🌕 عبور از سوژۀ بیحجاب/باحجاب به گفتمانِ سبک زندگیِ اسلامی-ایرانی
فرصت کمنظیر حضور مردم در خیابان جنگ رمضان برای تحول در گفتمان حجاب-بیحجابی
🖋محمدرضا قائمینیک
متن یادداشت در لینک زیر
https://eitaa.com/esharat_57/455
#حجاب
#گفتمان
#قائمی_نیک
➕ @esharat_57
🌕 عبور از سوژۀ بیحجاب/باحجاب به گفتمانِ سبک زندگیِ اسلامی-ایرانی
فرصت کمنظیر حضور مردم در خیابان جنگ رمضان برای تحول در گفتمان حجاب-بیحجابی
🖋محمدرضا قائمینیک
1. در دورۀ معاصر، مخصوصاً بعد از جنگِ دوم جهانی، فهم تحولات اجتماعی دیگر ناظر به سوژههای منفرد نیست، بلکه زمینههای تاریخی-اجتماعی هستند که سوژهها و بهتعبیری اشیاء را میسازند. این زمینههای تاریخی-اجتماعی بعضاً با عنوان گفتمان، پارادایم، زیستجهان، تجربۀ زندگی و نظایر آنها همگی دال بر تاریخمندیِ هویتِ انسان ایندورهاند. در اینجا، آنچه انسان را میسازد، زیستجهان یا تاریخمندیِ اوست. بههمین جهت است که ایدۀ هویت در این دوره، دیگر identity نیست، بلکه difference است. انسانِ تاریخمند با هیچ حقیقت نفسالامری مرتبط نیست که هویت خودش را با آن تعریف کند و identity را مبنای هویت خویش قرار دهد، بلکه به دلیل سیالیت محضِ هویتی، هویتِ او از خلالِ تمایزِ او با لحظۀ پیشین شکل میگیرد. تمایز نسبت به ماقبل، موجد معنای جدیدی است که هر لحظه میتواند با معنایِ جدید دیگری متمایز شود. یکی از بهترین قلمروهایی که بهحیث انضمامی، امکان درکِ ایدۀ هویتیِ تمایز را در دورۀ مشهور به پست مدرنیسم یا جهانیشدن توضیح میدهد، قلمرو لباس و پوشش است. در ایدۀ هویتیِ مبتنی بر تمایز، هیچ سبک پوششِ معیار و مطلقی وجود ندارد؛ گذاشتنِ محاسن برای آقایان یا بستنِ چفیه برای خانمها، شلوار تنگ یا راحت و باز، لباس مشکی یا قرمز، شلوار شبهنظامیِ یا کوتاه، هیچکدام معیار پوشش نیست، آنچه مهم است، میزان ایجاد تمایز در پوشش است. مُد، تابعی از این تمایزیافتگی است که بتواند در لحظاتی خاص، معنایِ جدید و متمایزی را در جامعه ایجاد کند. مصرف متزاید نیز تابعی از این تمایزهای مکرر در مکرر است. مهمترین انگیزۀ انسانی برای عبور از ایدۀ identity به difference ، با همۀ مخاطراتی که ممکن است دربرداشته باشد، قدرت این ایده برای ایجاد حداکثر ظرفیتِ ارادۀ آزادی و از آنمهمتر، تحقق خودبنیادیِ سوژه، در گفتمانهای فوقالعاده سیال و متکثر است.
