.
🕊️ رفاقت با کبوتربازان
روزی نامهای به امضای عدّهای از بزرگان و معاریف شیعه به دست امام صادق علیه السلام رسید که چند نفر از امضاکنندگان خود حامل نامه بودند.
این نامه بیانگر شکایت از روشِ معاشرتی و رفاقت آمیز مفضّل بن عمر (یکی از شخصیّتهای شیعه و شاید نماینده و وکیل امام صادق علیه السلام در کوفه) با یک عدّه کبوترباز و افراد به ظاهر بی بندوبار بود.
درین نامه از حضرت خواسته شده بود مفضّل را از رفت و آمد با کبوتربازان و گرم گرفتن با آنها منع فرماید.
امام صادق علیه السلام پس از خواندنِ آن نامه، نامه ای دربسته برای مفضّل، به وسیله همان چندنفر فرستاد و فرمود این نامه را جز به دست مفضّل به کسی ندهند.
حُسن اتّفاق، موقعی نامه حضرت به دست مفضّل رسید که امضاکنندگانِ نامه، همه در خانه او حاضر بودند،
او نامه را در حضور آنان باز کرده و خواند و سپس به دستِ آنها داد و گفت: میدانید که این نامه از امام صادق علیه السلام است، آن را بخوانید و بگویید چه باید کرد؟
آنها نامه را گرفته خواندند و متوجّه شدند امام درین نامه تنها دستورِ
چند قلم معامله به مفضّل داده که انجامش مستلزم رقمی درشت پول نقد میباشد و باید مفضّل تهیه کند، امّا هیچ گونه اشاره ای به محتوای نامه آنها به امام و یا اظهار ناراحتی از روش معاشرتی مفضّل نشده.
ناگفته پیداست که چون امام صادق ارتباط مفضّل با آن عده جوانِ کبوترباز را دلیل بر امضای روشِ غلط کبوتربازیِ آنان نمی دانست و از طرفی به موقعیّت علمی و تقوائی مفضّل و مقصودش از رفاقت با آنها آگاهی داشت، موضوع نامه بزرگانِ کوفه را به روی خود نیاورد و با برخورد منفی نسبت به آن چیزی در رابطه با آن به مفضّل ننوشت تا خود آنها را از واقع امر آگاه نماید.
اکنون برویم برسر اصل موضوع نامه امام و عکس العمل منفی بزرگان و امضاکنندگانِ نامه قبلی نسبت به نامه امام. آنها با خواندنِ نامه، همه سر به زیر انداخته، سکوت نمودند و بعضی هم شروع کردند به یک دگر نگاهِ معنی دار کردن و بالاخره با ایراد جمله استبعادآمیز:
این کارها نیازمند به رقمِ بزرگی پول نقد است که باید پیرامون آن فکر کنیم و در صورت امکان فراهم و جمع آوری نموده به تو تسلیم نمائیم.
از دست به جیب بردن و کمک برای انجام خواسته امام تعلُّل و عذرخواهی کردند و چون برخاستند بروند،
مفضّل که مرد زیرک و دانائی بود و گویا دورادور از نامه شکوائیّه حاضرین به امام صادق اطّلاع پیداکرده بود، بی آن که عکس العملی نشان دهد، با خونسردی و پُختگی مخصوص، آنها را برای صرف غذا دعوت به ماندن کرد و نگذاشت از خانه بیرون روند.
و در همان موقع از پیِ کبوتربازان فرستاد و چون همه حاضر شدند، در حضورِ آن عدّه از بزرگان کوفه نامه امام را برای آنها خواند.
کبوتربازان بدون هیچ گونه تعلُّل و عذرتراشی از جای برخاسته، رفتند و هنوز مفضّل و میهمانانش از خوردنِ غذا دست نکشیده بودند که برگشتند و هریک مبلغی درخورِ توانائی خود از یک هزار و دوهزار درهم و رقمهائی از دینار آوردند و همه را یک جا جمع کرده تسلیم مفضّل نموده و رفتند.
در این موقع مفضّل روی سخن به امضاکنندگان نامه شکوائیه کرد و گفت: شما از من میخواهید که امثال این جوانان... را به خود راه ندهم و بدون توجه به این که امکان سر به راست کردنِ آنها در کار است و ممکن است در یک چنین مواردی باری از دین بردوش نهند، آنان را از دور و برِ خود بِرانم.
