هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
مهم ترین ارجاع قرآنی در زیارت عاشورا درباره مصیبت است که آیات سوره بقره را تداعی می کند:
وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ [155] الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ [156] أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ [157]
در فرازی از زیارت عاشورا بدون اشاره عینی به آیات، همانند نتیجه گیری قرآن می خواهیم تا در ازای صبر در مصیبت صلوات و رحمت (و مغفرت) دریافت کنیم:
وَاَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّکمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَکمْ عِنْدَهُ اَنْ يعْطِينى بِمُصابى بِکمْ اَفْضَلَ ما يعْطى مُصاباً بِمُصيبَتِهِ مُصيبَةً ما اَعْظَمَها وَاَعْظَمَ رَزِيتَها فِى الْإِسْلامِ، وَفى جَميعِ السَّمواتِ وَالْأَرْضِ، اَللّهُمَ اجْعَلْنى فى مَقامى هذا، مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْک صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ
امام حسین ع انواع مصیبتهای آیه155 را دید و با گفتن «رضاً بقضائک و تسلیماً لأمرک» به آیه 156 عمل کرد و به فیض آیه 157 رسید. ما هم بادعا در زیارت عاشورا می خواهیم همین مسیر را طی کنیم و به واسطه مصیبت زدگی امام در این فیض شریک شویم.
متن یادداشت تأملاتی درباره امام حسین ع:
http://r1001.blog.ir/1392/09/25
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اشاره پوتین، رئیس جمهور روسیه به آیه ای از قرآن و واکنش دولتمردان ایرانی:
وَاذكُروا نِعمَتَ اللَّهِ عَلَيكُم إِذ كُنتُم أَعداءً فَأَلَّفَ بَينَ قُلوبِكُم فَأَصبَحتُم بِنِعمَتِهِ إِخوانًا ...﴿آل عمران۱۰۳﴾
@estentagh
almizankeflayn.mp3
زمان:
حجم:
4.6M
آیه کفلین پاسخی قرآنی به پرسش مشهور دوران معاصر است: علل انحطاط و عقب ماندگی مسلمین چیست؟! چه کنیم از اقلیت مؤمن به جامعه و تمدن اسلامی برسیم؟
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ ... لِئَلاَّ يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتابِ أَلاَّ يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ (حدید۲۸و۲۹). http://estentagh.blog.ir/post/111
امی طبق معنای مشهور یعنی کتاب نخوانده
و بر اساس آیات قرآن امیون مقابل اهل کتاب هستند و در آیه وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لاٰ يَعْلَمُونَ اَلْكِتٰابَ إِلاّٰ أَمٰانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاّٰ يَظُنُّونَ (بقره٧٨) امی یعنی کتاب ندان و طبق همین آیه در میان میان افراد مشهور به اهل کتاب هم امیون وجود دارند.
اگر کتاب را در اهل الکتاب معنی کنیم امی یعنی فارغ از ادیان دیگر.
اگر کتاب را به معنی علممدون بدانیم امی یعنی انسان پاک از علوم و دانشها
اگر کتاب را به معنی هر نوع علم و ایمان بدانیم، امی یعنی نادان مطلق: وَ اَللّٰهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهٰاتِكُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ شَيْئاًَ (نحل٧٨).
علامه طباطبایی می گوید نفی کتاب نفی علم تفصیلی است و فردید می گوید امی بودن از ریشه amathos به معنی پاک بودن از علم حصولی و خروج از تأثیر مذاهب و ایدئولوژی ها (مشهور است که آماتور فرد غیرحرفه ای است اما این تعریف ناقص است بلکه آماتور یعنی کسی که کاری را به صورت غیرعلمی از روی عشق وعلاقه انجاممی دهد).
آیه نفی تلاوت و خط در سوره عنکبوت معنای اولیه امّی را بیان می کند: وَ مٰا كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتٰابٍ وَ لاٰ تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لاَرْتٰابَ اَلْمُبْطِلُونَ (عنکبوت٤٨)
آیه نفی کتاب و ایمان در سوره شوری امی بودن پیامبر را در معنای عمیق تری بیان می کند. وَ كَذٰلِكَ أَوْحَيْنٰا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنٰا مٰا كُنْتَ تَدْرِي مَا اَلْكِتٰابُ وَ لاَ اَلْإِيمٰانُ وَ لٰكِنْ جَعَلْنٰاهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِنٰا...(شوری٥٢).
