حاج قاسم.....
آری مُدیری میشود بیمیز باشد
در خدمت مردم موفق نیز باشد
هرکس به هرحالی به دیدارش رسیده
مهمان یک لبخند شورانگیز باشد
با مردمانش مهربان باشد همیشه
شمشیر او بر دشمنانش تیز باشد
پیشانیاش بیجای مُهر و صورت او
نورانی از دینداری و پرهیز باشد
دنبال احقاق حقوق خلق باشد
حتی اگر حق کوچک و ناچیز باشد
حزبِ من و یارانِ من،بر لب نیارد
در خدمتش برخلق بیتبعیض باشد
بهبه از آن مردی که مثل حاج قاسم...
تکرار نامِ او غرور انگیز باشد
مرد بزرگی را جهان از دست داده
حق دارد اینسان بعدِ تو غمخیز باشد
احمدرفیعی وردنجانی✍
#جان_فدا
#سپهبد_شهید_قاسم_سلیمانی
.
#روضه_های_هفتگی
من دوست دارم این صفای هفتگی را
این هیات این حال و هوای هفتگی را
هر چند از راهی بعید اما همیشه
عازم شدم این کربلای هفتگی را
عمری قریب ماست آقای غریبم
دلداده ام این آشنای هفتگی را
درمان شده با چای روضه هرچه دردم
باید بنوشم این دوای هفتگی را
شاید مرا هم جزء یارانت نوشتی
سر می دهم یا لیتنایِ هفتگی را
داری اجابت می کنی با فیض روضه
هر هفته از نو این دعای هفتگی را
چون دوست داری روضه های هفتگی را
من دوست دارم روضه های هفتگی را
احمد رفیعی وردنجانی✍
.
.
#حاج_قاسم ۱۴۰۱
حیف... آتش به جان او افتاد ، آه از آن لحظه های دردآور
خبر آنقدر تلخ و سنگین است ، آدم اصلاً نمی کند باور
قهرمان دلیر نامیرا ، رستم شاهنامه ی اخلاص
یک جهان بود او به تنهایی ، یک تنه او حریف صد لشکر
جبهه بود و سپاه کرمانی ، مطلعُ الفَجر مَقطَع وَالفَجر
کار او در لباس سربازی ، محشری بود در دل محشر
مرد فتح الفُتوح آمِرلی(۱) ، مرد میدان موصِل و تَکریت
او شگفت آفرین اِسپایکِر ، روح اربیل و فاتح سِنجَر
در گذر از کویر این دنیا ، او فقط تشنه ی شهادت بود
او شهیدانه سوخت سر تا پا ، او شهیدانه زیست سر تا سر
او اَشِدّاست با همه کفّار ، رُحَما بود بین این مردُم
اُسوه ی زندگیّ او حیدر ، شد مرامش مرام پیغمبر
ذوالفقار خروش حزبُ الله ، سَرو سرخ سپاه ثارالله
جانفدای ولایت اسلام ، جان نثار صلابت کشور
از ابومهدی اَلمهندس گفت او که هم خون حاج قاسم بود
همقَسم ، همقطار و هم سنگر نور یک روح در دوتا پیکر
یادمان هست جمعه بود آن روز در سحرگاه سرد آسایش
با پر و بال زخمی اش ققنوس ، پر کشید از میان خاکستر
آتش فاطمیه روشن شد ، شعله ی فاطمیه روشن ماند
روضه ی حاج قاسم ای مردم ، می دهد عطر روضه ی مادر
مقتلش روضه های زهرا داشت ، کربلا بود جاده ی بغداد
یادم آورد روضه ی گودال ، دیدن دست زخم و انگشتر
ارباً اربا مُقَطّعُ الاعضاء روضه ی سخت عصر عاشوراء
او علی اکبری به میدان رفت پیکرش گفت یاعلی اصغر
یادمان هست گریه ی مردُم ، در نماز وداع با سردار
گریه می کرد با صدای بلند در کنار رفیق خود رهبر
ما به جز خیر از او نمی دانیم ، با حیاتی که کُلّه خیر است
در نماز وداع با سردار ، چشم ما بود چشمه ی کوثر
قاتل چشم ملت ایران ، فتح عینُ الاسد که یادت هست
لحظه ی انتقام نزدیک است ، می رسد وقت حمله ی آخر
جمعه ای در هوای هم عهدی ، پیش چشمان حضرت مهدی
می رود در مصاف آل سُعود ، می رود تا شهادتی دیگر ...
#اسماعیل_شبرنگ ✍
#سپهبد_شهید_قاسم_سلیمانی
#جان_فدا
.👇
*(۱)محاصرهٔ آمرلی، اشاره به محاصرهٔ شهر شیعهمذهب ترکماننشین آمرلی بهدست نیروهای تروریست داعش در جریان حمله آنها به عراق میدارد. در جریان این محاصره در ژوئن ۲۰۱۴ میلادی، دسترسی به آب، خوراک و خدمات مخابراتی بر باشندگان آمرلی قطع شد. ترکمانهای شیعهٔ آمرلی برای رویارویی با نیروهای خلافت اسلامی، به سازماندهی گروههای شبهنظامی با هدایت حاج قاسم سلیمانی دست به مقاومت زدند.
............................................
.
5.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 روضه و گریه، جنگ با دشمن است؛ کاری که #حضرت_ام_البنین سلام الله علیها به بهترین شکل انجام دادند.
🎙 حاج منصور ارضی
.
#شور
#حضرت_ام_البنین
#سبک_منو_یکم_ببین
#منم_ام_البنین
🍁🍁🍁
☑️بنداول
منم ام البنین ام بنینِ بی بنین
هستم کنیزخونهٔ امیرمومنین
برای غزبت مولا شده دلم حزین
🌹
عجین شدم بازینبین وبادرد مِحَن
مادرشدم برای غربت امام حسن
بایادمادرش ناله میزد حسین من
🌹
چهارپسرخدابه من داده توعالمین
که شیرشون دادم با ناله و باشور وشین
انشاالله کربلا بشن فدا سرحسین ع
🌹
حسین من حسین 2
☑️بنددوم
قضایای بعدازکربلا
🌹
خداروشکرکه حاجت دلم شده روا
تموم بچه هام شهیدشدن توکربلا
شدن فداییِ حسین ذبیحاًبالقفا
🌹
شیرم حلالتون دلاورایِ نورعین
شنیدم عباسم که توشدی قطع الیدین
هرچی سرت اومدگفتی فداسرِحسین
🌹
توعلقمه کی زد باتیربه چشم اطهرت
کدوم نامردی زد عمودآهن برسرت
گل ام البنین برات بمیره مادرت
حسین من حسین 2
#وفات_حضرت_ام_البنین
#شاعرسبکسازڪربلایے_مجیدمرادزاده
...................
#اربعین
شور منو یکم ببین
شکوه وحدت حسینیا رو میبینین
تو روز اربعین ، سپاه ما رو میبینین
با پرچم حسین ، به دل دنیا میزنیم
میریم و ریشهی ، یزیدیا رو میکنیم
پیاده میرسیم ، با پیرهن سیاه به تن
لباس مشکیمون ، به تنمون میشه کفن
آقا حسینیا منتظر اشارهتن
«حسین آقام آقام حسین آقام آقام آقام»
منو یکم ببین، سینه زنیمو هم ببین
ببین که خیس شدم ، عرق نوکریمه این
دلم یه جوریه، ولی پر از صبوریه
چقدر شهید دارن، میارن از تو سوریه
منم باید برم ،آره برم سرم بره
نذارم هیچ حرومی طرف حرم بره
یه روزی هم بیاد نفس آخرم بره
منم یه مادرم ،پسرمو دوسش دارم
ولی جوونمو به دست بی بی میسپارم
بی بی قبول کنه بشه مدافع حرم
«حسین آقام آقام، حسین آقام آقام آقام»
***
.👇
36.17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠 مقتل و #روضه_حضرت_عباس علیه السلام و #حضرت_ام_البنین سلام الله علیها
🎙 حاج منصور ارضی
.
#زبانحال_با_حضرت_عباس
#حضرت_ام_البنین سلام_الله_علیها
به تیغی حیف گیسویت گُسستند
دو بازویت دو بازویت گسستند
از آنجایی که من بوسیده بودم
بمیرم هر دو اَبرویت گسستند
****
انیس گریههایم را گرفتند
توانِ دست و پایم را گرفتند
کمانی تر شدم از زینب افسوس
سرِ پیری عصایم را گرفتند
*
بهارم را چِسان پاییز و کردند
دلم را از غمت لبریز و کردند
سرت ای کاش رویِ نیزه میماند
تو را از مرکبی آویز و کردند
****
غمت راهِ نفس بر سینه بسته
تَرَک بر چهرهی آئینه بسته
زِ بسکه خاک و بر سر ریختم من
ببین عباس دستم پینه بسته
****
از آن سرو علی بنیاد و صد حیف
از آن قامت از آن شمشاد و صد حیف
دو دستی که عصای پیریم بود
خداوندا زِ تَن اُفتاد و صد حیف
#دکتر_حسن_لطفی✍
.
.
#حضرت_عباس
قمر العشیره
باران که می بارد پریشانم
حال خودم را خوب می دانم
ابری ترین باران پنهانم
من روضه خوانم روضه می خوانم
در بین ساحل موج غم افتاد
در علقمه مشک و علم افتاد
دستی قلم نذر حرم افتاد
همناله با ذکر عمو جانم
بغضی میان هر گلو لرزید
در دست ساقی تا سبو لرزید
با العطش قلب عمو لرزید
من هم به فکر داغ طفلانم
تا بر سرِ فرقش عمود آمد
روی لبش ذکر سجود آمد
از خیمه ها تا بوی دود آمد
فریاد زد میسوزد این جانم
روی زمین بال و پرش می ریخت
ذره به ذره پیکرش می ریخت
با تیرها چشم ترش می ریخت
یاد خسوف ماه تابانم
با سوز آهی آتشین از راه
همناله با امّ البنین از راه
زهرا رسیده دلغمین از راه
مادر رسید و دید گریانم
در گریه ام گل کرد لبخندم
وقتی به من می گفت "فرزندم"
خود را به پای مادر افکندم
از راه آمد عید قربانم
نور خدا دست هوَس افتاد
شیر حرم کنج قفس افتاد
عباس آخر از نفس افتاد
دیگر چه شد شاعر ؟؟ نمی دانم
#اسماعیل_شبرنگ
.