eitaa logo
شعر فاطمی
5هزار دنبال‌کننده
125 عکس
131 ویدیو
49 فایل
فهرست https://eitaa.com/fatemi8/100 محرم https://eitaa.com/fatemi8/484 فهرست روضه ومداحی کانال اصلی https://eitaa.com/fatemi222/6620 اشعارویژه سفر عتبات https://eitaa.com/fatemi414/277
مشاهده در ایتا
دانلود
شب شهادت امام سجاد علیه السلام https://eitaa.com/fatemi8/660 امام سجاد https://eitaa.com/fatemi8/111 تویادگارحسینی https://eitaa.com/fatemi8/112 من یادگار کربلایی https://eitaa.com/fatemi8/113 مرا میشناسی بقیعم https://eitaa.com/fatemi8/114 روضه سوختن کربلا دیده https://eitaa.com/fatemi8/115 چهل سال در تب گریه کردم https://eitaa.com/fatemi8/116 دریاچه دیده ترین گریه می‌کند https://eitaa.com/fatemi8/117 من کیم تا تو بیایی ب سر بالینم https://eitaa.com/fatemi8/666 امشب شب غریبی اولاد مصطفی است https://eitaa.com/fatemi8/665 شامیان خنده به زخم جگر ما نزنید https://eitaa.com/fatemi8/664 لحظه ای از عمر تو نگذشته بی ذکر و عبادت https://eitaa.com/fatemi8/118 غمش هم مثل اشکش بی حسابه https://eitaa.com/fatemi8/119 چه جوری خاطره هام یادم بره https://eitaa.com/fatemi8/120 روزی که پیکرم را بر روی ناقه بستند https://eitaa.com/fatemi8/121 شامیان اشک عزیزان خدا را دیدند https://eitaa.com/fatemi8/123 دريا به ديده تر من گريه ميکند https://eitaa.com/fatemi8/126 سر سفره به غذا که نظرش می افتاد https://eitaa.com/fatemi8/720 تو یادگار حسینی که کربلا دیدی https://eitaa.com/fatemi8/717 هربار آب دیدم و هربار سوختم https://eitaa.com/fatemi8/715
@Maddahionlinعزیز زهرا بقیه الله کجایی آقا.mp3
زمان: حجم: 4M
عزیز زهرا بقیه الله کجایی آقا؟ خدا میدونه که دلا خونه! 💝
‌ 🏴 مرثیۀ شهادت حضرت علی‌بن‌الحسین علیهماالسلام ▪️روز عزای اشک ای ماه سربه‌مهر مدینه، خدای اشک ای اشک همدم تو و تو آشنای اشک ای داغ‌دار خاطرۀ کربلای خون ای شهریار شب‌شکن نینوای اشک سی سال از دو چشم ترت ریخت خون دل سی سال بود قوت تو آب و غذای اشک سی سال گریه کردی و با گریه ساختی صدها حسینیه به جهان بر بنای اشک ای التیام زخم دلت روضه بر حسین بر درد تو نبود دوا جز دوای اشک ای شاهد خزان گلستان مصطفی ای روضه‌خوان کرببلا با نوای اشک کردی قیام در غل و زنجیر یا علی با سجده‌های حیدری‌ات پابه‌پای اشک پروردگار گریه شدی همچو فاطمه راه تو روضه بود و صدایت صدای اشک در روز دفن نور که یاری نداشتی تنها گرفت دست تو را بوریای اشک فریاد العطش دمی از خاطرت نرفت آبی ندید چشم تو جز در نمای اشک فرعون شام را چه دلیرانه غرق کرد دریای خطبه‌های غمت با عصای اشک صد غنچه از ستایش شیوای کردگار گل کرده در قنوت تو با ربنای اشک حمد و سپاس را تو به ما یاد داده‌ای در سینۀ صحیفۀ خود با دعای اشک در غصۀ شهادت تو اشک هم گریست روز عزای تو شده روز عزای اشک ✍️ https://eitaa.com/fatemi8
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه از کنج حرم بهم جا بده ،دلم تنگته خدا شاهده...🥀
با خودم فکر می کنم: اصلا چرا باید رباب با آب هم قافیه باشد؟! گاه روضه خوان ها زیادی شلوغش می کنند ! حرمله آنقدرها هم که می گویند تیرانداز ماهری نبود. هدف های روشنی داشت ! چشم عباس... گلوی تو... سینه ی حسین... تنها تو بودی که خوب فهمیدی استخوانی که در گلوی علی بود، سه شعبه بود! شش ماه، علی بودن را طاقت آوردی! خون تو، جاذبه ی زمین را از بین برد. حالا، پدرت یک قدم سوی خیمه می رود، بر می‌گردد.... می رود، بر می‌گردد... می‌رود.... عرق شرم، مرد را تشنه‌تر می‌کرد.... باز هم یک قدم می‌رود، بر می‌گردد... می‌رود پشت خیمه‌ها، با غلاف شمشیر برایت از خاک گهواره می سازد تا دیگر صدای سم اسب‌های وحشی از خواب بیدارت نکند... رباب می‌رسد از راه .... با نگاه... با یک جمله ی کوتاه: آه!، آقا خودتان که سالمید ان شاءالله... اصغرم فدای سرت... سيد حميدرضا برقعی
