eitaa logo
رمان های جذاب📖💫
4 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
چنل اصلی کیدراما و سیدرامامون @C_dramas
مشاهده در ایتا
دانلود
لی لی با سرعت به طرف خانه دوید! به خانه که رسید نفس نفس میزد ^کای پرسید:(چی شده زامبی ها حمله کردن؟😂 لی لی با همون نفس کم جوابش رو داد:(کای من،من،ماری رو دیدم)😟 کای:(خواهر من!اون نزدی۱۰ ساله که گمشده یعنی ما ۱۸ سالمون بود و للان ۲۸ سالمونه!بعد تو میگی اونو دیدم؟ واقعا مسخره اس)😂 یهو زنگ خورد و لی لی با ترس گفت اونه!اونه!اومده برای انتقام!😱😰 کای:(نه پستچی عه نترس آروم باش لباس ختم مامان رو آورده) و در ادامه گفت:(باید ببرمت پیش مشاوره بعد از اون اتفاق خیلی عوض شدی)😮‍💨 __________________________________ کای و لی لی خواهر و برادرن پدرشان در بچه شون ولشون کرده مادر شون هم وقتی بچه ها ۱۹ سالشون بوده فوت کردم این داستان ادامه دارد...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
حتما میپرسید کدوم اتفاق؟چی شده ۱۰ سال پیش؟ اممممم خُب بیاید براتون خیلی خلاصه بگم کاری که نباید میکردنو😔🤔 "۱۰ سال قبل” یه اکیپ(گروه دوستانه)بود که مایک و نیا با هم خواهر و برادر بودن،کای و لی لی هم خواهر و برادر،مایک و کای دوست صمیمی،لی لی و نیا هم دوست صمیمی یه روز که مدرسه شون تموم شد لی لی پیشنهاد یه بازی ترسناک رو داد،نیا هم خونشون رو پیشنهاد داد برای اجرای بازی. ____________________ این داستان ادامه دارد....
بقیش هم بگوو
آفرین
به خانه ی نیا و مایک رفتن آنها با مادرشان ماری زندگی میکردند،بچه ها به ماری سلام کردن و تصمیم گرفتن شب همانجا بخوابن. ولیییی!این بازی یه قانون مهم داشت... هنگام اجرای بازی افرادی از اتاق بازی ورود یا خروج نمیکنن🙅🏻‍♀️ بچه ها وسط بازی بودن که ماری در رو باز کرد:(بچه هاااا براتون خوراکی و میوه آوردم😋) همه خندیدن گفتن این قانون الکی بود که یهو! ماری کاسه ی تنقلات از دستش افتاد انگار تسخیر شده بود با چشمانی خونین گفت نباید قانون رو مسخره میکردید و حالا وقت انتقامه👹 و از حال رفت،فک بالا آورد،و تشنج کرد. همه ترسیدن بردنش بیمارستان نیا و مایک رفتن فرم پر کنن لی لی و کای هم پوندن بیرون منتظر بودن. همه فک میکرد یه اتفاق عادیه ولی همون لحظه پرستار با نگرانی اومد و گفت. ___________ این داستان ادامه دارد...
یا خدا چیشد ؟
رمان های جذاب📖💫
یا خدا چیشد ؟
اینو خودم و خدا میدونیم😂😂🤣🤣
منو جون به لب کردی پارت بعدیی