eitaa logo
قیام عاطفی | زهرا فقیهی
122 دنبال‌کننده
87 عکس
9 ویدیو
9 فایل
نادیدنی‌هایی که زنان رقم می‌زنند و معمولا به قلم کشیده نمی‌شود. ▪︎دانشجوی حقوق دانشگاه شهید بهشتی ▪︎علاقه‌مند به مطالعات جنسیت
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از رقیه فاضل ☫
اتحاد و انسجام، ارتباط لازم دارد. اتحاد مقدس که هم مبنای مشترک الهی و دینی میخواهد و هم آگاهی. آگاهی هم از جنس امنیتی و اسرار نظامی، نه. لااقل در سطح آنچه به دشمن گفته میشود، به مردم هم گفته شود. مطمئنا آنچه که دشمن خبر دارد را دوست میتواند خبر داشته باشد. اما مسأله اینجاست که همه اتفاقات در بستر شبکه اجتماعی ای رقم می‌خورد که برای ما فیلتر است! مسئولین بعضا اگر دلشان بخواهد چیزی به ملت بگویند، به زبان انگلیسی توییت می‌زنند! ما هم باید منتظر باشیم که یک کانالی چیزی بعضی توییت ها را برای ما هم بگذارد که بفهمیم چه خبر است! از آن طرف هم دشمنی داریم که در جنگ ترکیبی پشت هم حرف میزند، ما را تحقیر می‌کند، دروغ هم می‌گوید و روایت می‌سازد. مردمی که وحیداً طریداً فریداً... مردم‌سالاری دینی این نیست. کاش مسئولین زودتر حرف بزنند. وقتی مردم بدگمان بشوند، مسئولین باید حرف بزنند.
قیام عاطفی | زهرا فقیهی
این روزها در تجمعات بسیار می‌شنوم که :«جنگ، جنگ اراده‌هاست»؛ وقتی با جنگ‌ اراده‌ها طرفیم، طبیعتاً با
بازگشایی تنگۀ هرمز با تعیین شروط و قیودش از سوی ایران باز هم از مصادیق دیگر غلبۀ ارادۀ ملت به دشمن است؛ ولی وقتی مقامات آمریکا دست به توئیت دارند برای خودشان از این شکست، پیروزی پوشالی بیرون می‌کشند، مسئولین ما باید دوچندان حواسشان به این نقطه باشد.‌ وقتی صحنۀ نبرد نظامی ساکت است، یعنی جنگ از لایه‌های سخت به لایه‌های نرم منتقل شده و مستقیم وحدت میان مردم مبعوث و مسئولین مبعوث را هدف گرفته است. من گمان می‌کنم که متأسفانه مسئولان ماهم دارند کم کم این دوگانگی را باور می‌کنند که کسی حاضر نشده خودش را در معرض افکار عمومی برای روایت فتح از مدیریت تنگه قرار دهد.‌ این تصور را باید بشکنند حتی اگر برایشان هزینه‌زا باشد. اینجا شهامتی از جنس سردار شهید حاجی‌زاده لازم است.. ▪️زهرا ستاری فقیهی | @ZhrFaghihi
در این میان هم باید یک تشر جدی به افرادی زد که توئیت‌های ترامپ یا امثال او را وسط می‌گذارند و با آن به نظام طعنه می‌زنند و ادای مطالبه‌گرها و عقل‌کل‌ها را درمی‌آورند. آدم اگر هیچ‌چیز هم از جنگ و جزئیات آن نداند در این حد باید حالی‌اش شده باشد که از زبان کسی مثل ترامپ جز دروغ درنمی‌آید؛ کسانی که در این حد هم نمی‌فهمند که هرجا را دشمن میزند همان‌جا جبهه خودی است، لیاقت دنبال شدن ندارند. ▪️زهرا ستاری فقیهی | @ZhrFaghihi
