🔻سعی میکنند حقارتشان را با تحقیر بپوشانند
✍ مهلا تکلو پژوهشگر مطالعات جنسیت
🔸#یادداشت_اختصاصی
تحقیر، در نگاه بسیاری از متفکران، از ویرانگرترین تجربههایی است که میتواند بر روح انسان فرود آید. آنتوان چخوف بهدرستی میگوید که تحقیر بدترین بلایی است که زندگی میتواند بر سر آدمی بیاورد؛ زخمی است که در ژرفای قلب و ذهن و رگهای انسان باقی میماند. ردّ تحقیر، حیات روحی را فرسوده میکند و اراده را میبلعد.
در حدیث قدسی آمده است که «هر که بندهٔ مرا خوار کند، با من اعلام جنگ کرده است»؛ یعنی تحقیر تعرضی به شأن قدسی انسان است و وقتی کسی انسانی را تحقیر میکند گویی خدا را تحقیر کردهاست.
تحقیر به فرد القا میکند که شایسته تکریم نیست و باید در مقام خفت بایستد؛ و همین تجربه، اراده او را تسخیر میکند. عزت، مهمترین نیروی درونی برای ادامه زیستن است و با حقیقت وجود انسان پیوند دارد؛ از همینروست که فروپاشی عزت، فروپاشی خود است.
من زمانی عمیقتر به مفهوم تحقیر توجه کردم که پای روایتهای زنان مسلمان در مواجهه با غرب نشستم. در خاطرات مهدیه اسفندیاری، لحظهای ثبت شده که نماد کامل یک تحقیر رسمی است: منع ورود او با حجاب به دادگاه. او با برهمزدن نظم همان دادگاه، وادارشان کرد که حجاب را به او بازگردانند. وقتی درباره این واقعه با دیگران سخن گفتم، به یقین رسیدم که بسیاری از ما اگر در جای او بودیم همین کار را میکردیم؛ زیرا بسیاری چیزها هست که میتوان بدون آنها زندگی کرد، اما عزت نفس از این سنخ نیست. برای زنان مسلمان، پیوند میان عزت و حجاب، پیوندی ناگسستنی است؛
فقدان عزت، انسان را به شیئی تقلیل میدهد، به موجودی که دیگر شمار نمیشود. و هیچ انسانی تاب چنین تقلیلی را ندارد.
ما تشنهٔ توضیحی هستیم برای این پرسش که چرا غرب در نخستین مواجهه با زن مسلمان، حجاب او را به سخره میگیرد. برخی این رفتار را پروژه سیاسی میدانند؛ مثلاً منع پوششهای دینی در مدارس فرانسه را تلاشی برای کنترل و نظارت. این پاسخ نه کاملاً منفی است و نه تماماً درست.
الیویه روآ یادآور میشود که زنان همواره در قلب فرهنگ قرار دارند. در دهه ۱۹۳۰، هنگامی که شوروی خواست آسیای مرکزی را «شورویوار» سازد، نخستین میدانِ نبرد، کشف حجاب و سوادآموزی اجباری زنان بود. ماهین حق نیز مینویسد که فرانسه در الجزایر رفتاری مشابه داشت: استعمارگران دریافتند مهمترین مانع سلطه، زنان الجزایری بودند؛ بنابراین با اجرای سیاستهای استعماری در لباس «فمینیسم»، تلاش کردند زن مسلمان را از خویشتن و ریشههایش جدا کنند.
این الگو در تقابل غرب با ایران پس از انقلاب اسلامی نیز تکرار و شدت روز به روز بیشتر میشود. حجاب زن ایرانی نشانه ارادهای است مستقل، که تن به تسخیر نیروی بیرونی نمیدهد. چنین نشانهای برای ذهنیت سلطهجو ناخوشایند و حتی برانگیزاننده نفرت است؛ زیرا وقتی عامل تحقیرکننده بینزاکت، ارزشهای فرد را مستقیم هدف میگیرد. در این نقطه، هدف دیگر تغییر دادن نیست؛ حذف کردن است.
پشت پردهٔ تحقیر از منظر روانشناختی، برای تحقیرکننده، کسب یک لذت زودگذر است، اما هدف نهاییاش تغییر رفتار فرد نیست، بلکه خلاص شدن از «وجود» اوست. این مکانیزم میتواند از سطح فردی فراتر رود و به احساس جمعی تبدیل شود؛ همچون فرانسه که اعمال تحقیر را به یک تجربه ملی بدل کرده است.
وقتی حضور یک زن مسلمانِ محجبه، یادآور تاریخِ شکستها یا ناکامیهای غرب شود، نگاه تحقیرآمیز میتواند نسلها بازتولید شود. این احساس تحقیرشدگی، آرامآرام به احساس تهدید بدل میشود؛ تهدیدی که در آن باید «دیگری» از میان برداشته شود تا احساس سلطه بازگردد.
