خاطرـہ اے בر خواب🎀🖇
دوستان من الان تو دوران pmsدلم میخواد گند بزنم تو همچی و همه رو قورت بدم پس لطفا نگید چرا داری کرم م
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
#part42
حامی: ارام چیشد
چرا گریه میکنی
ارام: چیزی نیست
حامی تروخدا راستشو بهم بگو اوا کیه خواهش میکنم
حامی: راستش اوا همسر اینده ی منه
ارام: پس داری ازدواج میکنی
ببخشید اومدم زندگی تو رم خراب کردم 🙃💔
حامی: اره خب
نه اصلا اینجور نیست اینجور نکو ارام تو هنوز برا من همون ارامی
ارام: جدی میگی؟
حامی: اره
ببین اوا تو شرکت عموم کار میکرد بعد خب من ازش خوشم اومد و قرار ازدواج گذاشتیم
بعد یکی به اسم فاطمه اوا رو دزدید
و خب باعث شد ازدواج ما جلو بیوفته و فردا عروسیه
ارام: حامی واقعا داری ازدواج میکنی
حامی: اره
ارام: پس من چی میشم من به کجا میرسم
حامی: نگران نباش حواسم بهت هست
من همیشه کنارتم
ارام: قول
حامی: قول!
وقتی بهش قول دادم عین یه دختر کوچولو خودشو پرت کرد تو ب.غلم
ارامش اغوشش و هیچی نداشت
اما
الان عروسی چی میشه اوا چی میشه این اتفاقا چی میشه
من هنوز ارام و دوست دارم بزور فراموشش کردم اما اوا رو چیکار کنم.....
ادامه دارد....
نویسنده: Anita
#part43
اوا: سریع سالن و ترک کردم و سوار ماشین شدم پامو گذاشتم رو گاز.
اون شب اسمونم به حال من داشت کریه میکرد نم نم های بارون اروم اروم و ریز به ریز رو یه زمین مینشستن!
و من بودم و تنهایی شب
الان فردا چی میشه
حامی چی
جواب خونوادمو چی بدم به مامان چی بگم
اگه بفهمه دق میکنه
هزارتا سوال بدون جواب تو ذهنم بود
اما دیگه حامی برام تموم شده بود
اما نمیتونم اینو قبول کنم
حامی اینجور نبود!
اینجور ادمی نبود!
از همین الان دلتنگ حامی ام!
..........
اوا: رسیدم خونه در پارکینگ و زدم که با یچیزی مواجه شدم که باور نکردنی بود
اون اون........
ادامه دارد.........
نویسنده: Anita