eitaa logo
فصل فرهنگ | فلاح شیروانی
2.6هزار دنبال‌کننده
544 عکس
258 ویدیو
18 فایل
فضیلت «خوش خیالی» : «تاب بنفشه می‌دهد، طُرّۀ مُشک سای تو. پردۀ غنچه می‌درد، خنده دلگشای تو. شاه‌نشین چشم من، تکیه گه خیال توست، جای دعاست، شاه من! بی تو مباد جای تو!»(حافظ) @Adminfaslefarhang
مشاهده در ایتا
دانلود
لايو 01 _ تقويت موقف رهبري.mp3
زمان: حجم: 38.7M
..:: ::.. ◾️مجموعه جنگ ما اولین نشست برخط (لایو) جنگ ما 💠 تقویت موقف رهبری، یک اصل مسلّم، یک راه مورد جستجو 🔸بیانات حجه الاسلام والمسلمین فلاح شیروانی و پرسش و پاسخ شرکت کنندگان. 🔗 🎞 تماشای ویدئو با کیفیت | FULL HD 🔗 📝 مشاهده فایل متنی | PDF ..:: Fa_Farhang ::..
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
..:: ::.. • یکی از پیامهای مختصر و سریع رهبری که در این اواخر عمر شریفشان و در حال ایستاده صادر شد. ●|| صبر و ظفر ||● • «يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا اِسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ اَلصَّلاٰةِ إِنَّ اَللّٰهَ مَعَ اَلصّٰابِرِينَ» ﴿البقرة، ۱۵۳﴾ • «قٰالَ مُوسىٰ لِقَوْمِهِ اِسْتَعِينُوا بِاللّٰهِ وَ اِصْبِرُوا إِنَّ اَلْأَرْضَ لِلّٰهِ يُورِثُهٰا مَنْ يَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ اَلْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» ﴿الأعراف‌، ۱۲۸﴾ • امام علی ع : «لَايَعْدَمُ‌ الصَّبُورُ الظَّفَرَ وَ إِنْ طَالَ بِهِ الزَّمَانُ» (بحار الأنوار، ج۶۸، باب۶۲) «انسان شکیبا به پیروزی می‌رسد، هرچند که زمان بسیاری بر او بگذرد» • صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند در اثر صبر نوبت ظفر آید. ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ١٢٨ ::.. ●|| از دورخیزِ خانه ||● ✍️کانال «این روزها» ؛ https://eitaa.com/IN_ROUZHA سه شنبه- هشتم اردیبهشت ۱۴۰۵ • خانم زارع پرستار عمه می گوید خوش به حال مردها. تهش می روند با دشمن می جنگند و شهید می شوند و خلاص اما ما زن ها چه؟ جنگ مان با مادر شوهر و خواهر شوهر است. آخرش هم این دنیا بدبخت می شویم هم آن دنیا. • خانم زارع با همه ی بی سوادی اش کلی سواد دارد. هر بار می آید عمه را عوض کند، کلی درس از او می گیرم. خیلی خوب خودش را تعریف می کند، زنانگی اش را. بی سوادی اش کمک خوبی ست برای ساده گفتنش. • چند روز قبل بود که به آقای محمّدی گفتم جنگ هنوز تا خانه نیامده. خانه‌مان تکان نخورده. دروغ می گویم آقا حجت؟! اصلا شما بگو. بگو این وضعِ خانه وضع خانه ی بی آمریکاست؟ نه دیگر. نیست. من بقیه را نمی دانم آقا حجت اما من یکی برای خانه ی دیگری در خیابان ها راه می روم. تهش اینکه آوارگی ست که من را به خیابان می کشاند. آقای محمّدی خیال کرد درد من چهار تا مثال است. مثال آورد که این خانه را ببین. آن را ببین. اما نه آقا حجت... تو بهتر می دانی منظور من چه بود. فکر کردند خوشی زده زیر دل مان که شب ها راهی خیابان می‌شویم و تا حد پارگی حنجره فریاد می‌زنیم؟! بغضی در درون مان نهفته است. انگار ما عوض همه ی آوارگان تاریخ فریاد می زدیم. ما زنان انگار نمی خواستیم به این چیزی که اسمش را می گذارند «خانه»، برگردیم. می خواستیم بگوییم چیزی اینجا هست که هنوز تا خانه مان نرسیده. چیزی اینجا هست که در خانه نیست. • آقا حجت؟! چرا هرچه می خواهم باور کنم قیامتِ جنگ به خانه رسیده، چیزی پیش می آید که همه چیز بالکل ملغی می شود؟ چرا کسی نمی گوید و نمی پرسد آمریکا نه تنها از منطقه، که کی از این خانه بیرون می رود؟ ┄┅••؛••┅┄ ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ::.. ●|| نقل عاشقی ||● ✍️ پریچهر ؛ @par1394 • سلام آقا سید مجتبی! من امروز تصادف کردم. برای اولین بار بعد از گرفتن گواهینامه‌ام. زدم به لبه تیز یک سنگ بلند و جلوی ماشین اندازه یک کف دست بریده شد و زد بیرون. • داستان از این قرار است که من یک پوستر بزرگ از چهره نورانی شما دارم که گذاشتم زیر شیشه جلو، درست در امتداد فرمان. شیشهٔ پشتْ، یک عکس دیگر از شما را مثل مدال افتخاری به سینه اش زده. به پنجره ها هم نمی‌توانم چیزی بچسبانم بخاطر بچه‌ها. هیچ جای دیگری نمیشد این عکس را بگذارم جز همینجا. یکی بهم گفت: «این عکسه سایه نمیندازه رو شیشه؟» جواب دادم: «نه میبینم» واقعا هم حواسم جمع بود اما امروز، آن لحظه که آفتاب تیز زده بود زیر چشمم من داشتم از جایی دور می‌شنیدم که یکی می‌خواند : «انا علی العهدی ، لبیک یا مهدی» نیاز نبود چیز دیگری اتفاق بیفتد . چشمم‌هام تُنگ آب شد. با هر دست‌اندازی لب می‌زد و می‌ریخت. تصاویر روبرویم پشت پرده اشک تار شده بود و بی آنکه متوجه باشم میخِ انعکاس تصویرتان شده بودم. همانجا اولین تصادف عمرم را کردم. بعد ماشین را زدم کنار، کابل آکس را وصل کردن، پیچ ضبط را چرخاندم و گذاشتم کلمات گرد و خاک کنند: با تو پیمان بستیم بر عهد خمینی، با تو می‌آییم تا مسجد الاقصی... انا علی‌ العهدی، لبیک یا مهدی و بعد قصه تکراری لرزیدن شانه‌ها و دریایی که زور می‌زند قطره قطره از گوشه چشمی بیرون بریزید. • این ایام اینطور می‌گذرد، شب‌ها به خیابان می‌رویم از عمق جان الله اکبر می‌گوییم. پلاکارد می‌نویسیم. یک جوری که عابران سر ذوق بیایند پرچم تکان می‌دهیم. برای رهگذران، با دو انگشت علامت پیروزی نشان می‌دهیم، بهشان لبخند می‌زنیم، گاهی آشی یا کوکویی به دست‌شان می‌رسانیم. ‌ همان‌جا به بچه‌هایمان لقمه نان و پنیری که از خانه آوردیم می‌دهیم که توی راه برگشت با شکم سیر بخوابند. بعد نیمه شب در سکوت خانه، در پناهگاه کوچک رخت‌خواب، تصویر آقای شهیدمان را نگاه می‌کنیم و هی بالشتمان خیس می‌شود، هی سرآستین‌هایمان به کمک چشم‌هامان می‌آید، هی گلویمان ورم می‌کند و به این فکر می‌کنیم فردا چه کنیم که در شان آن ذبح عظیم باشد. بعد فردا لابلای تمام کارهایی که می‌توانیم انجام بدهیم و کارهایی که نمی‌توانیم، لابلای هر لحظه خالی که پیدا می‌کنیم دوباره گریه می‌کنیم. پشت چراغ قرمز، یا وقتی منتظریم اپراتور بانک شماره ما را بخواند یا وقت دَم انداختن برنج. این روزها حتی با اشیا هم ارتباط احساسی‌تری