eitaa logo
امام حسین ع
22.2هزار دنبال‌کننده
414 عکس
2.1هزار ویدیو
2هزار فایل
کانال مداحی و شعر و سبک https://eitaa.com/emame3vom
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 لَوْ وُلِدَ لِی مِائَةٌ لَأَحْبَبْتُ أَنْ لَا أُسَمِّيَ أَحَداً مِنْهُمْ إِلا عَلِيّاً اگر صد فرزند هم می‌داشتم دلم می‌خواست همه را «علی» بنامم. 📗 الكافی، ج۶، ص۱۹ فرمود حسین:‌ جلوۀ لم یزلی سالار شهیدِ شاهدان ازلی گر صد فرزند داشتم می‌خواندم نام همه را به نامِ نامیِ «علی»
ای زنده‌ء عشق! ای قتیل عبرات! آزاده‌ء کربلا! اسیر کربات! ما ظلمت محضیم و تو مصباح هدی ما غرق گناهیم و تو کشتیّ نجات
سلامُ الله علی الاَجسادِ العُریان سلام الله علی الاولَادِ العَطشان سلام الله علی الجِسمِ السَّلیبَه سلام الله علی الطِّفل الرَّضیعَه یا ساکنَ کربلا یاسیدَ المَظلوم مَقتولَ فی الطَّفِ ، یا مَذبوحُ و یا مَسموم غریبَ الغُربا یا ابا الشُّهدا ایُّها المَظلوم سلام ای زینت دوش پیمبر سلام ای کشتهء در خون شناور سلام ای وارث غمهای حیدر سلام ای تشنه لب فرزند کوثر میگرید از داغ تو هفت آسمان هر شب وای از دل خون تو وای از دل زینب غریب الغربا یا ابا الشهدا ایها المظلوم یا ساکن کربلا....... سلام ما به خیمه های عطشان سلام ما بر آن لبهای سوزان سلام ما به طفلان پریشان سلام ما بر آن خاک بیابان ای تربت کربلا سجادهء اشکی تو کشتهء اشکی و تو زادهء اشکی غریب الغربا یا ابا الشهدا ایها المظلوم یا ساکن کربلا......
سر به دریای غم‌ها فرو می‌کنم گوهر خویش را جستجو می‌کنم من اسیر توام، نی اسیر عدو من تو را جستجو کو‌ به کو می‌کنم تا مگر بر مشامم رسد بوی تو هر گلی را به یاد تو، بو می‌کنم استخوانم شود آب از داغ تو چون تماشای آب و سبو می‌کنم صبر من آب چشم مرا سد کند عقده‌ها را نهان در گلو می‌کنم تا دعایت کنم در نماز شبم نیمه‌شب با سرشکم وضو می‌کنم هم‌کلامم تویی روز بر روی نی با خیال تو شب گفتگو می‌کنم جان عالم تو هستی و دور از منی مرگ خود را دگر آرزو می‌کنم
سر ميشود زمانه ولی بی تو غرقِ آه جانِ مرا رسانده به لب بغض گاه گاه تو حاضری و ما همه در بندِ غيبتيم آقا نجاتمان بده از اين شب سياه آقا علاجِ رو سِيَهی چيست غير اشک حالا به سوی روضه ات آورده ام پناه ای ملجاء هميشهء ابن سبيل ها جا مانده ام شبيه يتيمی ميان راه يک دم بيا به خيمه ی ما، جانِ مادرت آتش بزن دل همه را با شرار آه بايد شوی تسلی آن قلب مضطرب آقا بيا که روضه رسيده بـه قتلگاه يک جسم نيمه جان و دوصد نيزه و سِنان يک لشکر حرامی و سردار بی سپاه ناگه رسيد زينب کبری فراز تل فرياد زد ز سوز جگر وا محمداه "اين کشتهءفتاده به هامون حسين توست اين صيددست وپازده درخون حسين توست"
: دیدم سرت را ، زیبای زیبا بر روی نیزه ، بودی دل آرا وجه عیان و ، نامحرمان و ، چشمم به سوی نیزه وای از دل من ، شد قاتل من ، رأس تو روی نیزه ( مظلوم حسین جان ۲ مظلوم حسین مظلوم حسین جان ) ۲ ماه مبینم ، نیزه نشینم من با چه حالی ، رأس تو بینم در کوفه ی غم ، با قامتی خم ، اما چه جاودانه بردم پیامت ، هر گوشه نامت ، خواندم چه عاشقانه ( مظلوم حسین جان ۲ مظلوم حسین مظلوم حسین جان ) ۲ این دختر تو ، نیلوفر تو گردیده زائر ، بهر سر تو بر نیزه گاهی ، دارد نگاهی ، باشد اسیر دیدار در بی پناهی ، با سوز آهی ، گوید خدا نگهدار ( مظلوم حسین جان ۲ مظلوم حسین مظلوم حسین جان ) ۲ با بال بسته ، قلبی شکسته داغ غمت بر ، جانم نشسته محزون و بی تاب ، در هجر مهتاب ، ریزم ز چشمم ستاره ره می کنم طی ، تو از سر نی ، کن سوی من نظاره ( مظلوم حسین جان ۲ مظلوم حسین مظلوم حسین جان ) ۲