2. با نظر به ایدۀ هویتیِ تمایز، شاید بتوان تجربۀ جامعۀ ایرانی از بیحجابیهای یک دهۀ اخیر، مخصوصاً در نقطۀ اوج اغتشاشاتِ 1401 را دریافت. افزون بر مافیایِ اقتصادیِ شکلگرفته در پشتِ این ایده که مبتنی بر مصرف متزاید است، اما از حیث هویتی، در جامعهای که چندان طرح هویتی و فکری برای تکثر پوشش، مخصوصاً پوشش زنان در نظر گرفته نشده و علیرغم تاکیدات رهبر شهید انقلاب، نسبت به مسئلۀ مد و پوشاک، چندان طرح منسجمی در نظر گرفته نشده بود، ورودِ چنین گفتمانیِ ناگزیر به خشونت کشیده میشد. با اینحال فراگیرشدنِ ایدۀ تمایز، مخصوصاً در ماههای پس از زن، زندگی آزادی، پوششِ چادر زنِ مسلمان ایرانی را تبدیل به یکی از تمایزات هویتی در کنار صدها تمایز هویتی دیگر کرد. مسئلۀ گفتمان تمایزِ هویتی، چادرِ مشکی زنان مسلمان نبود و میتوانست آنرا بهمثابه یکی از صدها مُد یا سبکزندگی (lifestyle) در ذیل ایدۀ هویتی تمایز توضیح دهد. پوشش زنان، صدها شکل و قالب دارد و میتواند از نیمهبرهنگیِ رایج در کشورهای غربی آغاز شود و حتی پوششِ چادر مشکیِ زنانه را نیز بهمثابه یکی از تمایزهایی که حتی امکان تولد معنایِ متمایزی را فراهم میکند، پذیرفته شود. همانطور که گذاشتنِ محاسن بلند برای آقایان، اگر در ذیلِ ایدۀ تمایز هویتی (و نه بهمثابه یک واجب یا مستحب شرعی)، چندان منافاتی با دیگر اشکال ظاهریِ آقایان ندارد، پذیرشِ پوششِ چادر مشکی در کنارِ دیگر اشکال پوششِ زنانه نیز موجد معضلهای نبود. فراگیریِ هویت مبتنی بر ایدۀ تمایز، باعث شد که زنانِ محجبۀ ایرانی یا حتی زنانِ حزباللهیِ ایرانی، در پویشهایی مانند #نه_به_حجاب_اجباری مشارکت فعالی داشته باشند.
🔻ادامه یادداشت🔻
🌕 عبور از سوژۀ بیحجاب/باحجاب به گفتمانِ سبک زندگیِ اسلامی-ایرانی
🖋محمدرضا قائمینیک
🔻ادامه یادداشت🔻
3. با اینحال پذیرشِ ایدۀ هویتیِ مبتنی بر تمایز، تبعاتِ بسیار سهمگینی برای جامعۀ انقلابی دارد که از خلالِ تحقق یک انقلاب کبیر، تحمل هزینههای دفاع مقدس هشتساله، مخصوصاً از حیث توصیۀ شهدایِ این جنگ به رعایت حجاب، تمنای رسیدن به تمدنِ اسلامی را داشته است. پذیرشِ ایدۀ هویتیِ تمایز، عملاً هرگونه توضیحی دربارۀ مبانی الهیاتی و مابعدالطبیعی از جهان را مضمحل میسازد و انسان را در سیالیت تاریخیِ خود رها میکند. از این جهت، تقید به حجاب شرعی، با هویتِ چنین جامعهای گره خورده است و ناگزیر، بیحجابی، حرام شرعی و سیاسی باقی خواهند ماند. با اینحال مسئلۀ تکثر هویتی، یکی از چالشهای پوشش در سالهای اخیر، مخصوصاً در ناحیۀ پوشش زنان بوده است و همین چالش، زمینۀ واکنش جامعه از خلال فراگیرشدنِ ایدۀ تمایز هویتی (که البته بهشدت متاثر از تهاجم فرهنگیِ غربی نیز بوده است) را فراهم ساخته است. در جامعهای که پوشش زنانه، با توجه به همۀ ظرافتهای زیباییشناختی، تکثر هویتی نداشته یا در شکل حداقلیِ خودش بوده و حتی تکثر گذشتۀ اسلامی-ایرانی خود را نیز (در قالب پوشش اقوام، فرهنگها و قومیتهای ایرانی) حفظ نکرده، مخصوصاً در شرایط تهاجم تمدنی، منجر به مواجهۀ واکنشی شدید، از خلالِ پذیرش ایدۀ تمایز هویتی شد؛ نتایجِ اجتماعیِ این مواجهۀ شدید در اغتشاشاتِ 1401 تا 1404 آشکار گردید.