سرت بر نیزه خواهد رفت در اوج پریشانی عروجت را گواهی می‌دهد این سِیْر عرفانی طلوعی چون تو چشم صبح را روشن نکرد اینجا اگرچه روی نی همچون غروبی سرخ می‌مانی در اوج غربت خود جرعه‌نوش قرب حق بودی قیامت بر سر نیزه سجودی بود طولانی سجودی که تو را می‌برد تا «قَوسَین أو اَدنی» سجودی در چهل منزل چهل معراج روحانی تو را آیه به آیه خواهرت زینب تلاوت کرد به روی رَحل نی از کربلا تا دِیْر نصرانی عجب حَجّی به جا آورده‌ای با حلق خونینت کدامین حج به خود دیده‌ست هفتاد و دو قربانی تو دین تازه‌ای آورده بودی با خودت گویا دوباره تازه می‌شد خاطرات سنگ و پیشانی حسین علاءالدین ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100
امام حسین (علیه السلام) نه فقط علت چشمان پر از اشک منی ماتمت شعله زده بر دل هر سینه زنی "دیگران چون بروند از نظر از دل بروند تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی" مادرم خیر ببیند درِ گوشم می خواند: نیست جز کشتیِ امنت به جهان، مُؤتمَنی اوج معراجِ نبی بود همان ثانیه‌ای که نشستی به روی دوشِ رسول مدنی مجلست خوانِ کریم است و دم در گفتند: میهمانِ کرم سفره‌ی بیتُ الحسنی تا قیامت دل ما صحن حسینیه‌ی توست چه دل از ما بخری و چه دل از ما شکنی اربعین می طلبی یا نه؟ عزیزم چه کنم... تا برات سفرم را خودت امضا بزنی خیرِ ما دست پدر، دست امیر نجف است او که بر ماست پدرتر ز پدرهای تنی گریه کردند به لب تشنگی‌ات آدم و نوح باطنِ ذکر قدیم و کُرباتِ کهنی یک نفر دورِ حریمت کفن اندازه گرفت! جگرم سوخت غریبم که نداری کفنی مادر محترمت آمده با گریه حرم مانده مبهوط چرا نیست تنت پیرهنی! طاقتش نیست ببیند که نمانده است دگر جای سالم به تنت، قدر عقیق یمنی محمدجواد شیرازی ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100
(عج) یگانه حامی خون خدا، بنفسی انت! سلالۀ سرِ از تن جدا، بنفسی انت! بیا که می‌گذرد قرن‌ها هنوز دهند تو را هماره شهیدان ندا، بنفسی انت! بیا که حضرت صدیقه چارده قرن است کند برای ظهورت دعا، بنفسی انت! بیا که از جگر چاه، اشک می‌جوشد ز بس گریست علی بی صدا، بنفسی انت! بیا که طشت بود مثل باغ لاله هنوز ز پاره‌های دل مجتبی، بنفسی انت! بیا که چشم به راه ظهور توست هنوز سر بریدۀ خون خدا، بنفسی انت! بیا که نالۀ «عجل علی ظهورِ» حسین رسد به عرش، ز طشت طلا، بنفسی انت! بیا دعای فرج بشنـو از لب زینب به شهر کوفه و شام بلا، بنفسی انت! بیا که دیده "میثم" به عارضت نگرد کنار تربت پاک رضا، بنفسی انت! غلامرضا سازگار (ع) ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100
✍️ (سلام الله علیها) از راه رسیده جان جانان دلتنگی من گرفت پایان دیروز مرا بغل نکردی دیدی بغلت گرفتم الآن! اسبابِ فراهمی ندارم ویرانه که نیست جای مهمان زیبایی قبل را ندارم هرچند که می کنی تو کتمان دیدیم پر فرشته‌ها را... اصلاً بدنت نمانده عریان فهمید که تشنگی کشیدی رحمی به لبت نکرد باران لب‌های تو چوب‌دست خورده سخت است ببوسی ام پدرجان! لبخندِ تو نیست مثل سابق سنگ از تو رُبوده چند دندان بد کرد به من ، به تو ، به عمه این قوم پلید نامسلمان ای کاش که زجر را نبخشی از بس که مرا زده..، به قرآن ! این ناقه ، خودش تکان نمی خورد لعنت به نفهمیِ شتربان گفتم به سنان بس است ، ول کن گیسوی بلند را نپیچان کُفری شده بود تازیانه جای همه عمه داد تاوان در کوچه شکست دنده‌هایم زهرا شدنم نبود آسان یکبار نشد سرت نیفتد این سر شده بود سیبِ غلتان سرگرمی دختران شامم شد معجر پاره دستگردان با زیور ما بساط کردند... بازار نبود جای طفلان ما را که مَلَک به زور می دید بُردند میان مِی‌گساران دیدم که سکینه رفت از حال شد حرف کنیز تا که عنوان ▪️ با خود ببرم از این خرابه تا خاک مرا نکرده پنهان (ع) (س) ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100
✍️ قافله‌ گردانی اینک زمان، زمان غزل‌خوانی من است بیتی‌ست این دو خط که به پیشانی من است هان ای یزید! بشنو و ابرو گره نزن این میهمانی تو نه... مهمانی من است! غرّه نشو به آنچه سرِ نیزه کرده‌ای این‌ها چراغ‌های چراغانی من است هفتاد سر از این همه، با من برادرند اما دو سر از این همه، قربانی من است نذر من است و از پی احیای دین حق خونِ دو چشم خانۀ بارانی من است ایمن مباد از این همه مشعل، خزان تو تا نوبت بهار گُل‌افشانی من است ما را چو آفتاب به شامَت کشانده‌ای اینک زمان قافله‌گردانی من است... مهدی بهارلو (ع) ✔️اشعارمداحی و مرثیه اهلبیت https://eitaa.com/fatemi8/100