تحقیرِ زن مسلمان، تلاشی است برای متلاشی کردن تمامیت آگاهی و شخصیت او؛ تلاشی برای انتقام از نیروی زنانهای که تن به طاغوت نمیدهد. بن ارنراک مینویسد که صهیونیستها به مساجد فلسطینیان ادرار میکردند یا فرشهایشان را میسوزاندند و سربازان میگفتند: «اگر فلسطینی حرف زد، بزن؛ اگر چرخید، بزن؛ فقط مطمئن شو کنترل کاملاً دست توست.» جوهرهٔ امر، کنترل است؛ کنترلی در خدمت نیرویی مادی و بریده از حقیقت. و این زن مسلمان است که تن به این کنترل نمیدهد؛ همین است که کینه میآفریند.
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
@Eqlima_Mag
📌#گزارش | راههای ارتباطی مجله تخصصی اقلیما
📱سایت
eqlimamag.ir
📱بله
https://ble.ir/eqlima_mag
📱ایتا
https://eitaa.com/eqlima_mag
📱تلگرام
https://t.me/eqlima_mag
📱اینستاگرام
https://www.instagram.com/eqlima_mag?igsh=N2JhZ2lqbmE1MGZ1
📱آیدی ادمین
@eqlimamag_admin
💳حمایت مالی از مجله اقلیما
https://gesostu.ir/product/sub1/
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
💢شمارۀ چهارم ویژهنامه جنگ رمضان منتشر شد:
زن و زبان جنگ
چرا جنگ بیش از هرچیزی به معنابخشی زنانه احتیاج دارد؟
[...پیشازاین نیز تأکید داشتیم که نباید بهصرف حضور زنان در تجمعات اکتفا کرد، بلکه باید به سطح فراتری از این نقشآفرینی زنانه توجه داشت. پس از آتشبس اعلامی، جنگ وارد سطح و شکل پیچیدهتری شد که میتوان آن را «نبرد معنا» تلقی کرد؛ جایی که دشمن سعی دارد با کنش گفتاری، روایت پیروزی را به هر دستاویز به نفع خودش مقلوب کند و این مردم خارقالعاده را در تداوم حضور خیابانیشان دودل کند. در چنین شرایطی، موقعیتهای زینبگونه که زنان را با اتصال به خاطرۀ زینبی، در نقطۀ خطابه و کنش گفتاری مینشاند، باید پرقدرتتر و با فراهمشدن بسترهای بیشتری ادامه پیدا کند؛ بنابراین در این موقف، صحبت از عقلانیت، احساسات و زبان زنانه اهمیت دوچندان پیدا میکند...]
عناوین یادداشتها:
➖معماری معنا در عصر جنگ شناختی
➖راهبرد خلق معنا در نبرد ارادهها
➖جهان معنایی «ما رأیت الّا جمیلا»
➖بسط وجودی امت در مدار معنا
➖سقف معناپردازی زنانه
➖اقامۀ عزا، آئین بازگشت به خویشتن انقلابی
➖خوانش بیانات رهبری از منظر معنا و قدرتهای زنانه
➖زن به مثابۀ فاعل معنایی بعثت
⬅️ دانلود فایل ویژهنامه از کانال مجله اقلیما
📝 فصلنامه اقلیما
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
ویژهنامه ٔ جنگ رمضان.pdf
حجم:
4.1M
💢شمارۀ چهارم ویژهنامه جنگ رمضان:
زن و زبان جنگ
چرا جنگ بیش از هرچیزی به معنابخشی زنانه احتیاج دارد؟
معماری معنا در عصر جنگ شناختی
واکاوی امکانات زنانه در جنگ وجودی و عصر وارونه سازی روایتها
✍هانیه کثیری
راهبرد خلق معنا در نبرد ارادهها
چگونگی بازتاب پیروزی در جهانبینی زنانه
✍ زهرا ستاری فقیهی
جهان معنایی «ما رأیت الّا جمیلا»
مصاف صورتبندی، چگونه به عقل و قلب و زبان زنانه نیازمند است؟
✍ مهدی تکلو
بسط وجودی امت در مدار معنا
درک زنانه از وحدت فراتر از پیمانهای سیاسی، امت اسلامی را در جان یکدیگر ممزوج میکند
✍ فاطمه فیروزی
سقف معناپردازی زنانه
انسدادهای زبانی و معرفتی مقابل کنشورزیهای زنان
✍ فاطمه سادات سجادی
اقامهٔ عزا، آئین بازگشت به خویشتن انقلابی
زنان چگونه باید فضای انتقامخواهی رهبری را مدیریت کنند؟
✍حمیده عربسرخی
خوانش بیانات رهبری از منظر معنا و قدرتهای زنانه
وحدت ساحات در گرو فریادهایی که بیم وامید میآفرینند
✍ محدثه مولایی
زن به مثابهٔ فاعل معنایی بعثت
تحلیل نسبت اراده زنانه با تبدیل پیام نبوی به نظم مقاومت
✍ مبینا پیشیار
📝 فصلنامهٔ اقلیما
مجلهٔ تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻عبور از سوژۀ بیحجاب/باحجاب به گفتمانِ سبک زندگیِ اسلامی-ایرانی (۱)