شما چنین پندارید که خداوند محتاج به نماز و روزه شماها میباشد، که مغرور بدان شده اید!
امّا در مقام گذشتِ مالی و کمک به دین خدا هریک عذرتراشی و تعلُّل میکنید و انجامِ امرِ امام را به دفع الوقت میگذرانید!
امضاکنندگانِ نامه که انتظار یک چنین گذشتِ مالی و بلندهمّتی را از کبوتربازان نداشته و رفاقت مفضّل با آنان را برمبنای بی بندوباریِ اخلاقی و امثال آن تلقّی کرده بودند، این عمل را پاسخِ دندان شکن و قانع کننده ای برای نامه خود و برخورد منفی و سکوت امام صادق علیه السلام نسبت به آن دانستند و حتّی از شکایتِ خود از مفضّل به امام نادم گردیده، برخاستند رفتند.
📔 منهج المقال، ص۳۴۳
📚معارفی از امام_صادق (ع)👇
https://eitaa.com/fatemi222/3358
.
✨ ارزش انسان
مرد دهاتی پیوسته خدمت امام صادق علیه السلام رفت و آمد میکرد. مدتی امام علیه السلام او را ندید. حضرت از حال او جویا شد.
شخصی محضر امام بود خواست از مرد دهاتی عیب جویی کند و به این وسیله از ارزش او نزد امام بکاهد، گفت:
آقا آن مرد دهاتی و بی سواد است، چندان آدم مهمی نیست.
امام علیه السلام فرمود:
شخصیت انسان در عقل اوست و شرافتش در دین او و بزرگواریش در تقوای اوست، ارزش آدمی بسته به این سه صفت است.
زیرا مردم از لحاظ نسل یکسانند و همه از آدم هستند و مزایای مادی ارزش آفرین نمیباشند.
آن مرد از فرمایش امام علیه السلام شرمنده شد و دیگر چیزی نگفت.
📔 بحار الأنوار: ج٧٨، ص٢٠٢
📚معارفی از امام_صادق (ع)👇
https://eitaa.com/fatemi222/3358
.
🔸 فرجام اعتماد به شراب خوار
اسماعیل فرزند امام صادق علیه السلام دینار زیادی داشت. مردی از قریش هم قصد داشت که به یمن مسافرت کند.
اسماعیل به عنوان مشورت از پدرش پرسید: ای پدر، همانا فلانی میخواهد
به یمن برود و من مقداری دینار دارم. آیا صلاح میدانی که دینارها را به او بدهم تا از آن جا، کالایی برایم بخرد.
امام صادق علیه السلام فرمود: پسرم آیا خبر نداری که او شراب خواری میکند؟
اسماعیل گفت: مردم این چنین میگویند.
امام فرمود: پسرم این کار را نکن.
اسماعیل از فرمان پدرش سرپیچی کرد و دینارها را به آن مرد داد. او نیز پولها را از بین برد و حتی اندکی از آنها را برنگرداند.
از قضا امام صادق علیه السلام و اسماعیل در آن سال به حج رفتند. اسماعیل هنگام طواف خانه خدا میگفت: خدایا، به من پاداش عطا فرما و زیان آن دینارها را جبران کن.
امام صادق علیه السلام در آن هنگام، به او رسید و فرمود: پسرم ساکت باش! به خدا سوگند تو نباید چنین چیزی را از خدا طلب کنی؛ زیرا خبر داشتی او شراب مینوشد، ولی به او اطمینان کردی.
اسماعیل گفت: ای پدر، همانا من ندیدم که او شراب بخورد، بلکه از مردم شنیدم.
امام فرمود: پسرم، همانا خداوند عزیز در کتابش میفرماید: پیامبر به خداوند و به مؤمنان ایمان میآورد؛ یعنی پیامبر حرف خدا را و مؤمنان را تصدیق میکند. پس زمانی که مؤمنان نزد تو شهادت دادند، ایشان را تصدیق کن و به شراب خوار اعتماد نکن.
هم چنین خداوند بزرگ در قرآن میفرماید: اموال خودتان را به آدمهای نادان ندهید. پس هیچ نادانی از شراب خوار، نادان تر نیست؛
زیرا به شراب خوار هنگام خواستگاری زن نمی دهند. هم چنین مورد شفاعت قرار نمی گیرد و نزد او چیزی به امانت نمی گذارند. اگر کسی نیز به شراب خوار اعتماد کند، او امانت را از بین میبرد.
