eitaa logo
مجله اقلیـــــــــما
674 دنبال‌کننده
444 عکس
4 ویدیو
17 فایل
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه کاری از دفتر مطالعات جنسیت و جامعه https://gesostu.ir/eqlima_mag/ @Gesostu_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻 | صوت‌های اختصاصی اندیشه‌ورزان مهمان اقلیما از شروع جنگ رمضان تاکنون: 🔸۱.موقعیت زینبی 🔸۲.مدیریت زنانه در خیابان دکتر انسیه برومند‌پور 🔸۱.قدرت خون و غرق فرعون 🔸۲.خاندان برگزیده حجت‌الاسلام سید محمد شاه‌ابراهیمی 🔸فرعی‌ترین اصلِ واجب حجت‌الاسلام حمید سبحانی صدر 🔸فناوری بلدی انسانِ مجاهد حجت‌الاسلام حسین مهدی‌زاده 🔸زیستِ مقاومت جنگی حجت‌الاسلام محمد‌جواد تاکی 🔸زن و خیابان اکبر شهبازی 🔸قدرتِ نرمِ زن حجت الاسلام محمد‌رضا زائری 🔸الگو‌واره‌های زن ایرانی دکتر میثم مهدیار 🔸یادِ خونِ خدا حجت‌الاسلام دکتر حبیب‌اله بابائی 🔸مقاومت خانوادگی با محوریت زن و با طعم زندگی دکتر زهرا شریف 🔸️زن ایرانی و تکثیر شجاعت حریر عادلی 🔸️زنان و حماسه دکتر فریبا علاسوند 📝 مجله اقلیما | اقلیما_مجازی مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻وحدت‌بخشی در سایۀ حکومت‌ توحیدی چرا صحبت از زن و وحدت یک دغدغۀ فمنیستی نیست؟ زهرا ستاری فقیهی، پژوهشگر مطالعات جنسیت 🔹️ زن مسلمان ایرانی که در مسیر تحقق یک تمدن اسلامی قرار گرفته، هراندازه که بتواند استعدادهای زنانه‌اش را در جامعه‌پردازی دخیل کند، هم می‌تواند در حل اساسی‌ترین مسائل امروز جمهوری اسلامی توفیق پیدا کند و نیز پیوند خواهری‌اش را تا زنان کشورهای منطقه گسترش بدهد و ارادۀ سیاسی آنها را به این مبارزۀ تاریخی جلب کند. ➕️دانلود فایل شمارۀ سوم ویژه‌نامه جنگ رمضان در مجله اقلیما 📝 فصلنامهٔ اقلیما مجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻زنان و سیاست همبستگی بازقاب‌بندی اخلاقی مقاومت در شرایط تهدید دکتر ناهید سلیمی عضو هیئت‌علمی پژوهشکده زن و خانواده 🔸️ از همان لحظات اولیه تهاجم ددمنشانه و دفاع جانانه کنونی، جامعه از مجموعه‌ای از نمادها، روایت‌ها و سازوکارها آکنده شده است که توانسته احساس انسجام جمعی را بازسازی کند. در علوم سیاسی، یکی از شناخته‌شده‌ترین صورت‌بندی‌های این پدیده "اثر همبستگی حول پرچم" است؛ مفهومی که در رویکرد کلاسیک علوم سیاسی برای توضیح افزایش ناگهانی اما کم دوام حمایت عمومی از دولت و نمادهای ملی در شرایط تهدید خارجی مطرح می شود. اما در تجربه ایران کنونی به نظر می‌رسد این پدیده صرفاً به افزایش کوتاه‌مدت حمایت سیاسی محدود نمی‌ماند و ابعاد فرهنگی و اجتماعی گسترده‌تری پیدا می‌کند. بنابراین در فهم آنچه از معنای مقاومت در ایران میبینیم و درک می کنیم، اگر این پدیده تنها به سطح امر سیاسی تقلیل داده شود، بخش مهمی از سازوکارهای فرهنگی و عاطفی آن نادیده می‌ماند. ساز و کاری که کمک کرده است (و خواهد کرد) این پدیده صرفاً یک واکنش سیاسی زودگذر نماند، بلکه شاهد فرایند چندلایه بازسازی انسجام ملی از مسیر مشروعیت