فرصت کمنظیر حضور مردم در خیابان جنگ رمضان برای تحول در گفتمان حجاب-بیحجابی
دکتر محمدرضا قائمینیک منتشرشده در کانال مجتمعنا
🔁#بازتاب_اندیشهها
▫️منطق تمایز در عصر مدرن
در دورۀ معاصر، مخصوصاً بعد از جنگِ دوم جهانی، فهم تحولات اجتماعی دیگر ناظر به سوژههای منفرد نیست، بلکه زمینههای تاریخی-اجتماعی هستند که سوژهها و بهتعبیری اشیاء را میسازند. این زمینههای تاریخی-اجتماعی بعضاً با عنوان گفتمان، پارادایم، زیستجهان، تجربۀ زندگی و نظایر آنها همگی دال بر تاریخمندیِ هویتِ انسان ایندورهاند. در اینجا، آنچه انسان را میسازد، زیستجهان یا تاریخمندیِ اوست. بههمین جهت است که ایدۀ هویت در این دوره، دیگر identity نیست، بلکه difference است. انسانِ تاریخمند با هیچ حقیقت نفسالامری مرتبط نیست که هویت خودش را با آن تعریف کند و identity را مبنای هویت خویش قرار دهد، بلکه به دلیل سیالیت محضِ هویتی، هویتِ او از خلالِ تمایزِ او با لحظۀ پیشین شکل میگیرد. تمایز نسبت به ماقبل، موجد معنای جدیدی است که هر لحظه میتواند با معنایِ جدید دیگری متمایز شود. یکی از بهترین قلمروهایی که بهحیث انضمامی، امکان درکِ ایدۀ هویتیِ تمایز را در دورۀ مشهور به پست مدرنیسم یا جهانیشدن توضیح میدهد، قلمرو لباس و پوشش است. در ایدۀ هویتیِ مبتنی بر تمایز، هیچ سبک پوششِ معیار و مطلقی وجود ندارد؛ گذاشتنِ محاسن برای آقایان یا بستنِ چفیه برای خانمها، شلوار تنگ یا راحت و باز، لباس مشکی یا قرمز، شلوار شبهنظامیِ یا کوتاه، هیچکدام معیار پوشش نیست، آنچه مهم است، میزان ایجاد تمایز در پوشش است. مُد، تابعی از این تمایزیافتگی است که بتواند در لحظاتی خاص، معنایِ جدید و متمایزی را در جامعه ایجاد کند. مصرف متزاید نیز تابعی از این تمایزهای مکرر در مکرر است. مهمترین انگیزۀ انسانی برای عبور از ایدۀ identity به difference ، با همۀ مخاطراتی که ممکن است دربرداشته باشد، قدرت این ایده برای ایجاد حداکثر ظرفیتِ ارادۀ آزادی و از آنمهمتر، تحقق خودبنیادیِ سوژه، در گفتمانهای فوقالعاده سیال و متکثر است.
▫️حجاب بهمثابهٔ تمایز در جامعهٔ ایران
با نظر به ایدۀ هویتیِ تمایز، شاید بتوان تجربۀ جامعۀ ایرانی از بیحجابیهای یک دهۀ اخیر، مخصوصاً در نقطۀ اوج اغتشاشاتِ 1401 را دریافت. افزون بر مافیایِ اقتصادیِ شکلگرفته در پشتِ این ایده که مبتنی بر مصرف متزاید است، اما از حیث هویتی، در جامعهای که چندان طرح هویتی و فکری برای تکثر پوشش، مخصوصاً پوشش زنان در نظر گرفته نشده و علیرغم تاکیدات رهبر شهید انقلاب، نسبت به مسئلۀ مد و پوشاک، چندان طرح منسجمی در نظر گرفته نشده بود، ورودِ چنین گفتمانیِ ناگزیر به خشونت کشیده میشد. با اینحال فراگیرشدنِ ایدۀ تمایز، مخصوصاً در ماههای پس از زن، زندگی آزادی، پوششِ چادر زنِ مسلمان ایرانی را تبدیل به یکی از تمایزات هویتی در کنار صدها تمایز هویتی دیگر کرد. مسئلۀ گفتمان تمایزِ هویتی، چادرِ مشکی زنان مسلمان نبود و میتوانست آنرا بهمثابه یکی از صدها مُد یا سبکزندگی (lifestyle) در ذیل ایدۀ هویتی تمایز توضیح دهد. پوشش زنان، صدها شکل و قالب دارد و میتواند از نیمهبرهنگیِ رایج در کشورهای غربی آغاز شود و حتی پوششِ چادر مشکیِ زنانه را نیز بهمثابه یکی از تمایزهایی که حتی امکان تولد معنایِ متمایزی را فراهم میکند، پذیرفته شود. همانطور که گذاشتنِ محاسن بلند برای آقایان، اگر در ذیلِ ایدۀ تمایز هویتی (و نه بهمثابه یک واجب یا مستحب شرعی)، چندان منافاتی با دیگر اشکال ظاهریِ آقایان ندارد، پذیرشِ پوششِ چادر مشکی در کنارِ دیگر اشکال پوششِ زنانه نیز موجد معضلهای نبود. فراگیریِ هویت مبتنی بر ایدۀ تمایز، باعث شد که زنانِ محجبۀ ایرانی یا حتی زنانِ حزباللهیِ ایرانی، در پویشهایی مانند #نه_به_حجاب_اجباری مشارکت فعالی داشته باشند.