داریم، گاهی سر می‌گذاریم روی شانه سفت فرمان ماشین و اشک می‌ریزیم. گاهی وسط قماش‌ فروشی، یک پارچه سفید چارخانه را یکهو بغل می‌کنیم چون شبیه چفیه است. گاهی صفحه گوشی مان را می‌بوسیم. • سر تان را درد نیاورم. آقا مجتبی جان! میخواستم بگویم شما اینجا لشکری دارید که شب و روزشان کولاژی از سوز و ساز است. معجونی از سوگ و حماسه. درست است کار با کلاش را بلد نیستند، فرق پهپاد و شهپاد را تازه فهمیدند، آبراهام لینکلن و تنگسیری را همین روزها شناختند اما تمام زندگی‌شان عرصه جنگ است. در پی راهی هستند تا از امور جاری‌شان پلی بزنند به جهاد، که اگر کتاب می‌خوانند، این خواندنشان یک عمل جنگی باشد، اگر غذا می‌پزند، اگر پول در می‌آورند، اگر صدا بلند می‌کنند، هی مترونوم می‌اندازند ببیند خارج نمی‌خوانند؟ در این مارش با شکوه جنگ و فتح به اندازه یک سوت بلبلی می‌توانند باشند؟ کسانی که زیر پوست روزمرگی‌شان جنگ جریان دارد و زور می‌زنند کمی هم شده مجاهد باشند. • آقای جوان ما! اینجا حرف و حدیث زیاد است. یکی میگوید فلان چیز را به رهبر تحمیل کردند، دیگری می‌گوید کار فقط در دست ولی فقیه است. یکی میگوید در خیابان فریاد بزنیم دیگری می‌گوید اگر جلوتر از آقا حرکت کردیم چه؟ در هر صورت شما خیالتان از ما راحت باشد. این سر و کله زدن ها تهش برای ایران است. ما خودمان را مسئول این خاک میدانیم. جزء مهمی از تاریخ. ما میخواهیم کاره‌ای باشیم و کاری کنیم. بزرگان شهید و فقید ما یادمان دادند همه کاره این خانه‌ایم. • از آن روز که قلب ما را خیابان کشور دوست با موشک زدند حرقه‌ای در سینه‌مان پیدا شد که لاتبرد ابدا مگر با پیوستن به حضرتشان. ما آنچه که نباید از دست می‌دادیم دادیم، بعد از این دیگر ماییم و نذر سلول به سلول وجودمان فی سبیل الله. • اگر روزی رسید که چیزی از نفت نماند، همه موشک‌های‌تان تمام شد، همه فشنگ‌هایتان شلیک شد، پدافندی نماند، فرماندهی نماد، مرزی نماند، ما خواهیم ماند. ما را سپر کنید، ما را خرج کنید، ما را به قربانگاه بفرستید، ما را تا آخرین مولکول وجودمان برای این دین و خاک مصرف کنید. ما هستیم آن روزی که هیچ چیز نباشد. روی ما حساب کنید روی مایی که آتش درونمان فقط با قربانی شدن در راه عشق خاموش می‌شود. ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ١٢۹ ::.. داریم با مسائل مهمی دست و پنجه نرم می‌کنیم. مصلحتی برتر از همۀ اینها هست و آن همدلی است. به اسم وحدت هم تفرقه ایجاد نکنیم! ┄┅••؛••┅┄ ●|| درباره تحمیل به رهبری ||● ✍️ محسن مهدیان ؛ @mahdian_mohsen • اخیراً گفته می‌شود عده‌ای به دنبال تحمیل مذاکره به رهبری هستند. چرا چنین می‌گویند؟ انتشار برخی اسناد با طبقه‌بندی «به‌کلی سری» که به‌صورت گزینشی از نامه‌نگاری‌های شعام با رهبر انقلاب بیرون درز کرده است. فارغ از اینکه چرا باید چنین نامه‌هایی منتشر شود، یک نکته بسیار ضروری است: اساساً تبادل نظر، آن‌هم در چنین ساحتی، کاملاً طبیعی است. حتی ممکن است یک مسئول کلاً نظر مخالف امام جامعه داشته باشد و وظیفه دارد صادقانه آن را بیان کند. طبیعی است که حکم نهایی در نهایت با رهبر انقلاب است. • خاطرم هست سال‌ها پیش مرحوم آقای توکلی نامه‌ای به امام شهید نوشته بودند. آن را فرستادند که مطالعه کنیم و نظر بدهیم. عرض کردم بعید است آقا قبول کنند؛ این مخالف نظر صریح ایشان است. دکتر توکلی گفت من مشاور ایشان در مجمع تشخیص مصلحت نظام هستم. از من شرعاً خواسته‌اند آنچه به نظرم درست است را بیان کنم. در نهایت حکم با ایشان است و ما هم مطیع. • در خاطرات مکرر آمده است که آقای شهید ما با امام درباره مسائل کشور گفت‌وگوهای پرچالش و عمیق داشتند. اساساً مگر ممکن است حکمرانی غیر از این باشد؟ خلاصه، چنین اخباری با فرض صحت، در سطح حاکمیت کاملاً طبیعی است. حتی ممکن است امام جامعه مسئولی را توبیخ کند؛ این هم طبیعی است. این اخبارِ به‌کلی سری، روایت‌هایی ناقص از یک تعامل کاملاً طبیعی‌اند و وقتی ملاک قضاوت قرار بگیرند، بسیار پرخطا، غیرمنصفانه و آسیب‌زا خواهند بود. • اما بنای این متن، پرسش عمیق‌تری است؛ آیا رهبر نظام اسلامی ممکن است تحت فشار خواص تصمیم بگیرد؟ خیر. چرا؟ توضیح می‌دهم. • امام جامعه ممکن است در مواردی از نظر خود عبور کنند: • یکم. نظر مردم رهبر انقلاب اگر متوجه شوند که نظر اکثریت مردم چیزی غیر از نظر ایشان است، در بسیاری موارد مدارا می‌کنند. مدارا غیرعقب نشینی است. یعنی همراهی با مردم تا نگاه‌ها اصلاح شود و تجربه‌ای جدید برای کشور شکل بگیرد. مثل نرمش قهرمانانه در دهه ۹۰؛ این سبک، یک روش تربیتی است. • دوم. همراهی با نظر شورایی مسئولان امام جامعه ممکن است با نظر شورایی مسئولان همراهی کند، ولو آنکه نظر شخصی‌شان چیز دیگری باشد. این به معنای تحمیل نیست. این انتخاب آگاهانه است و غیر انفعال است. مثلاً از امام خمینی درباره شلیک به یک ناو آمریکایی در دوران جنگ سؤال شد. ایشان فرمودند: من باشم، می‌زنم؛ نظر شما چیست؟ گفتند مخالفیم. امام فرمودند به نظر خودتان عمل کنید؛ چون اصل مشورت باید تثبیت شود. • سوم. توجه به مصلحت بالاتر ممکن است مسئولی نظری بدهد و امام جامعه با آن مخالف باشد، اما به‌دلیل مصلحتی بالاتر همراهی کند؛ نه به‌خاطر استدلال آن مسئول، بلکه به جهتی فراتر. مثلاً رهبری انقلاب با تعلیق غنی‌سازی در دهه ۸۰ مخالف بودند، اما بعدها گفتند این عقب‌نشینی لازم بود و دو فایده داشت: اثر بر افکار عمومی جهان و ایجاد تجربه داخلی. • چهارم. اقتضای شرایط در برخی موارد، امام جامعه تصمیمی دارد اما شرایط مادی و اقتضائات کشور همراه نیست. در اینجا نیز تسامح صورت می‌گیرد. مثلاً در ماجرای قطعنامه، برخلاف برخی ادعاها، تحمیلی در کار نبود. رهبر شهید انقلاب توضیح می‌دهند که شرایط اقتصادی و نظامی کشور به‌گونه‌ای بود که امام پذیرفتند نوبت پذیرش قطعنامه است. خلاصه اینکه نمی‌توان امری را خاصه در محکمات به امام جامعه تحمیل کرد. نمونه‌اش فتنه ۸۸؛ بسیاری از خواص و مسئولان مقابل نظر رهبری قرار داشتند، اما ایشان ایستادند و از رأی مردم دفاع کردند. • حال ممکن است پرسیده شود: پس نمونه‌های تاریخی چه می‌شود؟ مثل حکمیت در دوران امیرالمؤمنین. کسانی که چنین می‌گویند، به یک تفاوت کلیدی توجه نمی‌کنند. ما در یک نظام اسلامی هستیم که مبتنی بر مردم‌سالاری دینی است؛ ساختاری که در زمان اهل‌بیت بی‌سابقه بود. مسئول در این نظام بر پایه اسلام و جمهوریت انتخاب و رشد می‌کند. ممکن است خطا کند، اما اساساً سازوکار نظام اسلامی به‌گونه‌ای نیست که بتواند چیزی را بر نظام یا امام تحمیل کند. این ساختار اجازه نمی‌دهد کسی با مکر و خدعه اراده خود را بر اراده نظام اسلامی تحمیل کند. اساساً این نظام برای جلوگیری از چنین انحراف‌هایی شکل گرفته است، چون متکی به اراده مردم مؤمن است. درباره این موضوع می‌توان ساعت‌ها گفت ونوشت. • خلاصه، باید مراقب باشیم که تعبیر تحمیل به امام جامعه، تعبیری عجیب، غیرمنصفانه و چه‌بسا نوعی اسائه ادب باشد که تصویری از امام مسلوب‌الاراده ایجاد می‌کند. می‌ماند وظیفه ما و ادعای بسط ید؛ در یادداشت بعدی توضیح می‌دهم چه برداشت‌های خطایی درباره آن وجود دارد. ..:: Fa_Farhang ::..
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
..:: ١٣۰ ::.. ●|| اختلاف فهم یاران رهبری ||● ✍️ اسماعیل رمضانی ؛ @sheykhramezani • فهم متفاوت یاران رهبری تفرقۀ مذموم نیست. • برخی پیروان طالوت هم موافق جنگ بودند و برخی مخالف جنگ و همگی یاران برگزیدۀ لشگر طالوت بودند. • شرط اول وحدت ادب است. ..:: Fa_Farhang ::..
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
30.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
..:: ::.. ●|| زمان هنرنمایی این ملّت ||● 🎙کربلایی سید محمدرضا نوشه‌ور، کارشناسی ارشد فقه و حقوق می‌گوید : «نوحه باید مضامین ناب داشته باشد و معارف اهل‌بیت حتماً در آن باشد» • از کفر نمی‌ترسیم ما امام رضا ع داریم. • بیعت با سید مجتبی، خادم امام رضا ع. ┄┅••؛••┅┄ • یکی از فنّی‌ترین کارهای این ایّام همین عرض ارادتهای سلیس و روان شیعی است که به واقعیّتها، اقتضائات و عطشهای زندگی امروزمان گره خورده باشد. نام دیگر آن «شوراندن هویّت شیعی» «شوراندن هویّت قدسی» و «شوراندن عقل» است. این یک کار پیامبرانه است. امام شهیدمان فرمودند : «این بعثت در واقع دعوت مردم به عرصه‌ تربیت عقلانی و تربیت اخلاقی و تربیت قانونی بود. اینها چیزهایی است که زندگی آسوده و رو به تکامل انسان به آنها نیازمند است. در درجه‌ اول، تربیت عقلانی است. یعنی نیروی خرد انسانی را استخراج کردن، آن را بر تفکرات و اعمال انسان حاکم قرار دادن، مشعل خرد انسانی را به دست انسان سپردن، تا راه را با این مشعل تشخیص بدهد و قادر بر طی کردن آن راه باشد؛ این نخستین مسأله است و مهمترین مسأله هم همین است» • به همین خاطر ایشان اهتمام ویژه ای به جامعۀ مداحان داشتند و همواره «تبیین» را از ایشان می خواستند. زیرا مراد ایشان از تبیین چیزی بیش از ذهن‌پروری بود، او دنبال شخصیتِ‌آگاه‌سازی و شکوفا نمودن جانهای الهی جامعه بود. این بیش از کار فکری صرف را می‌خواهد. و این بستۀ سعادت‌ساز از تفکرات صاحب‌نظران شروع می‌شود و در دستان هنرمندان و شاید در رأس آنها «مداحان» به سامان می‌رسد. ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ١٣١ ::.. • نمونه ای از وجوب گرایش به همدلی و کم کردن اتهامات و تلخ زبانی، همین است که برداشتهای نافذترین و متعادلترین نگاههای جبهۀ انقلاب با چیزی که شاید ما دوست می‌داریم متفاوت است. اگر در اتهام‌زنی به این طائفه جسور باشیم واقعاً کسی در جامعه نمی‌ماند. • سخنان مهم آیت الله یزدان‌پناه در محکومیت مذاکره و استمرار آتش‌بس با دشمن و لزوم زنده‌کردن هدف خون‌خواهی رهبر و ایستادگی درمقابل دشمن تا بیرون‌کردن کامل آن‌ها از منطقه. ┄┅••؛••┅┄ ●|| مذاکره با چه امیدی؟ ||● ✍️ 🎙آیت الله سید یدالله یزدان‌پناه سلسله جلسات ویژگی‌های معنوی قیام میدان در جنگ رمضان - جلسه سوم: بیداری ملت چهارشنبه ۲ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ | محوطه سردر دانشگاه تهران لینک دریافت صوت جلسه: https://eitaa.com/ostad_yazdanpanah/1676 • تا گفتند آتش‌بس دیدید چطور مردم نگران بودند؟ چرا نگران؟ چون مردم هشیار شدند و بیدار شدند. بیداری‌ هم بیداری معنوی است یعنی دل‌ها از قیود نفس اماره درآمده است و خط قرمزی ندارند. چرا دل‌های مردم در هنگام اعلان آتش‌بس لرزید؟ چون تصمیم‌گیری مردم دیگر براساس ترس نیست بلکه براساس بیداری معنوی است. • بنده به لحاظ حساب روی زمین هم می‌گویم نباید دنبال آتش‌بس باشیم. برفرض بعد آتش‌بس مذاکره کردیم و در مذاکره هم به تمام خواسته‌هایمان رسیدیم و هیچ چیزی هم ندادیم. آیا دلمان قرص است که کار تمام است و به تعهدهایش پایبند است؟؟ تجربه مذاکره تا کنون چه می‌گوید؟ مگر او تعهدش را قبلا پاره نکرد؟ الان هم پاره می‌کند. چنین کسی را باید سرجایش نشاند. • بعد مذاکره هم هم‌چنان سایه جنگ وجود دارد. وجود سایه جنگ کار را فشل می‌کند و با این کار، پیروزی خودمان را تبدیل به فشل نموده‌ایم. سایه جنگ بدتر از جنگ است. چرا باید از دست برتر خودمان دست بکشیم و این سرمایه‌ای که داریم را از بین ببریم؟ • رهبر شهید ما فرمود: اندکی کوتاه بیایید دشمن گستاخ‌تر می‌شود. • ما تا تنگه هرمز را باز کردیم، گفت من هم‌چنان جلوی کشتی‌ها را می‌گیرم و اجازه رفت و آمد نمی‌دهم. این معنایش چیست؟ شما باید بگویید یا می‌پذیرید یا جنگ. یا می‌پذیرید یا ما تو را از منطقه بیرون می‌کنیم. یا اجازه می‌دهید کشتی‌هایمان عبور کند و یا می‌زنیم. او تنها این زبان را می‌فهمد!! • مردم مبعوث شده، این مطلب را خوش می‌فهمند و بی‌خود نیست مردم نگران می‌شوند. حق هم با مردم است. • ما می‌خواهیم همان حرف شفاف خون‌خواهی رهبر و ایستادگی درمقابل دشمن باقی بماند. تا دشمن را از منطقه بیرون نکنیم نباید کوتاه بیاییم. • بینی و بین الله رهبر معظم انقلاب را از جنس مردم می‌دانم. جنس ایشان از جنس همان رهبر شهید است. اگر شنیدید رهبر می‌گوید «مذاکره نه» یعنی مذاکره مطلقا نه و هر مسوولی که نغمه دیگری می‌دهد، درمقابلش می‌ایستیم؛ با حفظ تمام احترامات! • بیش‌ترین کاری که در این چهل پنجاه روز صورت گرفته