#بخوانید
🌍منجی خاتم یا #معلم عالم؟
🕊به مناسبت میلاد آقای مربی
🖋از لحاظ فراوانی، شاید هیچ تعبیری در محاوره ها و نوشته ها به اندازة «منجی عالم بشریت» برای سخنرانی درباره حضرت موعود، بر حضرتش درود، یا مخاطب قرار دادن ایشان استفاده نشده باشد.
🔸در این یادداشت پرسشی را مطرح می کنم تا لختی در آن تامل کنیم:
💡از لحاظ تربیتی، کدام تعبیر برای صحبت دربارة حضرت حجت، علیه السلام، اولویت دارد: #منجی بشریت یا #معلم عالم؟
📌لازم می دانم حرف آخر و اصلی و اساسی را همین ابتدا و به روشنی عرض کنم که این دو تعبیر مطلقا در مقابل هم نیستند. بزرگ منجی بشر حتما مربی و معلم او نیز هست؛ و آقای معلم عالم قطعا نجاتبخش و حیاتآفرین برای او نیز خواهد بود. اما چون نوع و شیوه استخدام تعابیر لاجرم بر شیوه زیست و تنظیم رابطه انسان با جهان و درک و فهم او از نقشش در این میان تاثیر میگذارد؛ خوب است در آن تامل و درنگ و اولویت ها را با دقت بیشتری انتخاب کنیم.
🔅در تعبیر «#منجی_بشریت» گونه ای از رمزآلودگی و اتکای به #اعجاز نهفته؛ بل به گمانم هویداست. آنکه منجی است؛ در خطیرترین لحظه از غیب برون می آید و کاری می کند و بشر را در کوتاه ترین زمان ممکن در دستانِ پر قدرتش می گیرد و از منجلاب ها و ناداری ها و نادانی هایش نجات می دهد و فرودستان را تا فرادست ترین آستان ها می رساند و می نشاند.
از این منظر، قدرت اعجاز گونه آن دستِ درست است که نقشی تمام کننده دارد و تاریخ را به گونه ای آرمانی و اسطوره ای ورق می زند و به سرمنزل مقصود و معهودش می رساند. در این نگاه، از میان واژه ها و مفاهیم دینی، طبیعتا مفاهیمی مانند ولایت تکوینی و علم غیب و اعجاز پررنگ تر و جاندار تر می شوند.
🔅اما از دیگر سو و در نگاهی بیش و کم متفاوت؛ می خواهم عبارت «#معلم_عالم» را پیشنهاد کنم؛ چراکه «اگر اساس بر معجزه بود، از روز اول ايـن كـار مـى شـد»(معرفـت، 1383 :50).
📌در این پیشنهاد، جنبة نجات بخشی امام غایب و امکان معجزه مطلقا نفی نمیشود. اما به صورت کاملا روشن؛ مختار بودن انسان و تعلیم پذیری او و تاثیرپذیری #کاروان_هستی از او و #اختیار و #اراده او، برجسته و تعیین کننده میشود و عنصر تكليف و مسئوليتِ انسانهای تربیت شده و تعلیم دیده رخ مینماید.
در این دیدگاه، امدادهای غيبى کارکردِ عقـول و ابدان بشری را نه تنها تعطیل نمی کند؛ بلکه آنها را تعلیم می دهد و تربیت می کند. به عقیده نگارنده، كوششِ جامعة تربیت شده ی با اراده و تعلیم دیدة آزاده، هم لازمة و پیش شرط دریافت قابلیت ظهور «حضرت منجی» و هم قاعده پذیرفتن مسئولیت های دوران حضور ایشان است؛ و این مسیر تعلیم و تربیت حتما نمی تواند به مجرد ظهور ایشان و به امید اعجازها و قدرت فوق بشری ایشان تعطیل شود.
❗️اگر دوران ظهور، هنگامه کامل شدن عقول است، پس «عقول» اولا باید باشند و به رسمیت شناخته شوند و در ثانی کامل وبالغ شوند و منفعل نشوند و به چیز دیگری تبدیل و یا تعطیل نشوند.
