eitaa logo
82 دنبال‌کننده
244 عکس
21 ویدیو
0 فایل
فاقد محتوای فاخر؛ ‌ @salin_shop 🌟 @empty_music @empty_book ________ https://daigo.ir/secret/61232205127
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ما میتوانستیم به راحتی بمیریم اگر این امیدِ سمج سربه‌سر مان نمیگذاشت.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
به وقت ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴. سلام قوت این تن خسته؛ امید به اینکه حالت خوب باشد دلم برایت تنگ شده و چند روز است که در به در دنبال دفترچه‌ای می‌گردم، اما پیدا نمی‌شد و دیشب ناخودآگاه به دستم رسید؛ دوام نیاوردم. باید می‌نوشتم باید چیزی مختص می‌بود که برای تو و از تو در آن می‌نوشتم. چه حیف که نیستی؛ نیستی و من خسته را نمی‌بینی؛ نیستی و نمی‌بینی چه بودم و چه شدم؛ دلم برای صدا کردن آن اسم زیبایت تنگ شده. عزیزم، امروز جمعه یک توک پا بیرون رفتم کمی کار داشتم. عجب جمعه سگی‌ست. حال ما را گرفت. نبودی و کلی در این خیابان‌های مسخره گریه کردم؛ البته وقت‌هایی هم که بودی کم نبود. چقدر این پیاده روها نفرت انگیز هستند، چقدر از آنها متنفرم؛ از آدم‌ها، با آن چشم‌های نفرت انگیزشان زل می‌زنند به چشمهایت و انگار ندیده‌اند گریه آدمی را. نیستی و من ویران‌تر از آن هستم که کردی.
سوگند به لبخند تو؛
وقتی شکنجه گر تویی، شکنجه اشتباه نیست.
۱۸ اسفندچهارصدوسه رو نمی‌تونم فراموش کنم ، اون شب بارون می‌بارید، و من خیلی راه رفتم ، خیلی راه رفتم، نوشتم، از ته قلبم نوشتم. سردم بود.چشم هام از اشک نمی‌دید، و بارها کلمات رو اصلاح کردم.خوب یادمه چقدر منتظر موندم، اون خیابون بی رحم، آسمون بی رحم و اون لبخند. من لبخند قبل اون اشک هارو هم یادمه. تلخ بود و زهرمار. سنگین بود و کمر شکن . من اون شب رو یادمه‌. اون شب رقت انگیز.