اخلاقی و بازچارچوب بندی معنایی مقاومت باشیم. در این مسیر آن چه زنان در خلق و تداوم پدیده "همبستگی حول پرچم" نشان می دهند، کنشی صرفاً به عنوان سوژه‌های نمادین از مادران داغ دیده یا قربانیان جنگ نیست. در ساعات صفر بحران حضور خودجوش حاصل از فهم جمعی زنان در گفتمان ملی مقاومت، یکی از مهم‌ترین سازوکارهای قاب بندی معنایی تهدید برای افشای هدف تهدیدهای سیاسی به تهدید علیه جامعه، خانواده و بقا بوده است. این تغییر سطح و صورتبندی تهدید، نقش تعیین‌کننده‌ای در تقویت همبستگی ملی در آن لحظان داشت. در ادامه مسیر نیز، نقش آفرینی آنان به مثابه کنشگران اجتماعی فعال و حاملان مشروعیت اخلاقی مقاومت از چندین طریق به استمرار انسجام ذیل پرچم کمک خواهد کرد: قاب‌بندی معنایی مقاومت: نقش زنان در قاب بندی معنایی تهدید و مقاومت برای تضمین هنجاری وحدت ملی در مواجهه با بحران امری حیاتی است. یکی از سازوکارهای مرکزی انسجام ذیل پرچم شکل‌گیری "هنجار وحدت" است؛ این هنجار جامعه را متقاعد می‌کند که اختلافات باید تعلیق شود و همبستگی جمعی جایگزین مشکلات داخلی گردد. با حضور زنان در مرکز روایت گری و روایت سازی عمومی، تهدید بیرونی نه صرفاً تهدیدی علیه دولت، بلکه تهدیدی علیه خانه، خانواده و بقا تلقی می‌شود. این امر به دلیل ارتباط نمادین زنان با ارزش‌هایی مانند مراقبت، زندگی، خانواده و تداوم اجتماعی رخ می دهد. در این سطح، حضور خانواده به روایت ملی اعتبار اخلاقی می‌دهد و انتقال معنای مقاومت از دولت به جامعه، مکانیسم هنجاری مهمی برای شکل‌گیری همبستگی ملی می شود. به همین سبب، زنان در سطح نمادین نقشی کلیدی در "اجتماعی‌سازی مقاومت" با جابه‌جایی معنای مقاومت از سطح نظامی/امنیتی به سطح دفاع از زندگی اجتماعی ایفا می‌کنند. این قاب بندی تشخیصی و انگیزشی از مقاومت با تبدیل واکنش سیاسی به واکنش اخلاقی و فرهنگی طیف گسترده‌تری از جامعه را درگیر می‌کند و مقاومت به یک مسئله اجتماعی و اخلاقی تبدیل می‌شود. 📝 فصلنامهٔ اقلیما مجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻زنان و سیاست همبستگی (۲) بازقاب‌بندی اخلاقی مقاومت در شرایط تهدید دکتر ناهید سلیمی عضو هیئت‌علمی پژوهشکده زن و خانواده 🔸️ نمادسازی جنسیتی ملت: در عین حال جوامع برای تثبیت هویت جمعی منسجم در طول تاریخ به مجموعه‌ای از نمادهای اخلاقی و زیبایی‌شناختی متوسل شده اند. در یکی از مانا ترین این قاب ها، همیشه زنان به نماد سرزمین، خانه، وطن و "پاکی ملت" تبدیل شده اند، در حالی که مردان به عنوان مدافعان و محافظان این قاب بندی نمادین تعریف شده اند. این ترجمان زبان سیاسی به زبان عاطفی، یکی از سازوکارهای مهم ایجاد همبستگی جمعی ذیل هنجار وحدت بوده است. به همین دلیل، هنگامی که یک ملت با بحران یا تهدید خارجی روبه‌رو می‌شود، تصویر زنانه از ملت اغلب به مرکز روایت ملی منتقل می‌شود. تهدید سرزمین یا حاکمیت ملی در گفتمان عمومی به صورت تهدید "مادر وطن" یا "ناموس ملی" تلقی می‌شود. این زبان نمادین نه تنها تهدید را