eitaa logo
اشارات
2.6هزار دنبال‌کننده
184 عکس
81 ویدیو
8 فایل
🔻اشارات؛ 🔸اشاره‌هایی در باب جامعه، سیاست و فرهنگ از منظر اندیشه‌ورزی و عقلانیت انقلابی ایتا https://eitaa.com/esharat_57 بله https://ble.ir/esharat_57 تلگرام https://t.me/esharat_57 اینستاگرام https://www.instagram.com/esharat_57
مشاهده در ایتا
دانلود
🟡 ایران در آستانه‌ی تقدیری نو؛ از حماسه‌ی میدان تا تحول اقتصادی متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/320 @esharat_57
🟡 ایران در آستانه‌ی تقدیری نو؛ از حماسه‌ی میدان تا تحول اقتصادی نوروز ۱۴۰۵ در شرایطی آغاز شد که جان‌های ما از داغ جانکاهِ امامِ شهید و یارانِ وفادارش در کارزارِ سرنوشت‌سازِ «رمضان» متلاطم است؛ غمی سترگ که به تعبیر رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی‌شان، نه مایه خمودگی، بلکه بذری برای رُستنِ حماسه‌ای ماندگار گشت. ۱. تجلی اراده ملی در هندسه قدرت جهانی: ایرانِ عزیز با عبورِ سرافرازانه از گردنه‌های سخت، امروز نه تنها در جایگاه یک ابرقدرت نوظهور، بلکه به عنوان رهبر تام و تمام جبهه مستضعفان جهان در ترسیم هندسه قدرت بین المللی تثبیت شده است. این شکوه، نوید بخش همان رسالت عظیمی است که امام شهید پیش بینی فرموده اند که این ملت برای آن مبعوث خواهد شد؛ ملتی که اقتدار خود را از عرصه های علم و فناوری تا گفتمان مقاومت، از میدان‌های نبرد تا افق‌های تمدنی گسترش داده است. ۲. از اقتدار میدانی تا مرجعیت اقتصادی: اکنون ضرورت دارد «اقتدار خیره‌کننده‌ی ایران در میدان»، در «ثبات معیشتی» و «شکوفایی تولید» جلوه‌گر شود. الگوی اقتصاد مقاومتی، شیرازه‌ی حکمرانی نوین ماست؛ الگویی اصیل که با مؤلفه‌های «درون‌زایی»، «عدالت‌محوری» و «مردمی‌سازی» هویت می‌یابد. شکوهِ ما در گرو اقتصادی است که با اتکا به «ایمان فناورانه» و «انقطاع از درآمدهای نفتی»، در برابر تکانه‌های جهانی رویین‌تن شده و مسیر نیل به تمدن نوین اسلامی را هموار سازد. ۳.امنیت ملی؛ زیربنا و شرط پیش‌بینی‌پذیری: جهش اقتصادی، مستلزم وجود امنیت ملی مقتدرانه به عنوان «زمین بازی» و پیش‌نیاز ثبات است. این امنیتِ ثمر‌یافته در میدان، فضایی صیانت‌شده برای سرمایه‌گذاری بلندمدت فراهم می‌آورد و با بالا بردن هزینه تهاجم دشمن، امکان اصلاح ساختارهای درونی را بدون هراس از تکانه‌های خارجی میسر می‌سازد. در واقع، امنیت پایدار، چترِ محافظی است که نهال تولید در سایه‌ی آن به بار می‌نشیند. ۴. وحدت ملی؛ موتور محرک و ضامن امنیت پایدار: وحدت ملی «انرژی و توانِ» اصلی برای حرکت در این مسیر سخت است. انسجامِ پولادین ملت، نه تنها چرخ‌های تولید را به حرکت درمی‌آورد، بلکه خود «بنیانِ امنیت» است؛ چرا که وحدت، رخنه‌های نفوذ را بسته و بازدارندگی داخلی را در برابر تهدیدات به اوج می‌رساند. حقیقت آن است که قدرت واقعی ما در پیوستگی قلوب نهفته است؛ حکیم اقبال لاهوری، چه خوش سرود: *«اهلِ حق را زندگی از قوّت است قوّتِ هر ملت از جمعیت است»* در این میان، دیدوبازدیدهای نوروزی فرصتی برای تقویت انسجام و «تاب‌آوری اجتماعی» است؛ پیوندهایی که جانِ ملت را استوار نگاه داشته و همدلی و مواسات را به عنوان فرهنگِ پشتیبانِ اقتصاد مقاومتی و مقوم امنیت ملی، نهادینه می‌کند. ۵. اقتصاد