کریمی.mp3
7.16M
.
.
📋 یادم نمیره پسرم به سینه ناخن زدنت
✔️ #روضه / حاج محمود کریمی
✔️ #شب_هفتم_محرم
✔️ #هیأت_رایة_العباس "ع"
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یادم نمیره پسرم به سینه ناخن زدنت
قد تو یه ذره نداشتیم که بپوشم به تنت
خوابیده بودی زیر خاک
دیدم هف هشتا نیزه رفت تو بدنت
وای که هر چقدر دقیق حرمله گلوت و زد
در عوض این نیزه دار اصلا هدف گیری نکرد
نیزه رو بی هوا زد حالت چشما تغییری نکرد
یادم نمیره پسرم کار تو به کجا کشوند
برای یه ساعتم جسم تو زیر خاک نموند
اون که سر خاکیت و برد
سرت رو با غلاف شمشیر می تکوند
داری میری تو میدون زود برگرد
میشه مادر پریشون زود بر گرد
به دل من بد افتاده عزیزم
برو اما علی جون زود برگرد
میدونستم گلو پاشیده میشه
گل امید مادر چیده میشه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#شب_جمعه
.
#شب_هفتم_محرم
متن #روضه_حضرت_علی_اصغر
وقتی میگن ذبح یعنی چی؟
میخوام ذبح معنی کنم
آخه برای این بچه نوشتن
فَذُبِحَ الطِّفلُ مِنَ الاُذُنِ الیَ الاُذُنِ
ذبح میدونی یعنی چی؟ یعنی یه نفر رو زنده زنده سرش و جدا کنن بهش میگن ذبح
دو نفر تو کربلا ذبح کردن. اولی همین علی اصغر بود. تا ارباب رو دست گرفت
داشت دست و پا میزد. هنوز بچه زندس. چشما بازه. داره بابرو نگاه میکنه. تا تیر خورد به گلو. دستای بابارو یه فشاری داد....
ذبح بعدی کی بود؟ اون لحظه که شمر اومد نشست رو سینه حسین
هنوز ارباب داره نفس میکشه . هنوز ارباب داره حرف میزنه. مناجات میکنه. برای من و شما دعا میکنه
خنجر و درآورد....
آی حسین....
.
═══🌿🌸🌿🌸🌿═══
(امام صادق نشسته روضه خون اومد وارد شد
نشست کنار امام صادق آقا فرمود میشه یکم برای ما از جدمون بخونی
شروع کرد شعر خوندن
روایت میگه بشدت امام گریه میکرد
اونطرف هم زن ها به شدت گریه و ناله. یهو پرده کنار رفت یه کنیز یه بچه شیرخوار گذاشت رو دامن امام
امام تا این بچه رو دید گریه اش بلند تر شد
همه گریه میکردن. امام گریه میکرد. بچه گریه میکرد.
پس کسانی که بچه شونو میارن از زمان امام صادق اینطور بوده
یا
امام سجاد بعد از کربلا از بازار رد میشد دید یه خانوم بچش تو بغلش بچه داره بی تابی میکنه
صدا زد خانوم ببخشید فکر کنم این بچه تشنه هست
عرض کرد بله آقا مسیر طولانی بود نرسیدم
امام فرمود برو سریع بهش آب بده و شروع کرد گریه کردن
اون خانوم گفت چشم یا ابن رسول الله اما چرا گریه میکنی
فرمود آخه داداش من تو کربلا آب بود و بهش ندادن
میدونم تشنه ای مادر ولی من
بجز اشک چشام آبی ندارم
تو بازم تشنه خوابت برده اما
(همچین که تیر خورد ارباب دید این دست فشار داد. دیدی نوزاد دست و فشار میده؟)
تو بازم تشنه خوابت برده اما
من از داغ لبهات خوابی ندارم
بخواب آروم جونم
بخواب ای حیدر شیرین زبونم
برای اون کویر خشک لبهات
تا صبح لالایی بارون میخونم
دلم از مردم این شهر خونِ
اینا گمراهی رسم و راهشونِ
نمیدونم چرا دلشوره دارم
گمونم حرمله همراهشونه
شنیدم حرمله رحمی نداره
یه رد خون همیشه تو چشاشه
شنیدم بین تیر هایی که داره
یه چندتایی سه شعبه هم باهاشه
میگن خیلی دقیق تو هدفهاش
نشون گیری هاش ردخور نداره
نترس مادر بهت قول میده مادر
دیگه اسم کثیفش رو نیاره
(این قسمت خیلی توجه کن)
نترس مادر عمو عباس هستش
تا اون هستش که آزاری ندارن
همیشه جنگ با آدم بزرگاس
اینا با بچه ها کاری ندارن
ایشالا فردا ازاین دشت میریم
برات گهواره تازه میگیرم
همین حالا دارم از شوق روزی
که رو لبهات میگی مادر میمیرم
تو هم مثل علی اکبر میمونی
که از پشت نقابش نور پیداست
بابات وقتی در آغوشت میگیره
سفیدی گلوت از دور پیداست
بخواب آروم آهسته عزیزم
که تنها بابا غم نداریم
علی اکبر عمو عباس قاسم
خدارو شکر چیزی کم نداریم
جوونای بنی هاشم زیادن
نترس بابا جونت تنها نمیشه
ایشالا فردا از این دشت میریم
خدای من چرا فردا نمیشه؟
عمو جونت بهت قول داده فردا
بره از خواهرت مشک و بگیره
بهت قول داده دریارو بیاره
اگه دستاش بره قولش نمیره
(خیلی رو این آقا حساب کردیم
شاید این حرف برای تاسوعا باشه
اما رباب هی لالایی میخوند میگفت علی جان گریه نکن عمو قول داده
عمو که قولش ردخور نداره وقتی قول داده آب میاره
اما اما...
دیدن این بچه داره گریه میکنه
ازین خیمه به اون خیمه
دیدن فایده نداره
ارباب اومد دم خیمه صدا زد خواهرم بور این بچه رو بیار
اینا بچه رو ببینن شرم میکنن
بچه رو دادن به ارباب وقتی اومد تو بغل ارباب آروم شد
بچه رو گرفت تو دل لشکر رفت جلو جلو که صداش به همه برسه
بچه رو رو دست گرفت آروم بلندش کرد
دیدی بچه رو بلند میکنی این سر برمیکرده؟
همچین که این سر برگشت سفیدی گلو مشخص شد
اون نانجیب دید لشکر به هم ریخته
میگن چ خبره قرار ما نبود.
گفت برو سریع حرمله رو خبر کن
حرمله اومد. چیه امیر؟
گفت لشکر بهم داره میریزه یکاری بکن.
چکار کنم؟ بابارو بزنم یا بچه رو؟
بچه راحت تره. سفیدی گلو رو نمیبینی؟
نمیبینی زیر گلوش؟
تیر سه شعبه برداشت. همچین که تیر کشید
تیر به بچه خورد...
بعضیا میگن ارباب بچه رو زیر عبا پنهان کرد
هی میره سمت خیام هی میاد سمت دشمن
میدونی چرا؟ علت داره؟ دقت کن . اکر شنیدی باید خودتو بزنی
امام زمان ببخشید
آخه دیدی یه مرغ رو سر میبری
تا یه چند دیقه هی دست و پا میزنه
تا این تیر خورد ارباب سریع بچه رو زیر عبا پنهان کرد میرفت سمت خیمه
میدید بچه دست و پا میزنه
برمیگشت
دوباره میرفت
دوباره دست و پا
بر میگشت...
آی حسین....
.