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻عبور از سوژۀ بیحجاب/باحجاب به گفتمانِ سبک زندگیِ اسلامی-ایرانی (۲)
فرصت کمنظیر حضور مردم در خیابان جنگ رمضان برای تحول در گفتمان حجاب-بیحجابی
دکتر محمدرضا قائمینیک منتشرشده در کانال مجتمعنا
🔁#بازتاب_اندیشهها
▫️چالشِ تمایز در جامعه انقلابی
با اینحال پذیرشِ ایدۀ هویتیِ مبتنی بر تمایز، تبعاتِ بسیار سهمگینی برای جامعۀ انقلابی دارد که از خلالِ تحقق یک انقلاب کبیر، تحمل هزینههای دفاع مقدس هشتساله، مخصوصاً از حیث توصیۀ شهدایِ این جنگ به رعایت حجاب، تمنای رسیدن به تمدنِ اسلامی را داشته است. پذیرشِ ایدۀ هویتیِ تمایز، عملاً هرگونه توضیحی دربارۀ مبانی الاهیاتی و مابعدالطبیعی از جهان را مضمحل میسازد و انسان را در سیالیت تاریخیِ خود رها میکند. از این جهت، تقید به حجاب شرعی، با هویتِ چنین جامعهای گره خورده است و ناگزیر، بیحجابی، حرام شرعی و سیاسی باقی خواهند ماند. با اینحال مسئلۀ تکثر هویتی، یکی از چالشهای پوشش در سالهای اخیر، مخصوصاً در ناحیۀ پوشش زنان بوده است و همین چالش، زمینۀ واکنش جامعه از خلال فراگیرشدن
ِ ایدۀ تمایز هویتی (که البته بهشدت متاثر از تهاجم فرهنگیِ غربی نیز بوده است) را فراهم ساخته است. در جامعهای که پوشش زنانه، با توجه به همۀ ظرافتهای زیباییشناختی، تکثر هویتی نداشته یا در شکل حداقلیِ خودش بوده و حتی تکثر گذشتۀ اسلامی-ایرانی خود را نیز (در قالب پوشش اقوام، فرهنگها و قومیتهای ایرانی) حفظ نکرده، مخصوصاً در شرایط تهاجم تمدنی، منجر به مواجهۀ واکنشی شدید، از خلالِ پذیرش ایدۀ تمایز هویتی شد؛ نتایجِ اجتماعیِ این مواجهۀ شدید در اغتشاشاتِ 1401 تا 1404 آشکار گردید.