4. جنگ رمضان که با شهادت رهبر انقلاب اسلامی و تهدید کلیت ایران آغاز شد، زمینۀ حضور اقشار مختلف مردم در حمایت از اسلام و ایران را فراهم ساخت. شرایط کمنظیریِ که امکان تحولِ گفتمانیِ را فراهم آورده است که در آن، زنانِ بیحجاب، کمحجاب، شلحجاب در کنار زنان محجبۀ چادری، مانتویی یا دیگر اشکال حجاب شرعی، با یک هدف و آرمان مشترک در کنار هم قرار گرفتهاند. این شرایط اگر از منظر، سوژۀ منفردِ بیحجاب، باحجاب مورد توجه قرار گیرد، چندان تفاوتی با شرایط زن، زندگی، آزادی ندارد و عملاً ایدۀ حرمت حجاب شرعی را نقض کرده است، اما اگر از حیث گفتمانی به مسئله بنگریم و مخصوصاً در تحلیل این گفتمان، به بنیانهای دینی و قدسی این شرایط توجه کنیم، اتفاقی که رقم خورده آن است که اکنون و برخلاف شرایط 1401، شلحجابی یا کمحجابی یا حتی در مواردی، بیحجابیِ زنان در ذیلِ گفتمان حجاب تعریف میشوند. مطابق این تحلیل، در هر دو شرایط، جامعه در ظاهر خود با تعددی از افراد بیحجاب، کمحجاب، شلحجاب، محجبه و تنوعی از افراد رعایتکنندۀ حجاب شرعی (با پوششهای متنوع) روبرو است، اما دالِ اصلیِ گفتمان، رعایت حجاب شرعی است که در برابر تمایزهای هویتی و گفتمانی مقاومت میورزد و آنرا نه بهمثابه یک سبک زندگی متمایز، بلکه بهعنوان یک واجب شرعی و الهی پذیرفته میشود و در شرایط 1404-1405، این تنوعات همگی در ذیل گفتمان مقید به جمهوری اسلامی و حجاب شرعی صورتبندی میشوند؛ درحالیکه در 1401، حجاب شرعی بهمثابه یکی از سبکهای زندگی غربی و ایدۀ تمایز صورتبندی میشد. این فرصت بینظیر دو امکان را دربارۀ مسئلۀ بیحجابی پیش میکشد: اول، امکان تحول در سبکِ زندگیِ غربی مبتنی بر ایدۀ تمایز در ذیلِ گفتمان انقلاب اسلامی و احیاء حجاب شرعی، مخصوصاً در میان اقشاری که بیحجابی را بهمثابه یک مبارزۀ سیاسی انتخاب نکردهاند و از سر تحولات زندگیِ روزمره به این سبک از پوشش کشیده شدهاند؛ دوم، امکان توضیح تکثر هویتیِ پوشش، مخصوصاً پوشش زنان در حین تقید به حجاب شرعی که میتواند به تنوعی از پوششهای زنانه با تحفظ بر رعایت حجاب شرعی شود. در این امکان، مسئلۀ حجاب نیازمند توجه به سبک زندگی اسلامی-ایرانی در دورۀ معاصر و فراهمآوردنِ مقتضیات رعایت این واجب شرعی با نظر به سبک زندگی است.
#حجاب
#گفتمان
#قائمی_نیک
➕ @esharat_57
🌕 تروریسم اقتصادی برای نجات آمریکا
🖋شهاب اسفندیاری
متن یادداشت در لینک زیر
https://eitaa.com/esharat_57/458
#تروریسم
#اقتصاد
#اسفندیاری
@esharat_57
🌕 تروریسم اقتصادی برای نجات آمریکا
🖋شهاب اسفندیاری
یک جملهی معروفی در زبان انگلیسی هست که میگوید «Every accusation is a confession»، یعنی «هر اتهام افکنی یک اعتراف است». خیلی وقتها اتهامی که به دیگران مطرح میشود برای پوشاندن و یا پنهان کردن جرمی است که خود فرد مرتکب شده. بدین ترتیب اتهامافکنی خودش یک اعتراف محسوب میشود. اما نکته جالب در تیتر یکی از روزنامهها این است که ظاهراً یک موضوع بدیهی را مطرح میکند. روشن است که جنگ به دلیل خسارت به زیرساختهای اقتصادی و اختلالی که در فرآیندهای تولید و عرضه ایجاد میکند به تورم و گرانی هم منجر میشود. سوال این است که این امر بدیهی چرا باید در حد چنین تیتر عظیمی ارزش خبری پیدا کند و بزرگ شود؟
پاسخ احتمالا ترکیبی از اعتراف و رد گمکنی است. یعنی آنها که در روزهای اخیر با دستکاری در بازار و ایجاد تقاضای مصنوعی به شکلی رسوا به افزایش لجامگسیخته قیمت برخی کالاها دامن زدند، برای آنکه این افزایش ناگهانی و غیرطبیعی را امری عادی و طبیعی جلوه دهند ناچار هستند که چنین تیتر عظیمی برای بیان یک مفهوم بدیهی انتخاب کنند.
