eitaa logo
اشارات
2.7هزار دنبال‌کننده
157 عکس
75 ویدیو
7 فایل
🔻اشارات؛ 🔸اشاره‌هایی در باب جامعه، سیاست و فرهنگ از منظر اندیشه‌ورزی و عقلانیت انقلابی ایتا https://eitaa.com/esharat_57 بله https://ble.ir/esharat_57 تلگرام https://t.me/esharat_57 اینستاگرام https://www.instagram.com/esharat_57
مشاهده در ایتا
دانلود
🌕 آیا پرچم ایران به یک عنصر هویت اجتماعی تبدیل شده است؟ 🖋میثم مهدیار 🔻ادامه یادداشت🔻 اما نقطه عطف حضور اجتماعی مساله پرچم به حمله مجدد آمریکایی صهیونیستی در اسفند ۱۴۰۴ و جنگ رمضان بر می‌گردد. تجمعات خیابانی شبانه برای صیانت از شهرها در مقابل آشوب‌ها یا اشغال زمینی احتمالی شهرها باعث شد پرچم ایران به پر تکرار ترین نشانگان این تجمعات تبدیل شود. در این برهه حضور پرچم با نمایش‌ها و آیین‌هایی ترکیب شد. ایجاد دالان پرچم در دوطرف خیابان‌ها، پرچم چرخانی ‌های فردی، جمعی و خانوادگی همراه با زمزمه سرودهای ملی مذهبی، علمداری شبانه روزی پرچم ایران در برخی از میادین مهم شهری (میدان احمدآباد مشهد و چهارراه ولیعصر تهران)‌ از جمله ابتکاراتی بود که در جنگ رمضان شکل گرفت. با همه جهشی که برای حضور اجتماعی پرچم بواسطه جنگ رمضان رخ داده اما عمده حضور پرچم ایران در فضای شهری جز موارد خاص به تجمعات و حرکت‌های شبانه محدود می‌شود و هنوز کمتر نشانی از پرچم در زندگی روزمره روزانه مردم دیده می‌شود. به عنوان مثال در ایالات متحده پرچم به یکی از عناصر اصلی هویت ملی تبدیل شده است و از کلاس درس تا جشن تولدهای خانگی و حتی چادر بی خانمان‌ها و خیابان‌‌خواب‌ها پرچم آمریکا خودنمایی می‌کند. اما هنوز پرچم ایران به یک المان جدی هویت اجتماعی و فرهنگی در زیست روزمره ایرانیان تبدیل نشده است. اگرچه در بسیاری از کشورها آیین‌ها و مناسک اهتزاز روزانه پرچم ملی در فضای شهری به یک مناسک شهری و حتی جاذبه گردشگری بین المللی ( مانند میدان تیان‌من پکن و میدان سرخ مسکو) تبدیل شده است اما هنوز پرچم ایران وارد زندگی اجتماعی و روزمره ما نشده و صرفا به زمان‌ها و مکان‌های خاص محدود می‌شود. هنوز در روزهای عادی سال سر در هیچ منزلی پرچم ایران نصب نمی‌شود، هنوز پرچم ایران به عنصر تزیینی اصلی خودرو یا منزل مسکونی، محافل فرهنگی و اجتماعی رسمی و غیر رسمی یا فضای اداری و اقتصادی مستغلات اداری و اقتصادی غیر رسمی و حتی بسیاری از فضاهای رسمی تبدیل نشده است. هنوز به دست گرفتن روزمره پرچم ایران در فضاهای عمومی عادی سازی نشده است. از این رو و با توجه به فضای مثبت ایجاد شده در جریان جنگ رمضان، تولید آیین‌ها و مناسک‌های مرتبط با پرچم می‌تواند در تثبیت اجتماعی پرچم ایران نقش اساسی ایفا کند. پویش نصب پرچم در منزل، مسجد و مدرسه، برگزاری اجتماعی مراسم اهتزاز روزانه پرچم در فضاهای آموزشی ( مدارس و دانشگاه‌ها) و اداری و شهری، تولید المان‌های شهری و محصولات تزیینی و مصرفی فرهنگی و اجتماعی با عناصر پرچم، نصب پرچم در فضاهای آموزشی، فرهنگی و اجتماعی، طراحی نشان‌ها و تندیس‌های مختلف با عناصر پرچم ایران و راه اندازی جایزه سالانه پرچم به زیباترین پرچم گردانی و.. از جمله پیشنهاداتی است که می‌تواند به توسعه و تثبیت اجتماعی پرچم ایران بیفزاید. @Hermes_ir@esharat_57
