eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها نرو زهرا ،دل من بی تو می لرزه دیـگه دنیا ، بــدون تو نمــی ارزه بزار سایه ات ، بمونه رو سر زینب آخـه زوده، کـه بی مادر بشه زینب پناهـم باش ، مـرا بی تـو پناهی نیست به غیر از تو ، برا من تکیه گاهی نیست ببـین چشمــام شبیــه ابـر بارونـه بمون بامن بمون با من تو این خونه حلالم که دشمن حرف بد می زد حلالم کن که در رو با لگد می زد حلالم کن که در روی تنت افتاد حلالم کن که محسن پشت در جون داد شاعر: حسین_نجفی .👇
. شبانگاهان روی دوش علی نعش فاطمه تا ناکجا می رفت به دنبالش آه و زمزمه ی زینبین و حسین تا خدا میرفت 🔘آه و واویلا اه و واویلا مدینه با سوز سینه کشید آه آینه سوز از غم حیدر خدا میداند که اشک غم از چشم خونبار کوچه ها میرفت زسوز اه دل زینب رسیده جان علی برلب 🔘آه و واویلا اه و واویلا گل یاس باغ احمدی از سیلی پاییز ار غوانی شد در آن صحنه باغ سبز علی زرد و غمزده گشت و خزانی شد چه سازد یارب به این غم سنگین علی غریب و ستمدیده که تنها همپای زندگیش در جوانی قامت کمانی شد ببین حال فاتح خیبر نهان در گل شد گل حیدر 🔘اه و واویلا آه و واویلا فقط میداند حسن که در آن کوچه ی غم و غربت چه رخ داده که اینگونه بیقرارو پریشان شده و به سر میزند بادست درون ذهنش چه خاطره ای امده که به زینب چنین گوید بگردید اینجا در این کوچه گوشواره ای از مادر افتاده مدینه شد غرق در ناله که پرپر شد غنچه و لاله 🔘آه و اویلا ،اه واویلا .
☑️بنداول الا زهرای من ای همسر پهلو شکسته چرا رو صورتت جای کبودیه. یه دسته چرا چند وقته که از حیدرت تو رومی گیری یه دست داری به پهلو دستی به بازو میگیری مرو ای تارپودم تویی بود ونبودم چراغه شام تارم مرو یاس کبودم تو که در همی. پر ازماتمی بهاره من خزونه همه دلخوشیم داری می کشیم. چراقدت کمونه مرو فاطمه مرو فاطمه مرو یاس کبودم ☑️بنددوم میاد یادم که افتادی میونه درب و دیوار میاد یادم چقدر دشمن میدادت رنج و آزار میادیادت که دستای علی تو بسته بودن میزدی بال وپر از نوکِ داغیِ یه مسمار امان از این غم و درد که چل تا مرد نامرد همه ریختن توخونه چهل تا لاتِ ولگرد ریختن توخونه پیش بچه ها دوتا دستامو بستن برای دفاعِ من اومدی که دستت رو شکستن مروفاطمه مروفاطمه مرویاس کبودم 👇
. لالایی میکنه بابا مارو امشب بیا مادر که خوابش نمیره زینب بیا و شونه کن بازم موی مارو بیا مادر تو دلداری کن بابارو میکشه جای خالیت امشب بابارو بیا مادر ببینی تو حال مارو توی هرکنج خونه داغی نشسته بیا مادر که پشت بابا شکسته میری از خونه ی ما مادر شبونه بیا امشب چراغى نیست توی خونه نمیره من اون دیوار و در رو نمیره یاد من اشکای پدر رو یتیمی سخته مادر آه از غریبی به زخم حیدرت تو تنها حبیبی میپاشه رو لحد خاک و میره از هوش شده امشب برای مادر سیه پوش شب غسل و حنوطت مییره بابا پی تابوت تو افتاده رو خاکا شبا بابا کنار سجاده میره چادر خاکی تو یادش نمیره امون ای دل ای دل داد از مدینه میمونه یاد بابا زخمای سینه 👇
. غریبونه میخونه حیدر از غم های تو توی دستاش میگیره سردی دستای تو غریبونه میخوای سفر کنی از خونه حال منو خدا میدونه شب غمم چه بی سامونه غریبونه میخونه حیدر از غم های تو به داغ تو پاره شد رشته صبر حیدر بدون تو فاطمه خونه شد قبر حیدر ببین زهرا چراغ خونه مون خاموشه حسن کنار تو بی هوشه حسین رخت عزا میپوشه ◼️غریبونه میخوای سفر کنی از خونه حال منو خدا میدونه حال منو خدا میدونه هنوزم از یاد تو زخم دل کاری شده روی شونه م از تابوت خونابه جاری شده تو رفتی و نگاه غنچه هات بی رنگه دلم برای نگاهت تنگه مگه دل علی از سنگه ◼️غریبونه میخوای سفر کنی … 👇
«بسم رب الشهداءوالصدیقین» هدیه به ارواح طیبهٔ شهدای هشت سال دفاع مقدس وسید شهیدان مقاومت حاج قاسم سلیمانی """"""""""""""""""""""""""""""" بِســمِ  رَبِّ الشّــهـید ،  بِســمِ النّــور بِســمِ خـاک  شلــمچه بســم الــهور بِســمِ  ســر بنــدهـای  "یا زهــــــرا" روی   پیــــشانیِ  ســراســر ، نــور بِســمِ  غــــوّاص هـــای پـر بســــته بِســمِ  امــــواج وحشـــیِ پر شـــور بِســمِ   مـــردان   عرصـه های جنون یـــاد   آن  فاتــــحان   قلّــــهٔ نـــور یــاد خــاک طــلائیــــه ، مجـنــون یــاد لیـــــلای ســرزمــین صـــبور آه ، یــادش   بــخــیر   خــرمشـــهر یـادِ  آن مـــردمـان  پـاک و  غـــیور یــاد آنـــان  که   مــــثل پــروانــه پــر گشـــودند  تا   کــــرانــهٔ   دور زنـــدگــی را در آســــمان دیـدنــد دل  بریــدنــد  از ، زَر   و  از  زور جــانشـان  شــد فدای این مـــیهن تا بــرانـنـد دشـــمــــنِ  مــــــزدور نامـــشان زیـــنت خیــابانــهاست یادشـــان مـانده در زمان ، مهجور عاشــقانـی که گـرچــه در خــاکــند شهــــسواران   رویِ   افـــلاکنــــد با شـجاعت به روی مـــین  رفـتند عاشـــقانه  از این  زمــــین  رفتند دل بریــدنــد و جـــاودانـــه شدند قد کشیــدند و بیـــکرانه شــــدند خنـــده بر دِشـــنـهٔ اجــــل کردند مــــــرگ را این چنین بغـل کردند روی لب شـــعر عشق سـر  دادند پس حسینی شدند و سـر  دادند مــثل آلالــه ، داغ  دل  دیـــدنــد مــثل باران شــدند  و  باریـدنــد خــاک جـــبهه ، هــنوز ، غـم دارد از دلـــش ، داغ   لالـــه   می بارد خاکش از خون عشق ، رنگین است داغ آلالــه ها ، چه ســنگــین است چند یوســف بدون نـام و  پـلاک ؟ چند پیــــــراهن آرمیـده به خاک؟ چند یعـــقوب چشــم بر راه است؟ چند مــادر دلـش پـــر از آه است ؟ آیــد  از  خـــاک ، بــوی پیـــــراهــن باز گشــته ست یوســـفی  به وطـن  باز ، عـــــطر   شهـــــید پیـــچــیده نور  دیگـــــر  به   شــــهر  تابیــــده بــاز   ســـوغــاتِ  خــاک  آوردنـــد بــاز   چنــــدین   پـــلاک  آوردنـــد مُشــــتی از خــاک آنکــه پرپر شــد تــربـــتِ   جـانــــماز   مـــادر  شـــد السّـــــلام  ای شهـــید پرپر عـــشق السّـــــلام  ای امـــیر سنــگر عــشق ای مــَــرامِ  تــو عاشـــــقانه تــریــن ای   شکـــوه  تو جــاودانــه تــریــن یــاد    دادی   تو  عشــــقـــبازی  را  غــــیرت و  راهِ   ســـرفـــــرازی را گفتــــی  و عـــدّه ای  نفــهمــیدنــد پشــت ســر بی دلــیل خنــدیــدنــد خــون تـو پلّــــه شــد برای صـــعود یادشــان رفــت هــرچـه بـود ونبـود با همـــین استــخوانهای  تکــه شده کار یـک عــدّه خــوب ســـکّه شـــده بگــذرم گر چه حـرف بســـیار است باز وقـــت   جـــهاد و پیـــکار است جنـــگ هــــرگـز نمــی رســــد پایان خـــار چشــمان دشــمن است ،ایران نـور و  ظـلمـت همـیشه در جنگــند حـق و باطــل دو نا هــماهنـــگــند در رگِ هــرکــه خـــون ایرانیـــست پیــــروِ  مکـــتب  سلـــیمانیــــست رفتــه قاســـم ، ولی کلامش هست رفتـــه گرچــه ، ولی مرامش هست رفتـــه او  تا ظـــــهور  ،  برگـــردد با شکـــوه و  غــــــرور ،  برگـــردد حاج قاســـم هــنوز هم زنده سـت راه او تا هـمیــــشه پاینـــده سـت عـطــــر نــاب  ظـــهـور ، می آیـد مــردی  از  جنــس نــور می آیــد """"""""""""""""""""""""""""""""" رقیه سعیدی(کیمیا) ۱۴۰۰/۱۰/۱۰
به نام خدا هدیه به روح مطهر سردار دلها، شهید حاج قاسم سلیمانی(رضوان الله تعالی علیه) ************** یاعـــلی گفـــتی و  در مــعرکه ، عــمار شدی باعـــلی مانــدی و چــون میثم تمـّـار شدی خوب مـعنا شده "سردار" به قامــوس شما با طــمأنیــــنه خـــریـدارِ ســرِ دار شــــدی نهر غیرت که به جوش آمد و یک علقمه ساخت راویِ روضــهٔ دســتان  علـــــمدار  شــدی در دفــاع از حــــرم دخــتر زهـــرا و عــلی حــامــیِ بانــویِ بیــنِ در و  دیوار   شــدی ریخت اعضای تنت در وسط آتش و خون اِرباً اِربا به یَدِ دشــــمن خونخوار  شـــدی بُزدلانی که بِزن دَر رُوِشان نیمه شب است گوش باشــند !که تو تــازه پـدیـدار شــدی یک نفــر بودی اگر ، حال هــ.ـزاران نفــری باچنــین لــشکری آمــادهٔ پیـــــکـار شــدی با شکــستن نشــود ، آینــه ، بی نور، که تو روی هر تـکّـــه ای از آینـــه ، تکــرار شدی "لا تَکِلْـــــنیِ" تو تصویر رُخِ  آینـــه ها ست نور گشـــتی و تو در آینـــه ها کــار شـــدی نیمه شب بین تو و خالق سبحان چه گذشت که چنــین با عـظــمت ، لایق دیـدار شـــدی فاطـمیه همه جا عطر ظهور است و حضور زود رفتی چو از این قصــه خــبر دار شدی رفـتنت در دل شب ساده نخوردست رقـــم فاطـــمه خواست  که تو مَحرَم اَسرار شدی اشــک خونیـن تو را فاطـمه این بار خــرید نیــکْ فرجــام از این گریـهٔ بســـیار شـــدی هر که شد منتخب فاطمه ، شد یار ظــهور پســـر فاطــــمه را   یار  وفـــا دار  شــدی سوختی در تب عشقی که چهل سال گذشت بعدِ یک چـــلّه مُقـــــیمِ حَــــرَمِ یار شــــدی ************** 🖊️رقیه سعیدی (کیمیا) ۱۴۰۰/۱۰/۱۱ .
به نام خدا 🌷 (تقدیم به سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی) تو بـودے مـرد میـدان عمل آزادگے ایـثـار به چشم عاشقان نستوه بدید دشمنانت خار ارادت داشـتے بر اهل بیـت با ذکـر شبهـایـت سـر سـجـاده دل تا سـپـیـد صبـح دم بیـدار دعاے تو فـرج بـود و نگاهـت بر بلـور اشـک زخود بگذشتے ودادے تمام خـویش بر دلدار گذشتے از سـر وجان تا ببینے جـان جانان را سلیمانـے تو بودے مرد میدان عمل هوشـیار تو باران بودے و از آسمان جان چو باریدے شدے سـردار دلها ماندنے گشتے بر این ایثار 🖊️شاعر:صدیقه شاداب نیک 1400/10/9