بدین جهت، خداوند به امانت سپارنده، اجر نمی دهد و مال از بین رفته اش را به او برنمی گرداند و جبران نمی کند.
📔 بحار الأنوار، ج ۴۷، ص ۲۶٧
📚معارفی از امام_صادق (ع)👇
https://eitaa.com/fatemi222/3358
.
💠 در سرزمین منا
مردمی که به حج رفته بودند، در سرزمین منا جمع بودند. امام صادق عليهالسلام و گروهی از یاران، لحظهای در نقطهای نشسته از انگوری که در جلوشان بود، میخوردند.
سائلی پیدا شد و کمک خواست. امام مقداری انگور برداشت و خواست به سائل بدهد. سائل قبول نکرد و گفت: به من پول بدهید. امام فرمود: خیر است، پولی ندارم. سائل مأیوس شد و رفت.
سائل بعد از چند قدم که رفت پشیمان شد و گفت: پس همان انگور را بدهید. امام فرمود: خیر است و آن انگور را هم به او نداد. طولی نکشید سائل دیگری پیدا شد و کمک خواست.
امام برای او هم یک خوشه انگور برداشت و داد. سائل انگور را گرفت و گفت: سپاس خداوند عالمیان را که به من روزی رساند.
امام با شنیدن این جمله او را امر به توقف داد، و سپس هر دو مشت را پر از انگور کرد و به او داد. سائل برای بار دوم خدا را شکر کرد.
امام باز هم به او فرمود: بایست و نرو، سپس به یکی از کسانش که آنجا بود رو کرد و فرمود: چقدر پول همراهت هست؟ او جستجو کرد، در حدود بیست درهم بود، به امر امام به سائل داد.
سائل برای سومین بار زبان به شکر پروردگار گشود و گفت: سپاس منحصراً برای خداست، خدایا مُنعم تویی و شریکی برای تو نیست.
امام بعد از شنیدن این جمله، جامه خویش را از تن کند و به سائل داد. در اینجا سائل لحن خود را عوض کرد و جملهای تشکر آمیز نسبت به خود امام گفت.
امام بعد از آن دیگر چیزی به او نداد و او رفت.
یاران و اصحاب که در آنجا نشسته بودند، گفتند: ما چنین استنباط کردیم که اگر سائل همچنان به شکر و سپاس خداوند ادامه میداد، باز هم امام به او کمک میکرد، ولی چون لحن خود را تغییر داد و از خود امام تمجید و سپاسگزاری کرد، دیگر کمک ادامه نیافت.
📔 بحار الأنوار: ج١١، ص١١۶
#امام_صادق #داستان_بلند
🍃🌹🍃
@fatemi222
🌸🍃﷽🍃🌸
✍️از درسهای زندگی امام صادق علیه السلام
۱_حلال خوری
🔹مصادف در تجارت مصر دو برابر سود کرد ولی امام صادق علیه السلام قبول نکرد.
🔹آیا امروز در بازار ما انصاف و مروت وجود دارد.
🔹ریشه اصلاح بازار نظارت الهی است که در سوره مطففین خداوند متعال بیان میکند.أَ لا یَظُنُّ أُولئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ
🔹 امام صادق علیه السلام بیل میزد و کسب حلال رو مثل جهاد فی سبیل الله میدانست.
🔹 قسمت عمده تربیت فرزند به حلال خوری برمیگردد.
🔹 حتی در بحث لباس حضرت آدم چون لقمهای رو که نباست خورد خورد لباسهاش ریخت و میتونیم بگیم قسمتی از بدحجابی برمیگردد به نوع تغذیه حرام
🔹 درآمدی که با کمک به ظالمین به دست میآید چطوری است
2️⃣👈عبادت و بندگی
🔺یک مصداق عبادت نماز است
🔸امام صادق میفرماید شیعیان ما رو هنگام نماز امتحان کنید.
🔸شخصی اومد محضر امام و استخاره گرفت بعد آمد ولی رفت عد که اومد گفت که خوش گذشت حضرت فرمود یادته نماز صبحت قضا شد دنیا رو بدی جبران نمیشه
🔸و لذا حضرت شرط شفاعت رو توجه به نماز گفتند
🔺یک مصداق عبادت شکر نعمتهای الهی است
🔹امام به شیعه شاکر توجه ویژهای دارد اما شیعه ناشکر را بی توجهی میکند.
🔹یک مصداق عبادت تسلیم بودن در مقابل دستورات خداست.
🔺 یه مصداق عبودیت ترک گناه است
🔸امام علیه السلام با مشروب خور کنار نمیاد
3️⃣👈اخلاق
🔸امام به شیعیان اصرار دارد از فحش دادن پرهیز کنند.
🔸 مراقب حفظ آبروی دیگران باشیم عجب خیلی خطرناک است.
🔸وقتی کفتر بازها پای کار امام هستند.
🔸توصیههای اخلاقی امام صادق علیه السلام برای زندگی
❤️حرف آخر
🔺خادمی که میخواست خدمتگزاری حضرت را با دیگران عوض کند.
◾️اشعار شهادت
https://eitaa.com/fatemi8/1999
📚معارفی از امام_صادق (ع)
https://eitaa.com/fatemi222/3358
🌸🍃﷽🌸🍃
♦️تفاوت محبت با مودت:
🔹اگر چه مودت نیز ریشه در «محبت» دارد و محبت هم چنان اساس است، اما معنای این دو واژه بسیار متفاوت است.
🔹تفاوتهای گوناگونی برای این دو واژه بیان شده است، اما شاید بتوان گفت که اصلیترین آنها این است که «به ظهور و بروز محبت» در اندیشه، گفتار و رفتار آدمی را «مودت» میگویند؛ یا به تعبیری دیگر: «محبت در وادی عمل را مودت میگویند». مثل "دوست داشتن و دوستی کردن".
🔹محبت، یک گرایش و تعلق روحی، جانی و قلبی است، سادهترین و آسانترین طریق ظهور آن نیز «لفظ و گفتار» است، مثل این که کسی به دیگری بگوید: «تو را دوست دارم»؛ اما این زبان هر طوری میچرخد و از کجا معلوم که دروغ نمیگوید؟! پس "محبت" حتماً امتحان دارد، و امتحانش در اظهار محبت با تمام وجود و در عرصهی عمل است که به آن "مودت" میگویند.
🔹از این رو فرمود: «بگو که اجر رسالت من، در مودت به اهل بیت علیهم السلام میباشد»، یعنی نه تنها نسبت به آنها معرفت (شناخت) و محبت (علاقه قلبی) داشته باشید، بلکه این محبت و گرایش را در تمامی شئون وجودی و زندگی فردی و اجتماعی خود، ظاهر نمایید. این میشود «اسلام ناب محمدی صلوات الله علیه و آله».
♦️مودت در دو آیه:
🔹کلمه "مودت" ریشه در «وُدّ» دارد و در آیات بسیاری به «وُدّ» یا همان دوست داشتن عملی انسانها تصریح شده است، مانند:
🔹« وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن يُعَمَّرَ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ » (البقره، 96)
🔹ترجمه: و آنان را مسلماً آزمندترين مردم به زندگى، و [حتى حريصتر] از كسانى كه شرك مىورزند خواهى يافت. هر يك از ايشان آرزو (دوست) دارد كه كاش هزار سال عمر كند با آنكه اگر چنين عمرى هم به او داده شود، وى را از عذاب دور نتواند داشت. و خدا بر آنچه مىكنند بيناست.
🔹اما واژهی «المودة»، سه بار در قرآن کریم تکرار شده است که یکی جنبهی ایجابی دارد و دو تای دیگر جنبهی سلبی دارد که هر دو در یک آیه تکرار شده است.
♦️ایجابی:
🔸« ... قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى ... » (الشّوری، 23)
🔸ترجمه: بگو: «به ازاى آن [رسالت] پاداشى از شما خواستار نيستم، مگر دوستى (مودت) درباره خويشاوندان.»
♦️سلبی:
🔸« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءكُم مِّنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِيَّاكُمْ أَن تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِن كُنتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاء مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيْتُمْ وَمَا أَعْلَنتُمْ وَمَن يَفْعَلْهُ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ » (الممتحنة، 1)
🔸ترجمه: اى كسانى كه ايمان آوردهايد، دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى برمگيريد [به طورى] كه با آنها اظهار دوستى كنيد، و حال آنكه قطعاً به آن حقيقت كه براى شما آمده كافرند [و] پيامبر [خدا] و شما را [از سرزمینهایتان] بيرون مىكنند كه [چرا] به خدا، پروردگارتان ايمان آوردهايد، [پس] اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بيرون آمدهايد. [شما] پنهانى با آنان رابطه دوستى برقرار مىكنيد در حالى كه من به آنچه پنهان داشتيد و آنچه آشكار نموديد داناترم. و هر كس از شما چنين كند، قطعاً از راه درست منحرف گرديده است.
♦️نکات:
🔹یک – آیه جامعیت دارد، یعنی خطاب به تمام مؤمنین میباشد، چرا که با (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) شروع شده است.
🔹دو – نتیجهی تمرد برای همگان قطعی و یکنواخت است، چرا که در خاتمه فرمود: « وَمَن يَفْعَلْهُ مِنكُمْ »، یعنی هر یک از شما که به دشمن القای مودت کند، قطعاً منحرف شده است.
🔹سه – آیه شامل تمامی مواضع و از جمله مواضع سیاسی میگردد، چرا که در ابتدا فرمود: « لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاء - دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى (ولایت) برمگيريد ».
🔹چهار – تصریح دارد: ظهور محبت که همان «مودت» است، الزاماً به گفتار و اظهار لفظی خلاصه و محدود نمیگردد، بلکه ممکن است پیام این دوستی و مودت، با نگاه، با عمل، با موضعگیریها و همسوییهای مستقیم و غیر مستقیم، به طرف مقابل منتقل گردد، لذا فرمود: « تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ »، یعنی پیام "مودت" (دوستی عملیاتی) به دشمنان، به نوعی به آنان «القا» میگردد و القا معمولاً شکل پنهانی دارد.
📚معارفی از امام_صادق (ع)
https://eitaa.com/fatemi222/3358
🌸🍃﷽🌸🍃
✋تفاوت «محبت و مودت» در چیست که خدا از ما "مودّت" اهل بیت علیهم السلام را خواسته است؟
🔹اساس خلقت بر محبت است، اساس هدایت نیز بر "محبت" است، اساس دوری و نزدیکی [تولا و تبرا] "محبت" است، انگیزه و موتور حرکت "محبت" است و جهت حرکت هر "محبّی" به سوی محبوب اوست، اساس دستهبندی انسانها و سعادت و شقاوت در "محبت" است و در آخر کار نیز هر کس با محبوب خود محشور میگردد.
🔹خداوند متعال، بندگانش را در این دنیا، بر اساس "محبت و محبوبشان" دستبندی مینماید: گروهی که دیگران را به جای خدا گذاشته و معبود و محبوب و معشوق کاذب برای خود گرفتهاند و تمامی عشق و محبتی که باید به خدا داشته باشند را به آنان تعلق دادهاند! و گروهی که شدت، اوج و غایت محبت و عشقشان، به خداوند متعال تعلق دارد و هر شخص یا چیز دیگری را در راستای محبت او دوست میدارند:
🔸« وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ » (البقره، 165)
🔸ترجمه: و برخى از مردم، در برابر خدا، همانندهايى [براى او] برمىگزينند، و آنها را چون دوستى خدا، دوست مىدارند ولى كسانى كه ايمان آوردهاند، به خدا محبت بيشترى دارند. كسانى كه [با برگزيدن بتها، به خود] ستم نمودهاند اگر مىدانستند هنگامى كه عذاب را مشاهده كنند تمام نيرو [ها] از آنِ خداست، و خدا سختكيفر است.
🔹 کار (فعل) خداوند منّان نیز بر اساس «محبت» است، او هر که را دوست داشته باشد، به راه خودش هدایت میکند، گناهانش را میبخشد و در جوار قرب خودش جای میدهد؛ و هر که دوست نداشته باشد، هدایت نمیکند، به او نظر لطف نمینماید و در آخرت نیز حتی با او حرف نمیزند و به عذابی که با انتخاب و دست خود فراهم نموده، مبتلایش مینماید.
🔹اما در عین حال، بندگانش را در هالهای از ابهام رها نکرده است و در آیات متعددی بیان و تشریح نمود که چه کسانی را دوست دارد [إنّ الله یُحبّ] و چه چه کسانی را دوست ندارد. [إنّ الله لا یُحبّ]، تا بندگانش خود را محب و محبوب او سازند.
♦️مودت:
🔹اما با این همه، به بندگانش نفرمود که اجر (مزد و نتیجه نیکوی) رسالت، «محبت اهل بیت علیهم السلام» میباشد، بلکه فرمود: « آن بشارت بزرگی که همه انبیای الهی که مبشر آن هستند و «نتیجه رسالت است، مودت نسبت به آنهاست».
🔸« ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ » (الشّوری، 23)
🔸ترجمه: اين همان [پاداشى] است كه خدا بندگان خود را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند [بدان] مژده داده است. بگو: «به ازاى آن [رسالت] پاداشى از شما خواستار نيستم، مگر دوستى درباره خويشاوندان.» و هر كس نيكى به جاى آورد [و طاعتى اندوزد]، براى او در ثواب آن خواهيم افزود. قطعاً خدا آمرزنده و قدرشناس است.
♦️دوست:
🔹هر زبان و ادبیاتی، نسبت به زبانهای دیگر، کاستیهایی در کلمات و واژگان جایگزین دارد و به همین علت، در ترجمه و انتقال مفهوم، با مشکل مواجه میگردد. به عنوان مثال: ما در فارسی، کلمه «دوست» را برای "صدیق – رفیق، محبوب و معشوق" جایگزین مینماییم و همه را دوست داشتن میگوییم، و حال آن که بسیار تفاوت است میان «صداقت، رفاقت، محبت و مودت». آدمی میتواند نسبت به دشمن خود نیز صداقت داشته باشد، اما محبت یا مودت ندارد.
📚معارفی از امام_صادق (ع)
https://eitaa.com/fatemi222/3358
✋اشتراک دغدغه:
♦️إنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الآخِرَةِ وَ اللّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
♦️آنان كه دوست مىدارند كه در ميان اهل ايمان كار منكرى را اشاعه و شهرت دهند آنها را در دنيا و آخرت عذاب دردناك خواهد بود و خدا مىداند و شما نمىدانيد(المیزان)
💢هرچی مودت شدیدتر باشد افکار اعتقادات و دغدغهها مشترک تر شبیهتر و بیشتر میشود.
♦️فلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا
♦️به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن حقیقی نخواهند بود، مگر آنکه تو را در آنچه میان خود نزاع واختلاف دارند به داوری بپذیرند؛ سپس از حکمی که کرده ای دروجودشان هیچ دل تنگی و ناخشنودی احساس نکنند، وبه طور کامل تسلیم شوند.
🔹شهدای دغدغه ولایت باری از دوش او بردارند
🔹عمار و ابوذر و مالک و...
🔹یشترین نکته در وصیت نامه شهدا
📚معارفی از امام_صادق (ع)
https://eitaa.com/fatemi222/3358
💟دغدغه دین و اجرای آن
1️⃣👈حلال خوری
🔸هیچ شهیدی به مقام شهادت نرسیده است مگر با حلال خوری
🔸قسمتی از نوسانات بازار برمیگردد به حالات روحی ما(چرا بعضیا سو استفاده میکنند دلار که بالا شد ثیر در قیمتها دارد اما برمیگردد تاثیری نداره)
🔸حلال خوری در حجاب موثر است.
🔸خوری در طهارت باطن و حضور در مساجد موثر است
🔸وضع بانکهای ما مناسب نیست.
🔹مصادف در تجارت مصر دو برابر سود کرد ولی امام صادق علیه السلام قبول نکرد.
🔹آیا امروز در بازار ما انصاف و مروت وجود دارد.
🔹ریشه اصلاح بازار نظارت الهی است که در سوره مطففین خداوند متعال بیان میکند.أَ لا یَظُنُّ أُولئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ
🔹 امام صادق علیه السلام بیل میزد و کسب حلال رو مثل جهاد فی سبیل الله میدانست.
🔹 قسمت عمده تربیت فرزند به حلال خوری برمیگردد.
🔹 حتی در بحث لباس حضرت آدم چون لقمهای رو که نباست خورد خورد لباسهاش ریخت و میتونیم بگیم قسمتی از بدحجابی برمیگردد به نوع تغذیه حرام
🔹علي بن حمزه مي گويد: دوست جواني داشتم كه شغل نويسندگي در #دستگاه بني اميّه را داشت. ثروت بسياري اندوخته ام
🔸اگر بني اميّه افرادي مثل شما نداشتند تا #ماليات برايشان جمع كند و در جنگ ها و جماعات آن ها را همراهي كند، حق ما را غصب نمي كردند! جوان گفت: آيا راه نجاتي براي من هست؟ حضرت فرمود: اگر بگويم عمل مي كني؟👈 گفت: آري. حضرت فرمود: آنچه از مال مردم نزد تو هست و صاحبانش را مي شناسي به آن ها برگردان و آنچه كه صاحبانش را نمي شناسي از طرف آن ها صدقه بده. من در مقابل اين كار بهشت را براي تو #ضمانت مي كنم!
🌸🌹🌹🌸
🌐قساوت قلب، بى ميلى به حقايق اصيل، تاريكى دل، سرسختى نشان دادن در مقابل حق
📌افرادي مثل شهيد برونسي را ببينيد. اين فرد به خاطر رعايت حلال وحرام و به اين خاطر كه هرگز حاضر نبود به هر قيمتي معيشت خود و خانوادهاش را تأمين كند به مقامي در دنيا ميرسد كه مورد عنايت حضرت فاطمه (س) نيز قرار ميگيرد.
🔻عبدالحسين برونسي ابتدا براي كار به يك سبزيفروشي در مشهد ميرود اما بعد از مدتي متوجه ميشود كه صاحب سبزيفروشي در كاسبياش حلال و حرام را رعايت نميكند و عمداً به سبزيها آب ميزند تا سنگين شوند.عبدالحسين متوجه اين موضوع ميشود و به صاحب سبزيفروشي تذكر ميدهد اما او قبول نميكند. عبدالحسين آدمي نبود كه بتواند اين حرامخواريها را تحمل كند با خودش فكر ميكند اگر ادامه بدهد او هم در گناه صاحب سبزيفروشي شريك است براي همين اين كار را رها ميكند.
🔺يك روز متوجه ميشود صاحب لبنياتي در شيرها آب مخلوط ميكند و ترازو را نيز سبكتر ميگيرد براي همين حسابي عصباني ميشود و به صاحب لبنياتي اعتراض ميكند كه اين كار شما كمفروشي و حرام است.
🔺(شهید مجید پازوکی)همیشه می گفت: اگر از لقمه حرام چشم بپوشی، خدا دو برابرش را؛ آنهم حلال به تو می دهد.
در مراسم خواستگاری از او پرسیدم خمس میدهی یا نه گفت: از سال ۱۳۶۰؛ از همان روزی که وارد سپاه شدم، اولین حقوقی که گرفتم خمسش را داده ام.
🔺 شهید مصطفی ردانی پور:خیلی مواظب حلال و حرام بود و مرتب برای ما این روایت را می خوند که : «عبادت دَه قسم است که نُه قسمش در روزی حلال می باشد».عروسی مصطفی نزدیک بود و قرار شده بود شام عروسی را خودمان بپزیم.به مصطفی گفتم: تعاونی اداره مان برنج ایرانی آورده، قیمتش هم مناسب است. بعد از ظهر رفتم برنج را تحویل بگیرم، فروشنده گفت: قبل از شما آمده بود اینجا. می پرسید: اگر کسی عضو تعاونی اداره شما نباشد، به او می فروشید؟ اگر کسی زیاد بخواهد به او میدهید؟خلاصه بعد از این که اطمینان دادم این برنج ربطی به اداره ندارد و خودم از شمال آوردمش، خیالش راحت شد و رفت.(ردانی)
🔻در جنگلهای نخل بهمنشیر مستقر بودیم. زیر نخل خرمای زیادی می ریخت. ولی بچه ها احتیاط می کردند وآن ها را نمی خوردند. تا اینکه از دفتر امام سوال کردند و امام فرموده بود: اگر صاحب ندارد میتوانید از خرما هایی که روی زمین ریخته است بخورید.
بچه ها خوشحال شدند چون هر روز می بایست روی این همه خرما پا بگذارند و راه بروند از آن روز به بعد راه ها و زیر درختان تمیز شده بود.
🔻 چمران:وقتی پس از طی مراحل تحصیلی با چمران با استفاده از بورس تحصیلی به آمریکا رفتم.وقتی رسیدیم فرانکفورت، هر جا که می رفتیم غذا بخوریم، مصطفی اولین چیزی که دقت می کرد این بود که در لیست غذا گوشت خوک نباشد.
📚معارفی از امام_صادق (ع)
https://eitaa.com/fatemi222/3358
2️⃣👈نماز
💢وای بر پدر مادران آخرالزمان
💢سیره انبیا و اولیا و شهدا در نماز را ببینید
🔹بعضیا برای رفع مشکلاتشون نماز میخونند.
🔹ابوعلی سینا در مشکلات علمی از نماز کمک میخواهد
🔹بعضی به خاطر شکر نعمتهای خداوند نماز میخونند.
🔹بعضیا میل ناخودآگاهشون اونها را وادار به نماز میکند.
🔹بعضی برای اعلام تسلیم بودن در مقابل دستورات خداوند نماز میخونند همانطور که در طول تاریخ نماز بوده است.و میگویند که یاغی نیستیم
🔹و بعضیا به خاطر شناخت بالا عاشقانه در مقابل خضوع میکنند معرفت اگر پیدا شود شک و شبهه نیست
🔹در واقع دین زغالی داشته باشد نه شمعی
♦️اینکه شهید چمران و ابوعلی سینا و ابراهیم هادی و صیاد شیرازی و شهید شفیعی و بابایی اینطور توجه به نماز دارند
💢شهید رجایی:به نماز نگویید کار دارم به کار بگویید که وقت نماز است.
💢محمد رضا شفیعی در شب عملیات کربلای با اصابت تیر به ناحیه شکم مجروح می شود. بعد از شانزده سال جنازه ی محمد رضا را سالم از خاک در آورده بودندهیچ وقت نماز شب ایشان ترک نمی شد؛ مداومت بر غسل جمعه داشت؛ دائما با وضو بود واینکه هر وقت زیارت عاشورا خوانده می شد
💢بار آخر که اومد اصفهان رفت خمس مالش رو داد. وقتی برگشت خوشحال بودو می گفت: های که راحت شدم... سفارش همیشگی اش شده بود: نماز اول وقت نماز جماعت؛مسجد رفتن. بعد از شهادت به خواب همسرش اومده و گفته بود: خوش بحال خودم که مسجد میرفتم...(عبدالرسول زرین )
💢وسط بازی توپ را نگه داشت ؛ صدایِ اذان میآمد با صدای رسا اذان گفت .بچهها صف گرفتند و در حیاط مدرسه نماز جماعت بر پا شد ..
- آری از مهم ترین علل ترقیِ ابراهیم ، اقامھ نمازاولوقت و جماعت بود🌼
💢آدمی که مغرور بود و زیر بار کسی نمیرفت، زار زار گریه میکرد! تو گریه هاش میگفت: یعنی یکی بوده که هر چی بدی کردم بهم خوبی کرده؟
اذان شد.رضا اولین نماز عمرش بود. رفت وضو گرفت.سرِ نماز،موقع قنوت صدای گریش بلند شد!!!!وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد.
پشت سر صدای خمپاره هم صدای زمین افتادن اومد.....
💢راهکار دستیابی به مقامات دنیا و آخرت!؟ صدای اذان اومد . احمد آهسته رفت سمت نمازخانه. دنبالش رفتم و گفتم: احمد برگرد از دست این دستگاه تکثیر! کلی وقت ما رو تلف کرد
💢 سیدعلی اکبر ابوترابی :احتمال دادم سپیده زده و وقت نماز_صبح است ، نمازم را خواندم دوباره از هوش رفتم اما این بار با صدای اذان به هوش آمدم؛ تازه فهمیدم نمازم را زودتر از وقتش خواندم دوباره نماز صبح را در حالی که در خون خودم غلطان بودم.
💢خبرنگاران حيران ايستادند. شيرودي آستينهايش را بالا زد. چند نفر به زبانهاي مختلف از هم ميپرسيدند:كجا؟ خلبان شيرودي كجا ميرود؟ هنوز مصاحبه تمام نشده. خلبان شيرودي همانطور كه ميرفت برگشت. لبخندي زد و بلند گفت: (نماز! دارند اذان ميگويند...)
💢نماز در پادگان آمریکایی :نگاه کردم تکه روزنامه ای پیدا کردم و رو به قبله ایستادم، مهر را گذاشتم و شروع به نماز خواندن کردم ، الله اکبر، بسم الله الرحمن الرحیم... مشغول نماز بودم و خدا خدا می کردم که ژنرال نیاد.
📚معارفی از امام_صادق (ع)
https://eitaa.com/fatemi222/3358