📌از همین رو فکر می کنم دست کم هر از گاهی می توان در کنار تعبیر نخست، از عبارت «معلم عالم» نیز بهره جست. معلمی که می تواند استعداد های شاگردانش را «با #تعلیم و #تربیت و #اراده و #اختیار» آنها از قوه به فعل تبدیل کند.
علی جعفرآبادی
منبع: کانال یادگیرنده مادام العمر
🌷با فانوس همراه شوید🌷
👇👇👇👇👇👇
📲 eitaa.com/fanoosemellatha
📲 t.me/fanoosemellatha
📲 instagram.com/fanoosemellatha
#تربیت_مطهر
♨️تبیینی از اصل حریت و آزادی در نگاه شهید مطهری
✍استاد ناصر قیلاویزاده
1️⃣ یکی از مبانی انسان شناسی در تعلیم و تربیت اسلامی این است که انسان موجودی دارای اختیار می باشد و مسائل تربیتی فقط وقتی ارزشمند هستند که از روی اختیار باشند یعنی عامل در انجام آنها اختیار داشته باشد. در نتیجه صرفا فعلی انجام که مبتنی بر خواست و اراده انسان باشد ارزشمند خواهد بود.
2️⃣ مبتنی بر این مبنای انسان شناسی یک اصل مهم در تعلیم و تربیت شکل گرفته است که از آن به نام اصل حریت و آزادی نام می برند. اصل حریت و آزادی به ما می آموزد که هرکسی برای اینکه واقعا رشد کند و تربیت شود باید در تصمیماتش آزاد باشد و خودش تصمیم بگیرد و با تصمیمات خودش رشد کند، نه اینکه همه چیز را بخاطر تعبد یا اجبار از طرف مربی/والدین انجام دهد. هنر مربی (مثل پدر_مادر) این است که متربی را به سمتی سوق دهد که با اراده و تصمیم خود، راه صحیح را انتخاب کند.
3️⃣ این اصل یکی از مهمترین اصول تربیتی است که متاسفانه بسیاری از مربیان و متربیان بخاطر دلسوزی های غلط از آن غافل شده اند و گاهی با دلسوزی و گاهی با اجبار بجای متربی تصمیم می گیرند و آنها را از رشد و کمال باز می دارند و در واقع به دوره کودکی و ناتوانی آنها امتداد می دهند. شهید مطهری در کلام خود به این اصل و مبنای تربیتی این چنین اشاره می کنند:
🔰 تربيت اجبار بردار نيست
🔹به زور شلاق مى شود نگذاشت كسى دزدى كند ولى با زور شلاق نمى شود روح كسى را امين كرد و الا اگر كسى مثلًا احتياج داشت به اينكه تهذيب نفس بشود و شخصيت اخلاقى اش خيلى عالى بشود مى بردندش يكصد شلاق به او مى زدند، بعد مى آوردند، تربيتش عالى مى شد. يعنى در مسئله پرورش به جاى همه چيز فقط شلاق مى زدند و مى گفتند براى اينكه اين آقا در عمرش هرگز دروغ نگويد و از دروغ گفتن بدش بيايد يكصد ضربه شلاق به او بزنيد كه بعد از شلاق خوردن از دروغ گفتن تنفر داشته باشد.
🔹همچنين است دوست داشتن. آيا مىشود كسى را با ضرب شلاق وادار كرد كس ديگرى را دوست داشته باشد؟ مهر با زور قابل تحميل نيست. اينها را مى گويند امورى كه زورپذير نيست. اگر تمام نيروهاى عالم را جمع كنند و بخواهند محبتى را به زور در دل كسى قرار بدهند يا محبتى را به زور از دل كسى بيرون بكشند ممكن نيست.
📚 مجموعه آثار استاد شهيد مطهرى، ج20، ص: 247
#مبانی_تعلیم_تربیت
#اختیار
•┈••✾•🍀🌹☘•✾•┈•
@fanoosemellatha
@bineshemotahar_qom