پرسش بعدی این است که چرا باید افرادی در شرایط فعلی به شکل مصنوعی تقاضای کاذب برای برخی کالاهای خاص و دارای بار نمادین - مانند سکه، طلا، دلار و خودرو - ایجاد کنند؟ پاسخ روشن است. تأثیر دو ماه بسته بودن تنگه هرمز بر اقتصاد جهانی به مرحلهی بسیار حساسی رسیده است. همهی تحلیلگران اقتصادی میگویند ادامه این روند به افزایش جهشی قیمت کالاها، تعطیلی گسترده کارخانهها، بیکاری و رکود بیسابقه در آمریکا و اروپا منجر خواهد شد. از طرفی تحلیلگران مسائل راهبردی میگویند باز شدن تنگه هرمز هیچ راهکار نظامی ندارد. اگر داشت قطعا آمریکا تاکنون از آن استفاده کرده بود. تهدیدهای شدیداللحن و حتی فحاشی ترامپ را به یاد داریم.
اکنون که آمریکا هیچ راه نظامی برای برداشتن فشار از گلوی نظام سرمایهداری جهانی ندارد چه میتواند بکند؟ همانکاری که در آستانه ۱۸ و ۱۹ دی تجربه کرد و جواب گرفت: التهاب آفرینی در بازار، ایجاد نوسانات شدید در قیمت ارز و طلا، و برانگیختن حس بیثباتی و فروپاشی در مردم. آن شرکتهای صادرکننده که میلیاردها دلار ارز را در شرایط حساس امنیتی به کشور برنگرداندند، حامی و اسپانسر رسانههای اقتصادی هراسآفرین و بحران آفرین بودند. این تروریسم اقتصادی مقدمه کودتا بود و کودتا مقدمه جنگ. پس شرایط جنگی امروز محصول تروریسم اقتصادی است و گرانی نتیجه آن.
رسانههایی که نبض بازار ایران را در دست داشتند و در آستانهی جنگ ۱۲ روزه عملیات فریب «سرمایهگذاری دو هزار میلیارد دلاری آمریکا در ایران» را بازنشر کردند بخشی از این تروریسم اقتصادی را شکل میدهند. تا زمانی که تروریستهای اقتصادی در داخل را شکست ندهیم، امکان پیروزی بر آمریکا در جنگ ممکن نیست. مأموریت این تروریستها این است که مانع شکست آمریکا شوند لذا «عملیات نجات آمریکا» را آغاز کردهاند. دقیقاً در زمانی که آمریکا در ضعیفترین و شکنندهترین موقعیت قرار دارد. دقیقاً در زمانی که تیغ قیمت نفت بر گلوی آمریکا فشار میآورد، عدهای دست به کار شدهاند تا تیغ قیمت دلار را بر گردن نظام بگذارند.
در حالی که قوه قضاییه مشغول مجازات نوجوانان جاهلی است که در ۱۸ و ۱۹ دی خودرو و ساختمان به آتش کشیدند، تروریستهای اقتصادی که آن زمان اقتصاد کشور را به آتش کشیدند، همچنان آزادانه به فتنهگری مشغول هستند. هیچکس سوال نمیکند سرنوشت آن اشخاص و شرکتهایی که ارزهای صادراتی را به کشور بازنگرداندند چه شد؟ آیا مؤاخذه و محاکمه شدند؟ نکند همانها امروز با سودهای بادآورده هزاران میلیاردی مشغول خرید سازمان یافته دلار و طلا و خودرو در بازار هستند تا التهاب و بیثباتی در بازار ایجاد کنند؟ نکند همانها به روزنامههای تحت امر خود فرمان میدهند که تقصیر گرانی را بر گردن «شرایط جنگی» بیاندازند؟
پیروزی بر آمریکا در جنگ، مستلزم شکست تروریستهای اقتصادی حافظ منافع آمریکا در داخل است. خواستهی مشترک اینها و آمریکا، باز شدن تنگه هرمز است. آنها خوب میدانند که پس از بازشدن تنگه هرمز و سقوط قیمت نفت آمریکا به هیچکدام از وعدههای خود متعهد نخواهد ماند. هر امتیازی توانستیم قبل از بازشدن تنگه هرمز بگیریم احتمالا سقف دریافتی ما خواهد بود و آنچه برای بعد از بازگشایی وعده میدهند باد هوا است. بستن مجدد تنگه پس از توافق هم «اقدام جنگی» محسوب شده و ما را در وضعیت «آغازگر جنگ» قرار میدهد.