▫️تحولِ گفتمانِ حجاب در جنگ رمضان
جنگ رمضان که با شهادت رهبر انقلاب اسلامی و تهدید کلیت ایران آغاز شد، زمینۀ حضور اقشار مختلف مردم در حمایت از اسلام و ایران را فراهم ساخت. شرایط کمنظیریِ که امکان تحولِ گفتمانیِ را فراهم آورده است که در آن، زنانِ بیحجاب، کمحجاب، شلحجاب در کنار زنان محجبۀ چادری، مانتویی یا دیگر اشکال حجاب شرعی، با یک هدف و آرمان مشترک در کنار هم قرار گرفتهاند. این شرایط اگر از منظر، سوژۀ منفردِ بیحجاب، باحجاب مورد توجه قرار گیرد، چندان تفاوتی با شرایط زن، زندگی، آزادی ندارد و عملاً ایدۀ حرمت حجاب شرعی را نقض کرده است، اما اگر از حیث گفتمانی به مسئله بنگریم و مخصوصاً در تحلیل این گفتمان، به بنیانهای دینی و قدسی این شرایط توجه کنیم، اتفاقی که رقم خورده آن است که اکنون و برخلاف شرایط 1401، شلحجابی یا کمحجابی یا حتی در مواردی، بیحجابیِ زنان در ذیلِ گفتمان حجاب تعریف میشوند. مطابق این تحلیل، در هر دو شرایط، جامعه در ظاهر خود با تعددی از افراد بیحجاب، کمحجاب، شلحجاب، محجبه و تنوعی از افراد رعایتکنندۀ حجاب شرعی (با پوششهای متنوع) روبرو است، اما دالِ اصلیِ گفتمان، رعایت حجاب شرعی است که در برابر تمایزهای هویتی و گفتمانی مقاومت میورزد و آنرا نه بهمثابه یک سبک زندگی متمایز، بلکه بهعنوان یک واجب شرعی و الاهی پذیرفته میشود و در شرایط 1404-1405، این تنوعات همگی در ذیل گفتمان مقید به جمهوری اسلامی و حجاب شرعی صورتبندی میشوند؛ درحالیکه در 1401، حجاب شرعی بهمثابه یکی از سبکهای زندگی غربی و ایدۀ تمایز صورتبندی میشد. این فرصت بینظیر دو امکان را دربارۀ مسئلۀ بیحجابی پیش میکشد: اول، امکان تحول در سبکِ زندگیِ غربی مبتنی بر ایدۀ تمایز در ذیلِ گفتمان انقلاب اسلامی و احیاء حجاب شرعی، مخصوصاً در میان اقشاری که بیحجابی را بهمثابه یک مبارزۀ سیاسی انتخاب نکردهاند و از سر تحولات زندگیِ روزمره به این سبک از پوشش کشیده شدهاند؛ دوم، امکان توضیح تکثر هویتیِ پوشش، مخصوصاً پوشش زنان در حین تقید به حجاب شرعی که میتواند به تنوعی از پوششهای زنانه با تحفظ بر رعایت حجاب شرعی شود. در این امکان، مسئلۀ حجاب نیازمند توجه به سبک زندگی اسلامی-ایرانی در دورۀ معاصر و فراهمآوردنِ مقتضیات رعایت این واجب شرعی با نظر به سبک زندگی است.
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻زن ایرانی فرماندهٔ هم خیابان و هم میدان
الزام روایت تاریخی از آنچه در جنگ تحمیلی سوم میگذرد
✍منصوره اولیایی
🔁#بازتاب_اندیشهها
▫️در رمان حماسی «دن آرام» میخائیل شولوخوف، که یکی از برجستهترین آثار رئالیستی درباره جنگ و انقلاب شمرده میشود، نمایی واقع گرایانه از زن در خشونت ساختاری جنگ ترسیم شده است. «فرانیا» – زنی که در کنار قزاقهای روسی در نقش منشی خدمت میکند – به تلخترین شکل توسط فرماندهان و سربازان هم جبهه خود، مورد تجاوز گروهی قرار میگیرد. در این فضا، گویی «دوری از همسر» به مجوزی برای هر بیاخلاقی مبدل میشود. تاریخ نیز نشان داده که خشونت جنسی در منازعات بشری، حتی از مرزهای دین نیز عبور کرده است؛ نمونه ٔبارز آن پدیده شوم «جهاد نکاح» در گروههای تکفیری مانند داعش است که با پوششی دینی، به ابزاری برای سواستفاده از زنان همکیش بدل گشت.
▫️در ایران – سرزمینی با تمدن و فرهنگی متعالی – روایت جنگ و زن، وادیای دیگر میپیماید. کتاب «تاریخ هخامنشی» اثر آر. تی. اومستد، رفتار جوانمردانه کوروش بزرگ را با زنان پادشاهان مغلوب را به تصویر میکشد؛ رویهای که در تاریخ جهانباستان کمنظیر است. اما شگفتانگیزتر آنکه در هشت سال دفاع مقدس ایران در برابر رژیم بعث عراق، نهتنها یک مورد تجاوز مردان ایرانی به زنان ثبت و شنیده نشده است؛ بلکه چه بسیار رزمندگانی که جان خود را تنها برای نجات زنی از تعرض و اسارت دشمن فدا کردند.
▫️آنها نهتنها این ارزش و احترام را برای زنان هم وطن خود قائل هستند بلکه موشکهای خود را در جنگ اخیر، با نوشتههایی مانند «به یاد قربانیان جزیره اپستین» به سمت دشمن پرتاب می کنند.