مقاومتی؛ ضامن بقای امنیت و ثبات: رابطه میان اقتصاد و امنیت دوطرفه است؛ همان‌گونه که اقتصاد به امنیت نیاز دارد، بقای امنیت نیز در گروی یک اقتصاد قوی و مستقل است. اقتصاد مقاومتی با بهبود معیشت و رفع وابستگی، ریشه‌های طمع دشمن را می‌خشکاند و مانع از تبدیل گسل‌های اقتصادی به تهدیدات امنیتی می‌شود. در واقع، اقتدار اقتصادی، «استحکام امنیتی» کشور را در برابر تحریم و فشار خارجی تضمین می‌کند. سخن پایانی: تکمیل این «تقدیر نو»، در گرو تحقق آن طرحی است که در پیام نوروزی معظّم‌له تبیین شد: «عمل به نسخه‌ی کارشناسی‌شده» توسط «مسئولان عالی‌همت» و با «همکاری و مشارکت همه‌ی آحاد ملت». @esharat_57
فضای عمومی، شبکه های اجتماعی، تعاون و همکاری.docx
حجم: 22K
🌕نهادهای مردمی و باز احیای سیاست جنگ رمضان بیش از آنکه خود را با دلهره، تاریکی، یاس، ناامیدی، خودخواهی و ترس از مرگ نشان بدهد. آغوش خود را برای پذیرش مرگ باز کرده است و لحظاتی حماسه آفرین و سلحشورانه را به نمایش گذاشته است. زمانی که جنگ محور حماسه آفرینی قرار می‌گیرد، تولید قربانی می‌کند و قربانی خود را با دعوت به فداکاری آشکار میسازد. فداکاری چرخه ای از مناسبات اجتماعی میسازد که پیوندهای جمعی را بر اساس محبت و بخشش به دیگری سامان میدهد. فصل ممیزه جنگ ها خشونت است و خشونت امری ابزاری و تکنیکی، آنچه امروز مشاهده می کنیم شکل گیری قدرت است که لازمه آن پیوند های جمعی بر اساس محبت و عشق است که از دل خود زاییش گری امرنو را نوید می دهد. به طور کلی آنچه مشاهده میکنیم نه یک جنگ بلکه یک انقلاب یا «بعثت مردم» است. روح انقلابی در جنگ، گرما و تب و تابی ویژه آفریده است؛ اما تداوم آن نیازمند فرم اجتماعی است. @esharat_57
🌕 کدام برنده؟ کدام بازنده؟ یادداشتی به بهانه زمزمه‌های مذاکره و آتش‌بس در جنگ رمضان متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/323 @esharat_57
🌕 کدام برنده؟ کدام بازنده؟ یادداشتی به بهانه زمزمه‌های مذاکره و آتش‌بس در جنگ رمضان ▫️اگر ما نتوانیم ترسیم درستی از صحنه جنگ داشته باشیم، ممکن است در لحظه پیروزی، به عنوان یک شکست خورده تمام عیار از جنگ خارج شویم. لذا لازم است حد خودمان برای پیروزی و شکست و حد دشمن برای این دو و هزینه‌هایی که دو طرف حاضرند پرداخت کنند تا شکست نخورند را لحاظ کنیم. ▫️ابتدا مرور کنیم که بالاترین خواسته‌های دشمنان ایران از این جنگ چه بود؟ ۱. تجزیه ایران(خواسته قطعی اسراییل برای رهبری خاورمیانه جدید و خواسته احتمالی آمریکا) ۲. تغییر رژیم در ایران(خواسته اصلی آمریکا و خواسته ثانویه اسراییل) امروز بیست و پنجمین روز جنگ رمضان است. حالا سوال این است که آیا این دو خواسته به نتیجه رسیده است؟ هر روز که ایران به صورت یک واحد منسجم و یکپارچه سیاسی در قالب جمهوری اسلامی ایران ادامه می‌دهد یعنی شکست قطعی و مطلق دشمن! ▫️در ادامه مرور کنیم که طرفین جنگ چه هزینه‌هایی بابت این شکست پرداخت کرده‌اند؟ شهادت جمعی از ایرانیان از جمله رهبری، جمعی از فرماندهان و مسئولان و بخشی از مردم عزیز ایران به علاوه خسارت‌های قابل توجه به اماکن نظامی، تحقیقاتی و اداری و خسارات وارد شده به اماکن عمومی و ملکهای مسکونی و تجاری شخصی و ضربات سنگین به اقتصاد کشور به دلیل رکورد بازار شب عید و ... ▫️آیا این هزینه‌ها، ارزش محقق نشدن اهداف دشمن یعنی تجزیه ایران و تغییر نظام سیاسی ایران را دارد؟ برای پاسخ به این سوال باید ببینیم در سمت دشمن چه اتفاقاتی رخ داده است. اینطور نیست که دشمنان ایران فقط به اهدافشان نرسیده باشند، آنها هم تغییراتی را تجربه کرده‌اند و هزینه‌هایی داده‌اند. ▫️بالاترین هزینه برای آمریکا بوده است و آن فروپاشی هژمونی و اقتدار یک امپراطور است. این بزرگترین دارایی آمریکا بوده که با آن قصد داشته تکلیف بسیار از امور را در جهان مشخص کند. عنصر کلیدی در دستاوردهای اقتصادی آمریکا همین اقتدار و هژمونی بوده است و این تیغ، الان کند شده و دیگر برای کشورهای متوسط هم کاربرد ندارد چه برسد به چین و روسیه و برزیل و ... برای ایجاد هژمونی هزینه‌های بسیار زیاد و طراحی‌های متنوع و پیچیده‌ای انجام شده و اینکه این کاخ فرو بریزد، چیزی نیست که قابل جبران و بازسازی باشد. ▫️برای اسراییل اما اوضاع وخیم‌تر است. اصل امنیت اسراییل در منطقه مورد تهدید قرار گرفته است. حمله به مرکز تحقیقات دیمونا بمب ساعتی فعال در قلب اسراییل است که هر زمان این جنگ اخیر تمام بشود، این بمب همچنان فعال باقی می‌ماند. هیچ کس امکان دفاع از اسراییل را ندارد! بخشی از فرماندهان و نظامیان و ساکنین شهرک‌های اشغالی هم کشته شدند و ساختمان‌های مختلف نظامی و اداری و علمی و... در اسرائیل هم خسارات سنگینی دیده است. ▫️برای کشورهای عربی منطقه هم اصل زندگی علاوه بر امنیت مختل شده است. آنها قصد داشتند با میلیاردها دلار هزینه برای پایگاه‌های نظامی آمریکا، امنیت بخرند تا توسعه را به دست بیاورند، اما الان هیچ‌کدام را ندارند. فرصت دادن به دشمنان ایران و دشمنی دائمی و پنهان و آشکار خود این کشورها با ایران باعث شد چنین سرنوشتی را تجربه کنند، وگرنه عمان هم بخشی از کشورهای اتحادیه عربی است و الان وضعیتی مشابه اردن، کویت، قطر، بحرین، امارات و عربستان ندارد؛ بلکه الان روابطش با ایران دوستانه‌تر و تعاملاتش بیش از گذشته شده است. قطعا صدها میلیارد دلار سرمایه‌گذاری و امکان جذب سرمایه در منطقه اتحادیه نوین عربی که قصد ساخت آن را با همراهی اسراییل و آمریکا داشتند از بین رفت و تا مدتها امکان بازیابی ندارد. ▫️میلیاردها دلار هزینه برای خلق اعتبار امنیتی برای اسراییل به عنوان بزرگترین و حرفه‌ای‌ترین کشور-پادگان جهان از بین رفت. پروژه عادی سازی موقعیت اسراییل و تبدیل آن به یک امکان سرمایه‌گذاری ویژه در حوزه فناوری، مالی، درمانی و گردشگری در منطقه که با طرح ابراهیم کلید خورده بود منهدم شد. ▫️اما باز این هزینه‌های قابل اندازه‌گیری با هزینه فرسایش اقتدار آمریکا قابل قیاس نیست و جهان وارد وضعیت جدیدی با آمریکای جدید و شکست خورده خواهد شد. 🔻🔻ادامه یادداشت ➕ @esharat_57
🌕 کدام برنده؟ کدام بازنده؟ یادداشتی به بهانه زمزمه‌های مذاکره و آتش‌بس در جنگ رمضان 🔻🔻ادامه یادداشت ▫️اما اهداف ما برای پیروزی چیست؟ همینکه تجزیه نشدیم و نظام سیاسی ایران تغییر نکرد کافی است؟ هزینه‌های جنگ تحمیلی اخیر و هزینه‌های چند دهه تحریم که روح و روان ایران را فرسوده کرد چه می‌شود؟ ایران پس از این مقاومت جانانه، پیشرفت خواهد کرد و وضعیت بهتری را تجربه خواهد کرد یا همچنان قرار است با سیاست مقاومت برای بقا ادامه بدهیم؟ ▫️برای پاسخ به این پرسشها باید مثل لیست شکستها، به لیستی از پیروزها برسیم. از بالاترین رتبه در طراحی اهداف اگر شروع کنیم ، لیست ما اینطور خواهد بود: ۱. تجزیه ایالات متحده و اتحادیه اروپا و پایان نظام تک‌قطبی و تغییر فرم قدرت در سازمان ملل ۲. شکل‌گیری پیمان‌های جدید بین‌المللی مبتنی بر اصل مشارکت و نه رقابت برای قدرت و تغییر مناسبات در عرصه‌های مختلف اقتصادی سیاسی ۳. جایابی ایران به عنوان یکی از کشورهای تعیین کننده و قدرتمند در نظم جدید جهان ۴. محو اسراییل برای شکل‌یابی درست منطقه غرب آسیا در یک مکانیزم بین‌المللی و مهاجرت اغلب ساکنین کوچانده شده به این سرزمین و سکونت در کشورهای اصلی آن و پاکسازی سرزمین فلسطین و برگزاری انتخابات برای تعیین سرنوشت این کشور با حضور ساکنین اصلی آن از ادیان مختلف و... ▫️این لیست می‌تواند تکمیل شود یا تغییراتی بکند اما فعلا به بالای لیست کاری نداریم و قصد داریم به خواسته‌های پایین لیست برسیم. خواسته‌هایی مثل این موارد: ۱. اعمال اراده دائمی ایران بر مدیریت تنگه هرمز ۲. پرداخت غرامت بابت خسارات دو جنگ اخیر توسط عاملان به نحو اختیاری یا اجباری ۳. تعطیلی پایگاه‌های آمریکا در منطقه و پایان اقدامات خصمانه برخی کشورهای همسایه علیه ایران این سه خواسته بدون نیاز به هرگونه مذاکره و توافق‌، قابل پیگیری و قابل اعمال و اجراست. اما برخی خواسته‌ها مانند لغو تحریمها، بازگشت پولهای بلوکه شده ایران، پایان اقدامات خصمانه مختلف به ویژه در زمینه رسانه‌ای با تعطیلی رسانه‌های معاند فارسی‌زبان، تحویل برخی عناصر موثر برانداز به ایران، توقف اقدامات خصمانه علیه هم‌پیمانان منطقه‌ای ایران و ... ▫️از جمله مواردی هستند که نیاز به زمان و مذاکره و توافق دارند و شاید به سادگی در دسترس قرار نگیرند. لذا رتبه‌بندی مرز شکست و پیروزی امر مهمی است که بدون ترسیم آن ممکن است با یک عملیات فریب و یا بازیهای رسانه‌ای، ناگهان در افکار عمومی ایران و جهان، جای برنده و بازنده تغییر کند. ▫️هر روز که از جنگ می‌گذرد و جمهوری اسلامی ایران ادامه می‌دهد، بر اساس همان دو هدف اولیه و اعلامی ترامپ و نتانیاهو، ایران پیروز این جنگ و آمریکا و اسراییل و همراهان آنها شکست خوردگان این نبرد هستند. هزینه‌های این پیروزی برای ایران قابل قبول و هزینه های این شکست برای آمریکا و اسراییل و متحدان آنها غیرقابل جبران است. ▫️برای این سطح از پیروزی برای ایران و شکست برای دشمن(یعنی تجزیه نشدن و حفظ تمامیت ارضی و ثبات جمهوری اسلامی ایران)، نیاز به هیچ عامل و مولفه دیگری وجود ندارد و پیروزی ما قطعی است. اما برای پیروزی بیشتر و عبور از لایه راهبرد مقاومت برای بقا به مقاومت برای پیشرفت، باید حداقل سه هدف بعدی هم دنبال شود(یعنی مدیریت تنگه هرمز، پرداخت غرامت و خروج آمریکا از منطقه). این اهداف نیز نیاز به مذاکره و توافق ندارند و استمرار اعمال اراده ایران و تثبیت مواضع جدید ایران تنها مولفه درونی است که باید مورد پیگیری و تکرار دائمی از سوی ایران قرار بگیرد! اما لایه‌های بعدی اهداف و خواسته‌های بزرگ مثل محو اسراییل، تجزیه ایالات متحده آمریکا و یا حتی اهداف در دسترس‌تر مثل لغو تحریمها و بازگشت پولهای بلوکه شده و ...که نیاز به رایزنی و توافق با دیگران دارند نباید در چهارچوب تعیین پیروزی و شکست قرار بگیرند. چون توقع زیادی از موقعیت جنگ ایجاد می‌کنند و ایران را بی دلیل در لحظه پیروز، با کمال گرایی افراطی در موقعیت شکست یا پیروزی ناقص و تلخ و کم‌اثر قرار می‌دهند. ▫️خلاصه: سه سطح از اهداف را باید از هم تفکیک کرد. در سطح اول ما تا اینجا پیروز قطعی هستیم و دشمن شکست خورده مطلق است. در سطح دوم؛ اعمال اراده درونی ایران و حفظ و استمرار وضعیت است که پیروزی یا شکست را رقم می‌زند. در سطح سوم از خواسته‌ها مانند لغو تحریم و تعطیلی رسانه‌های معاند و بازگشت پولهای بلوکه شده و تحویل برخی افراد و... باید با وضع جدید قدرت ایران که با دستیابی به اهداف سطح اول و دوم محقق خواهد شد،ض مذاکره کنیم و امتیاز بگیریم! اهداف حداکثری هم با امتداد جنگ تا محو اسراییل و پایان دشمنی آمریکا با ایران دست خواهد آمد و این یعنی آتش‌بس و پایان جنگ رمضان به یک وجه به معنای پایان جنگ وجودی و هویتی ما با آمریکا و اسراییل نخواهد بود. @esharat_57
🌕 درباره پایان‌بندی جنگ و مسأله تنگه هرمز متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/326 @esharat_57
🌕 درباره پایان‌بندی جنگ و مسأله تنگه هرمز طبیعی است که با افزایش ضرباهنگ جنگ و نزدیک شدن آن به آستانه‌ی وارد آمدنِ «ضربات بازگشت‌ناپذیر» به طرفین درگیر، رفته رفته مسأله‌ی «پایان جنگ» در مرکز توجهات، هم روی میز طرفین درگیر، هم نزد طرف‌های متأثر از جنگ قرار گرفته است. نخست باید توجه داشت که این جزئی از ماهیت جنگ است که اگر نتوان جنگی را با نابودی خصم به پایان رساند، دستاورد جنگ، نه «غلبه»، بلکه ورود به تعادل قدرتِ تازه‌ای میان طرفین درگیر است. تعادلی که -با توافق یا بدون توافق- پایان جنگ را به یک «طرح سیاسی» گره می‌زند. جنگِ جاری میان ایران و ائتلاف آمریکا و رژیم صهیونی نیز از این قاعده مستثنی نیست. برای جمهوری اسلامی ایران که در برابر یک معرکه وجودی قرار گرفته است، اصل اینکه از این جنگ به‌ سلامت عبور کند، یک «پیروزی آشکار» است و سخن از هر طرح سیاسی برای «پایان‌بندی جنگ»، در حکم «تبعات پیروزی» است. در این‌ میان، دو حالت کلی قابل تصور است. یک؛ حالت یا وضعیتی است که در آن، ایران بتواند تبعات پیروزی خود را تا سرحدِ کسب ترازِ تا پیش از این بی‌سابقه‌ای از قدرت منطقه‌ای و جهانی، ارتقاء بخشد. یعنی پس از این جنگ، کیفیتی از قدرت را کسب کند که هرگز تا پیش از این نداشته است. حالت یا وضعیت دیگر، به‌گونه‌ای است که ایران بتواند از درون این جنگ، بازدارندگی امنیتی از دست‌رفته خود (دست‌کم پس از تحولات هفت اکتبر) را احیاء کند. بنابراین ما با دو موقعیت حدّی مواجه هستیم که یک سوی آن، ما را به جایگاهی در قدرت جهانی (تسلط بر نظم ژئواکونومیک و امنیتی غرب آسیا یا دست‌کم یکی از قطب‌های مسلط بر آن) پرتاب می‌کند، و سوی دیگر آن، بازگشت به موازنه‌ی از دست رفته‌ی قدرت پیشین را در پی دارد (پایان انگاره ایرانی که دیگر قادر نیست از خودش دفاع کند.) به‌ دیگر سخن، ما در قبال تبعات پیروزی در این جنگ با یک «برنامه ضعیف» و یک «برنامه قوی» مواجه هستیم، که اتخاذ هریک از آن‌ها به عنوان طرح سیاسی برای پایان‌بندی جنگ از سوی ایران، کام‌یابی‌هایی در پی دارد و می‌توان گفت تنها نقطه ناکامی در این جنگ برای ایران، سقوط سیاسی و زوال سرزمینی است (دور باد). 🔻🔻ادامه یادداشت ➕ @esharat_57
🌕 درباره پایان‌بندی جنگ و مسأله تنگه هرمز 🔻🔻ادامه یادداشت اما کدامیک از این دو برنامه ضعیف یا قوی، و هرکدام به چه شکل و با چه جزئیاتی را می‌توان به‌عنوان پایان‌بندی مقدور جنگ پیش کشید؟ پاسخ به همه ابعاد و جهات این پرسش، با جزئیات زیادی درگیر است که پرداختن به همه‌ی آنها دست‌کم از حوصله این جستار و بضاعت این نویسنده، خارج است. آنچه در این مجال، در پی آن هستم، تأکید بر این مهم است که تثبیت هریک از دو حالت مذکور، لاجرم وابسته به مسأله «تنگه هرمز» و وضعیتی است که این تنگه و کنترل و مدیریت آن در پایان جنگ خواهد داشت. به‌ دیگر سخن، دست‌کم برای ایران (و حتی می‌توان مدعی شد که برای طرف مقابل) پرسش پایان‌بندی جنگ، به پرسش از آینده تنگه هرمز گره خورده است. منطق حاکم بر سیاست خارجی ایران (دست‌کم در پرونده هسته‌ای) در ادوار مختلف آن، کم و بیش یکسان بوده است؛ خلق دستاوردهای سیاسی، اقتصادی، هسته‌ای و نظامی و قرار دادن این دستاوردها در «موقعیت آستانه‌ای» به منظور معامله با محدودیت‌هایی که بر ایران تحمیل شده است. این منطق، کم و بیش در همه پرونده‌های مهم سیاست خارجی ایران (حتی در جنگ تحمیلی هشت‌ساله) حاکم بوده و دستاوردهایش نیز هم‌اکنون پیش‌روی ماست. در اینجا نیز «برنامه‌ی ضعیف» پیروزی، تابع چنین منطقی خواهد بود؛ اگر طرف مقابل متقابلاً بپذیرد که ایران نیز اجازه تجارت آزاد (رها از تحریم) را با جهان داشته باشد، ایران در مسیر ناوبری آزاد در تنگه‌ی هرمز، اخلالی ایجاد نمی‌کند (می‌توان شروط دیگری را نیز به این معادله افزود یا ابزار چانه‌زنی قرار داد) در مقابل، «برنامه قوی» پیروزی، برنامه‌ای خواهد بود که با اعتماد به نفسی که از نبرد با مجهزترین ارتش جهان حاصل شده است، از محدودیت‌های تحمیل شده از سوی نظاماتی که این ارتش، پشتیبان آن است درمی‌گذرد و با نادیده گرفتن این محدودیت‌ها، تمرکز خود را نه بر رفع تحریم‌ها یا هر محدودیتی در این سطح، بلکه بر عبور از تحریم‌ها و محدودیت‌ها و با تکیه بر قابلیت‌هایی که از «لوله توپ» حاصل شده، معطوف می‌کند. واضح است که پیگیری هریک از این دو برنامه پیروزی، مقدماتی لازم دارد اما نقطه‌ی عطف تحقق و تثبیت هر دو برنامه، حفظ امکان مدیریت و کنترل جمهوری اسلامی ایران بر عبور و مرور از تنگه هرمز است. از یک‌سو، ایران حتی اگر بخواهد معادله‌ی ناوبری آزاد در برابر تجارت آزاد را تثبیت کند، نیازمند حفظ اهرم تنگه‌ی هرمز، دست‌کم به‌عنوان «تضمین ستانده» خود است و باید در نظر داشته باشد که اگر اهرم تنگه‌ی هرمز را به عنوان «وجه معامله» از دست بدهد، طرف مقابل، بلافاصله چنان ترتیباتی را بر این تنگه حاکم می‌کند که ایران برای حفظ این «تضمین»، مجبور به جنگی دوباره خواهد شد. از سوی دیگر، کسب ترازی بالاتر از قدرت کنونی به نحوی که بتواند ایران را نه‌تنها به‌عنوان یک «طرف»، بلکه یک «پیشران» برای پیمان‌هایی قرار دهد که قادر هستند رژیم محدودیت‌های اقتصادی و غیر اقتصادی موجود را نادیده انگارند، آشکارا مستلزم حفظ قابلیت بالفعل کنترل ایران بر دارایی استراتژیک ژئوپلیتیکی خود، یعنی تنگه هرمز خواهد بود. هرچند تحقق کامل