🔻ادامه یادداشت🔻
🔻ادامه یادداشت🔻
بهانه تراشی و توجیه سازی برای تقدیم پیشاپیش خواستههای دشمن، نشانه ذهنهای استعمارزده است. همان ذهنهایی که فاجعهی برجام را با تقدیم پیشاپیش اهرم قدرت ما آفریدند. به ذهنهای استعمارزده و تروریستهای اقتصادی اجازه ندهیم «فاجعه تنگه هرمز» را هم در کارنامه خود ثبت کنند.
#تروریسم
#اقتصاد
#اسفندیاری
@esharat_57
🌕 مکتب مطهری؛ نرمافزار «طبیبانه» و «مسئلهمحور» برای حکمرانی فکری در عصر جدید
🖋محمدچکشیان
متن یادداشت در لینک زیر
https://eitaa.com/esharat_57/461
#شهید_مطهری
#مسئله_شناسی
#چکشیان
➕ @esharat_57
🌕 مکتب مطهری؛ نرمافزار «طبیبانه» و «مسئلهمحور» برای حکمرانی فکری در عصر جدید
🖋محمدچکشیان
_ رویکرد طبیبانه
استاد شهید مطهری را نباید صرفاً در قامت یک فیلسوف، عالم دینی یا متفکر نگریست؛ او معمار نوعی «نرمافزار فکری» است که برای حل مسائل جامعه و حکمرانی دینی طراحی شده است. ویژگی منحصربهفرد ایشان، نه فقط دانایی، بلکه «حضور در میدانِ نیاز» و ایفای نقش به عنوان یک «طبیب راهبردی» است که با شناسایی دقیق کانونهای بحران، نسخه شفابخشِ اندیشه را پیش از گسترشِ بیماری ارائه میدهد (طبیبٌ دَوّارٌ بطبّه).
سیره فکری مطهری بر پایه الگوی «طبیبِ سیار» استوار بود. او منتظر نمیماند تا شبهات به سراغ او بیایند، بلکه با دیدهبانی هوشمندانه، خود به سراغ مسائل فکری و فرهنگی عصر خویش میرفت. نمونههایی از این شناسایی میدانی و مواجهه فعال به شرح زیر است.
۱.بازتعریف هویت ملی و تمدنی (نفی دوقطبیسازی):
در دورانی که جریانهای فکری به دنبال ایجاد دوقطبی کاذب میان «ایرانیت» و «اسلامیت» بودند، ایشان با نگاهی راهبردی، اثر ماندگار «خدمات متقابل اسلام و ایران» را تدوین کرد. این کتاب با تحلیل تاریخی دقیق، هویت ملی را در امتداد هویت دینی تعریف کرد؛ خدماتی را که اسلام به ایران هدیه داد و نقشی را که ایرانیان در شکوفایی تمدن اسلامی داشتند تبیین نمود و بدین ترتیب، مسیر نفوذ ناسیونالیسمِ سکولار را مسدود کرد.
۲.مدیریت تعارضهای بنیادین و پویایی در حکمرانی:
شهید مطهری با درک عمیق از شبهه «ایستایی دین»، راهبرد تبیین عقلانی را برگزید. ایشان در کتاب «اسلام و مقتضیات زمان»، ظرفیتهای فقه و اندیشه اسلامی را برای انطباق با تحولات عصر جدید بازخوانی کرد تا ثابت کند دین نهتنها مانع پیشرفت نیست، بلکه نرمافزاری نیرومند برای جهتدهی صحیح به پدیدههای نوظهور است.
۳.دغدغه سبک زندگی و صیانت از خانواده:
در دوران تجددگرایی افراطی، دغدغه حفظ نظام خانواده، او را به پاسخگویی به مقالات مجله «زن روز» در همان مجله واداشت که بعدها در قالب کتاب «نظام حقوق زن در اسلام» منتشر شد. همچنین برای تبیین مسئله حجاب در برابر برنامههای دینزدایی عصر پهلوی و مقابله با نگاههای افراطی و تفریطی، با نگارش کتاب «مسئله حجاب» به تبیین دلایل عقلی، دینی و هویتی پوشش پرداخت.
۴.پاسخگویی به چالشهای کلامی نوپدید:
در مواجهه با پرسشهای فلسفی نسل جوان درباره عدالت و بلایای طبیعی، با کتاب «عدل الهی»، نظام حکیمانه جهان را تبیین کرد. ایشان در همین اثر، حتی به موضوعات بسیار جدیدی همچون «تکثرگرایی دینی» (پلورالیسم)، سالها پیش از آنکه به مسئله اصلی جامعه تبدیل شود، پاسخی حکیمانه و پیشدستانه داد.
۵.پرورش نسل تمدنساز (از مبانی تا تربیت):
مطهری مصلحی جامعنگر بود که هم به ریشهها میپرداخت و هم به شاخهها. او در قامت یک آسیبشناس اجتماعی، در مقدمه کتاب «انسان و سرنوشت»، ۲۸ علت عقبماندگی مسلمانان را شناسایی و فهم غلط از مفاهیم دینی را نقد کرد. از سوی دیگر، برای بیمه کردن نسلهای آینده، با تواضعی عالمانه «داستان راستان» را نوشت تا مفاهیمی چون کارو تلاش ،صبر ، توکل و جهاد را در قالب الگوهای عملی برای کودکان و نوجوانان نهادینه کند و بذر آگاهی را در سبک زندگی نسل آتی بکارد.
۶.روشنگری و مبارزه با تحریف (بازخوانی حماسه حسینی):
ایشان با درک این واقعیت که تحریف در شعائر دینی میتواند مانع حرکت تمدنی شود، با شجاعتی ستودنی به نقد برداشتهای سطحی از عاشورا پرداخت. کتاب «حماسه حسینی» تلاشی برای تبدیل «سوگِ منفعل» به «آگاهی حماسهساز» و بازگرداندن کارکرد انقلابی و بیدارگر واقعه کربلا به بدنه جامعه بود.
_نتیجهگیری راهبردی
الگوی شهید مطهری، الگوی «حکمرانی بر اندیشهها» از طریق مسئلهشناسیِ دقیق است. او یک سرمشق عملی برای اساتید و معلمان و مبلغان ایرانزمین است که ثابت کرد دفاع از دین و ارزشها، نه در حصارهای بسته، بلکه در میانه ی میدان و در مواجهه با واقعیتهای جامعه، رسانهها و دغدغههای روزمره مردم معنا مییابد.
امروز برای حل مسائل پیچیده حکمرانی، بیش از هر زمان به آن «نگاه طبیبانه» و «نرمافزار فکریِ» مطهریگونه نیاز داریم. نگاهی که
.عمیقاً بر مبانی دینی مسلط باشد؛
.دردهای جامعه را بشناسد؛
.زبان گفتگو با نسل جوان را بداند؛
.و جرأتِ جراحیِ باورهای غلط را داشته باشد.
#شهید_مطهری
#مسئله_شناسی
#چکشیان
➕ @esharat_57
🌕 رستاخیز واژهها در متن بعثت امت
🖋محمدرضا وحیدزاده
متن یادداشت در لینک زیر
https://eitaa.com/esharat_57/463
#شعر
#بعثت
#وحیدزاده
➕ @esharat_57
🌕 رستاخیز واژهها در متن بعثت امت
🖋محمدرضا وحیدزاده
در دوران معاصر نسبت شعر و مخاطب، فراز و نشیبهای بسیاری داشته؛ گاه بین آنها پیوندی وثیق برقرار بوده و گاه فراقی جانکاه. گاهی نیز جریانی فرعی توانسته از بین جریانهای دیگر سر بر بیاورد و نبض مخاطب را به دست بگیرد. در بین همۀ این تلاطمها اما نیمۀ دوم دهۀ پنجاه با شرایط ویژهای همراه بود. در این دوران و در گرماگرم سالهای انقلاب، شعر نیز همسرشت و همسرونوشت با ساحتهای دیگر زندگی اجتماعی شرایط متفاوتی را تجربه میکرد. چنانکه در لابهلای خاطرات شاعران آن دوران از دعوتها به جلسات و محافلی میشنویم که پیش از این چندان نسبتی با شعر نداشتهاند. یا میتوان از انتشار گسترده و کمسابقۀ سرودههایی شورانگیز و پرحرارت در میان مردم و به همت خود آنان سراغ گرفت. دکلمۀ شعر در حسینیهها، مساجد، سالنها و محلهای تجمع، یکی دیگر از جلوههای حضور شعر در میان مردم آن روزگار است.