نماد بارز این تفاوتِ بنیادین میان فرهنگ ایرانی و سایر فرهنگ ها در مقولهٔ زن و جنگ، «پدیده موشک صورتی» در جنگ اخیر ایران است. دخترکی از فرمانده جنگ میخواهد موشکی صورتی بهسمت دشمن پرتاب شود. این درخواست نهتنها نادیده گرفته نمیشود، بلکه بهسرعت عملی میگردد. این واقعه کوتاه، در تحلیل جامعهشناختی لایههای عمیقی دارد: توجه نهاد قدرت نظامی به عاملیت یک دختربچه، انتخاب رنگ صورتی بهمثابهٔ نماد جنسیت زنانه، تولید سرمایه نمادین از دل تکنولوژی موشک و درهمتنیدگی خشنترین سویه جنگ با ظریفترین نماد زنانه. اینجا ساختار قدرت نظامی نه با حذف، که با تأکید بر عنصر زنانه، مشروعیت فرهنگی خود را بازتولید میکند.
▫️این حساسیت فرهنگی نسبت به زن، به میدان نبرد محدود نمیشود. حضور گسترده و تأثیرگذار زنان در خیابان ها بیشاز پنجاه شب متوالی برای حفاظت از امنیت محلهها، سوپرمارکتها و بانکها در برابر مزدوران داخلی دشمن – بازتابی از همان پایههای عمیق تاریخی است. در بسیاری از این تجمعات، تعداد زنان از مردان فراتر بود؛ زنانی با حجاب و بیحجاب در زیر سایهٔ پرچم ایران از وطن پاسبانی می کردند. اینها گواه آن است که در فرهنگ و تاریخ ایران، زن نه ابزار، که خود ستون و پایه فرهنگ و قدرت بوده است.
▫️جایگاه بالای زن در ایران و تفاوت آن با دیگر جوامع اسلامی، بیگمان در نظام تشیع و نگاه فقیهان آن – بهویژه در رأس آن امام خمینی و رهبر شهید و معظم انقلاب؛ آیت الله سید علی خامنهای ریشه دارد. در نظام شیعی که تمام ارکان و رهبران آن، در برابر زنی عظیم الشأن زانو می زنند. این دو رهبر بزرگ انقلاب اسلامی، با الگو قراردادن حضرت زهرا (سلامالله علیها)، نهتنها برای زن پایگاه اجتماعی والایی تعریف کردند، بلکه کنشگری همهجانبهٔ او را در علم، سیاست، هنر و حتی فرماندهی جنگ ممکن ساختند. امام خمینی نامه تاریخی خود را به دست سه نماینده به گورباچف میفرستد که یکی از آنان «مرضیه حدیدچی» زنی مبارز در تاریخ انقلاب اسلامی است. امام خمینی از اینکه زنی لایق و آزموده را به فرماندهی مردان نظامی قرار دهد، ابایی ندارد. حضور زن در فرماندهی نیروهای نظامی و سایر عرصههای قدرت نگاه ابزاری و دست پایین به زن را برهم می زند. در سیره و کلام رهبر شهید انقلاب آیت الله سید علی خامنهای نیز این منزلتبخشی تداوم می یابد؛ ایشان همواره با زنان مخالف ارزشهای اسلامی مانند حجاب، بامحبت و لطف رفتار کردند و نقش زن را در پایداری نظام جمهوری اسلامی فراتر از نقش مردان دانستهاند.
▫️حاصل این نگاه متفاوت، دستیابی زنان ایران به بالاترین سطوح حضور اجتماعی و کسب افتخارات علمی و هنری است؛ چنانکه در بسیاری از عرصهها گوی سبقت را از مردان ربودهاند. تاریخ جهان باید ثبت کند و رماننویسان بنویسند از جنگی که در آن زن نه قربانی، که بر بلندای تکنولوژی خشن نظامی جای میگیرد و فرمان میدهد. گویی جنگ با پلیدترین انسانهای روی زمین و آفرینندگان جزیرههای اپستین، نوعی لبیک به قلب پراحساس زنان عفيف اين سرزمين است.
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
✳️ بایدهای جمهوری اسلامی در مسئلهٔ زن
باید کاری کرد که زن احساس کند در برابر زورگویی همسرش می تواند با استفاده از امکانات قانونی از حق خود دفاع کند و اگر چنین امکانی فراهم شود کار بزرگی در دفاع از حقوق زن انجام شده است و بیشترین همت و دغدغه خاطر اینجانب نیز این است که این مهم تأمین شود.
باید زنان و دختران وادار به تحصیلات عالیه شوند و تسهیلات لازم برای ورود دختران به مراکز عالیه علمی از طرق قانونی تأمین شود زیرا زنان تنها با تکیه بر علم و معرفت و در اختیار قرار گرفتن قانون می توانند از حق خود دفاع کنند.
۱۳۷۶/۰۴/۳۰ | #بیانات_رهبر_شهید
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻الکساندرونا الکسیویچِ نویسنده، دربارهٔ اینکه «جنگ چهرهای زنانه ندارد» اشتباه فکر میکند!
✍ سعیده سادات سیدیفرد منتشرشده در کانال سو_زن
🔁#بازتاب_اندیشهها
▫️در ابتدا باید به گونهی دیگری به سراغ واژه جنگ برویم. این واژه در یک بستر پسینی معنا و شکل گرفته است. یعنی بعد از وقوع جنگ، نامش را جنگ گذاشتیم و معنایی که برایش صورت دادهایم از رهگذر وقایع جنگ شکل گرفته است. اما اگر چند قدم به قبل از جنگ برگردیم. و یک بستر پیشینی برای معنای این واژه ایجاد کنیم. مسأله و به دنبال آن معنا تغییر میکند؛ چرا جنگ؟ موضوع جنگ چیست؟ جنگ بر سر منابع(نفت و هستهای)، سرزمین، یا ایدئولوژی، صورت گرفته است؟
پاسخ به این پرسش ها در یک لایهی عمیقتر، به جنگ بر سر "زندگی" باز میگردد.
▫️چرا میجنگیم؟ چون زندگی ما به مخاطره افتاده است. همان انگیزهای بنیادین بشریت. ما نوعی از زیستن را میخواهیم که در آن ارادهٔ انسان تصاحب نشود. اسارت با بستهبندی آزادی به فروش نرسد. مرگ انسانها یک عدد و رقم نباشد. قدرت زندگی بالاتر از مرگ باشد. آنقدر بالاتر که حتی مرگ نیز نتواند زندگی را نابود کند بلکه به او جان تازهای بدهد و در خدمت زندگی قرار بگیرد.
پس ما میجنگیم با هر قدرتی که مرگ را برتر از زندگی میبیند.
و آن قدرت نیز هر بار به علت تعریف اشتباهش از مرگ شکست میخورد. توهمی که بر اساس آن، مرگ انسانها را صرفا ابزاری برای قدرت افزایی تلقی میکند. غافل از آن که مرگ حتی در برابر نیروی بیپایان زندگی، ناتوان است.
▫️با این تحلیل، جنگ بهمثابهٔ ستیزی برای پاسداری از زندگی بازتعریف میشود. در این پارادایم، رد پای انسان مونث(زن) بهوضوح قابل مشاهده است. پیوند ناگسستنی زن و زندگی، نهفقط از منظر انسان بودن بلکه از حیث زنانگی اهمیت مییابد. چرا که زن مولد و پاسدار وجه لطیف و خلاق زندگی است. اگر زنانگی موتور محرکه تولید زندگی تلقی شود، چطور میتواند با جنگی که بر سر زندگیست. نسبتی نداشته باشد؟
در این عرصه زن مدعی اصلی دفاع از زندگی است. و نهتنها از زندگی به دفاع برمیخیزد که جنگ را نیز به خدمت زندگی درمیآورد. همانگونه که مرگ در خدمت زندگی است. بنابراین جنگ چهره زنانه دارد. چون زندگی چهرهی زنانه دارد.
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🌱خواهر و همکار گرامی، سرکار خانم حمیده عربسرخی
با نهایت احترام، دفاع درخشان پایاننامۀ کارشناسی ارشد شما با موضوع «بازنمایی زن ایرانی در بیلبوردهای میدان ولیعصر تهران از سال ۱۴۰۰ به بعد» و کسب نمرهٔ عالی را صمیمانه تبریک عرض میکنیم.
از درگاه خداوند، تداوم توفیق و ارتقای مستمر دستاوردهای پژوهشی و نیز موفقیت روزافزون شما را در مسیر پیش رو مسئلت داریم.
انشاءالله موضوع «جنسیت» و «تصویر زن» در گفتمان انقلاب اسلامی بیش از پیش در عرصههای علمی و پژوهشی مورد توجه قرار گیرد و نظام اسلامی را در حل چالشهای مرتبط یاری رساند.
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
🔻زنان سکانداران بلوغ امر سیاسی
✍دکتر شیما فتورچیان پژوهشگر ادیان و سردبیر برنامه تلویزیونی دردانه
🔸#یادداشت_اختصاصی
▫️زن، نماد باروری و نهادهای اولیه سیاسی
در جوامع ابتدایی، زن نماد باروری و ادامه حیات طبیعی و زیستی جامعه بود و از اینرو الههها غالباً زنانه و بخشی از نهادهای سیاسی بودند. در واقع قبلاز اینکه سیاست در معنای مدرن خود قرار بگیرد و چیزی بهنام دولت، قانون یا امر سیاسی ناشیاز صنعتی شدن شکل بگیرد ساختار جامعه بر الگوی کیهانی و مادرتباری استوار بود.
▫️زن، زمین مادر و نظم اجتماعی
زن و باروری نماد زمینِ مادر و نظمبخش طبیعت بودند و نظم اجتماعی هم بر طبق همین زایندگیِ زنانه در همزیستیِ جمعی و بازتولید قوانین اجتماعی، برمبنای تجربهٔ زیستهٔ مردمان شکل میگرفت.