ملموس‌تر می‌کند بلکه آن را به مسئله‌ای اخلاقی و عاطفی تبدیل می‌کند که کل جامعه را درگیر می‌سازد. حفظ سرمایه اجتماعی و تاب‌آوری: زیرساخت‌های زنانه تاب‌آوری برای حفظ سرمایه اجتماعی مقاومت نقشی تعیین کننده دارند. اثر همبستگی حول پرچم در صورت ضعف حمایت عاطفی جامعه و نبود زیرساخت اجتماعی، سریعاً فرسوده می‌شود. در این نقطه نگهداشت و تقویت سرمایه اجتماعی اهمیت پیدا می‌کند. در موقعیت بحران، شبکه‌های غیررسمی زنان (از شبکه‌های خانوادگی و محلی گرفته تا شبکه‌های مراقبتی) که به طور معمول هم ستون فقرات انسجام اجتماعی هستند، به زیرساخت تاب‌آوری تبدیل می‌شوند. لایه‌های اجتماعی که زیرپوست جنگ، در غیاب نهادهای رسمی، جامعه را سرپا نگه می‌دارد. بنابراین، زنان در سطح ساختاری به پایداری اجتماعی انسجام کمک می‌کنند؛ به این معنا که همبستگی ملی بر بستری از شبکه‌های اجتماعی زنانه استمرار می‌یابد. 📝 فصلنامهٔ اقلیما مجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻زبان مشترک هم‌جبهه‌ها آشنایی‌زدایی از مفهوم ولایت در میراث فکری رهبر شهید محدثه مولایی، دانشجوی ارشد حقوق زن در اسلام 🔹️ وحدت واقعی جامعه با اجبار یا سازوکارهای رسمی شکل نمی‌گیرد؛ بلکه زمانی پدید می‌آید که میان انسان‌ها پیوند و همدلی شکل گیرد. در این نگاه، ولایت تنها یک رابطه‌ی قدرت نیست، بلکه نسبتی زنده میان مردم و محور هدایت جامعه است؛ نسبتی که اراده‌ی جمعی را جهت می‌دهد و جامعه را به پیکره‌ای منسجم تبدیل می‌کند. ➕️دانلود فایل شمارۀ سوم ویژه‌نامه جنگ رمضان در مجله اقلیما 📝 فصلنامهٔ اقلیما مجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
📌 | راه‌های ارتباطی مجله تخصصی اقلیما 📱سایت: eqlimamag.ir 📱بله https://ble.ir/eqlima_mag 📱ایتا https://eitaa.com/eqlima_mag 📱تلگرام https://t.me/eqlima_mag 📱اینستاگرام https://www.instagram.com/eqlima_mag?igsh=N2JhZ2lqbmE1MGZ1 📱آیدی ادمین در بله @eqlimamag_admin 💳حمایت مالی از مجله اقلیما https://gesostu.ir/product/sub1/ 📝 مجله اقلیما | مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻زن انقلابی در قاب فراموشی (۱) زهره حسنی خوشبخت، ارشد مطالعات زنان، پژوهشگر حوزه زنان و رسانه 🔸️ پیام تاریخی رهبر شهید انقلاب به کنگره هفت هزار زن شهید و طرح عنوان الگوی سوم زن در مبانی انقلاب اسلامی، همچنان با گذشت بیش از یک دهه از تاریخ ابلاغ این پیام، در فضای فکری، فرهنگی و دانشگاهی آن گونه که شایسته آن است، مورد مطالعه و تبیین قرار نگرفته و تنها تا حدی در فضاهای پژوهشی حوزه مطالعات زنان با رویکرد انقلابی به طرح و مطالعه این متن تاریخی پرداخته شده است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رضوان‌الله تعالی علیه در این پیام ابعاد گوناگون پدیده الگوی سوم زن را توصیف و تبیین کرده‌اند. طرح این موضوع از سوی رهبر شهید انقلاب، اتفاق مهمی است که شاید اگر بخواهیم با عینک جامعه‌شناسی غربی به آن نگاه کنیم؛ چیزی فراتر از مولفه «تیپ ایده‌آل ماکس وبر» باشد، هر چند در پی این شباهت، تفاوت‌های ماهوی و مهمی نیز وجود دارد. الکوی سوم زن در پیام رهبر شهید، طرحی جامع از جایگاه و نقش زن است که نه تنها با الگوی غربی و شرقیِ سنتی متفاوت است، بلکه مبتنی بر ارزش‌های اسلامی و ایرانی تعریف شده و برای زن نقش‌هایی عمیق گسترده در سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی ترسیم کرده است. رهبر انقلاب در بیانیۀ کنگرۀ هفت هزار زن شهید، خطوط اصلی این الگو را ترسیم و بر ویژگی‌هایی چون معنویت، استقلال، مشارکت اجتماعی و هویت خانوادگی تأکید کردند. مهمترین تفاوت تیپ ایده‌آل وبر با الگوی سوم زن انقلاب اسلامی، در این است وبر طرح خود را در یک ساختار ذهنی و انتزاعی تعریف کرده است، اما الکوی سوم زن انقلاب اسلامی متاثر از پدیده‌ای عینی و پرتکرار در سطح جامعه معاصر ایران است. علاوه بر این وبر این ایده را برای برای مطالعه و مقایسۀ پدیده‌های اجتماعی طرح کرده و این مفهوم به یک مدل محض اشاره دارد که ویژگی‌های برجستۀ یک پدیدۀ اجتماعی را به‌صورت افراطی و یک‌جانبه ترسیم می‌کند؛ اما الگوی سوم زن در عین حال که از کثرت مولفه‌های عینی در جامعه برخوردار است، در معنا دارای مولفه‌های اعتقادی ویژه‌ی مشترکی است که به این پدیده یک وحدت مفهومی بخشیده و این فرصت را ایجاد کرده است تا افراد جامعه بنا بر استعدادها، ظرفیت‌ها و نیازهایشان، خود را به انواع گوناگون این تیپیکال متکثر نزدیک کنند. در پی این مقایسه متوجه میشویم که اگر تیپ ایده‌آل وبر ایده‌ای برای توصیف و تبیین پدیده‌های اجتماعی است، الگوی سوم زن موفق شده است در پی حلقه‌های زنجیره توصیف و تبیین پدیده اجتماعی در وضع موجود، جامعه را به سمت وضع مطلوب هدایت کند. رهبر شهید انقلاب در پایان پیام ارسالی به کنگره هفت هزار زن شهید، در پایان بخش معرفی الگوی سوم زن، وظیفه خطیر معرفی این پدیده را بر دوش اهالی رسانه و سینما قرار داده‌اند و امروز در این نقطه تاریخی مهم بیش از هر زمان دیگری این نیاز احساس میشود که مسیر پیموده سینما در پانزده سال گذشته مورد ارزیابی قرار گرفته و افق پیش رو ترسیم گردد. در مرحله نخست باید به این سوال پاسخ داد که چرا هنوز بعد از گذشت چهل و هفت سال از عمر انقلاب اسلامی و تجربه حضور زنان در عرصه‌های مختلف فرهنگ مقاومت و دفاع مقدس، هنوز سینمای ایران موفق نشده است که این نوع زن را به درستی بشناسد؛ چه رسد به اینکه بتواند طیف‌ها و گونه‌های مختلف آن را به مخاطبان داخلی و خارجی سینمای ایران معرفی کند. یکی از مهمترین دلایل این پدیده انفکاک معنایی بدنه غالب سینماگران ایرانی از بدنه جامعه خود است. یکی از شگفتی‌های پدید آمده در حاشیه تجمعات شبانه جنگ رمضان مواجهه افراد شاخص از جامعه هنری و روشنفکری با انبوه زنانی است که در روزهای عادی در سپهر عمومی جامعه مشاهده نمی‌شوند اما امروز به واسطه تکلیف دینی و سیاسی که بر دوش خود احساس کرده‌اند، همه شب در کف میادین و خیابان‌ها حضور به هم رسانده و به شهادت حضار، میدان‌دار و موتور محرک این تجمعات اثربخش بوده‌اند. زیست آکواریومی جریان شبه روشنفکر ایرانی از سال‌های پیش از انقلاب و دوری از واقعیت‌های فرهنگ عمومی مهمترین دلیل این انفکاک معنایی است. پدیده ای مهم و قدیمی که افرادی چون جلال آل احمد در آثاری چون غرب زدگی و در خدمت و خیانت به روشنفکران آن را به درستی و کمال تشریح کرده است. 