اما بیگمان یکی از خاطرهانگیزترین لحظات تلاقی شعر با مخاطب، اتفاق تاریخی «ده شب» یا «شبهای شعر گوته» در سال 1356 است؛ جایی که به همت انستیتو گوته، انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان و با همکاری کانون نویسندگان به مدت ده شب، مراسمی برای شعرخوانی و سخنرانی در باغ انجمن فرهنگی روابط ایران-آلمان برگزار شد و طی آن بیش از شصت نویسنده و شاعر با گرایشهای مختلف ولی عمدتاً چپ، به شعرخوانی و سخنرانی پرداختند. به گفتۀ شاهدان در شبهای آغاز، جمعیت انبوهی برای شرکت در این مراسم حضور یافتند و در شبهای بعد با آغاز بارندگیها از تعداد جمعیت کاسته شد. این رویداد تاریخی که همانا از افتخارات جریان روشنفکری در ایران به شمار میرود، در منابع مکتوب و غیر مکتوب، به اشکال مختلف و به تفصیل بارها و بارها گزارش شده است.
با اینهمه چنین توفیقی، با پیروزی انقلاب و در پی فاصله گرفتن چهرههای روشنفکری از آرمانها و ارزشهای ملت ایران، متوقف شد و روز به روز بر فاصلۀ شعر آنان و مردم افزوده شد. به نحوی که دهۀ هفتاد را باید دهۀ تئوریپردازی و سوگواریها و مرثیهخوانیهای منتقدان و نویسندگان این جریان دربارۀ مسئلهای به نام «بحران مخاطب» نامید. این در حالی است که جریان انقلاب، بر خلاف همۀ این جار و جنجالها، پیوسته و بیوقفه ارتباط محکم خود را با مخاطبان اصلی خویش حفظ کرد. چنانکه از حضور شاعران در جبهههای جنگ و شعرخوانی برای رزمندگان تا انتشار گستردۀ سرودههای آنها در مطبوعات و چاپهای پرشمار آثارشان و راهیافتن نمونههایی از اشعارشان به بطن زندگی مردم، گواهی از پیوند محکم شعر انقلاب با مخاطب است.
با اینهمه در این روزهای عجیب و در میانۀ بعثت تاریخی ملت ایران، حادثهای در عرصۀ شعر در حال وقوع است که به گمان من با هیچ برهۀ دیگری در تاریخ قابل مقایسه نیست. در این روزها و از آغاز جنگ رمضان، جوششی در میان شاعران متعهد و انقلابی درگرفته است که صاحب این سطور هیچگاه مشابه آن را سراغ ندارد. به عنوان مثال یکی از صفحات شعر به نام «ایرانسرا» در پیامرسان بله اقدام به گردآوری و انتشار برخی از این سرودهها کرده است. بررسی ایرانسرا نشان میدهد در طول این دو ماه روزانه بیش از 40 شعر جدید در این صفحه منتشر شده است. علاوه بر این میتوان به ترانهها، تصنیفها، نوحهها و آثاری اشاره کرد که توسط خوانندگان، مداحان و مجریان مختلف در طی این مدت خوانده شده است.
شگفتتر از همه اما حضور خود شاعران در میادین و تجمعات است! بیش از شصت روز است که دهها شاعر در تهران و شهرهای دیگر، در پویشی بیسابقه هر شب به میان مردم میروند و به شعرخوانی برای آنها میپردازند. مستقیم، بدون واسطه، رودررو؛ در تجمعاتی که شمار آنها به چندصد نفر میرسد! مردم بدون هیچ میانجی دیگری، اعم از کتاب و نشریه و موسیقی و مجری، در لحظه شنوندۀ سرودههای شاعراناند و گاه با اشکها و لبخندها و شعارها و تکبیرهایشان، واکنش نشان میدهند. بهراستی چنین رستاخیزی را تاریخ شعر، نه آن زمان که شعر در سدۀ دهم به کوچه و بازار راه یافته بود و نه اواخر قاجر که چایخانهها میزبان شاعران مشروطه بوند و نه حیاط پرجمعیت انستیتوی گوته در جلسات «ده شب»، هیچگاه شعر اینچنین با اقبال گرم و مستقیم مخاطبانش روبرور نبوده است؛ چیزی که باید بعدها و در پژوهشهای آتی، از آن بیشتر گفت.
#شعر
#بعثت
#وحیدزاده
➕ @esharat_57