رسول الله فقط امی نبود بلکه هر جا این صفت در مورد او آمده وصف نبی نیز آمده است: َ اَلرَّسُولَ اَلنَّبِيَّ اَلْأُمِّيَّ (اعراف١٥٧). رسول همزمان بی خبر و با خبر است و مصداق لاعلم لنا الا ما علمتنا.
تفسیر از نبی امی نتایج مهمی دارد. اول اینکه امی بودن نبی فقط برای اعجاز و شکنکردن مردم نیست بلکه اساساً وحی و نور نبوی به علت امی بودن اوست. بلکه خدا نبی را ضالّ یافت پس هدایتش کرد: وَ وَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَدىٰ (ضحی٧). چرا که ظرف خالی است که پذیرنده است و بهترین قلبها با ظرفیت ترین آنهاست.
دوم اینکه امی بودن و عدم رابطه ابوت با مردان قوم شخصیتی از رسول نبی معرفی می کند که زمانمند ومکانمند نیست بلکه برای جمیع مردم است و خاتم الانبیاء می شود. چرا که کسی می تواند از محدودیتهای فرهنگ زمانه ومحیط آزاد شود که امی باشد و تعلق انسانی محدودش نکند. رسول الله گرچه ظاهرا من انفسکم بود اما باطناً در زمان و مکان جریان پیدا کرد و از ام القری، من حولها را به تمام زمین گسترش داد ومخاطبش ناس و عالمین شد. امی بودن و جاهلیت وضلالت تیغ دولبه است و شاید همین جاهلیت و ضلالت امیون عرب بود که موانع علمی و حجب نوری را برای دریافت حقیقت نهایی توسط فردی از میان آنان، کنار زد (خاطره هیچکاک که از تعلیم کودک توسط کشیش وحشت کرد در اینجا تحلیل می شود).
در آیه قُلْ يٰا أَيُّهَا اَلنّٰاسُ إِنِّي رَسُولُ اَللّٰهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً ...فَآمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ اَلنَّبِيِّ اَلْأُمِّيِّ... (اعراف١٥٨) بین امی بودن و رسول جمیع الناس بودن تناسب وجود دارد و در آیه مٰا كٰانَ مُحَمَّدٌ أَبٰا أَحَدٍ مِنْ رِجٰالِكُمْ وَ لٰكِنْ رَسُولَ اَللّٰهِ وَ خٰاتَمَ اَلنَّبِيِّينَ (احزاب٤٠) بین نفی پدری و خاتمیت تناسب وجود دارد. پس قرآن خُلق نبی است اما این خلق محدود نیست بلکه عظیم است و عظمت آن به ظرفیت وسیع قلب اوست که عرش الرحمن شده است.
@estentagh
RezakarimiRahmat & Rafat.mp3
زمان:
حجم:
4M
پاسخ به مسئله اسلام رحمانی و مسائلی نظیر آن با پاسخ دقیق به این پرسش روشن می شود: فرق رأفت و رحمت چیست؟ علامه طباطبایی دو احتمال مطرح می کند: یا مترادفند یا یکی در دفع شر و دیگری در جلب خیر است. به نظر می رسد بیان کتاب لسان العرب با شواهد قرآنی سازگارتر است:
و الرَّأْفَةُ أَرَقُّ من الرحمة و لا تَكاد تقع في الكراهة، و الرحمةُ قد تقع في الكراهة للمَصْلحة(لسان العرب، ج9، ص: 112).
اسلام دین رحمت است اما مسیحیت دین رأفت است یعنی گاهی در اسلام در مورد برخی مجرمین رأفت نهی شده است : لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ في دينِ اللَّهِ (نور2) ولی در مسیحیت رأفت در کنار رحمت استقرار پیدا کرده است: وَ جَعَلْنا في قُلُوبِ الَّذينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبانِيَّة (حدید27) و گزارش از اندیشه های مسیحیت نشان می دهد رأفت بر رحمت سبقت گرفته است. رسول خدا َّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ (انبیاء107) بود اما رأفتش نسبت به مؤمنین بود: بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيمٌ (توبه128).
رحمت گاهی ظاهری بدون رأفت دارد: لكِنْ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ... (قصص46). رحمت واسعه سبب می شود که نپذیرندگان این رحمت کیفر سخت ببینند: فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقُلْ رَبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ وَ لا يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمينَ (انعام147).
@estentagh
آدمها از لحاظ خوبی و بدی به روشهای مختلفی تقسیم می شوند. در تقسیم بندی ساده آدمها خوب یا بد هستند. اما از یک لحاظ آدمها به سیاه و سفید و خاکستری تقسیم می شوند. اگر خاکستری یعنی کسی که خوب و بدش را مخلوط کرده است می تواند به این تعبیر قرآن نزدیک باشد که وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً (توبه102) به این شرط که انسان خاکستری به بخش سیاه اعمالش معترف باشد. تقسیم بندی دیگر این است که برخی افراد هنوز به مرحله خوب و بد نرسیدند و یا بالاتر از این تقسیم بندی هستند که در بین بهشت و جهنم این افراد در تعبیر قرآنی اعراف تعریف می شوند. یک تقسیم بندی دیگر این است که افراد بد درجه بندی شوند برخی جهنمیان خالد و برخی موقت هستند. از یک نظر دیگر بدها به کافر و منافق تقسیم می شوند منافق کسی است که بین خوبی و بدی در تذبذب است واگر به این تذبذب پایان ندهد به کفار ملحق می شود. در سوره واقعه این تقسیم بندی به «خوب ، بد، عالی» تبدیل می شود: اصحاب شمال، اصحاب یمین و سابقون مقربون.
خوب، بد، مستضعف
خوب، بد، منافق
خوب، بد، خاکستری
خوب، بد، عالی
و...
ما نباید تحت تأثیر اومانیسم تقسیم بندی انسان ها را به خوب و بد نادیده بگیریم و همچنین نباید این تقسیم بندی را سطحی معنا کنیم. گاهی پیچیدگی های خوب و بد انسان ها باریک تر از مو می شود.
هدایت شده از خدا ودیگرهیچ
حرم شلوغ شده و از دوستدارانش #مشحون بود.
در این شلوغی این آیه را دیدم: وَ آيَةٌ لَهُمْ أَنّٰا حَمَلْنٰا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي اَلْفُلْكِ اَلْمَشْحُونِ (یس٤١). این خانواده کشتی نجات است و مثل آن مثل #کشتی_نوح: فَأَنْجَيْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِي اَلْفُلْكِ اَلْمَشْحُونِ (شعراء١١٩).
مگر فقط #نوح بود که با کشتی مشحون نجات پیدا کرد؟ #یونس هم به سوی کشتی مشحون فرار کرد: إِذْ أَبَقَ إِلَى اَلْفُلْكِ اَلْمَشْحُونِ (صافات١٤٠). مگر فقط نوح و یونس بودند که سوار شدند؟ بلکه خداوند مثل این کشتی سواری را دوباره تکرار می کند و آدمهایی شبیه آن کشتی نشستگان خلق می کند تا سوار شوند: وَ خَلَقْنٰا لَهُمْ مِنْ مِثْلِهِ مٰا يَرْكَبُونَ (یس٤٢). حرم شبیه کشتی نجات بود...
مشحونِ مشحون...
هنوز هم جا هست...
هنوز این صدا طنین دارد:
پسرم با ما سوار شو... يٰا بُنَيَّ اِرْكَبْ مَعَنٰا وَ لاٰ تَكُنْ مَعَ اَلْكٰافِرِينَ (هود٤٢)
چکیده سخنرانی در نشست علمی اندیشه های شهید آیت الله اشرفی اصفهانی
(سه شنبه 30 مهر 1398- کرمانشاه)
کتاب برهان قرآن یک اثر پژوهشی قابل اعتناست که علاوه بر موضوعات در ریزموضوعات هم مسائل مهمی را بررسی کرده است. علاوه بر این مقایسه آرای علمای فن و نیز تلاش برای جمع بین آیات و روایات بر غنای مباحث اضافه کرده است. تأثیرپذیری فراوانی از تفسیر المیزان به چشم می خورد. در موضوع تأویل و محکم و متشابه و در موضوع علم غیب این مسئله قابل مشاهده است. همچنین همانند علامه طباطبایی عنایت خاصی بر روی بحث جهانی بودن و خاتمیت پیامبر است طوری که بسیاری آیات مرتبط با موضوع مورد تحلیل قرار گرفته است و برخی شبهات پاسخ داده شده است. از آنجا که نزد روشنفکران و طرفداران تفسیر عصری این موضوع بارها مطرح شده است. طرح این موضوع هنوز نیاز روز و مسئله معاصر ماست.