📝 فصلنامهٔ اقلیما مجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻زن انقلابی در قاب فراموشی (۲) زهره حسنی خوشبخت، ارشد مطالعات زنان، پژوهشگر حوزه زنان و رسانه 🔸️ دومین دلیل ریل‌گذاری مدیریتی دبیرخانه جشنواره‌های سینمایی کشورهای غربی است که با اعطای جایزه و امتیازات مادی و معنوی مختلف به فیلمسازان ایرانی آنها را برای قاب گرفتن تصویر مورد نظر خود از جامعه ایرانی تشویق می‌کنند تا جایی که دبیرخانه‌های این جشنواره‌ها با صراحت اعلام می‌کنند که ما تنها آثاری ارسالی از کشورهای غیر اروپایی را می‌پذیریم که تصویر مورد نظر ما را از جامعه خود تصویر کرده باشند و نمایش آن باعث القای این پیام به شهروند غربی شود که تو در بخشت زندگی می‌کنی و ساید کشورهای جهان تفاوتی با دوزخ ندارند. در واقع فیلمساز ایرانی در پی لمس این جریان‌سازی حتی با وجود درک واقعیت‌های فرهنگی جامعه خود به سمت بازنمایی بخش‌هایی از واقعیت‌های هرچند نادر از جامعه خود متمایل می‌شود که بتواند تاییدات و جوایز جشنواره های مذکور را کسب کند. فراتر از این نهادهای فرهنگی کشورهای غربی هم راستا با نهادهای سیاسی خود به دنبال القای این پیام به شهروند ایرانی هستند که اعتقاد به مبانی اسلامی و ایمان به آرمان مقاومت زمینه‌ساز آسیب‌های اجتماعی‌ای است که بدنه اصلی سینمای ایران قاب گرفته شده است و به این طریق زمینه بدبینی و انفکاک اعتقادی شهروند ایرانی را از آرمانهای اسلامی و انقلابی مهیا می‌سازد. این مهم بیش از هر گونه‌ای در سینمای ضد جنگ ایران که عموما با عنوان فریبنده سینمای دفاع مقدس به مخاطب عرضه می‌شود نمود پیدا می‌کند. سومین و مهمترین دلیل چشم پوشی سینماگران در بازنمایی تصویر حقیقی زنان ایرانی، سختی نمایش امری معنایی است. بازنمایی زن انقلاب اسلامی در نوع خود یکی از مشکل‌ترین انواع شخصیت‌پردازی را به خود اختصاص داده است. در واقع به صورت کلی ارائه یک امر درونی و برآمده از اعتقاد در قالب تصویر بسیار سخت و پیچیده است. مطالعه آثار فیلمسازان معتقد به آرمان‌های انقلاب اسلامی مانند ابراهیم حاتمی‌کیا شاهدی بر این ادعاست. آنجا که حاتمی‌کیا در اثر شاخص آژانس شیشه‌ای یکی از بهترین نمونه‌های شخصیت‌پردازی زن انقلاب اسلامی در قاب سینما را به مخاطب خود ارائه می‌دهد؛ اما این اثر با نمایش حداقلی شخصیت فاطمه در قاب تصویر و با بازنمایی آن در روایت حاج کاظم در گفتگویی مکتوب به عمق شخصیت این زن و اثر متقابلی که در مسیر مجاهدت‌های همسر خود داشته است؛ می‌پردازد. سینمای ایران در پانزده سال گذشته بر اغلب آثاری که با هدف بازنمایی شخصیت زنان در دوران دفاع مقدس ساخته شده، به جای بازنمایی اعتقادات و کنش‌های نمادین این زنان به دام کلیشه‌های رایج سینمای ضد جنگ و بازنمایی مصائب و زخم‌های پدید آمده از آن افتاده است. آثاری مانند سرو زیر آب، درخت گردو، آباجان، روزی روزگاری آبادان، حکایت عاشقی، دریاچه ماهی، ماهورا و مهمان داریم، تنها بحشی از این آثار هستند. 