.
#زمینه
#وفات_حضرت_ام_البنین
#شب_تاسوعا #شب_نهم_محرم
العطش خیمه ها، ناله و اشک رباب
ساقی لب تشنه رفت، در پی یک قطره آب
زاده ام البنین رفت ولی بر نگشت
سوخت دل مادری آب میسر نگشت
امید زینب شد نا امید
جی بالماء لسکینه ای شهید
موج دریا، مشک سقا، اشک زهرا
یا ابالفضل، یا ابالفضل، یا ابالفضل
مشک و علم یک طرف، دست قلم یک طرف
العطش کودکان بین حرم یک طرف
ناله ی ادرک اخاک، می رسد از علقمه
زاده ی ام البنین شده پسر فاطمه
ابروی پیوسته شد جدا
کربلا تازه شد کربلا
ای تشنه لب، عشق زینب، کاشف الکرب
یا ابالفضل، یا ابالفضل، یا ابالفضل
در پی روح خدا، سوی خدا می رویم
همچو شهیدان سوی، کرب و بلا می رویم
جان و دل عاشقان، نذر رضای ولی
نذر علمدار عشق، حضرت سید علی
همراز گلهای پرپرم، سرباز گمنام رهبرم
آخر شهیدم می کند عشق ولی
چشم من و فرمان تو سید علی
یا اباالفضل
#حضرت_ام_البنین
.👇
شور بسیار زیبا _ حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام _ سید مجید بنی فاطمه
العطش کودکان ، ناله و اشک رباب 2
ساقی لب تشنه رفت،در پی یک قطره آب
زاده ی ام البنین ، رفت ولی برنگشت
سوخت دل مادری ، آب و میسر نگشت
امیدخیمه شد ناامید،جی بلما لسکینه ای شهید
موج دریا ، مشک سقا ، اشک زهرا
یا ابوالفضل 3
مشک و علم یک طرف
دست قلم یک طرف
العطش کودکان ، بین حرم یکطرفه
ناله ی ادرکنی اخی ، میرسد از علقه
زاده ی ام البنین ، شد پسر فاطمه
آبروی پیوسته شدجدا
کربلا ، تازه شد ، کربلا
ای تشنه لب،عشق زینب،کاشف الکرب
یا ابوالفضل 6
بعد تو دیگر حسین ، بی کس و تنها شده
پای حرامی ببین ، بین حرم وا شده
کرببلا والسلام ، کار حسین شد تمام
میرود امشب اسیر ، زینب او سوی شام
( ای وای از )3 چشم نامحرمان
ای وای از خنده های سنان
تا سقا رفت ، حرمت ها رفت
یا ابوالفضل ....
#سید_مجید_بنی_فاطمه
#حضرت_ام_البنین_علیهم_السلام
#حضرت_عباس علیه_السلام
#سینه_زنی #شور
.
uvs140518_121753~0.mp3
3.18M
🔹 #شور
🔻 العطش کودکان، ناله و اشک رباب
🎤 #سید_مجید_بنی_فاطمه
🏴 وفات حضرت ام البنین علیهاالسلام
.
#روضه_متنی
#حضرت_ام_البنین
▪️روضه برای مجلس ختم مادر
روضه وفات خانوم ام البنین
*امشب فقط یه نفر میتونه روضۀ عباس بخونه ... اونم مادرِش ام البنینِ ... هر کی اومدِ امشب هم روضۀ عباس بشنوه . هم روضۀ حسین بشنوه ... امشب فقط یه نفر روضه میخونه ... هیچ صدایی محزون تر از صدای مادرانه نیست ... اگر مادر زبون بگیره زمین و زمان میلرزه ... دلِ سنگ آب میشه .... اگه مادر زبون بگیرِ ... دشمنا با گریۀ ام البنین گریه می کردن ... سنگ دل ترینِ آدما تو مدینه وقتی رد می شدن میدیدن دارِ به سینه ش میزنه هی می گه بُنیَّ .... امشب تو هم ناله داری بزن .... فاطمیه دارِ تموم میشه ها .....*
امِ بنینم من نه، امِّ بیبَنینم
یعنی برایم دیگر اَبنائی نمانده
دور و برم پُر بود از اولادِ حیدر
*یه روز خونم شلوغ بود ... حسین بود حسن بود عباس بود الان دمِ آخری هیشکی نیست این لحظه های آخر سرَمُ به دامن بگیرِ ... آخ بمیرم برات ....*
_________
دور و برم پُر بود از اولادِ حیدر
این آخرِ عمری منم ... مایی نمانده ...
