وگای عزیزم.
روزها عادی سپری میشوند، گاهی احساس میکنم که چقدر زمان به بطالت میگذرد، اما همین است که هست. دوری و نزدیکی خیلی مهم نیست، دل آدم مهم است. در واقع من از نزدیک های دور میترسم.
راستش را بخواهی، تاب و توان زندگی را همین چیزهای کوچکِ اطرافمان میسازد. شاید هم همین دورهای بسیار نزدیک.
از دست هامان گفتی؛ دست هایِ سرد و کمی چروکیده؛ اما مادر میگوید نباید عیب روی کار خدا بگذارم.
کمی از دلم بگویم؛ اقیانوس نیست، اما اندازهی خودش بزرگ است و مقدس. کوچک است اما زیبا.
این ها من نیستم، اینها کلماتند و شاید اندکی از آدمها.
حرف بسیار است اما انرژی اندک.
بگذاریم برای بعد؟
#برای_وگا .