است، همین قدرت نرم مطالبه مردمی است. • بله الان نباید اختلافی بین مسوولین ایجاد کنیم ولی اگر ببینیم مسوولی بخواهد اندک فاصله‌ای بگیرد، درمقابلش می‌گوییم معیار فقط حرف رهبر است. • برخی مسوولین جوری صحبت می‌کنند که انگار قبل شهادت رهبر و قبل جنگ است! دیگر چه کار باید بکنند که نکردند؟! • با کوتاه آمدن درمقابل دشمن، این دشمن کوتاه نمی‌آید. این دشمنی که هست، این جنگ را حیاتی می‌بیند. نه فقط اسرائیل بلکه آمریکا هم چنین نظری دارد و معتقد است اگر جلوی ایران گرفته نشود، دیگر نمی‌توانند هیچ کاری کنند. بعد از این هم تصمیم دارند با خیلی کشورها درگیر شوند لذا اگر این کشورها عاقل باشند، باید از جمهوری اسلامی حمایت کنند. • خدا و امام زمان دست را بر دل‌ها کشیده و رعب را برداشته است لذا جای تصمیم برای جنگ باز شده است. • هم عقلانیت زمینی می‌گوید باید درمقابل دشمن بایستیم و مذاکره را ادامه ندهیم و هم عقل آسمانی می‌گوید. باید درمقابل دشمن ایستاد و عقلانیت آسمانی می‌گوید «ان تنصروا الله ینصرکم»، خدا وعده کرده است!!! • رهبر ما را زدند دیگر زندگی معنا ندارد. باید بجنگیم و خون‌خواهی کنیم. دیگر هرچه شد شد. بله کار را با عقلانیت پیش می‌بریم اما تا آخر می‌رویم و بقیه با خداست. ..:: Fa_Farhang ::..
..:: ١٣٢ ::.. فهمیدن میزان علمیّت چنین نوشته‌هایی کار آسانی نیست. حداقل برای آن که تحلیلهای موجود شنیده شود به خلاصه مقاله نگاهی بیاندازید. ┄┅••؛••┅┄ ●|| نحوه ترور شخصیت‌ها ||● * چگونه پهپادها با ترکیب صدا و تصویر یک فرد را در میان میلیون‌ها نفر پیدا می‌کنند؟ ✍️دکتر مجید سجادی پناه (گزارش کامل در : https://fesadnews.ir/?p=4821) • بازماندگان و نزدیکان برخی از شخصیت ها و فرماندهان نظامی که هدف ترور قرار گرفتند، همیشه یک نکته عجیب را تکرار می‌کنند: آن‌ها در خانه‌های امن بودند، بدون هیچ ردی از سیگنال‌های دیجیتال. نه گوشی هوشمندی در جیب داشتند و نه به اینترنت متصل بودند. حتی محافظانشان از لایه‌های امنیتی فوق‌سخت عبور کرده بودند. با این حال، موشکِ پهپاد دقیقاً از پنجره‌ای گذشت که آن‌ها پشتش نشسته بودند. معما اینجاست: وقتی هیچ سیگنالی وجود ندارد، پهپاد چگونه هدف را پیدا می‌کند؟ • پاسخ در فناوری نهفته است که به آن «جنگ صوتی» می‌گویند. جایی که نه ماهواره نیاز است و نه جی‌پی‌اس؛ تنها چیزی که برای لو رفتن شما لازم است، «یک ثانیه حرف زدن» است. تصور کنید در استادیوم آزادی هستید و صد هزار نفر فریاد می‌زنند. شما می‌خواهید پچ‌پچ دو نفر را در آن سوی زمین بشنوید. غیرممکن است؟ برای هوش مصنوعی نه! • زوم اپتیکال: تصویر را بزرگ می‌کند. • زوم صوتی: مثل یک «دوربین شکاری برای گوش» عمل می‌کند. پهپاد این لنز مجازی را روی حیاط یک خانه قفل می‌کند؛ ناگهان صدای باد، موتورها و محله حذف می‌شود و صدای فرمانده مثل این است که کنار گوش شما حرف می‌زند. ادعای استفاده امریکا از ۱۰ هزار پهپاد مجهز به هوش مصنوعی در جنگ با ایران، یعنی تشکیل یک «توری صوتی» بر فراز شهرها. این پهپادها مثل سگ‌های شکاری، اتمسفر را برای یافتن یک «فرکانس صوتی خاص» بو می‌کشند. • کالبدشکافی یک شکار صوتی: پهپاد چگونه می‌شنود؟ این فقط یک میکروفون ساده نصب شده برروی یک پهپاد نیست؛ یک سیستم جاسوسی فوق‌پیچیده در سه مرحله است: • مثلث‌بندی (آرایه میکروفونی): پهپاد با ۴ تا ۲۴ گوش دیجیتال، اختلاف زمان رسیدن صدا را در حد «میلی‌ثانیه» اندازه می‌گیرد تا مختصات دقیق منبع صدا را روی نقشه پیدا کند. • جراحی نویز با هوش مصنوعی: پهپاد خودش ۷۰ دسی‌بل صدا دارد (مثل صدای جاروبرقی). هوش مصنوعی در لحظه، صدای موتور پهپاد را فیلتر کرده و صدای ضعیف هدف را از زیر آوار نویز بیرون می‌کشد. • اثر انگشت صوتی: صدای هر انسان مثل اثر انگشت او منحصربه‌فرد است. هوش مصنوعی صدای دریافتی را با بانک اطلاعاتی خود مقایسه می‌کند: تطبیق ۱۰۰ درصد؛ هدف شناسایی شد. دقیقا معمای ترور فرماندهان یا شخصیت های بدون گوشی اینجاست: آن‌ها از سیگنال فرار کردند، اما از «هوا» نتوانستند فرار کنند. امواج صوتی در هوای آزاد منتشر می‌شوند و هیچ فیلتر الکترونیکی نمی‌تواند جلوی آن‌ها را بگیرد. یک سرفه کوتاه در حیاط، یک دستور به راننده در فضای باز یا حتی زمزمه یک دعا؛ همین چند ثانیه کافی است تا پهپادی که در ارتفاع ۲۰۰ متری (خارج از دید و شنود انسان) پرواز می‌کند، روی هدف قفل کند. اما اگر فرمانده سکوت کند چه؟ اینجاست که «زوم حرارتی» وارد می‌شود. برای پوشش صوتی شهری مثل تهران نزدیک به ۴۰۰۰ پهپاد نیاز است، اما برای پوشش تصویری (حرارتی) فقط ۵۰۰ پهپاد کافی است. این دوربین‌ها نه به نور نیاز دارند و نه به دید مستقیم؛ آن‌ها گرمای بدن شما را از پشت پرده‌های نازک یا در تاریکی مطلق شناسایی می‌کنند. بدترین حالت زمانی است که صدا و تصویر با هم ترکیب شوند. • اگر صورتتان را بپوشانید، صدایتان شما را لو می‌دهد. • اگر سکوت کنید، دمای بدنتان موقعیت شما را فاش می‌کند. در این شطرنج فناورانه، هوش مصنوعی تمام راه‌های فرار را محدود کرده است. • چگونه از سرمایه‌های ارزشمند نظام در برابر این فناوری محافظت کنیم؟ در برابر این «شکارچیان خاموش»، تنها چند قانون سخت‌گیرانه می‌تواند جان این عزیزان را نجات دهد: ۱. دیوار صوتی: انجام تمام مکالمات در اتاق‌های آکوستیک و ضدشنود (بدون پنجره رو به بیرون). ۲. پارازیت صوتی: استفاده از دستگاه‌های White Noise که محیط را برای میکروفون پهپادها «نامرئی» می‌کند. ۳. استتار حرارتی: استفاده از پوشش‌های مخصوص که دمای بدن را به محیط بیرون انتقال نمی‌دهند. ۴. قانون فضای باز: در آسمانِ امروز، فضای باز یعنی «منطقه مرگ»؛ نه برای حرف زدن، نه برای دیده شدن. در نهایت، آنچه که امروز «هوش مصنوعی» نامیده می‌شود، به یک دیکتاتوری دیجیتال بدل شده که حتی حقِ سکوت را هم از انسان سلب کرده است. این سقوط اخلاقی و تبدیل تکنولوژی به یک سلاح بی‌رحم، ریشه‌ی اصلی خشمی است که به واقعه‌ی حمله به خانه‌ی سالتمن «مدیرعامل هوش مصنوعی کلود» ختم شد؛ واکنشی تند به معماری که با کدهای خود، جهان را به شکارگاهی برای انسان‌ها تبدیل کرد. ..:: Fa_Farhang ::..