بحث صرفاً این نیست که یکی دونفر از مسئولین بیایند توضیح بدهند که ماجرای بازگشایی مشروط تنگه چه بود. اگرچه همین توضیحات بعد از ابراز تشنگی افکار عمومی، تاحدی غبارهای صحنه را کنار می‌زند اما مسئله اینجاست که ما از خلأ یک «روایت رسمی» رنج می‌بریم؛ خصوصاً «روایت فاتحانه از روند جنگ». نمی‌شود که در لحن دشمن، حس پیروزی خوابیده باشد اما ما فقط خنثی‌گونه شرح وضعیت بدهیم. حال چه بخواهد این روایت رسمی متعین در یک‌نفر مثل «سخنگوی جنگ» باشد چه چند نفر از مسئولین و رسانه‌های رسمی، پیشدستانه یا همزمان با وقوع یک اتفاق، یک خط محتوایی و روایی که حس پیروزی بدهد را دست بگیرند. ▪️زهرا ستاری فقیهی | @ZhrFaghihi
هدایت شده از سیدیاسر تقوی
☑️کلان‌روایت «تصویر» است نه سخنرانی! 🔻سیدیاسر تقوی 🔸مذاکرات به کجا رسید؟ پاسخ به این سوال برای افکار عمومی، توضیحات سخنگوی وزارت امور خارجه یا تحلیل‌های مفصل کارشناسان سیاست خارجه یا سخنرانی‌های بصیرتی در ایتا نیست. پاسخ به این سوال یک تصویر است؛ پیروزی، شکست، تحیر، پیچیدگی، ناتوانی و... با شکل‌گیری این تصویر، همه جزییات ارائه شده به آن ضمیمه می‌شوند. 🔸ما از جنگ‌ ۴۰ روزه یه تصویر مطلوب داریم؛ رجزخوانی ابراهیم ذوالفقاری، سخنگوی قرارگاه خاتم‌الانبیاء و سپس موشک‌هایی که سمت دشمن شلیک می‌شوند. ما خیلی فرق موشک‌ها را نمی‌دانیم، نمی‌دانیم چند درصدشان به هدف اصابت می‌کنند، کجا را هدف می‌گیرند، سوخت‌شان جامد است یا مایع، لانچرهایشان تک‌موشکی است یا دوموشکی است و... ما می‌دانیم که نیروهای مسلح مشغول زدن مواضع دشمن هستند. این تصویرسازی موفق حاصل تلاش همه‌ نیروهای رسانه‌ای ما بوده است. اتفاقی که در جنگ ۱۲ روزه نیفتاد اما در جنگ ۴۰ روزه جبران شد. 🔸تصویر یا کلان‌روایت درباره یک موضوع اجتماعی به افکار عمومی توان تحلیل می‌دهد. اجازه می‌دهد جامعه تکلیف خودش را بداند. برای مسیر پیش رو کنش‌های هدف‌مند طراحی کند. حضورش را در میدان سیاست‌ورزی مفید بداند. اما فقدان تصویر یا کلان‌روایت نتیجه عکس دارد. جامعه بلاتکلیف می‌ماند. نمی‌داند غایت حضور میدانی‌اش چیست. دچار تردید می‌شود. همه از یکدیگر از وضعیت کنونی می‌پرسند اما کسی پاسخ اطمینان‌بخش و درخورد ندارد. 🔸به‌نظر می‌رسد با پذیرش آتش‌بس و شروع مذاکرات دچار افول‌ رسانه‌ای شده‌ایم. دشمن به این نکته توجه داشته که ورود به عرصه دیپلماسی قدرت رسانه‌ای ما را کاهش می‌دهد ‌و یکپارچگی اجتماعی و شفافیت مسیر را برای ما با اختلال مواجه می‌کند. دستگاه سیاست‌ خارجه نیز برای ورود به مسیر مذاکرات آمادگی رسانه‌ای نداشت. آمادگی به این معنا که بداند در این ایام چگونه تصویر نبرد دیپلماتیک خودش را در قالب یک کلان‌روایت به تصویر بکشد. 🔸فقدان کلان‌روایت به دشمن این اجازه را می‌دهد که خود تصویر کلی از مسیر دیپلماسی را طراحی کند تا هم گسل‌های سیاسی داخلی ما فعال شوند و هم ما در موضع انفعال قرار گیریم. هر چند مسئولان و کارشناسان و فعالان سیاسی و فرهنگی توضیحاتی درباره جزییات مذاکرات و چند و چون مسیر دیپلماسی ارائه می‌کنند، اما تا زمانی که کلان‌روایت ما از مذاکرات در جامعه شکل نگیرد، این جزییات به شفاف شدن وضعیت کمکی نمی‌کند. دیپلماسی نیز مانند جنگ نیازمند یک تصویر مطلوب و برنده است، نه صرفا سخنرانی‌های کارشناسی! @sedyaser
غربت دختران جوان مجرد در گفتمان مرسوم روز دختر ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، با زن جدیدی روبه‌رو شدیم که دیگر مجاز نبودیم با ذهنیت‌ها و چارچوب‌های فکری قبلی درمورد او صحبت بکنیم. زنی که پیش از مبارزه با طاغوت حکومت پهلوی، دست طاغوت‌ورزی‌های مردانۀ شرقی و غربی را از پشت بسته بود و هم خودش در میدان مبارزه حاضر بود و هم به دنبال خود مردان را به تظاهرات کشانده بود. همین تقدم حرکت زنانه هم موجب شد تا رهبر شهید، پیش از بیانیه گام دوم عمومی، بیانیه گام دوم زنان را بدهد؛ یعنی آن چیزی که تحت‌عنوان «پیام به کنگرۀ هفت‌هزار زن شهید» می‌شناسیم؛دقیقا همانجا که از «ارائه تعریف جدیدی از زن» صحبت می‌کنند. با این‌حال، شاید چون تجربۀ انقلاب اسلامی و خصوصاً دقت‌های جنسیتی‌اش برای متفکران و اندیشمندان ما دور از ذهن می‌نمود، آنچنان که باید و شاید، گفتمان انقلاب اسلامی در مسئلۀ زن متناسب با کنش‌های این زن جدید در واقعیت میدان جلو نیامد و در سطحی فراتر، حتی با فهم‌های پیشاانقلابی خود، مانع اراده‌ورزی‌ و تشخیص‌های جهادی زنانه شد. اما دیگر بعد از آنچه از زنان مسلمان ایرانی در این چهل روز جنگ تحمیلی سوم مشاهده کردیم و به چشم دیدیم که چطور ارادۀ زنانه می‌تواند جامعه را از رکود به قیامی بکشاند که تعبیر «نوانقلاب» حقاً برازندۀ آن است، با جرئتی بیش از گذشته باید بگوییم حق نداریم از این لحظه به بعد با گفتار‌های عقب‌گرد گذشته از این زنان صحبت کنیم. یکی از مصادیق این گفتارهای عقب‌گرد، در نحوۀ تخاطب ما با دختران جوان مجرد خودش را نشان می‌دهد. ما هر ساله در روایت‌های رسمی با روز دختری مواجه می‌شویم که به روز «دختربچه‌ها» فروکاسته می‌شود و با فانتزی‌های صورتی‌رنگ خودش را نشان می‌دهد. از سوی دیگر وقتی به دختران جوان مجرد می‌رسیم، نقش‌آفرینی تاریخی آنها را منوط به ازدواجشان می‌کنیم. انگار که تا پیش از موقعیت تأهل، تصمیم‌ها و فعالیت‌های این دختران در معادلات تاریخ‌سازی جهان به حساب نمی‌آید بلکه تنها مقدمه‌ای برای هویت‌یابی اصلی(ازدواج) است. هویت آنها تازه از جایی شروع می‌شود که وارد یک پیوند زناشویی بشوند و نقش‌های مادری و همسری را برعهده بگیرند. مقدمۀ این حرف‌ها هم پیش‌ از این چیده شده است: زمانی هم که داشتیم از حضور زنان در خیابان می‌گفتیم، این حضور را به «مقاومت خانوادگی» محدود می‌کردیم و در آنجا هم این دختران را مستقلاً نمی‌دیدیم. ندیدن به این معنا که نمی‌توانستیم توضیح بدهیم اینها خارج از بستر خانواده، چطور دارند زنانگی می‌ورزند؟ چطور اراده‌هایشان را در تاریخ‌سازی دخیل می‌کنند؟ درحالی‌که بخش اعظمی از حضور پرجمعیت این‌روزها به این دختران پرانرژی اختصاص داشت. البته بخش مهمی از این نپرداختن و ندیدن هم بخاطر بحران‌های موجود در جامعه از قبیل «بالا رفتن سن ازدواج» و «کاهش جمعیت» است که به ما اجازه نمی‌داد بتوانیم این مشکل را از ریشه‌اش حل بکنیم و درمورد علل اصلی آنها تأمل کنیم. بلکه ما را از دل این هراس‌ها به این سمت سوق داد که هرچه می‌توانیم از ارتباط زن و خانواده بگوییم تا شاید در حل این مسائل فرجی شود. غافل از اینکه این بی‌صبری و بی‌فکری نتیجۀ عکس می‌دهد. من به جد معتقدم که متأسفانه انقلاب اسلامی، ارتباط گفتمانی خود را با این قشر از دست داده است. چرا که نمی‌تواند هویت آنها را بدون بند کردن به ازدواج توضیح بدهد و آنها را تا پیش از رسیدن به این مرحله و برقراری این پیوند در یک خلأ هویتی و نقشی رها می‌کند. حتی نمی‌تواند در حالت بسیار جسارت‌مندانه نشان بدهد که گاهی ممکن است جهاد یک زن از مسیر تشکیل خانواده گذر نکند. کاراکتر حضرت معصومه(س) اصلا یک موهبت تاریخی و کلیشه‌شکن برای همین موقعیت است. در پایان لازم می‌دانم اشاره کنم که نگارندۀ این سطور، در پی دفاع از چیزی تحت عنوان «تجرد انتخابی دختران» نیست. چه اینکه بنده درخصوص خانواده که مستعد‌ترین بستر نقش‌آفرینی زنانه است چندین مطلب در همین کانال و بسترهای دیگر نوشته‌ام. اما متأسفانه چارچوب‌های ذهنیت شرقی و کلیشه زده به ما اجازه نمی‌دهد که بتوانیم گفتمان انقلاب اسلامی را با همان «اصول‌محوری‌اش در عین کلیشه‌بردار نبودن» درک کنیم و در قالب یک طرح جذاب و خواستنی به دختران جوان امروز ارائه بدهیم؛ این یادداشت درواقع توجهی به این مطلب است. ▪️زهرا ستاری فقیهی | @ZhrFaghihi
هدایت شده از |هـ.دوچشمی|
🔻 | لشکر فرشتگان |به میدان خون، بی‌هراس از زیان / شود پیشرو، لشکر فرشتگان| برای دختران شهیده میناب، برای شهیده راشل کوری، برای شهیده فاطمه فتونی، برای شهیده شیرین ابوعاقله، برای شهیده فاطمه حسونه و تمام دختران قهرمان ایران زمین. 🌸میلاد حضرت معصومه(س) و روز دختر مبارک. هـِ.دوچشمی؛ استودیو تولید نگاره‌های مقاومت 🆔 @he2cheshmi
قیام عاطفی | زهرا فقیهی
فتح مردانه‌ترین میدان‌ها در بخش اول یادداشت قبلی، نوشتم که به پیام رهبری به کنگرۀ هفت‌هزار زن شهید به مثابۀ بیانیۀ گام دوم زنان نگاه کنید. این پیام متنی اگرچه کوتاه است ولی نکات بسیار مهم، تخصصی و دارای مبنا در دل خود دارد که برای تحلیل مسائل امروز و نیافتادن در دام کلیشه‌های جنسیت‌زده راهگشاست. از جمله این مسائل، مربوط به رزمایش اخیر دختران جان‌فدا است که استفادۀ بانوان از ادوات نظامی، برخی را به این نقد واداشت که هویت زنانه دارد به حاشیه می‌رود. فعلاً کار ندارم که اصلاً چه سهمی از آن رویداد به زنانی اختصاص داشت که اسلحه به دست و سوار بر ماشین‌های سنگین بودند و اینکه تا چه اندازه نحوۀ بازنمایی رسانه‌ای آنها ممکن است قضاوت ما را از تمام آن صحنه تحت‌الشعاع قرار بدهد، اما اگر بخواهیم متواضعانه بگوییم سؤالی که مطرح می‌شد این بود که اسلحه دست گرفتن بانوان خلاف ذات زنانۀ آنهاست؟ پاسخ ما به این سؤال است که مشخص می‌کند فهممان از زنانگی کلیشه‌ای است یا خیر. من سابقاً اینجا مطلب کوتاهی در این مورد نوشته‌ام که اگر تمایل داشتید مطالعه کنید اما این‌بار می‌خواهم از زاویه‌نگاه دیگری به آن بپردازم. رهبر شهید در قسمتی از پیام به کنگره نوشته‌اند: «زنانی که اوج احساس و لطف و رحمت زنانه را با روح جهاد و شهادت و مقاومت درآمیختند و مردانه‌ترین میدان‌ها را با شجاعت و اخلاص و فداکاری خود فتح کردند.» جهاد نظامی را می‌توان مصداق بارز همین مردانه‌ترین میدان‌ها دانست. با این وجود رهبر شهید معتقد بود زنان در دفاع مقدس حتی همین منطقه را مال خود کردند بدون اینکه ذره‌ای از زنانگی‌شان کم بشود. چنین چیزی چگونه ممکن است؟ دقت کنید؛ رهبری تنها نمی‌گوید زنانی که به محیط نظامی و عرفاً مردانه وارد شدند از زنانگی خود مواظبت کردند بلکه در گامی فراتر، آنها این عرصه‌های ظاهراً مردانه را فتح کردند و روح زنانۀ خود را در این فضا جاری کردند. یعنی این اقدام زنان نه صرفاً سلبی که ایجابی و فعالانه بوده و چیزی به حقیقت میدان افزوده است. از مصادیق عملی این باور در نحوۀ تعامل رهبران انقلاب با خانم دباغ خودش را نشان می‌دهد. زنی که فرماندۀ سپاه بود، شکنجه‌های بسیاری تحمل کرد، همراه امام به تبعید رفت و مسئول حفاظت از ایشان بود. خلاصه اینکه این زن دستش را به انتهای دیوار فعالیت‌های نظامی و امنیتی زده و برگشته بود. با این حال رهبر شهید در بیاناتشان می‌گفتند تهمت زن‌ستیزی را از جمهوری اسلامی با تصویر خانم دباغ بردارید! و جالب است که واکنش‌های بین‌المللی به رزمایش اخیر چنین تغییر نگاهی را نشان می‌دهد. آیا رهبری تحت‌تأثیر تبلیغات فمنیستی چنین حرفی زد؟ همان کسی که همواره از ریحانگی و لطافت زنانه می‌گفت چرا خانم دباغ را «نمایشگر حقیقت گرایش زن» می‌دانست؟ دوستانی که با تندی پیوند امر نظامی با امر زنانه را طرد و نفی می‌کنند و زن ایرانی را به صرف ظاهر با زن سرباز اسرائیلی مقایسه می‌کنند، باید دید در مقابل این که رهبری فرمودند ما زن می‌خواهیم مثل خانم دباغ، چه خواهند گفت؟ آیا اگر ظاهر کار زن با کار مرد مشترک شد، الزاماً آن کار مشترک تاثیری که در عالم می‌گذارد به یک صورت است؟ چطور خانم دباغ با وجود انجام آن همه کار ظاهراً مردانه از سوی امام «خواهر طاهره» صدا می‌شود و در مقام خواهری‌کردن برای سپاه قرار می‌گیرد؟ چه چیزی زن اسرائیلی سرباز را مردواره می‌کند اما زن ایرانی را نه؟ اصولاً ما در مسئلۀ زن درمورد همین مصداق‌های کلیشه‌شکن به مشکل می‌خوریم و چون نمی‌توانیم به درستی توضیحشان بدهیم آنها را یا خلاف‌قاعده تلقی کرده یا اساساً انکارشان می‌کنیم. از همین نقطه هم هست که تکثرات زنان را نادیده گرفته و آنها را مجبور به هزینه دادن برای حفظ فردیت و تشخیص جهادی‌شان می‌کنیم. اما در شرایطی که ما در جنگ زمینی قرار نداریم و حتی مردان ماهم هنوز به نقطه‌ای نرسیدند که اسلحه به‌دست بگیرند و به سمت میدان‌های نبرد بروند، این رزمایش زنانه چه پیامی دارد؟ قدرت، ظرافت و لطافت روحی زنانه چگونه خودش را در ادوات نظامی که در دست زنان است نشان می‌دهد؟ به‌صورت کلی، وقتی وجوه معنا‌پردازانۀ عالم بر طبق قاعدۀ زوجیت روی دوش زنان می‌افتد، زنان در محقق کردن این هدف و تنظیم‌گری عواطف و اراده‌های عمومی می‌توانند از شیوه‌ها و وسایل مختلفی بهره بگیرند و یکی از آنها می‌تواند تسلیحات نظامی باشد. نه می‌خواهند برای مردان شاخ و شانه بکشند که از آنها بهتر بلندند بجنگدند و نه اصلاً چنین کاری در تضاد با امر مردانه است که اتفاقاً مکمل آن است. آنها حتی اگر لازم نباشد به جنگ بروند، می‌خواهند احساس آمادگی برای جنگ را در جامعه عمومی کنند و مصداق بارز آن حرف امام باشند که می‌فرمود: مملکت اسلامی همه‌اش باید نظامی باشد. @ZhrFaghihi
🔻دشمن خود را درحال جنگیدن با زن ایرانی می‌بیند ✍زهرا ستاری فقیهی، پژوهشگر مطالعات جنسیت مهدیه اسفندیاری وقتی از ماجرای گروگان‌گرفته شدنش در فرانسه می‌گوید جایی اشاره می‌کند که یک شاکی خصوصی از انجمن یهودیان اروپایی داشته است؛ انجمنی که وکیل فرانسوی نتانیاهو از اعضای اصلی آن است. بعد هم تا روز دادگاه، چهار مؤسسه دیگر به عداد شاکیان خصوصی اضافه می‌شوند که چهارتا از آنها صهیونیستی هستند! برای خود مهدیه هم عجیب بود که چرا صرفاً بخاطر ترجمۀ فرانسوی اخبار مقاومت در یک کانال تلگرامی، این‌همه حساسیت و بدرفتاری می‌بیند، عناوین سنگین مجرمانه را به او نسبت می‌دهند و سخت‌گیرانه‌ترین رویه‌های حقوقی و بازداشتی را برایش پیش گرفته‌اند. او که نه متن تحلیلی منتشر کرده بود و نه ترجمه و بازنشر اخبار مربوط به مقاومت، اصلی‌ترین کاری بود که انجام می‌داد. البته خودش جلوتر اشاره می‌کند که به اذعان مأمورین فرانسوی، ایرانی بودن همان جرمی است که ربودن و دربند کردن او را مشروع جلوه می‌داد. این ماجرا پرده از حقیقتی برمی‌دارد که به نظر می‌رسد پیش‌تر جز رهبر شهید و خود دشمن، کسی صحنۀ نزاع را به این وضوح، درک و صورت‌بندی نکرده بود. درکی که نشان می‌دهد چرا زن مسلمان ایرانی، با کوچک‌ترین و روزمره‌ترین اقدامات خود سنگین‌ترین هزینه‌ها را متحمل می‌شود. دشمن با آن ذهنیت مادی‌محور و خوی سلطه‌گری‌اش، خسارتی بزرگ را جدای از بمب و موشک، از ناحیۀ زنان ایرانی ارزیابی می‌کند. چرا که زنان ایرانی به‌عنوان پیشکسوتان جریان مقاومت و معلم ثانی زنان جهان، واقعاً و در واقعیت میدان، سیلی‌های جبران‌ناپذیری به دشمن زده‌اند و اصلی‌ترین خواسته‌های او را ناکام گذاشته‌اند. به‌طوری که حتی رهبر شهید انصارالله، ایمان زنان ایرانی را برای یمنی‌ها مثال‌زدنی می‌داند. مهم‌تر از همه آنکه زن ایرانی توانسته با رهبری یک نهضت انقلابی، ارادۀ سیاسی خودش را در یک ساختار و تشکیلات سیاسی به‌نام نظام انقلابی سرریز کند. تشکیلاتی که با شروع جنگ رمضان، سرتاپا مبعوث می‌شود و آمریکا و اسرائیل را به غلط کردن می‌اندازد. همان چیزی که رهبر شهید، سال‌ها پیش به آن اشاره کرده بود: «غربی‌ها نسبت به زن ایرانی و رعایت حقوق او ترحّم ندارند بلکه از زن ایرانی کینه دارند.» و «حقیقت مسئله این است که زنِ باشرف و بااستعداد ایرانی یکی از بزرگترین ضربه‌ها را به تمدّن غرب زده». این بیان، منطق راهبردی دشمن در طراحی و پیگیری پروژه‌های خصمانه علیه زن ایرانی را آشکار می‌کند. حتی اگر روایت تاریخی مهدیه را نشنیده بودیم، از روی بالا رفتن سطح دشمنی‌ها با زن ایرانی و مسائل مربوط به او در دهه‌های اخیر، می‌شد فهمید که درگیری مستقیم این زن با تمدن غربی، چنان جدی و مؤثر پیش می‌رود که تا این اندازه، عداوت و کینۀ‌ آنها را نسبت به خود برانگیخته است. رفتارهای تحقیرآمیزی که در طول مدت اسارت به مهدیه تحمیل می‌شود برای سرکوب‌کردن احساس سلطه‌ناپذیری و عزت اوست. واقعیت این است که زنان مقاومت، تمام جزئیات زندگی خود را در مسیر مبارزه با استکبار طراحی کرده‌اند. نفس وجودِ این زن، تهدیدی مستقیم برای جبهۀ استکباری آمریکایی-صهیونیستی است. از حجابش گرفته که او را به نماد تسخیرناپذیری در برابر نظام سلطه تبدیل می‌کند (که در روایت مهدیه، به کرات درگیری‌اش بر سر حجاب را با مأمورین و قضات فرانسوی به دلایل واهی می‌بینیم)، تا اینکه در خطرناک‌ترین و حساس‌ترین لحظات تاریخ، پیش از همه برای مبارزه حاضر است و همراه خود عموم مردم را نیز به میدان می‌کشاند. در یک کلام، مشکل نظام سلطه با «انسان مستقل صاحب‌اراده» است و زنان مقاومت درست در نقطه‌ای ایستادند که مهم‌ترین مسئولیت آنها (حتی اگر مادر نباشند) انسان‌سازی است. پرورش انسان‌هایی که با تحفظ بر اراده‌شان، نه تنها زیربار هیچ ظلم و بهره‌کشی نمی‌روند، بلکه ارادۀ فاتحانه و عزتمندانۀ خود را بر دشمن غالب می‌کنند. مهدیه شخصیت آرامی دارد اما وقتی ۱۰-۱۵ نفر پلیس مرد که برخی از آنها ضدتروریست هستند برای دستگیری و تفتیش به خانه‌اش می‌ریزند، ناگهان عصبانی و متکبر می‌شود و در برابرشان رجز می‌خواند؛ به این استناد که «جلوی دشمن باید رجز خواند» و «می‌خواستم به آنها نشان بدهم چقدر حقیرند.» از این رو، بیش از پیش مشخص می‌شود که چنین دشمنی، نه از روی ترحم، زنان فلسطینی را بیشتر از مردان هدف قرار می‌دهد و نه آرایش رسانه‌ای گسترده‌اش علیه حجاب زنان مسلمان، نشانه‌ای از خیرخواهی و آزادی‌طلبی او برای این زن است. این دشمن مستکبر اگر دستش برسد، می‌خواهد تمام زنان مقاومت را از روی زمین محو کند، یا دست‌کم ابزارها و نماد‌های مقاومت و جهاد را از آنان بگیرد. چرا که پیوند استعداد‌های زنانه و مکتب انقلابی، خطرناک‌ترین ترکیب علیه افزون‌خواهی‌هایش را می‌سازد. 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
💢شمارۀ چهارم ویژه‌نامه جنگ رمضان منتشر شد: زن و زبان جنگ چرا جنگ بیش از هرچیزی به معنابخشی زنانه احتیاج دارد؟ [...پیش‌ازاین نیز تأکید داشتیم که نباید به‌صرف حضور زنان در تجمعات اکتفا کرد، بلکه باید به سطح فراتری از این نقش‌آفرینی زنانه توجه داشت. پس از آتش‌بس اعلامی، جنگ وارد سطح و شکل پیچیده‌تری شد که می‌توان آن را «نبرد معنا» تلقی کرد؛ جایی که دشمن سعی دارد با کنش گفتاری، روایت پیروزی را به هر دستاویز به نفع خودش مقلوب کند و این مردم خارق‌العاده را در تداوم حضور خیابانی‌شان دودل کند. در چنین شرایطی، موقعیت‌های زینب‌گونه که زنان را با اتصال به خاطرۀ زینبی، در نقطۀ خطابه و کنش گفتاری می‌نشاند، باید پرقدرت‌تر و با فراهم‌شدن بسترهای بیشتری ادامه پیدا کند؛ بنابراین در این موقف، صحبت از عقلانیت، احساسات و زبان زنانه اهمیت دوچندان پیدا می‌کند...] عناوین یادداشت‌ها: ➖معماری معنا در عصر جنگ شناختی ➖راهبرد خلق معنا در نبرد اراده‌ها ➖جهان معنایی «ما رأیت الّا جمیلا» ➖بسط وجودی امت در مدار معنا ➖سقف معنا‌پردازی زنانه ➖اقامۀ عزا، آئین بازگشت به خویشتن انقلابی ➖خوانش بیانات رهبری از منظر معنا و قدرت‌های زنانه ➖زن به مثابۀ فاعل معنایی بعثت ⬅️ دانلود فایل ویژه‌نامه از کانال مجله اقلیما 📝 فصلنامه اقلیما مجله تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag
ویژه‌نامه ٔ جنگ رمضان.pdf
حجم: 4.1M
💢شمارۀ چهارم ویژه‌نامه جنگ رمضان: زن و زبان جنگ چرا جنگ بیش از هرچیزی به معنابخشی زنانه احتیاج دارد؟ معماری معنا در عصر جنگ شناختی واکاوی امکانات زنانه در جنگ وجودی و عصر وارونه سازی روایت‌ها ✍هانیه کثیری راهبرد خلق معنا در نبرد اراده‌ها چگونگی بازتاب پیروزی در جهان‌بینی زنانه ✍ زهرا ستاری فقیهی جهان معنایی «ما رأیت الّا جمیلا» مصاف صورت‌بندی، چگونه به عقل و قلب و زبان زنانه نیازمند است؟ ✍ مهدی تکلو بسط وجودی امت در مدار معنا درک زنانه از وحدت فراتر از پیمان‌های سیاسی، امت اسلامی را در جان یکدیگر ممزوج می‌کند ✍ فاطمه فیروزی سقف معناپردازی زنانه انسدادهای زبانی و معرفتی مقابل کنش‌ورزی‌های زنان ✍ فاطمه سادات سجادی اقامهٔ عزا، آئین بازگشت به خویشتن انقلابی زنان چگونه باید فضای انتقام‌خواهی رهبری را مدیریت کنند؟ ✍حمیده عرب‌سرخی خوانش بیانات رهبری از منظر معنا و قدرت‌های زنانه وحدت ساحات در گرو فریادهایی که بیم وامید می‌آفرینند ✍ محدثه مولایی زن به مثابهٔ فاعل معنایی بعثت تحلیل نسبت اراده زنانه با تبدیل پیام نبوی به نظم مقاومت ✍ مبینا پیشیار 📝 فصلنامهٔ اقلیما مجلهٔ تخصصی زن،‌ جنسیت و جامعه eqlimamag.ir 📗 @Eqlima_Mag