44.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌕 خدشه تصویر رسانه‌ای ایران؛ مقدمه تجاوز به خاک ایران 🎙دکتر شهاب اسفندیاری @esharat_57
🌕 هر بعثتی در تاریخ مأموریتی بر عهده دارد. 🖋احمد رهدار متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/433 @esharat_57
🌕 هر بعثتی در تاریخ مأموریتی بر عهده دارد 🖋احمد رهدار آنچه امروز در پهنه‌ی خیابان‌های ایران مشاهده می‌کنیم، فراتر از یک واکنش عاطفی به یک فقدان بزرگ است. ما با پدیده‌ای روبرو هستیم که امام شهیدمان از آن به عنوان «مبعوث شدن مردم» یاد کردند. هر بعثتی در تاریخ، مأموریتی بر عهده دارد و اگر رسالت نسل اول انقلاب، پاک‌سازی جغرافیای ایران از نفوذ استکبار بود، رسالت این «مردم مبعوث»، ایفای نقش در قامت «امام مستضعفان جهان» است. ما از امامت فردی به «امامت جمعی» هجرت کرده‌ایم. سیمرغ فرود آمده از آسمان بر زمین برای درک این تحول، می‌توان از منطق‌الطیر عطار کمک گرفت. رهبر شهید ما همان سیمرغی بود که اراده ملی را نمایندگی می‌کرد. در این مقطع تاریخی، معادله‌ای شگرف رقم خورد. پیش از این، ملت خون خود را فدای رهبر می‌کرد، اما این بار خون رهبر به ملت هدیه شد. با دمیده شدن این خون مطهر در روح جامعه، آن حقیقت واحد در تک‌تک آحاد ملت تکثیر گشت. گویی فصل جدیدی بر منطق‌الطیر افزوده شده است. فصلی که در آن سیمرغ پس از یگانگی در آسمان، بر زمین فرود می‌آید و در کالبد میلیون‌ها انسان تکثیر می‌شود. اکنون هر ایرانی، مرتبه‌ای از آگاهی و اراده‌ی خامنه‌ای شهید را در خود دارد. سوژگی ملت در خیابان حاصل تربیت امام شهید یکی از کلیدی‌ترین دستاوردهای این دوران، تجلی «سوژگی» و عاملیت مردم در خیابان است. در گذشته، نهادهای رسمی، زمان، مکان و شعارهای حضور مردم را تعیین می‌کردند و مردم در جایگاه لبیک‌گو و ابژه بودند. اما امروز، مردم خود در جایگاه فاعل و سوژه قرار گرفته‌اند. آن‌ها اکنون هم‌زمان سه نقش کارگردان، بازیگر و تماشاگر صحنه را ایفا می‌کنند. این جوشش خودانگیخته محصول هیچ اتاق فکر و دیوان‌سالاری اداری نیست، بلکه ناشی از یک تربیت مستمر الهی است که باعث شده مردم بدون نقشه عملیاتی از پیش‌تعیین‌شده، دقیقاً در پازل مبعوثیت امت نقش‌آفرینی کنند. ابطال نظریۀ شکاف نسلی در دانشگاهِ خیابان سال‌هاست که نظریات آکادمیک بر طبل «شکاف نسلی» و تفاوت ماهوی نسل دهه نود با آرمان‌های انقلاب می‌کوبند. اما واقعیتِ میدانیِ این دو ماه، بطلانِ قطعی این نظریات را فریاد