eitaa logo
امام حسین ع
22.1هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
. بسم الله الرحمن الرحیم آورده دو جانِ خویشتن را انگار حسین با حسن را همراهی او به خیمه کردند دو بچه‌ی شیر  شیرزن را او آمده‌است تا ببینند در جنگ اُحُد ابالحسن را تا یاد دهد به هرکه آنجاست بازیِ نبردِ  سر زدن را در محضر خود حسین میدید گویا سه خلیلِ بت شکن را یک عمر به قدر آه دارد فرمود ببین سپاه دارد ما معنی دو نَفَس نباشیم آقا من و تو دو کَس نباشیم آورده‌ام این دو باز را  باز بگزار که در قفس نباشیم در پای تو جان دهیم هیچ است مائیم و همین هوس: نباشیم داغِ تو بس است و ما سه سردار هستیم و مگو که بس نباشیم دیدند علیِ اکبرت رفت گفتند به هم که پس نباشیم ارباب ببین دو مرد داریم ما سه جگرِ نبرد داریم سوگند به ماهتابِ عباس آقا به ابوترابِ عباس حالا شده‌اند دو سلحشور در معرکه با حسابِ عباس چون غُرش اَبر بر سرِ خصم چون صاعقه در رکابِ عباس رفتند فرات و باز گشتند همراهِ دو مشکِ آبِ عباس امروز به دوشِ خود گرفتند هر دو علَم از جنابِ عباس هرچند که مو سپید گردم بگذار که رو سپید گردم با قامت کبریایی خود با مادر کربلایی خود زانو زده‌اند تا بگیرند حالا سندِ رهایی خود آنقدر میان گریه گفتند یافاطمه پیشِ دایی خود آتش زده‌اند بر دو خیمه با ناله‌ی نینوایی خود رفتند به خدمت علمدار گفتند دَمِ جدایی خود ای دستِ تو سایه‌یِ سرِ ما جانِ تو و جانِ مادرِ ما تا نعره که از جگر کشیدند مانند دو شیرِ نر کشیدند میخورد به هم سپاه از ترس شمشیر که از کمر کشیدند از میمنه اَلفَرار گفتند از میسره اَلحَذَر کشیدند یک تیغ شد آن دوتیغ و بشکافت وقتی که به هم سپر کشیدند با غرشِ مرحبای عباس مانند عقاب پَر کشیدند افسوس نفَس زِ جانشان رفت کم‌کم همه‌ی توانشان رفت یک ساعت بعد  ساعتی شد ای وای که بد قیامتی شد از شدت تشنگی رمق رفت در سینه‌ی‌شان جراحتی شد سیراب حرامیان رسیدند با نیزه‌‌ی‌شان حکایتی شد یکبارِ دگر تَنی بهم ریخت کوتاه دوباره قامتی شد ای آه سرِ دو ماهِ زینب دعوا وسطِ جماعتی شد در خیمه نشسته است زینب بدجور شکسته است زینب هنگام غروب شعله جان داشت یک دشت غمِ حرامیان داشت در بینِ تمامیِ اسیران یک مادرِ ناتوان  توان داشت در گوشه‌ی قتلگاه بود و... دستش به رویِ سر  الاَمان داشت هرچند هواسِ او به خود نیست بر روی دو نیزه  دو جوان داشت تن‌های شهیدهای خانم در خیمه‌ی شعله‌ور مکان داشت ای وای همه امیدِ او سوخت تن‌های دوتا شهیدِ او سوخت (حسن لطفی ۹۹/۰۶/۰۱) .