چنین وضعیتی، مستلزم اراده‌ی سیاسی قدرت‌های فرامنطقه‌ای (مشخصاً چین و کشورهای بریکس) به منظور تثبیت یک اتحاد امنیتی در منطقه غرب آسیا در برابر اتحاد رو به گسترش بلوک آمریکایی-اسرائیلی است. به بیان دیگر، ایران می‌تواند با تکیه بر آنچه در این جنگ، ستانده است، محرک تسریع شکل‌گیری موازنه‌های نظامی-اقتصادی-ژئوپولتیکی باشد که آینده بلندمدت جهان وابسته به آن‌هاست. از آنچه گفته شد، آشکار می‌شود که جمهوری اسلامی ایران، هریک از دو برنامه ضعیف یا قوی فوق‌الذکر برای تثبیت «پایان‌بندی جنگ» را که بخواهد در دستور کار قرار دهد، نمی‌تواند از امکان بالفعل مدیریت و کنترل بر تنگه هرمز صرف‌نظر کند. البته این به معنای تداوم انسداد این تنگه نیست (که در میان‌مدت نه مقدور است و نه مقبول) بلکه به این معناست که ایران نباید اصلِ امکان کنترل بر این تنگه را موضوع یا وجه‌المعامله هرگونه توافقی در پایان جنگ قرار دهد. تنگه هرمز، نه‌تنها هیچ مابه‌ازای معادلی در این لحظه ندارد، بلکه حفظ امکان کنترل بر عبور و مرور آزاد در این تنگه (مشروط‌سازی آن به هماهنگی با ایران)، حتی اگر هیچ ستانده‌‌ی نقدی نیز در مقابل آن وجود نداشته باشد، خود، یک ستانده و دارایی استراتژیک است که این جنگ، به تثبیت آن می‌ارزیده و امکانات ژئوپلیتیکی و اقتصادی بسیاری را در آینده نزدیک و در نبردهای بزرگ و تعیین‌کننده‌ی جهانی به ایران می‌بخشد. @esharat_57
🌕 از خیر این مکاه، بر حُسن آن بیفزا چرا در تجمعات فقط مداحی پخش می‌کنید؟! "به جای تلاش برای کاستن از جنبه‌های اعتقادی و انقلابی برنامه‌های جاری تجمعات این‌ شب‌ها، بهتر است به ایجاد ظرفیت‌های تازه برای به صحنه آمدن گرایش‌ها و سلیقه‌های دیگر اندیشید." متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/329 @esharat_57
🌕 از خیر این مکاه، بر حُسن آن بیفزا چرا در تجمعات فقط مداحی پخش می‌کنید؟! این روزها در نقطه‌ای از زمان ایستاده‌ایم که همانا نظیرش را به سختی می‌توان در تاریخ چندهزارسالۀ این مرز و بوم سراغ گرفت؛ در تلاقی همۀ نیروهای میهنی و آیینی؛ در تقاطع همۀ پشتوانه‌های فرهنگی و دست‌آوردهای فن‌آورانه؛ در بزنگاه همۀ یادهای گذشته و امیدهای آینده؛ در عرصۀ گردآمدن همۀ جریان‌ها و نگرش‌های نگران و حامی وطن، برای رویارویی وجودی با نقطۀ کانونی همۀ سیاهی‌ها و پلیدی‌ها و اهرمنی‌ها؛ رویارویی ایران با ائتلاف شوم آمریکایی‌صهیونیستی! امروز در جایی ایستاده‌ایم که بی‌شک مایۀ رشک همۀ قهرمانان ایرانیِ درگذشته و چه بسا اولیاء و انبیای الهی بوده است. بی‌گمان یکی از شگفت‌ترین جلوه‌های این رویارویی را هم باید رستاخیز مردم در خیابان‌ها و میادین شهرها دانست؛ بعثتی که بیش از سه هفته است ادامه دارد و هر روز شورانگیز و مستحکم‌تر از پیش، خواستار ایستادگی در برابر تجاوزات شیاطین آمریکایی‌صهیونیستی و خون‌‌خواهی رهبر غیور و مظلوم ایران است. البته با ادامه یافتن این روند، رفته‌رفته زمزمه‌های انتقاداتی هم به نحوۀ برپایی این تجمعات و اجرای برنامه‌های آن‌ها به گوش می‌رسد. برخی‌ها بر این گمان‌اند که رنگ و بوی این تجمعات بیش از آنکه ملی باشد، مذهبی است و آن‌ را دربرگیرندۀ گرایش فرهنگی تنها بخشی از جامعه، و نه همۀ آن می‌دانند. از این رو دلسوزانه پیشنهاد می‌کنند که از جنبه‌های اعتقادی این برنامه‌ها کاسته و به جایش بر وجوه ملی‌تر آن افزوده شود. در اینجا توجه به چند نکته ضروری است: نخست آنکه تقابل مذهب و ملیت در این میان بالکل اشتباه و بحثی انحرافی است. ما با دوگانۀ مذهبی و ملی روبرو نیستیم؛ با دو سلیقه و دو سبک از توجه به امر ملی طرفیم. به‌راستی آنچه این شب‌ها در خیابان‌ها جریان دارد، چیزی جز جلوۀ تام و تمام میهن‌پرستی و وطن‌دوستی و ایران‌گرایی است؟ البته با ریشه‌های آیینی و انقلابی و باورمندانۀ عمیق و مستحکم. دوم آن‌که باید توجه داشت این نحو از وطن‌‌خواهی، از سوی اقشاری بروز یافته که در همۀ آوردگاه‌های خطیر این چنددهه، آمادۀ جانفشانی و فداکاری در راه ایران بوده‌اند و در هر موقفی مردانه پای کشورشان ایستاده‌اند؛ پس احترام به سلیقه و سبک هواخواهی‌شان نه ضرورتی اخلاقی، که مسئله‌ای عقلانی و راهبردی است. سوم آن‌که اساساً به این تفاوت سلیقه و گرایش، نه به چشم یک تهدید، که باید از منظر فرصتی مغتنم و ارزشمند نگریست. در عرصۀ فرهنگ قرار نیست همگان به یک شیوه و جلوه به حمایت از سرزمین خویش بپردازند. اتفاقاً هر چه یک‌‌صدایی و انسجام در عرصۀ‌ سیاست به هنگام جنگ، مسئله‌ای حیاتی است، تنوع و تکثر فرهنگی خود امکانی مهم و مستحسن برای همگرایی بیشتر همۀ نیروها و ظرفیت‌های موجود است. از این رو به جای تلاش برای کاستن از جنبه‌های اعتقادی و انقلابی برنامه‌های جاری تجمعات این‌ شب‌ها، بهتر است به ایجاد ظرفیت‌های تازه برای به صحنه آمدن گرایش‌ها و سلیقه‌های دیگر اندیشید. به‌واقع چرا باید از شور و حرارت این روزهای اجتماعات مردم انقلابی و ولایت‌‌مدار ایران کاست؟ به جای آن بهتر است فضاها و امکان‌های تازه‌ای را گشود که اقشار دیگر اجتماع، که احتمالاً همسویی چندانی با برنامه‌های فعلی ندارند، فرصت و تمایل بیشتری برای حضور در صحنه بیابند. به عنوان مثال می‌‌توان علاوه بر مراکز فعلی، مراکز جدید دیگری را در شهرها مشخص کرد که با پشتیبانی‌های لازم، زمینۀ فعالیت و ابتکار عمل سلایق دیگر را هم فراهم آورد. این امر البته در سابقۀ اجتماعی این کشور چیز تازه و بدیعی هم نیست. مگر ایام محرم و در مراسم‌های مختلف سوگواری بر سید و سالار شهیدان، تنها با یک سلیقه و گرایش روبرو هستیم؟ آیا تنوع عزاداری‌های قومی و صنفی و طبقاتی و فرهنگی، چیز عجیبی است؟ هر کدام از ما تجربۀ حضور در هیئات مختلف با تفاوت‌های سبکی و مناسکی را داریم. این نیز یک پویش ملی است که می‌تواند اصول‌مند، اما به شیوه‌های مختلفی برپا شود و محوریت همه نیز حمایت از «ایران» سرافراز باشد. پس بهتر آن است که به جای مخالفت با برنامه‌های جاری در تجمعات هفته‌های اخیر، میادین جدیدی را به الگوهای دیگر اختصاص داد و زمینه را برای حضور سلیقه‌ها و گرایش‌های مختلف فراهم کرد تا هر یک به‌قدر توان و همتشان، مخاطبان خود را به صحنۀ دفاع از کشور، در این لحظات خطیر و سرنوشت‌ساز، فراخوانند. به امید فتح و پیروزی نزدیک برای میهن عزیزمان ایران. @esharat_57
5110837147469356802_65300486538045.pdf
حجم: 502.2K
🌕 این بیانیه اگر چه طولانی است، ولی توضیحات مفیدی درباره میراث رهبر شهید آیه الله خامنه ای دارد. مطالعه‌اش را خصوصا به دانشجویان اهل تحلیل و نظر پیشنهاد می‌کنیم. ➕ @esharat_57