زد. خیابان به یک دانشگاه بزرگ تبدیل شده است که در آن، انتزاعی‌ترین مفاهیم تمدنی مانند «ایستادگی» و «استقلال»، برای نسل جدید به عینی‌ترین شکل ممکن تبیین شد. ما شاهد غنی‌سازی اراده‌ها در نسل چهارم هستیم. نسلی که به تعبیر رهبر شهید، از نسل اول جلوتر است. این پدیده را نمی‌توان با ظرفیت دانش‌های پوزیتیویستی موجود در دانشگاه‌ها تبیین کرد. اینجا سخن از حکمتی است که خروجی‌اش امثال سلیمانی‌ها هستند. مقاومت روزمره از نظریه تا متن زندگی ما در حال تجربه نوعی «مقاومت روزمره» هستیم. مقاومت دیگر یک اتفاق در حاشیه زندگی یا واکنشی صرف به زمان وقوع جنگ نیست، بلکه به متن زندگی و یک «سبک زندگی» تبدیل شده است. شب‌های اربعینی ایران نشان داد که می‌توان کارهای روزمره را تعطیل نکرد، اما حضور در صحنه را به بخشی از سلوک فردی و اجتماعی بدل ساخت. این حضورِ آگاهانه، سرمایه اجتماعی ایران را به شکلی درون‌زا افزایش داده است. رسالت ملت مبعوث ایران ارتقا یافته است. اگر تا دیروز مأموریت ما حفظ «حرم ایران» بود، امروز رسالت ما رهبری این حرم برای کل جهان است. الهام‌بخشی ایران امروز چنان است که اندیشمندان و شاعران جهان عرب، تمنای حضور در میدان آزادی تهران را دارند تا با این سمفونی شرف همراه شوند. این بعثت معطوف به یک رسالت جهانی است و ما در نسبت با امام حیّ خود، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای که سیمرغ مرحله جدید و نماینده اراده ملی است، وارد دوران «امامتِ امت» شده‌ایم تا پرچم توحید را بر قله‌های رفیع عالم به اهتزاز درآوریم. @esharat_57
🌕 اختلاف پیرامون مذاکرات از کجا نشأت می گیرد؟ 🖋 مهدی افراز متن یادداشت در لینک زیر https://eitaa.com/esharat_57/435 @esharat_57@afrazmahdi
🌕 اختلاف پیرامون مذاکرات از کجا نشأت می گیرد؟ 🖋 مهدی افراز اعلام موضع اتحّاد داخلی توسط شخصیت های سیاسی کشور کاملاً جدی و واقعی است. امروز هیچ جریان یا موقعیت مدیریتی، امنیتی و نظامی در ایران قائل به تسلیم در برابر امریکا‌ یا زمینه سازی برای ضربه پذیری های بعدی در آینده نیست. وجود این وحدت امّا به معنای عدم وجود تفاوت در ارزیابی ها و تجویزها نیست و از همین رو اختلاف در رویکردها و مواضع در مورد مذاکرات اسلام آباد مسأله ای نیست که اساساً قابل انکار باشد. مجموعه اختلافات شکل گرفته که همگی با نیت تثبیت پیروزی ها برای ملّت ایران و انقلاب اسلامی بروز یافته، برخاسته از تفاوت برآورد نسبت به دو مقوله است، اول؛ رفتارشناسی و انگیزه شناسی هیئت حاکمه امریکا‌ در نسبت با ایران و دوم؛ نقطه پایان نظامی جنگ. تفاوت برداشت در این دو زمینه موجب شده است تا در میان نخبگان و تصمیم سازان کشور سه رویکرد مختلف پیرامون کیفیت پایان دادن به جنگ شکل بگیرد. رویکرد اول؛ در شرایط فعلی جنگ که ما دست برتر نسبی داریم، می توانیم و می باید برای آمریکا یک پنجره خروج باز کنیم و بدون این که رفتارهای جنون آمیز از او سر بزند یا آسیب ها و خسارات زیرساختی به ما وارد کند، با گرفتن امتیازاتی، به ترامپ‌ امکان خروج از جنگ را بدهیم. بر اساس نحوه عملکرد هیات مذاکره کننده ایرانی و به خصوص بر مبنای گفتگوی تلویزیونی آقای قالیباف به نظر می رسد، چارچوب راهبردی این تیم بر اساس این رویکرد شکل گرفته است. رویکرد دوم؛ امریکا‌ هیچ گونه امیتاز واقعی به ما نخواهد داد، لذا با این که رویکرد اول محتاطاته به نظر می رسد اما کاملاً غیرواقعی است و زمینه را برای خالی شدن دست ما در میدان سیاسی و در نتیجه وحشی شدن آن در میدان نظامی باز می کند. این رویکرد قائل است تا زمانیکه تمامی برگ های ترامپ در میدان نسوزد و حجم هزینه های اقتصادی و زیرساختی برای امریکا و اذنابش‌ به حداکثر نرسد، هیچ بازدارندگی و امکان‌ امتیازگیری واقعی برای ما ایجاد نخواهد شد. لذا می باید با تصعید تنش انرژی میدان را به نفع خودمان تخلیه کنیم، سپس زمینه پایان بندی سیاسی جنگ را فراهم کنیم. این رویکردی است که عمده مخالفان مذاکرات اسلام آباد در داخل عاقله موثر نظام بدان گرایش دارند. رویکرد سوم؛ امریکا‌ در هیچ شرایطی امتیازدهنده نخواهد بود و در میدان نظامی هم، افقی برای برتری قاطع ما وجود ندارد. بهترین گزینه فریز کردن وضعیت فعلی است. یعنی امریکا‌ با احساس حفظ محاصره دریایی و ما با احساس حفظ اعمال حکمرانی بر تنگه هرمز، حدود آستانه درگیری با طرف مقابل ایجاد کنیم و جنگ را در سطح یک تنش دریایی‌ نگه داشته و اصراری بر پایان دهی سیاسی یا نظامی به جنگ نداشته باشیم. این رویکردی است که اخیراً در برخی محافل تصمیم ساز مورد طرح قرار می گیرد. با این توضیح، باید توجه داشت که به دلیل شرایط خاص و تجربه نشده فعلی بروز این تفاوت ها طبیعی و بلکه سازنده است، بدان شرط که اولاً؛ تنوع راهبردی به گونه ای روایت نشود که تصور شود عده ای در حال زدوبند با دشمن و سازش و عده ای دیگر در حال ِماجراجویی و به آتش کشیدن آینده کشور هستند. ثانیاً؛ نظارت عمومی مردم در این روزهای حساس بهترین دارایی برای اثبات کارآمدی هریک از این رویکردهاست، لذا شفافیت و دیالکتیک با این جامعه مبعوث‌ نجات دهنده است. ثالثاً؛ در نقطه نهایی همه مقامات و تصمیم گیران باید بدانند که جمع بندی فرماندهی کل قوا مجرای اراده ورزی عموم ملّت است و تبعیت قطعی و کامل از آن ملاک پایبندی ما به مردم سالاری و پاسخگویی ما به تاریخ و آیندگان خواهد بود و نه رویکردهای شخصی یا جریانی. @esharat_57@afrazmahdi
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌕 تو به ما جرات طوفان دادی «خطرپذیری» ایرانیان در عصر خامنه‌ای 🖋 محمد پورکیانی لینک یادداشت در: https://eitaa.com/mpourkiani/117 @esharat_57 @mpourkiani