📝 فصلنامهٔ اقلیما مجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻زن انقلابی در قاب فراموشی(۳) زهره حسنی خوشبخت، ارشد مطالعات زنان، پژوهشگر حوزه زنان و رسانه 🔸️ آخرین دلیل یافته در بررسی آثار سینمای ایران و مشاهده جای خالی الگوی زن انقلاب اسلامی در این گونه آثار، بیگانه بودن سینمای ایران با ادبیات و امر اقتباس است که این پدیده در آثار اقتباسی سینمای دفاع مقدس به نادیده گرفتن آثار پرشمار ادبیات مقاومت در بازنمایی زنان ایثارگر در دوره‌ها و موقعیت‌های گوناگون برمی‌گردد. ادبیات مقاومت در حدود دو دهه اخیر رشد کمی و کیفی قابل توجهی داشته و این رشد در تولید آثار با هدف معرفی شخصیت‌های زن شتاب بیشتری نیز داشته است. آثاری شگفت انگیز چون دا، حوض خون، صباح، راز بی‌بی جان، تنها گریه کن، خاتون و قوماندان، فرنگیس و صدها کتاب دیگر با محوریت شخصیت‌هایی از طبقات، نسل‌ها، قومیت‌ها و عرصه‌های جهادی گوناگون در دوره های مختلف تاریخی خوش درخشیده‌اند و نویسندگان و ناشران توانمندی دست به ثبت و انتشار روایت‌های مجاهدت‌های آنان زده‌اند. اما سینمای ایران به دلایل مختلفی که به برخی از آنها در همین یادداشت اشاره شده است، از مراجعه به آنها و ساخت آثار اقتباسی دقیق و با کیفیت سر باز زده‌اند. سینما و رسانه‌های تصویری به اعتبار بیانات رهبران انقلاب، صاحب نظران و نظریه‌های مدیریت رسانه‌ای مورد تایید فضای آکادمیک مهمترین ابزار در فرهنگ‌سازی و شکل‌دهی افق پیش رو برای جوامع است. اما سینمای ایران به دلایل گوناگون تا امروز از این ظرفیت در معرفی الگوی زن انقلاب اسلامی، این پدیده مولد و تمدن‌ساز چشم‌پوشی کرده است. حال وقت آن رسیده که به حرمت خون به ناحق ریخته شده رهبر حکیم و شهید انقلاب اسلامی یک بار دیگر به ماموریت مهمی که بر دوش اهالی سینما و رسانه محول کرده بودند مراجعه کنیم و مطالبه خود را به جامعه هنری و رسانه‌ای کشور ابلاغ کنیم که فردای پیروزی، یک بار دیگر مانند روزهای پس از پذیرفته شدن قطعنامه 598 زنان کنشگر انقلاب اسلامی را به پستوی فراموشی هدایت نکنیم و حالا که آنان خود به حکم ولی مبعوث شده‌اند و پیله‌هایی که به دست غیر به دور آنها تنیده شده بود را شکافته‌اند و پروانه‌وار سپهر جامعه را در سپهر خصوصی وعمومی به سمت زندگی حقیقی و مجاهدانه پیش می‌برند، به رسالت و ماموریت خود عمل کنند و تصویری متنوع و متکثر از این حضور را برای مخاطبانی از جغرافیاها و تاریخ های گوناگون روایت کنند. 📝 فصلنامهٔ اقلیما مجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
مجله اقلیـــــــــما