اما در مورد نزول قرآن وی گویا نقد شیخ مفید بر شیخ صدوق را پذیرفته است. در حالی که علامه طباطبایی به نزول دفعی حقیقت و نور قرآن اشاره دارد ولی شهید اشرفی به این مسئله اشاره ای نمی کند و به نظر می رسد آن را نپذیرفته است. نکته مهم این است که فهم برخی موضوعات مانند نزول دفعی قرآن ساده و راحت نیست و شاید به همین دلیل است که علامه در تفسیر المیزان این موضوع را تصریح کرده ولی در کتاب قرآن در اسلام ، که برای آشنایی عامه با قرآن نوشته شده، فقط نزول تدریجی را مطرح کرده است.
خبر نشست در خبرگزاری مهر :
https://www.mehrnews.com/news/4753386
فایل صوتی جلسه👇
هدایت شده از اندیشه در کرمانشاه
Shahid AshrafiShahid Ashrafi 300798.mp3
زمان:
حجم:
23.4M
نشست علمی اندیشه های قرآنی چهارمین شهید محراب روز سه شنبه 30 مهر1398 در سالن جلسات دانشکده علوم قرآنی آیت الله اشرفی اصفهانی کرمانشاه برگزار شد.
این نشست با محوریت کتاب برهان قرآن و با حضور اساتید و دانشجویان علاقمند برگزار شد و موضوعاتی مانند تأثیر تفاسیر معاصر در کتاب برهان قرآن، مقایسه اندیشه های شهید اشرفی با دیدگاه های علامه طباطبایی و کیفیت نزول وحی در اندیشه شهید اشرفی در این نشست مطرح گردید.
@kermanshah_andishe
المیزان- سوره رعد.pdf
حجم:
627.7K
چکیده تفسیر المیزان در سوره رعد به همراه پاورقی های تکمیلی
#گروه_مطالعاتی_المیزان
http://eitaa.com/joinchat/2802319371C1ec9ed0c5a
استنطاق
چکیده تفسیر المیزان در سوره رعد به همراه پاورقی های تکمیلی #گروه_مطالعاتی_المیزان http://eitaa.com/j
چکیده #تفسیر_المیزان در سوره رعد به همراه پاورقی های تکمیلی
با مطالعه المیزان از سوره رعد نکات مهمی فهمیدیم از جمله اینکه:
-پیامبر منذر است و امام هادی. انذار به معناى هدايت با دعوت است، و على امام است و مصداق هادى بدون دعوت.
-اينكه هر موجودى حدى داشته باشد كه از آن حد تجاوز نكند يك حقيقتى است كه قرآن مکررا پرده از روى آن برداشته است
-آیه تمثیل حق و باطل از آيات برجسته قرآنى است كه در باره طبيعت حق و باطل و سنت خدا بحث کرده است. مثل باران در مسیل ها نشان می دهد ۱-وجود در اصل از هر صورت و محدوديت و اندازه خالى مىباشد و بعد به اذن خدا در قالب مقدرات نازل می شود. و اين خود اصلى است اساسى و بس عظيم كه آيات بسيارى از كلام الهى بدان دلالت و يا لا اقل اشاره مىكند.۲-این متفرق شدن رحمت الهی بدون فضولات باطل و از بين رفتنى نیست. ۳- موجودات در عين تعارض وتفاوت يكديگر را مدد می دهند و هر حق در تحصيل اغراض الهى يكدل و يك جهتند.
- عاقبت بد در واقع بىعاقبتى است. پس قرآن " لَهُمْ عُقْبَى الدَّارِ" و" لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ" می گوید.
-معنی صحیح جمله خدا هر کس را بخواهد هدایت می کند این است که خداى تعالى هدايت كسى را مىخواهد كه خود او بسوى خدا بازگشت بكند.
-قلب در هنگام ذکر خدا هم می لرزدو هم آرامش می یابد. آیه تطمئن القلوب با آيه سوره انفال وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ" منافات ندارد، زيرا ترس در اين آيه حالتى است قلبى كه طبعا قبل از آمدن اطمينان عارض قلب مىشود، هم چنان كه آيه تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ... ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ ... هم اين معنا را افاده مىكند..
-دعائى كه از ائمه (ع) و از بعضى صحابه روايت شده كه گفتهاند:" پروردگارا اگر اسم مرا در زمره اشقياء نوشتهاى از آنجا محو كن، و در زمره سعداء بنويس"، و همچنين نظاير اين مضمون راجع به مقدرات غيرحتمى است.
-آیه وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ قطعا به على (ع) منطبق است که از تمامى امت داناتر به كتاب خدا بود و فقط روايت ثقلين بر این دلیل کافیست.
#گروه_مطالعاتی_المیزان
http://eitaa.com/joinchat/2802319371C1ec9ed0c5a