🌕 تو به ما جرات طوفان دادی «خطرپذیری» ایرانیان در عصر خامنه‌ای 🖋 محمد پورکیانی 1. در فضائل جامعه ایران مطالب گوناگونی نوشته شده است. کربن ایران را «کانون معنویت» می‌دانست و فوکو ایران را «روح جهان بی‌روح» می‌خواند. برخی نیز بر سیاست و مدنیت ایرانیان تاکید داشته و بر خصیصه یاری‌گری و تعاون، اعتدال و عقلانیت، عاطفه و خانواده دوستی و امثالهم تاکید دارند. این نظرات و نظرات مشابه درباره فضلیت ایرانی اگر چه روایت‌گر تاریخ و تبار ایرانیان است، ولی کمتر بر فضیلت شکوفاشده در تاریخ معاصر ایران توجه دارد. فضیلتی که در عرض سایر فضائل قرار نمی‌گیرد، بلکه نسبت به ارزش‌های دیگر نقش پاسبان و نگاهدارنده دارد. آن فضیلت عبارت است از «دفاع از ارزش‌ها». دفاع کردن، هزینه دادن و فداشدن برای ارزش‌ها، خود ارزشی است که حتی در جوامع ارزشی نیز نایاب است. اکثر جوامع از صفات معنوی و دینی خاص خود برخوردارند، ولی اندک مردمانی یافت می‌شوند که برای حفظ این فضائل، آماده جان‌فدایی باشند. در نگاه ایرانیان «فداشدن» ارزشی است ورای ارزش‌ها و بلکه شرط قبول هر فضیلت دیگر است. چرا که یگانه راه کسب هر ارزش، هزینه دادن در راه آن است. «ارزش» صرفا یک فضیلت برای انجام دادن نیست، بلکه یک آرمان برای فداشدن هست. جامعه عافیت‌طلب نیز می‌تواند اهل مواسات، خیرخواهی، خانواده‌گرایی و امثالهم باشد، ولی چنین جامعه ای در بیم از بلا و هراس از خطر زندگی می‌کند. در حالیکه ایرانیان را نسبتی است با بلا که «در بلا بودن به از بیم بلا». تمایز جامعه ایران با جوامع دیگر بیش از آنکه در بودن یا نبودن معنویت خلاصه شود، «پذیرش هزینه‌ها در دفاع از معنویت» است. ایرانیان به استقبال خطرها می‌روند؛ چرا که لحظه خطر را لحظه آسیب و خسارت نمی‌دانند. بلاکشیدن و خطرپذیری برای حراست از آرمان‌ها، لحظه کسب آن آرمان‌هاست. گویا لحظه خطر، لحظه عبور از فقدان به دارایی است، لحظه عبور از لاف زدن به راستی است، لحظه عبور از تردید به اطمینان است. همانطور که در قرآن کریم نیز بلا و جهاد لحظه «لِیَزدادوا ایماناً مَعَ ایمانِهِم» بیان می‌شود. چه بسا بزرگترین امتحان الهی گذر از ترس برای دفاع از فضائل است: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ» 2. خطرپذیری و «جان‌نثاری» ایرانیان اگرچه ریشه در تاریخ و تبار آن‌ها دارد، ولی نسبتی روشن با خیزش انقلابی ایران در ده‌های اخیر دارد. در تاریخ معاصر ایران، مستشرقین از «تسلیم‌پذیری» به عنوان ویژگی ایرانیان یاد کرده اند. جان فوران به نقل از شاردن می‌نویسد: «ایرانیان از خصلت تسلیم‌طلبانه‌ای برخوردارند... این حالت شاید در هیچ کجای دنیای به اندازه اینجا قوی نباشد... ایرانیان تسلیم طلب‌ترین مردم روی زمین‌اند. هیچ کس طی دویست سال گذشته نشنیده که در ایران قیام یا شورشی برپا شده باشد.» این جملاتِ عزت‌شکن را مقایسه کنید با وصفی که در این سال‌ها بارها درباره «تسلیم نشدن ایرانیان» شنیده‌ایم. چنانکه این ویژگی شگفت‌انگیز از مرزهای ایران سرازیر شده و جبهه‌ای از مقاومت و شجاعت را در نقاط دور و نزدیک ایجاد کرده است. بی تردید مبدا این تحول انفسی در انقلاب ایران و مشی رهبران آن بوده است. زمانی که روح‌الله خمینی در اردیبهشت 1323 اولین اقدام مبارزاتی خود را با آیه «قُلْ انَّما اعِظُکُم بِواحِدَةٍ أنْ تَقُومُوا لِلّهِ مَثنی‌ وَ فُرادی» آغاز کرد نشان از پذیرش خطر برای قیامِ لله داشت. ده‌ها سال امام خمینی و آیه الله خامنه‌ای، شجاعت و عزت را در روح و جان ایرانیان دمیدند. آنجا که ایرانیان «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر استکبار» می‌گویند، در اصل «مرگ بر ترس» گفته‌اند؛ چرا که مشت گره کرده و فریاد برائت، بر زبان مردمی جاری می‌شود که ترس و زبونی را در درون خود کشته‌اند. «شجاعت» در میان ایرانیان به وضوح به عنوان یک ارزش سیاسی و برخواسته از متن انقلاب اسلامی ظهور یافته است. آنچه در میراث آیه‌الله خامنه‌ایِ شهید مشهود است، پایمردی معجزه‌گون ایرانیان برای دفاع از شرافت خویش در برابر دشمنان است. این پایمردی(مقاومت)، با منافع کوتاه مدت قید نمی‌خورد. چرا که شرط این شرافت هزینه دادن و فداشدن است. در خاطره ایرانیان، اسطوره «شهید» از این جهت قداست خارق العاده ای می‌یابد که نقطه تام و تمام این خطرپذیری است. ولی در میراث خامنه‌ای، خطرپذیری و هزینه دادن بیش از آنکه در جان‌نثاری باشد در متن زندگی است. آنجایی که تاجر، هنرمند، ورزشکار، دانشمند، پزشک، پرستار، پاسدار، خانه دار، روحانی و... برای ایجاد ارزش افزوده‌ای در زندگی ایرانیان، از سود و منفعت خویش می‌گذرد و خود را در معرض سختی و خطر قرار می‌دهد. آیه‌الله خامنه‌ای لحظه به لحظه و صحنه به صحنه ازخودگذشتگی ایرانیان را در خاطر خود ثبت می‌کرد و ایران و ایرانی را با آن توضیح می‌داد. @esharat_57 @mpourkiani
🌕 ایده "صندوق فتوت جان‌فدا" 🖋میثم مهدیار متن یادداشت در لینک زیر: eitaa.com/esharat_57/439 @Hermes_ir@esharat_57
🌕 ایده "صندوق فتوت جان‌فدا" 🖋 میثم مهدیار ۱- در رسانه‌ها از دیروز هجمه بالایی را علیه جان‌فدا شروع کرده‌اند. البته آنطور که از مسئولان جان‌فدا شنیدم این هجمه در یکی دو هفته گذشته به صورت حملات نرم افزاری بود اما چون با تمهیدات صورت‌گرفته نتوانستند کاری از پیش ببرند حالا به هجمه رسانه‌ای روی آورده‌اند. این نشان می‌دهد حالا می‌توان جان‌فدا را یک سلاح ملی در جنگ رمضان در نظر گرفت. سلاح جدید و ابتکاری دیگر از ایرانیان مقاوم که دشمن را به دست و پا زدن انداخته است. ۲- «جان‌فدا» که اینک ۳۰میلیونی شده، یک سرمایه بزرگ اجتماعی است اما امیدوارم مانند سرمایه‌های بزرگ آیینی دیگرمان همچون پیاده‌روی جاماندگان و جشن غدیر و امام رضایی‌ها و... بی‌برنامه رهایش نکنیم. ما بعد از ۵۰ سال تجربه به فناوری برگزاری اجتماعات میلیونی شورانگیز خیابانی در ایران دست‌یافته‌ایم اما هنوز در برنامه‌ریزی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های این فناوری اجتماعی توفیق کافی نداشته‌ایم. ۳- جان فدا یک کمپین تبلیغاتی یا صرفا انبوهی از توده خلق با احساسات برانگیخته نیست. جان‌فدایی که اینک به یک سبک زندگی شبانه تبدیل شده نمی‌تواند یک کمپین موقت تبلیغاتی باشد. هیچ صرفا احساساتی آنقدر عمیق نیست که بتواند ۶۰ شب مردم را زیر باران تهدید و بمباران چنین با انگیزه در خیابان نگه‌دارد مگر اینکه ریشه‌هایی در تاریخ و فرهنگِ حماسی و مشارکتی آن جامعه‌ داشته باشد. از کربلا تا جنبش سربه‌داران تا نهضت شیعی اسماعیلیه تا جنگ‌های ایران و روس تا دفاع مقدس ۸ساله ایرانی‌ها جان‌فدایی را در عرصه نبرد تمرین کرده‌اند. جان‌فدا اما همچنین ریشه در سنت‌های اجتماعی تاریخی یاری‌گرانه و مشارکتی و فتوتی چند هزارساله ایرانیان همچون بُنه و واره و وقف و نذر و قرض الحسنه دارد. ۴- امروز هم سرمایه و ظرفیت عظیم ۳۰میلیونی جان‌فدا می‌تواند گره‌گشای یکی از وهله‌های بحرانی ایران باشد: دشمن با بمباران زیرساخت‌های صنعتی و تولیدی تلاش کرده هم اقتصاد ارز آور ایران را دچار چالش کند و هم نارضایتی اقتصادی ناشی از کمبود مواد اولیه، کالاها و لوازم ضروری زندگی روزمره و در نتیجه «تورم» هزینه‌های زندگی روزمره را تشدید کرده و«لشکر کارگران» بیکارشده را هم در این شرایط بحرانی ضرب کند تا اهداف دست‌نیافته‌اش در میدان را در خیابان جبران کند. اما «صندوق جبران خسارت جان‌فدا» با تجمیع ودیعه‌های خرد ۳۰میلیون جان‌فدا می‌تواند ایران را از یکی از حساس‌ترین گردنه‌های تاریخی‌اش به سلامت عبور دهد: یک میلیون تومان کسی را ثروت‌مند و یا فقیر نمی‌کند اما فرض کنید اگر این ۳۰میلیون نفر (‌به فرض در روزهای آتی به ۴۰ یا ۵۰ میلیون نرسد) در یک هم‌افزایی و مشارکت اجتماعی هر کدام متوسط «یک میلیون تومان» در این صندوق قرض‌الحسنه برای چند سال به ودیعه بگذارند چه حجم بزرگی از نقدینگی برای حمایت از کارگران بیکار شده و کسب و کارهای خرد آسیب دیده فراهم می‌شود: حداقل ۳۰ همت. ۵- این صندوق با چنین سرمایه‌ای می‌تواند تا یکسال به ۲۰۰ هزار کارگر ماهانه حدود ۱۵ میلیون تومان وام بلند پرداخت کند تا حداقل‌های معیشت روزانه یک خانواده ۴نفره تا رسیدن به یک شرایط متعادل اقتصادی را تا حد زیادی جبران کند. یا این صندوق می‌تواند به حدود ۶۰ هزار کسب و کار خُرد آسیب دیده از شرایط جنگی تا حدود ۵۰۰ میلیون تومان وام با زمان تنفس بلندمدت پرداخت کند. ممکن است برخی در اصل چنین میزان مشارکت مالی مردم تشکیک کنند اما باید به آنان یادآوری کرد که در کمپین «ایران همدل» در سال ۱۴۰۳ زمانی که هنوز این مردم هنوز این‌ چنین «مبعوث» نشده بودند، زنان ایرانی حماسه آفریدند و بیش از ۲ هزار میلیارد تومان از شخصی‌ترین سرمایه‌های خانگی‌شان یعنی طلاهای خود را به مردم آواره لبنان و غزه «اهدا» کردند. درحالیکه صندوق جان‌فدا صرفا مبلغی جزئی‌تر صرفا به ودیعه گذاشته می‌شود تا بعد از چند سال به صاحب آن برگردانده شود. اگر سرمایه این صندوق قابل توجه شود می‌تواند حتی در زمینه تامین مالی بنگاه‌های ارزآور اقتصادی آسیب دیده از جنگ هم مشارکت کند. 🔻ادامه یادداشت🔻
🌕 ایده صندوق فتوت جان‌فدا 🖋میثم مهدیار 🔻ادامه یادداشت🔻 ۶- راه اندازی صندوق فتوت جان‌فدا البته ملاحظاتی دارد: ۱-۶- مدیریت صندوق با خود مردم باید باشد و دولت صرفا نقش ضامن ودیعه گذاری مردم را به عهده خواهد گرفت. نهایتا با توجه به اقتصاد متورم و ناپایدار کشور دولت برای ایجاد اعتماد لازم می‌تواند بازگرداندن معادل ارزی ودیعه گذاری ریالی مردم را تضمین کند. این تضمین نگرانی کاهش ارزش پول خانواده‌های ودیعه گذار را رفع می‌کند. ۲-۶- اگر دولتمردان با اختصاص بخشی از اموال یا حقوق ماهیانه خود در این صندوق مشارکت کنند انگیزه‌های اجتماعی مشارکت مردم در جان‌فدا چند برابر خواهد شد. ۳-۶- فرایندهای این صندوق باید کاملا شفاف و به دور از تعارض منافع باشد تا خاطرات تلخ برخی صندوق‌های قرض‌الحسنه در دهه ۸۰ و ۹۰ را زنده نکند. ۷- وضعیت فرهنگ اقتصادی مصرفی و فرهنگ سیاسی توده‌وار پیشاجنگ دیگر نمی‌تواند در پساجنگ ادامه یابد. سازندگی، توسعه سریع و جبران عقب‌ماندگی‌های ناشی از جنگ رمضان نیازمند کانالیزه کردن اعتماد به نفس بالا و انرژی متراکمی است که مقاومت ملی جانانه این روزهای ایرانیان در میدان و خیابان رقم خورده است‌. در وضعیت پساجنگ هر فرد، هر خانواده و هر محله باید به یک عاملیت اقتصادی تولیدی فتوتی و مشارکتی تبدیل شود. سرمایه اجتماعی محله‌محور ایرانیان که در قالب شبکه مساجد و حسینیه‌ها و کانون‌های محله‌ای توسعه یافته اگرچه در یکی دو دهه اخیر دچار رکود اجتماعی شده اما اینک می‌تواند پایه یک خیزش ملی در حوزه اقتصادی شود. ۸- متاسفانه در سه دهه اخیر پس از دفاع مقدس ۸ساله سیاست‌های اقتصادی در ایران اغلب سویه‌ای نئولیبرال و البته ناشفاف پیدا کرده و آسیب‌‌‌های زیادی را به جامعه ایران وارد کرده که تبعات آن را در شورش‌های متعدد شهری در یک‌دهه اخیر تجربه کرده‌ایم. اصول اقتصاد لیبرال با ارزش‌های مشارکتی و فتوتی که خصیصه ممتاز فرهنگ ما ایرانی‌هاست سر سازگاری ندارد. جان‌فدا می‌تواند در خدمت یک رستاخیز اقتصادی - اجتماعی در دوران پساجنگ باشد و به تغییر پارادایم اقتصاد ایران به یک اقتصاد اجتماعی مکمل یا دگرواره یاری رساند. پیشتر در یادداشت اقتصاد اجتماعی ابعاد این اقتصاد را اجمالا مرور کرده‌ام: https://ble.ir/hermes_ir/-1790469365514014893/1775930766057 @Hermes_ir@esharat_57
16.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌕 نهاد علم ما، کجا از نیروی اجتماعی عقب‌ افتاد؟ 🎙مجتبی نامخواه 🌐 مصاحبه با فرهیختگان @esharat_57