🔻چادر، زبان قدرت فاطمه بهروزفخر، پژوهشگر مطالعات زنان و ادبیات 🔁 بعد از تهدید ترامپ به زدن زیرساخت‌ها، مردم اهواز، به ویژه زن‌ها روی پل سفید اهواز حاضر می‌شوند. زن‌ها را ببینید که بدن‌هایشان در حرکت است؛ کمی بالا و پایین می‌پرند، چادرهایشان در هوا موج می‌خورد و با صدای بلند رجز می‌خوانند. یک پرفورمنس سیاسی زنانه. در برخی نظریه‌های پسااستعماری، بدن به‌عنوان صحنه مقاومت شناخته می‌شود. این‌جا چادر و‌ حجاب، که در نگاه برخی اغلب به‌عنوان نشانه انقیاد و قربانی‌بودن شناخته می‌شود، به ابزار بصری-حرکتی قدرت بدل می‌شود: پارچه‌ای که در هوا می‌چرخد و فضا را تصرف می‌کند. ساده‌تر بگویم: در نگاه‌های رایج، مخصوصاً در بعضی روایت‌های فمینیستی غربی، معمولاً زنِ چادری یا زنِ باورمند به یک گفتمان سیاسی، جایی ندارد یا خیلی سریع به‌عنوان «تحت فشار» یا «بی‌صدا» تعریف می‌شود. اما این تصویر دقیقاً خلاف این را نشان می‌دهد. این‌جا زن‌هایی را می‌بینیم که نه‌تنها حاضرند، بلکه صحنه را در اختیار گرفته‌اند. چادرشان را که اغلب به‌عنوان نشانه محدودیت دیده می‌شود، به بخشی از حرکت‌شان تبدیل کرده‌اند؛ پَر چادر در هوا می‌چرخد، دیده می‌شود و به چشم می‌آید. رجزخوانی به عربی هم لایه مهمی دارد. این انتخاب زبانی، صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست؛ نوعی بازپس‌گیری جغرافیای معنایی است. عربی، به‌عنوان زبان تاریخی مقاومت در منطقه، این اجرا را از سطح صرفاً ملی (ایران) به سطح فراملی (غرب آسیا) می‌برد. همراهی پرچم ایران و عراق نیز همین منطق را تقویت می‌کند. چرا چنین صحنه‌ای در چارچوب‌های فمینیستی مسلط نامرئی می‌شود و به چشم نمی‌آید؟ پاسخ، در استانداردسازی سوژه زن نهفته است. در این چارچوب‌ها، زنِ رها کسی است که بدنش را از نشانه‌های دینی/ملی آزاد کرده باشد. اما این صحنه دقیقاً همین را به چالش می‌کشد: زنانی که با چادر، با پرچم و در دل یک گفتمان سیاسی، نه‌تنها حذف نشده‌اند، بلکه در مرکز صحنه ایستاده‌اند و معنا تولید می‌کنند. آن‌چه بر پل اهواز رخ داد و ما تصویرش را دیدیم، نه صرفاً یک تجمع، بلکه یک بازنویسی از معنای زن‌بودن در میدان سیاست است؛ جایی که بدن، صدا و نمادهای انتخابی در هم تنیده می‌شوند تا شکلی از عاملیت را بسازند که در بسیاری از نظریه‌های غالب، هنوز نامرئی است. 📝 فصلنامهٔ اقلیما مجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
🔻گم‌شدۀ انسجام زنان چطور می‌توانند قوام‌بخش اراده‌های پراکنده شوند؟ هانیه کثیری، طلبه و پژوهشگر 🔹️ این وحدت یک تصمیم جمعی محاسبه شده نیست بلکه یک برون‌ریزی وجودی از هویت عزتمندانه است؛ آنچه در کارنامۀ انسان ایرانی در سال ۱۴۰۴، به‌خصوص در مواجهه با دشمن، اوج آن را مشاهده کردیم، ارادۀ جمعی معطوف به عزت بود که قبل از جنگ هم در کالبد این ملت وجود داشت و محصول آمیزه‌ای ناگسستنی از عناصر هویت ایرانی_اسلامی است که در طول تاریخ شکل گرفته‌ است. ➕️دانلود فایل شمارۀ سوم ویژه‌نامه جنگ رمضان در مجله اقلیما 📝 فصلنامهٔ اقلیما مجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag