eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. و سلام اللّه علیها‌‌ اگرچه دستِ گدا از ضریحتان دور است بساطِ روضه و گریه به‌لطفتان جور است برایِ نوکرت این آه و گریه شیرین است اگر چه قطره‌یِ اشکِ دو دیده‌اش شور است بهشتِ ماست اتاقی که از تو می‌خوانیم اِرم اگر نَشود حرف از حرم گور است ببین که سینه‌زنت بغض کرده واویلا شبیهِ طفلِ غریبی که خانه‌اش دور است به طفلِ گمشده سیلی زدن مروّت نیست پس از پدر چقَدَر خاطرات ناجور است شبی که طفلِ حرم بینِ راه شد مفقود تمامِ روضه همین شد که زجر مأمور است کشید گیسویِ سر را پرید رنگِ حرم چرا به گونه‌یِ دردانه‌یِ تو هاشور است به رویِ صورتِ آهو که گرگ پنجه کشید دعایِ ندبه دمِ سینه‌هایِ مکسوره‌َست علیه_السلام .
امام حسین ع
. شب چهارم #سفره_حضرت_ام‌_البنین علیهالسلام (گریز به روضه ی #حضرت_قاسم علیه السلام) ای امام ساکن ص
. شب پنجم سفره حضرت ام‌البنین علیهاالسلام (گریز به روضه ی امام سجاد علیه السلام) سفره ای شد پهن در راه بهشت تا بخوانیمت امام مهربان صاحب مجلس کجای عالمی یا اباصالح بیا روضه بخوان من فدای غربتت آقای من شد نصیب تو چرا مظلومیت هیچ کس فکر غریبی تو نیست شیعیان هستند گرم معصیت از خدا خواهیم پای سفره ی مادر سقای دشت کربلا دیگر آقای غریب شیعه را از بلایا با ظهورش کن رها در مسیر کربلا با پای دل می رویم در روضه ی ام البنین می زنیم دل را به همراهش گره به مصیبتهای زین العابدین السلام ای حضرت زین العباد ای کلامت زینت سجاده ها شد صحیفه ی تو ای نورالحسین تا خدا نور تمام جاده ها تو نجنگیدی اگر در کربلا کربلا را زندگی بخشیده ای تو بساط خدعه و تزویر را با شکوه خطبه ات برچیده ای خطبه هایت ذوالفقاری در نیام چه نیازی بود دیگر به نبرد کار دهها فتح خیبر کرده ای تیغ صبرت شام را ویرانه کرد وای ِ من از راه شام و کینه ها ناقه ی عریان و زخم گردنت بهر مرگ‌ما همین روضه بس است از فراز ناقه ها افتادنت دیده ای دور و ور سر ها به نی مستی رقاصه های شام را سوخته در کوچه ها عمامه ات دیده ای سنگ فراز بام را سخت تر از این مگر داریم ما دیدن ناموس بین دشمنان رفته ای با عمه در بزم شراب لعل قاری پاره شد با خیزران ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) .................................. شب ششم علیهاالسلام ( علیهاالسلام) جمعمان جمع است پای سفره ی باشکوه مادر صاحب علم جای تو خالیست اما بین ما تو نباشی کی رود از دیده غم بی تو دنیای تمام شیعیان هست غرق اشک و ماتم، العجل عالمی که تو در آن باشی غریب نیست کمتر از جهنم، العجل التماست می کنم پروردگار باز گردان صاحب ما را دگر شیعه از ظلم وجفای دشمنان در میان فتنه ها شد خون جگر العجل به صاحب این سفره ای که نشسته خون جگر در آفتاب روضه های آب را کرده مرور هم‌نوا گردیده با بی بی رباب جان فدای آن عروس فاطمه که شده عمری وفادار امام دیده جسمش را میان آفتاب سایه را بر جسم خود کرده حرام تا دم مرگش شده ذکرش حسین محشری کرده به پا چشم ترش افتخاری نیست بالاتر از این که شده باب الحوائج، اصغرش او کنار قحطی آب حرم شاهد لعل لب خشکیده است در کنار جوشش آب فرات تشنگی اصغرش را دیده است یک سه شعبه نه! بگو سرنیزه ای آمد وشش ماهه اش را سیر کرد در میان خنده های حرمله شاه دشت کربلا را پیر کرد بر سر نیزه چه ها دیده رباب روبرو شد با سر آلاله اش حرمله داده نشان ،تیر و کمان با اهانت در زمان ناله اش ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) .............. شب هفتم سفره حضرت ام‌البنین علیهاالسلام (حضرت علی اکبر علیه السلام) زائر کربوبلا، یابن الحسن در کدامین موکبی آقای ما شیعه بی تو بی پناه و بی کس است کی میایی یا معزالاولیا در کنار سفره ی ام البنین اشک ما گشته روان با اضطرار شد ظهورت حاجت اصلی ما کی به پایان می رسد این‌انتظار باز هم‌ توفیق شد ما زائرین در میان جاده ی کربوبلا هم نوا گردیم با حور و ملک تا ظهورت را بخواهیم از خدا کاش در این راه ،ما هم مستمع در میان روضه هایت می شدیم کاش ما صبح و مساء ،گریه کن ِ روضه ی شام بلایت می شدیم باز امشب همره ام البنین می رویم با پای دل کربوبلا بی قرار از از ماتم لیلا شویم روضه می خوانیم در پایین ِ پا حضرت ام البنین روضه بخوان از غم لیلا که قد او خمید لاله اش را در میان خنده ها ارباً اربا بر عبای کهنه دید هم‌تنش را دیده بین خاک وخون هم سرش را بر سر سرنیزه ها من بمیرم که میان خیمه گاه روبه رویش شد سر اکبر جدا اکبری که پاره های پیکرش پخش شد در جای جای کربلا پهلویش مجروح شد چون فاطمه شد شبیه مرتضی فرقش دو تا اکبری که لشکری او را زدند موی بابایش شد از داغش سپید محتضر شد در کنارش چون حسین خواهرش زینب به داد او رسید ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) .
. قسمت1 چه رنجی از فراق تو کشیدم چه زهری از غم و داغت چشیدم بریدند چون سرت را ای برادر منم از هر دو عالم دل بریدم زده آتش به جانم ماتم تو کشد آخر مرا درد و غم تو الهی کاش میشد تا نبینم تن پر زخم و خون و درهم تو چکد خون از دوچشمان پر آبم عدویت خارجی کرده خطابم زجاخیزو سخن گو با مَنِ زار که من خونین دل از بزم شرابم به پیش پیکرت دشمن مرا زد دو دستم بسته بود و از جفا زد ز کوفه تا به سوی شام ویران مرا با کعب نی در هر کجازد چرا دیگر نمی آید صدایت شده پرپر تمام لاله هایت برادر جان ببین با قامتی خم رسیده خواهرت در کربلایت ببین خواهر ز داغت پیرتر شد شب و روزم چگونه بی تو سر شد مزارت را به آب دیده شویم که بی تو دیده ام همواره تر شد غمت آخر ز خواهر جان ستاند همیشه داغ تو در دل بماند دعا کردم که از بعد تو،زینب دگر در وادی دنیا نماند دوچشمانم زهجرت اشکباراست دلم از ماتمت اندوهبار است امان از سیلی مردان شامی برادر خواهرت نیلی عذار است خزان از من بهارم را گرفته همه دارو ندارم را گرفته دو عالم درد دارم از غم تو غمت صبر و قرارم را گرفته سخن گو با مَنِ افتاده از پا قیامت در دلم گردیده بر پا نشستم در کنار تربت تو کنم ناله به همراهی زهرا قسمت2 ✍ تمام لاله هایت ارغوانی ست قدم همچون هلالست وکمانیست هزاران درد دارم در دل اما غمم یاد لبان خیزرانی ست نمیشد باورم هجران و دوری چه مشگل بودبعد از توصبوری تنت افتاد بر خاک بیابان سرت افتاد در کنج تنوری نشد آخر بمیرم در بر تو نشد بوسم دوباره حنجر تو ز ظلم نیزه و شمشیر و خنجر نشد در بر بگیرم پیکر تو برایت تحفه آوردم برادر قدی از غم کمان و دیده ای تر ز سیلیِّ سنان و شمر و خولی رُخی دارم چُنان رُخسار مادر خمیده آمدم از کوفه و شام شنیدم از عدویت طعن و دشنام جسارت شد به رویت بر سر نی امان از سنگهای بر لب بام چسان گویم چه آمد برسرمن شکسته چون دلم بال و پر من ز بسکه تازیانه بر تنم خورد شده نیلی تمام پیکر من چه رنجی شد نصیب کاروانت چه وسعت داشت درد بیکرانت الهی بشکند دستی که از کین سرِنیزه فروکرد بر دهانت چهل منزل سرت روی سَنان بود نشان سنگ بر رویت عیان بود تو قرآن با لب خشکیده خواندی جواب خواندن تو خیزران بود غمت در این دلم کاشانه کرده دو عالم درد در دل خانه کرده سه ساله ماند در کنج خرابه دلم یاد غم دردانه کرده غمت آتش زده بر حاصل من فراقت خون نموده این دل من به هر درد و مصیبت صبر کردم ولی داغ تو گردد قاتل من قسمت3 ربوده داغ تو تاب از وجودم غمت آتش زده بر هست و بودم زبسکه سیلی و شلاق خوردم زسر تا پا برادر جان کبودم مشو راضی که بر گردم مدینه که خواهر بی تو محزون و غمینه دعا کن جان دهم پیش مزارت قسم بر مادر بشکسته سینه صدای آب آبت را شنیدند سرت را پیش چشمانم بریدند دریدند پیکرت، اما ز کینه تنت بر خاک با نیزه کشیدند زدی آتش تمام تارو پودم پناهی بهر طفلان تو بودم امان از سیلی و از تازیانه ز سر تا پا برادر جان کبودم خراب از هجر تو رکن دلم شد غم و داغ تو نقل محفلم شد ز کوفه تا به شام و تا به اینجا قدی خم،روی نیلی حاصلم شد چه سازم با غمت آه ای قرارم به هر جا بودی ای دلدار، یارم نشستم در کنارت دل پریشان تو رفتی دل پریشان از کنارم بیا با من مدارا کن برادر حلالم کن برادر جان خواهر مگیر از من سراغ دخترت را تو را سوگند بر زهرای اطهر مگیر از من سراغ دخترت را سراغ دختر غم پرورت را مسوزان این دل پر آه و دردم مکن شرمنده دیگر خواهرت را توان دیگر ندارم تا که خیزم ز دیده اشک از داغت بریزم تورفتی از بر خواهر ولیکن چگونه زنده باشم من عزیزم امان از لحظۀ جان کندن تو امان از زخمهای بر تن تو زده زخم زبان آتش به جانم امان از طعنه های دشمن تو ....................................................... .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. شب اول مراسم عزاداری حسینی - عمود ٢٨۵ عراق موکب امام رضا 📆 زمان: 👈 دوشنبه ١۴ شهریور ماه ۱۴۰۱ 🔷 با سخنرانی: 👈 حجت الاسلام پناهیان 🔷 با مداحی: 👈 کربلایی 🔊 بخش اول | حجت الاسلام پناهیان 🔊 بخش دوم | تصور کن که این آقا برای خود حرم دارد 🔊 بخش سوم | عمری ز کوچه رد شدم و سوخت صورتم 🔊 بخش چهارم | سلام ، قبلتی سلام 🔊 ببخش پنجم | ای کرم خاک قدم های گدای در تو 🔊 بخش ششم | سوز همیشه جگرم باش یا حسین 🔊 بخش هفتم | شب بارونه صورتم خیسه 🔊 بخش هشتم | به خونه برگردیم 🔊 بخش نهم | صلی الله علیک یا عطشان 🔊 بخش دهم | گر چه از دنیا فقط دو چشم تر دارم حسین 👇👇👇👇👇👇👇👇