کاروانی آمد از دشت بلا خون جگر از ماتم کرببلا عاشقان از جام غم ها جرعه گیر جملگی در دست نا اهلان اسیر دست های شاپرک ها بسته بود چهره ها مانند نیلوفر کبود آسمان اینجا به رنگ نیلی است میهمانی ها به ضرب سیلی است کوفیان مهمان نوازی می کنند همچو مستان نغمه سازی می کنند نعره ها آید ز جمعی بد مرام سنگ ها می بارد از بالای بام کوفه هر کس را که مهمان می کند میهمان را تشنه قربان می کند محفلی بر پا شد از اندوه و غم کنج ظلمت خانه ی کاخ ستم یک طرف محنت کِشانِ جام عشق یک طرف گرگان کوفه یا دمشق یک طرف اردوی عشاق الست یک طرف خفاش پست شب پرست یک طرف یاران عاشق در نماز سوی دیگر نغمه ی آواز و ساز جمله ی گل های خاتم یک طرف جمع نامردان عالم یک طرف ساقی اهل ولا سجاد بود آن که در زنجیری از بیداد بود سوزد از تب ، زین جفا جان بر لب است دیده ی نامحرمان بر زینب است آن سر جانانه در محفل چو شمع در بَرَش پروانه ها گردیده جمع با رخ پر خون و پر خاکسترش جلوه ای دارد به چشم خواهرش کودکانش جملگی ماتم نشین دیده ها گریان و دل ها آتشین آرزوی کودکان این گونه بود چون سر جانانه اش رخ می نمود کاش می شد بوسه ای از راه دور می نشست از لب بر آن دریای نور گر چه داغ دلبرش دیرینه بود آرزوها این چنین در سینه بود ظالمی این آرزوها را شکست تا که چوبش بر لب و دندان نشست چوب زد بر بوسه گاه احمدی ناله می آید ز عرش سرمدی قدسیان خاک عزا بر روی سر حوریان برکنده گریان موی سر سر ز پا نشناخته جمع ملک گشته گریان همچو آن روز فدک ناله ی زهرا به پا گردیده چون محشر کبری شده گویا کنون وای امان از کودکانِ خون جگر جمله می گویند با چشمان تر کمتر ای ظالم بر آن لب ها بزن جای آن لب ها به جسم ما بزن .
. ۲۰۴ من از تو دورم ای دوست ، وصل تو را بخواهم تنها وصال رویت ، را از خدا بخواهم بیمار درد هجران ، در محفل فراقم با گوشه چشمی ای دوست ، از تو شفا بخواهم در تار و پود نفسم ، همواره ام گرفتار ای دستگیر عالم ، رمز رها بخواهم شهد محبتت را ، بر عاشقان چشاندی با یک نگاه من هم ، جام ولا بخواهم دانم حقیر و پستم ، من با تو عهد بستم پیمان شکستم اما ، از تو وفا بخواهم ای مهر عالم آرا ، ای ماه حسن دل ها پر روی تو ببینم ، از تو چها بخواهم همره شوق وصلت ، یک عقده مانده در دل من یک مدینه و یک ، کرببلا بخواهم
آن قدر هم خوب دیگر ، مثل رویا نیستیم آن قدر هم ساده و پاک و مصفا نیستیم مثل همت ساده مثل حاج احمد بی ریا آن قدر هم لایق یاری آقا نیستیم در تعارف با تو ماندیم و اگر حرفی زدیم ما ( بیا ) گفتیم اما تو بیا ، ما نیستیم سیزده قرن است چون مرداب ، آب راکدیم مثل طوفان مثل موج آب دریا نیستیم گر چه از این کوچه های ما صفا خالی شده گر چه مثل جبهه ، دیگر پاک و زیبا نیستیم از مسلمانان عالم می رسد اینک ندا آن قدر هم مثل آن ایام تنها نیستیم ما بدیم اما شها ، هستی صدایت می کنند یابن الزهرا العجل ما بی تمنا نیستیم ترسم آیی و نباشم تا ببینم روی تو در سحرگاه فرج هستیم ما یا نیستیم
ما هر چه داریم از تولای حسین است روح دعا رمزش تمنای حسین است عهد الستی بسته ایم و تا قیامت چشمان دل مست تماشای حسین است سرها اگر افتد به پایش جاودان اند هر سر که باشد گرم سودای حسین است به به نمازی که میان قتلگاه است این فخر تنها سهم والای حسین است مرده دلان را عشق او باور نباشد تنها دلِ زنده پذیرای حسین است از نَحنُ وَجهُ الله این باشد مسلّم وجه خدا واللهِ سیمای حسین است در روز محشر که گره بر کار افتد چشم همه بر قد و بالای حسین است او کعبه می باشد همه حُجاج هستیم ما لحظه لحظه بر حسین محتاج هستیم