بر چهارقبرِ خالی از بس ریختم اشک
از من به غیر از گریه سیمایی نمانده
شد گونه هایم چون کویر از آفتابُ
*آخه میگن زیر آفتاب مینِشست برا حسین گریه می کرد ... چرا زیرِ آفتاب؟؟؟ شنیدم بدنِ حسینِ زیر آفتابِ گرمِ کربلا ....*
شد گونه هایم چون کویر از آفتابُ
جز خون دل در چشم دریایی نمانده
آن قدر خواندم واحسینا واحسینا
در زخم های حنجرم نایی نمانده
عباس،نایِ پایِ راهِ باورم بود ...
رَفته عَصای پیری ام،پایی نمانده
رَفته عَصای پیری ام،وامصیبت ...
آمد شبِ دلگیریِ من،وامصیبت ...
رفتهِ عصایِ پیریِ من ، وامصیبت ...
_______
بعد از رباب و قِصۀ اصغر برایم
غمگین تر از لالای نجوایی نمانده
بر آب غیر از شرمُ غیر از شرم بر آب
بر مشک غیر از اشک سودایی نمانده
سقا بدون مَشک یعنی جِسمِ بی روح
مشکی اگر شُد پاره سقایی نمانده
گفتند جِسمش آب رفت از شرمُ شمشیر
زان سروِ رعنا قد و بالایی نمانده ....
*ای وای ... هرکی هرچی میرسید برا ام البنین تعریف می کرد،شاید ضرباتِ شمشیر ... شاید تیرِ تو چشم زدن ... شاید دستِ بریده ... انقد ام البنین رو اذیت نمی کرد که میگفتن به بچه ها قول داد آب بیاره ... همچین که میشنید عباس نتونست آبُ برسونه ..... (الهی برا خجالتت بمیرم ..) شنیدم آب شدی کنارِ علقمه ... شنیدم یه نگا کردی به حسین گفتی آقا خجالت زدۀ خودتُ بچه هاتم .... با الله ... عباس من عوضِ تو مادر ... رفتم از همۀ بچه ها حلالیت گِرفتم .... هر وقت نگاش به سکینه می افتاد ... نگاش به رباب می افتاد ... حسین ......
_________
مشکُ علم یک طرف ....
دستِ قلم یک طرف ...
العطشِ کودکان
بین حرم یک طرف ...
نالۀ ادرک اخا ... میرسد از علقمه
زادۀ ام البنین شد پسر فاطمه
امیدِ خیمه شد نا امید
جیب الماء للاسکینِ ...
بعدِ تو دیگر خسین،بی کَسُ تنها شده
پایِ حرامی ببین به خیمه ها وا شدهِ
کرببلا والسلام ... کارِحسین شد تمام
میرود امشب اسیر زینب او ...
1. دشتی 1387.mp3
3.55M
#روضه_حضرت_ام_البنین
( سلام الله علیها )
#حاج_سید_مهدی_میرداماد
#آواز_دشتی
الا مادر به قربون جمالت
رخ چون بَدر و
ابروی هلالت
شنیدم کام عطشان
جان سپردی
گلِ اُمَّ البنین ، شیرم حلالت
#دستگاه_شور
شد آسمانم ، بی ستاره
سوغاتی زینب شده
یک مَشکِ پاره ...
آمد شب دلگیری من
ای دریغا ، ای دریغا
رفته عصایِ پیریِ من
ای دریغا ، ای دریغا
بعد از تو ای ، ماه مدینه
من ماندم و شرم از سکینه
در خواب دیدم در مِنایی
پیشِ زهرا ، پیشِ زهرا
دیدم ، به روی نیزه هایی
پیشِ زهرا ، پیشِ زهرا
( حسیییین ... )
#وفات_حضرت_ام_البنین
#حضرت_ام_البنین
.
#شب_شهادت_حضرت_زهرا
#فاطمیه
دیگه شبای آخره
صدای مادر نمیاد
مادر میخواد دعا کنه
ببینیم اینبار چی میخواد
*
یه عمریه مادر ما
وقتی خدا خدا میکرد
همیشه تو نماز شب
مردم و هی دعا میکرد
*
یه دستشو برده بالا
یه دست به پهلو میزاره
زیر لب آروم میخونه
تاب و توانی نداره
*
میگه بیاین با هم دیگه
دستا رو بالا بگیریم
من یه دعایی میکنم
همه با هم آمین بگین
*
دعای مادرم اینه
میگه خدای مهربون
منو ببر از مدینه
مرگ منو زود برسون
***
من از غریبی علی
خون جگر مدینه ام
ز بعد ماجرای در
هنوز میسوزه سینه ام
👇
حاج قاسم.....
آری مُدیری میشود بیمیز باشد
در خدمت مردم موفق نیز باشد
هرکس به هرحالی به دیدارش رسیده
مهمان یک لبخند شورانگیز باشد
با مردمانش مهربان باشد همیشه
شمشیر او بر دشمنانش تیز باشد
پیشانیاش بیجای مُهر و صورت او
نورانی از دینداری و پرهیز باشد
دنبال احقاق حقوق خلق باشد
حتی اگر حق کوچک و ناچیز باشد
حزبِ من و یارانِ من،بر لب نیارد
در خدمتش برخلق بیتبعیض باشد
بهبه از آن مردی که مثل حاج قاسم...
