✋غیرت و مردانگی
شهید دریا قلی سورانی یکی از دلاور مردان دوران دفاع مقدس بود که در نخستین ماههای جنگِ تحمیلی با فداکاری شگفتانگیز خود، مانع سقوط شهر آبادان شد. شغل دریاقلی، اوراق فروشی بود. او در آن هنگام به همراه فرزند خردسال خود در گورستانی از اتومبیلهای فرسوده در کوی ذوالفقاری در حاشیهی آبادان زندگی میکرد. در یک شب تاریک، ناگهان متوجه شد که سربازان دشمن بعثی به صورتی غافلگیرکننده از رودخانهی بهمنشیر گذشته اند و میخواهند شهر محاصره شدهی آبادان را به اشغال کامل خود در بیاورند. دریاقُلی، فوراً بی سر و صدا سوار بر دوچرخه شد و به راه افتاد.
دریا قُلی در آن شب پاییزی نهم آبان ماه ۱۳۵۹ با همهی توان و قدرت، رکاب میزد. انگار کسی در گوشش میگفت: دریاقُلی رکاب بزن، همه چیز به جوانمردی تو وابسته است. اگر کوتاهی کنی، همهی شهر و دیار نابود خواهد شد.
دریاقلی! رکاب بزن، یا علی بگو چشم انتظارِ همّت تو، دین و میهن است
فردا اگر درنگ کنی، کوچههای شهر میدانِ جنگ تن به تن و تانک با تن است
از راه اگر بمانی و روشن شود هوا تکلیف شهر خاطرههای تو، روشن است
دریا قُلی! به وسعتِ دریاست نام تو تاریخ در تلفّظِ نامِ تو اَلکَن است
اما دریاقلی، همچو دریایی خروشان بود، با تمام وجود تلاش میکرد از میان گشتیهای دشمن و آتش خمپارهها بگذرد و زودتر از سربازان بعثی، خود را به شهر برساند.
او توانست، کوی ذوالفقاری تا شهر آبادان را در کوتاهترین زمان، رکاب بزند و خود را به سرعت به شهر برساند و با فریادهایش، مردم و مدافعان شهر را از نفوذ دشمن با خبر کند.
مردم و مدافعان آبادان، بیدرنگ به هر وسیلهای که ممکن بود در برابر دشمن به کار آید به مقابله با دشمن پرداختند و توانستند در نبردی نابرابر، که در تاریخ دفاع مقدس به نام عملیات کوی ذوالفقاری معروف است، نفوذ دشمن را به آبادان ناکام بگذارند و او را با تلفات بسیار و شکستی سخت به عقب برانند
دریاقلی در همین نبرد به شدّت زخمی شد و در راه انتقال به پشت جبهه به شهادت رسید. مزار این شهید دلاور در بهشت زهرا(س) در تهران قرار دارد.
بی شک اگر دریاقلی در آن شبِ سرنوشتساز، دچار ترس و تردید میشد و اگر تنها به نجات خود و خانوادهاش میاندیشید یا اگر اندکی کوتاهی میکرد و نمیتوانست به موقع خود را به شهر برساند، خدا میدانست چه اتفاقات ناگواری میافتاد!
این افراد را مقایسه کنید با خائنین
https://eitaa.com/fatemi48
رضا سگ باز!!! و چمران
https://eitaa.com/fatemi48/525
همسر شهید چمران و بوسه بر دست
https://eitaa.com/fatemi48/1551
تا ۳۱/خرداد سالروز شهادت دکتر چمران,
https://eitaa.com/fatemi48/1896
مثل چمران بمیرید
https://eitaa.com/fatemi48/1894
خوش ذوق بود
https://eitaa.com/fatemi48/1893
می گفت :از خدا پروا کنید ؛ تا پَر وا کنید ...
https://eitaa.com/fatemi48/1683
برای فریب دشمن
https://eitaa.com/fatemi48/1289
چمران علم با تواضع
https://eitaa.com/fatemi48/630
نجات چمران با یگ کلت
https://eitaa.com/fatemi48/704
حماسه سوسنگرد به روایت شهيد چمران
https://eitaa.com/fatemi48/693
دلم برای چمران تنگ شده است
https://eitaa.com/fatemi48/706
مناجات شهید دکتر مصطفی چمران با خدای خود:
https://eitaa.com/fatemi48/630
مقنعه هدیه ای
https://eitaa.com/fatemi48/414
شهيد چمران شير و قهوه همسر
https://eitaa.com/fatemi48/385
تفکر چمران باعث ترس دشمن
https://eitaa.com/fatemi48/124
زندگینامه شهید چمران با صدای خودش..
https://eitaa.com/fatemi48/150
سکانسی از فیلم: "چ
https://eitaa.com/fatemi48/137
تبعیت از ولی فقیه
https://eitaa.com/fatemi48/134
منش اجتماعی و سیاسی شهید چمران
https://eitaa.com/fatemi48/133
معجونی به نام چمران
https://eitaa.com/fatemi48/132
حماسه سوسنگرد به روایت شهيد چمران
https://eitaa.com/fatemi48/3980
غاده؛ همسر شهید چمران میگوید:
https://eitaa.com/fatemi48/3979
اگر مردم حلالمون نکنن چی؟
https://eitaa.com/fatemi48/3175
من در آمریکا زندگی خوشی داشتم اما...
https://eitaa.com/fatemi48/3172
خدایا خسته ام
https://eitaa.com/fatemi48/3070
رعایت مسائل شرعی در سیره شهید مصطفی چمران
https://eitaa.com/fatemi48/3005
🟢ستارخان وقتی وارد بیمارستان شد دید که پرستاران و پزشک بیمارستان تبریز دور یک تخت ایستادند و سر و صدا میکنند. چشمش به پسر جوانی افتاد که روی تخت خوابیده بود و خون شلوارش را سرخ کرده بود. سردار دید که جوان مجروح اجازه نمیدهد کسی به او دست بزند.
پرستارها دور او جمع شدند و گفتند که باید برای نجات دادن جانش لباسش را از تنش بیرون بیاورد. اما او قبول نمیکرد و از درد هم به خود میپیچید.
خون از جای زخم بیشتر بیرون میآمد و هر لحظه او بیحال تر میشد. ستارخان به سمتشان رفت و گفت: چه خبر شده؟ و رو به جوان کرد و پرسید: « چرا نمیگذاری نجاتت بدهند. » جوان که کم کم داشت بیحال میشد گفت فقط به شما میگویم. بعد که همه رفتند سرش را نزدیک آورد و گفت: « ستارخان من زن هستم و حاضرم بمیرم تا اینکه چشم نامحرم به بدنم بیفتد و بفهمند که من با لباس مردانه میجنگم.»
اشک در چشمان ستارخان جمع شد و به ترکی گفت: « قیزیم من دیری اولا اولاسن نیه دعوایه گئتدون.» یعنی دخترم مگر من مُردَه ام که تو لباس مردانه بپوشی و بجنگی. جوان نفسی کشید و گفت: ستارخان مگر نجات وطن و جنگ برای آزادی ، زن و مرد میشناسد؟ ما زنان پشت شما را خالی نخواهیم کرد.
در کتاب زنان در تاریخ مشروطه آمده است که بعد از این ستارخان دستور داد تا پردهای به دور این تخت بکشند و دختر که نامش تلی بود نجات پیدا کند. اما تلی تنها زنی نبود که پشت ستارخان را خالی نکرد.
👈🏻 ایران زمین در هیچ دوره از تاریخ از وجود قهرمانان نامی و بزرگ چه زن و چه مرد در مقابل حملات ناجوانمردانهی بیگانگان و اجانب، خالی نبوده و نخواهد بود.
💎 حریم_مهتاب
https://eitaa.com/Chastity/3191
پاور پوینت مرحله بندی آیات جهاد.pdf
حجم:
2.9M
پاور پوینت مرحله بندی آیات جهادی از سر استاد درس دفاع مقدس عباسپور برای ارسال به کانالها
💠 طبق گزارشهای رسمی، فردو قبل از حمله تخلیه شده بود و مواد هستهای در اون نبود.
حتی اگه حمله سنگینی هم شده باشه، #خطر تشعشع وجود نداره.
یادمون نره فردو تو دل کوه ساخته شده؛
جزو امنترین تأسیساته و درمقابل حملات تا حد زیادی مقاوم است.
❌ اما مهم غلط سنگین آمریکا هست که فرصت خوبی برای ایران ایجاد کرده تا جوابش رو بده ❌
👌 بنده نمیدانم ایران میخواهد موشکی جواب دهد یا دریایی ،
ولی تقریبا همه می دانند قدرت نیروی دریایی ما به مراتب از موشکی بالاتر است ‼️
👌 هیچ جای نگرانی نیست، قدرت خدا از همه چیز بالاتر است
https://eitaa.com/fatemi48/280
🇮🇷 ایران پر از #نادر_مهدوی هاست...
👌وقتی اواخر جنگ هشت ساله ، آمریکای خبیث مستقیم وارد جنگ شد،
این شیران ایرانی همچون #شهید_نادر_مهدوی بودند که از طریق #مین دریایی ناو بریجتون آمریکا را زدند و جهان را در بهت عظمت دریایی ایران فرو بردند.
✅ منتظر شگفتانه های ایران باید بود ، در این هیچ تردیدی نکنید.
❌ آمریکا غلط بزرگی کرد و انشالله #صدمات_جبران_ناپذیر خواهد خورد.
https://eitaa.com/fatemi48/280
@rahimpoor_azghadiآیا شرعا درسته شهید بدیم؟.mp3
زمان:
حجم:
3.5M
🎧 آیا شرعاً درسته داریم به خاطر انرژی هستهای خودمون رو به کشتن میدیم؟
🎤 استاد حسن رحیم پور ازغدی
#روایتگری
#جهاد_تبین
#جنگ_وجودی
#روایت_مقاومت
#مرگ_بر_اسرائیل