eitaa logo
نفوس مطمئنه
731 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
1.3هزار ویدیو
123 فایل
🌸🍃﷽🍃🌸 تقدیم به روح همه شهدا خصوصا شهید عارف(فاطمی) 🌸رفاقت با شهدا https://eitaa.com/fatemi48/279 🌸داستانهای شهدا https://eitaa.com/fatemi48/280 🌸روایتگری شهدا https://eitaa.com/fatemi48/979 سایر کانال https://eitaa.com/fatemi222/10600 @a_f_133
مشاهده در ایتا
دانلود
به رفقایش گفته بود: من اهمیتی نمیدهـــم درباره‌‌ٔ ما چه می‌گویند! من می‌خواهم دلِ ولایــــــت را راضـــــــی کنـــــــــــــم. ‌‌🕊 @fatemi48
- میگفت : آنان‌‌ڪه‌‌یک‌عمرمُرده‌اند.. در‌یک‌لحظه‌شهیدنخواهندشد! شهادت‌یک‌عمرِ‌زندگی‌ست؛نه‌‌یک‌لحظه‌اتفاق🌱 ‌‌🕊 @fatemi48
🌹تصویر نیروهای هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در حمله دو شب پیش دشمن آمریکایی به شهادت رسیدند . 🕊 @fatemi48
🌹شهادت ۶ نفر از نیروهای ارتش در حمله آمریکا به جنوب کشور ♦️در جریان حملات جنایتکارانه ۱۰ شهریورماه ارتش آمریکا به نقاطی در جنوب کشور، ۶ نفر از نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران (نیروی دریایی) به شهادت رسیدند. 🌹اسامی این شهدا به شرح زیر است: ناوبانیکم حسین مهدویان ناوسروان حامد اکاتی ناوسروان امیرحسین سلیم زاده ناواستواریکم محمدرضا بادران ناوبانیکم سید مالک موسوی تبار ناوبانیکم مجتبی باقری 🕊 @fatemi48
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔥 ای کشف حجاب کرده های لجباز ، این آزادی که می بینی در ایران هست ، هر جور میخوای میگردی میگی به کسی مربوطی نیست به اینهامربوط میشه 👆این سرزمین امنیتش و آزادیش که تو میبینی و باز هم انکار میکنی نتیجه رشادتها و از خود گذشتگی این عزیزان است https://eitaa.com/fatemi48/4301
در قنوت عاشقانہ ‌ات چہ دیده اے کہ عالم را بہ طواف دست‌هایت کشانده‌اے ...
۲۰۶ 🔸رفتارِ عاشقانه‌ی شهید صفری‌تبار با همسرش... |تابستون بود و هوا گرم. من هم چون‌ کارهای خونه رو کرده بودم، بیشتر گرمم شده بود. پنکه دستی رو روشن‌کردم و گرفتم سمت خودم و از خستگی خوابم برد. یه لحظه چشام رو نیمه‌باز کردم و فهمیدم برق رفتـه، بادِ پنکه بهم نمی‌خوره؛ اما همون لحظه بلافاصله حس کردم خنک شدم. نگاه کردم و دیدم کمیل یه ملحفه رو داره بالای سرم می‌چرخونه... باز خوابم بُرد و حدود یک ساعت بعد دوباره بیدار شدم ، دیدم کمیل خیس عرق شده و هنوز داره منو باد میزنه. گفتم: کمیل تو هنوز داری منو باد میزنی؟! خسته شدی، بسه... گفت: اومدم دیدم همه‌جا رو جمع و جور کردی و خوابت برده و برق هم رفته. چون می‌دونستم به گرما حساسی و خسته‌ای، دلم نیومد بیدار بشی... 👤خاطره‌ای از زندگی پاسدار شهید کمیل «مصطفی» صفری‌تبار 📚منبع: کتاب عهد کمیل، صفحات ۱۱۲ و ۱۱۳ به روایت همسر شهید