تکرار نامِ او غرور انگیز باشد
مرد بزرگی را جهان از دست داده
حق دارد اینسان بعدِ تو غمخیز باشد
احمدرفیعی وردنجانی✍
#جان_فدا
#سپهبد_شهید_قاسم_سلیمانی
.
#روضه_های_هفتگی
من دوست دارم این صفای هفتگی را
این هیات این حال و هوای هفتگی را
هر چند از راهی بعید اما همیشه
عازم شدم این کربلای هفتگی را
عمری قریب ماست آقای غریبم
دلداده ام این آشنای هفتگی را
درمان شده با چای روضه هرچه دردم
باید بنوشم این دوای هفتگی را
شاید مرا هم جزء یارانت نوشتی
سر می دهم یا لیتنایِ هفتگی را
داری اجابت می کنی با فیض روضه
هر هفته از نو این دعای هفتگی را
چون دوست داری روضه های هفتگی را
من دوست دارم روضه های هفتگی را
احمد رفیعی وردنجانی✍
.
.
#حاج_قاسم ۱۴۰۱
حیف... آتش به جان او افتاد ، آه از آن لحظه های دردآور
خبر آنقدر تلخ و سنگین است ، آدم اصلاً نمی کند باور
قهرمان دلیر نامیرا ، رستم شاهنامه ی اخلاص
یک جهان بود او به تنهایی ، یک تنه او حریف صد لشکر
جبهه بود و سپاه کرمانی ، مطلعُ الفَجر مَقطَع وَالفَجر
کار او در لباس سربازی ، محشری بود در دل محشر
مرد فتح الفُتوح آمِرلی(۱) ، مرد میدان موصِل و تَکریت
او شگفت آفرین اِسپایکِر ، روح اربیل و فاتح سِنجَر
در گذر از کویر این دنیا ، او فقط تشنه ی شهادت بود
او شهیدانه سوخت سر تا پا ، او شهیدانه زیست سر تا سر
او اَشِدّاست با همه کفّار ، رُحَما بود بین این مردُم
اُسوه ی زندگیّ او حیدر ، شد مرامش مرام پیغمبر
ذوالفقار خروش حزبُ الله ، سَرو سرخ سپاه ثارالله
جانفدای ولایت اسلام ، جان نثار صلابت کشور
از ابومهدی اَلمهندس گفت او که هم خون حاج قاسم بود
همقَسم ، همقطار و هم سنگر نور یک روح در دوتا پیکر
یادمان هست جمعه بود آن روز در سحرگاه سرد آسایش
با پر و بال زخمی اش ققنوس ، پر کشید از میان خاکستر
آتش فاطمیه روشن شد ، شعله ی فاطمیه روشن ماند
روضه ی حاج قاسم ای مردم ، می دهد عطر روضه ی مادر
مقتلش روضه های زهرا داشت ، کربلا بود جاده ی بغداد
یادم آورد روضه ی گودال ، دیدن دست زخم و انگشتر
ارباً اربا مُقَطّعُ الاعضاء روضه ی سخت عصر عاشوراء
او علی اکبری به میدان رفت پیکرش گفت یاعلی اصغر
یادمان هست گریه ی مردُم ، در نماز وداع با سردار
گریه می کرد با صدای بلند در کنار رفیق خود رهبر
ما به جز خیر از او نمی دانیم ، با حیاتی که کُلّه خیر است
در نماز وداع با سردار ، چشم ما بود چشمه ی کوثر
قاتل چشم ملت ایران ، فتح عینُ الاسد که یادت هست
لحظه ی انتقام نزدیک است ، می رسد وقت حمله ی آخر
جمعه ای در هوای هم عهدی ، پیش چشمان حضرت مهدی
می رود در مصاف آل سُعود ، می رود تا شهادتی دیگر ...
#اسماعیل_شبرنگ ✍
#سپهبد_شهید_قاسم_سلیمانی
#جان_فدا
.👇
*(۱)محاصرهٔ آمرلی، اشاره به محاصرهٔ شهر شیعهمذهب ترکماننشین آمرلی بهدست نیروهای تروریست داعش در جریان حمله آنها به عراق میدارد. در جریان این محاصره در ژوئن ۲۰۱۴ میلادی، دسترسی به آب، خوراک و خدمات مخابراتی بر باشندگان آمرلی قطع شد. ترکمانهای شیعهٔ آمرلی برای رویارویی با نیروهای خلافت اسلامی، به سازماندهی گروههای شبهنظامی با هدایت حاج قاسم سلیمانی دست به مقاومت زدند.
............................................
.