بنابراین پیشاز سیاست بهمعنای مدرن، امر سیاسی خود، شکلی از مدیریت باروری کیهانی و نظم حیات جمعی بود و بلوغ امر سیاسی در ابتدای تمدن بشری ، بهمعنای انتقال نماد مادرسالارِ باروری به ساختارهای پدرسالار قدرت شکل گرفت.
▫️دوران پدرسالارانه و بازتولید قدرت
پساز آن دوران و بعد، در رنسانس و در دوران پدرسالارانهٔ سیاست، مردِ سیاستمدار، زایش قدرت را در قالب قانون، ارتش و قوهٔ قهریه بازسازی کرد. اکنون بهنظر میرسد در دوران پسامدرن، درحالیکه انسان در قلهٔ اومانیستیست و تمدن و تفکر غرب هم که در سایهٔ لیبرالیسم درحال پیشروندگی بود رو به افول است.
▫️بازگشت مفهوم زایش در سیاست و نقش زنان
دیگر بار، بازگشتِ تدریجیِ مفهوم زایش در سیاست را داریم و زنان نمایندگان این ظرفیت زایندگی و بازسازیاند.
از نگاه هانا آرنت، فیلسوف سیاسی و شاگرد هایدگر؛ سیاست نه سلطه بلکه زایش است و در نگاه دینپژوهی چون میرچا الیاده، هر سیاستی که پیوندش را با نمادهای زایش و باروری قطع کند به سیاست مرگ تبدیل میشود. یعنی قدرت و یا ساختاری بازتولید نمیکند و فقط در یک چرخه تکرار خود به خودی در جریان است.
▫️بلوغ امر سیاسی: بازتولید حیات جمعی
به تعبیر الیاده و آرنت امر سیاسی یعنی بازتولید پیوسته حیات جمعی. پس سیاستِ بالیده و بلوغیافته یعنی سیاستی که فهمیده است تداوم حیاتِ جمعی نه با زور، بلکه با ظرفیتِ زایش ساختار، الگوهای جدید و بازسازی چارچوبهای قبلی ممکن است.
▫️تمایز قدرت سلطهگر و قدرت زاینده
در معنایی عمیقتر بلوغ امر سیاسی زمانی رخ میدهد که سیاست بتواند میان قدرتِ سلطهگر(که در مصداق نظام سلطهگر و امپریالیست آمریکا و اسرائیل است) و قدرت زاینده تمایز قائل شود. قدرت سلطهگر ساختار سخت و مردانهٔ سیاست است و قدرت زاینده بهمثابهٔ اصل آفریننده؛ بازآفرین و جلوهٔ نرم سیاست است.
▫️کنش زاینده و خلاقیت در سیاست
بنابراین زایش در امر سیاسی ایجاد تغییرات بنیادین و ضروری در ساختار قدرت و ظهور ایدهها و نهادهای جدیدی است که میتواند به پایداری و تغییر اجتماعی کمک کند.
کنش زاینده یعنی کنشی که بهطور مستمر بازتولید میشود و میتواند در هر لحظه برای تحولات اجتماعی جدید احیا شود این نوع کنش در بطن خود امکان خلاقیت و نوآوری دارد و میتواند جریانی جدید در تاریخ ایجاد کند. این کنش زاینده و فعال، امروز با حضور زنان در جنگ تحمیلی سوم در ابعاد مختلف اجتماعی و فرهنگی جلوهگر شده است.
▫️حضور فعال زنان، نشانه بلوغ امر سیاسی
امروز حضور و کنشِ فعال زنان را در بطن امر سیاسی میبینیم گویی امر سیاسی اکنون به بلوغ رسیده است. بروز و ظهور امر سیاسی جز با زنان ممکن نیست؛ چرا که امام خمینی (رحمت الله علیه) میفرماید:
«حضور زنان در عرصه سیاسی مجاز و حتی مشروط به حفظ حدود شرعی؛ ضروری است.»
▫️تمدن نوین و محوریت زنان
بنابراین شاید بتوان ادعا کرد با توجه به اینکه تمدنِ جدید گِرد ایدئولوژی شکل میگیرد و نه تکنولوژی؛ پس بلوغ امر سیاسی و تمدنسازِ جامعه ما با تاریخ جدیدی در حال آغاز شدن و صیرورت است که زنانِ نسلساز و تحولآفرین، آن را رقم میزنند.
▫️هویت ایرانی، اسلامی و نقش زنان در تمدن عصر جدید
تاریخی که در بستر اسلام و ذیل ایدئولوژیهای دینی و اسلامی و در کانون هویت ایرانی شکل میگیرد. هویت ایرانی که سبقهٔ تاریخی دولت _تمدن را دارد و میتواند با داشتههای تاریخی و دینی خود تمدن عصر جدید را با محوریت زنان شکل دهد.
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag