shahadat_Emam_Bagher_Hanif_1.mp3
3.76M
.
•|⇦تو زِ کودکی..
#قسمت_پایانی / #روضه و توسل به راوی دشتِ کربلا حضرتِ امام محمدباقر علیه السلام به نفسِ حاج حنیف طاهری
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
آری زهرش دادن، مسومش کردن حضرتُ .. اما همهی روضهی امام باقر این نیست .. غربت و مظلومیت گره خورده با روضه های کربلا .. دو سه بیت بخونم و از همه التماسِ دعا ..
تو زِ کودکی دائم محنت و بلا دیدی
با دو چشم مظلومت ظلم بر ملا دیدی
راهِ شام طی کردی دشتِ کربلا دیدی
اهل بیتِ عصمت را، زار و مبتلا دیدی
راس جد خود را بر طشتی از طلا دیدی
که زیرِ چوب بر لب داشت آیه های قرآنی
خیمهها کَز آتش سوخت، سیدی کجا بودی؟
*یه سئوال اینجا داریم از امام باقر .. یه سئوالم الان این گریز به ذهنم زد ..
مدینه ام وقتی بی بی و امیرالمؤمنین برگشتن خونه، زینب از مادر پرسید .. همه آرام شدن یه گوشه نشستن .. زینب اومد جلو مادر :
درآن ساعت که در می سوخت پرسیدی کجا بودم؟
تو می خوردی کتک من هم به زیر دستُ پا بودم
*حالا باید بلند گریه کنی ..*
خیمه ها کَز آتش سوخت سیدی کجا بودی
زیر خارها خفتیم، بین عمه ها بودیم
شاید ای عزیزِجان زیر دست و پا بودی
رویِ شانهی مادر یا از او جدا بودی
یا به زیر کعبِ نی در خدا خدا بودی
چهار سال سِنت بود با چنان پریشانی
*عرضِ روضه من تموم .. به نظرِ من سخت ترین صحنه بر امام باقر .. صبح شام غریبان بوده .. تا عمر داشت از یادش نرفت .. صبح که نور خورشید همه جا رو فرا گرفت .. دید صورتِ همه عمه ها کبوده .. شب چشم درست نمی بینه، کجا ضربه خورده ..*
یک رخ نمانده بود که سیلی نخورده بود ..
ای ملائک ناله در هامون کنید
شمر را از قتلگه بیرون کنید
یا زِ دست قاتلت خنجر بگیر
یا رهِ گودال بر مادر بگیر
ــــــــــــــــــ
#روضه_امام_باقر_علیه_السلام
#کربلایی_حنیف_طاهری
#شهادت_امام_باقر_علیه_السلام
👇
shahadat_Emam_Bagher_Hanif_2.mp3
2.35M
•|⇦تو زِ کودکی..
#قسمت_پایانی / #روضه و توسل به راوی دشتِ کربلا حضرتِ امام محمدباقر علیه السلام به نفسِ حاج حنیف طاهری
.
•|⇦گریونه یادگارِ کربلا..
#سینه_زنی و توسل به راوی دشتِ کربلا حضرتِ #امام_باقر علیه السلام به نفسِ حاج حنیف طاهری
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
گریونه گریونه یادگارِ کربلا
میخونه میخونه روضه هایِ سر جدا
تویِ دستاش ملکوتِ
زیرِ پاهاش همه عالم
یه چشش اشک یه چشش خون
روی دوشش غم و ماتم
غم خیمه ها داره، واویلا
غم کربلا داره، واویلا
می باره می باره گریه های بی امون
شد مثل شد مثل عمۀ قامت کمون
جلوۀ ذات خدایی
دم آخر شده تب دار
کودکی هاش تو مصیبت
اسیر کوچه و بازار
غم و غصه ها داره، واویلا
غم کربلا داره، واویلا
من مُردم من مُردم مجلسِ بزم یزید
اون روز بود اون روز بود من شدم از غم شهید
پا به پای بچه ها من
گریه کردم تو خرابه
تشت زر بود چوب دشمن
غمایی که بی حسابه
غم نیزه ها داره واویلا
غم کربلا داره واویلا
ــــــــــــــــــ
#کربلایی_حنیف_طاهری
#شهادت_امام_باقر_علیه_السلام
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
👇
shahadat_Emam_Bagher_Hanif_4.mp3
1.99M
•|⇦گریونه یادگارِ کربلا..
#سینه_زنی و توسل به راوی دشتِ کربلا حضرتِ امام محمدباقر علیه السلام به نفسِ حاج حنیف طاهری
.
شعر #مرثیه
#واحد
#شهادت_امام_باقر
#امام_باقر علیه السلام
در دو روز زندگی غربت فراوان دیده ام
بارها از پیکر خود، رفتن جان دیده ام
از غروب روز عاشورای سال شصت و یک
بر دل زهرایی ام زخمی نمایان دیده ام
حج نیمه کاره ام کامل شد و در کربلا
عصر عاشورا به جای عید قربان دیده ام
در منا آب گوارا دست زائر ها دهید
حاجی ام را در ته گودال عطشان دیده ام
زین اسبم را چرا آلوده بر سم می کنند؟!
من که مرگم را همان شام غریبان دیده ام
شرمساری غیور خیمه را حس کرده ام
بر روی مشک عمویم جای دندان دیده ام
خنده های حرمله خیلی غرورم را شکست
مادر شش ماهه را با چشم گریان دیده ام
کعب نی از شمر و ابن سعد ملعون خورده ام
یک حرم را بین آتش مات و حیران دیده ام
آن قدر در بین صحرا بر زمین افتاده ام
آن قدر در پای خود خوار مغیلان دیده ام
چشم من بر آیه ی شق القمر افتاده است
آیه خواندن بر درخت از شمس تابان دیده ام
خاطرات تلخ شام از خاطرم هرگز نرفت
خیزران را بر لب قاری قرآن دیده ام
یک شب راحت نخوابیدم از آن روزی که من
عمه ام را بین نامحرم پریشان دیده ام
با همین چشم ورم کرده خودم جان کندنِ
عمه ی هم بازی ام را کنج ویران دیده ام
🔸شاعر:
#محمدجواد_شیرازی
.
.
بسم الله النور
#پیش_زمینه #محرم
#زمینه #دهه_محرم ۱۴۴۲
#امیر_حسین_الفت 🎼✍
____________________________
السلام ای شاها
نور چشم طاها
یا عبرت کل مومن
با تو فقط میشه ممکن
راه سعادتم ۳
حاء و سین و یاء و نون
تلک آیات الجنون
ماییم جزو لشکر
حسینیون
محیا محیا حسین آقا حسین آقا حسین
____________________________
https://eitaa.com/emame3vom/46397
.👇
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
غزل مدح و مرثیه حضرت مسلم مسلمیه و اوّل محرّم
در آستانِ حُبِّ حسینی مُقرَّب است
بر رویِ شانهاَش عَلمِ سرخِ مکتب است
مُسلم سفیرِ قافلهیِ عشق و عاشقیست
مثلِ امیر تاب و تبش ذکرِ یارب است
در غیرت و وفا مَثلی مثلِ ساقی است
لبتشنه جانبهلب شده از بَس مُؤدَّب است
از رویِ دار پیکرش افتاده رویِ خاک
مثل حسین شد بدنش نامرتّب است
رویِ مِناره دَم زده ذرّاتِ پیکرش
بیچارهیِ حسین و پریشانِ زینب است
طفلانِ من فدایِ دوتا طفلِ خواهرت
شکرِخدا حمیده گرفتارِ این تب است
مانندِ طفل و خواهرِ تو میخورَد کتک
او ندبهخوان قافلهیِ آهِ مذهب است
#مسلمیه #شب_اول_محرم #شهادت
#حضرت_مسلم_علیه_السلام
#حسین_ایمانی
.
#زمینه
#امام_باقر علیه السلام
غریب شهره...
اسیر و زخمیه پرش شهید زهره
هنوز به یاد کربلا و داغ نحره
با حرمله و شمر و زجرو خولی قهره ...
دلش گرفته..
هنوز تو خاطراتشه قحطیه آبه
میبینه صحنه هارو هر موقع میخوابه
به یاد هق هق سکینه و ربابه
بَده تو سن کم ببینی....
جلو چشت عدو میاد
یه جوری حمله میکنه
که راه فرار نمیشه پیدا ...
بَده تو سن کم ببینی...
می اُفته خواهر از نفس
کتک زدن برا هوس
جلو چشت می افته بابا....
حالا دلش پُره ولی نداره چاره
فقط داره شبیه آسمون میباره
یه ذره تربت از کوچیکی هاش باهاشه
تا بی قرار میشه سرش رو روش میزاره
غریب آقام آقام آقام امام باقر3
یه روضه خونه...
که داره روضه های کربلا میخونه
به یاد بچه های زارو نیمه جونه
که مشک آب ساقیشون اُمیدشونه
یه نوحه خونه...
یه آسمون به یُمن گریه هاش میباره
به یاد اون لبای زخم و چشم تاره
پدر سَرو روسینه ی پسر میزاره
خودش دیده از دم خیمه...
یه همهمه شده ولی
نمیبینه کسی علی
ه اکبرو چیشد تو دشمن
خودش با چشماش دیده وقتی...
غروب شدو عدو اومد
تموم بچه هارو زد
دعوا میشد سر یه پیرْهن
داره غروب کربلا تداعی میشه
آتیشِ این خزون رسیده تا به ریشه
همه میگن که سَم شده قاتل جونش
ولی شهیدیه آقا تو کودکیشه
غریب آقام آقام آقام امام باقر3
ولی شدیدتر...
یه چیزایی دیده که اربابم ندیده
میدیده دخترایی که نفس بریده
تو کوچیکی شدن همه قامت خمیده
غماش مُدامه...
بزرگترین غمش ورودیه تو شامه
از سنگ زنای حرفه ایه پشت بامه
دیگه نمیشه روضه رو بِدم ادامه
فقط یه جمله تو کنایه...
یه سنگ زنا یه جوری زد
که سربالا بود و اومد
افتاد تو دومن رقیه
یه کم دیگه برم جلوتر...
بلایی اومده سرش
دید چشماشو تا دخترش
به لب رسید جون رقیه
دیده آقا محله ی یهودیارو
دیده خرابه و دیده بُرو بیارو
شبا خرابه سرده و روزا چه گرمه
دیده آقام تموم اون کبودیارو
غریب آقام آقام آقام امام باقر3
محمدرضا طالبی
#شهادت_امام_باقر
https://eitaa.com/emame3vom/46401
👇