🔻بهار زخمی
الا بهاری که سوگواری! بگو که سال دگر چه باشد؟
تو تازهبرگا اگر چنینی، خزانِ بیبرگوبر چه باشد؟
الا بهاری که داغداری! بگو ز فردا خبر چه داری؟
«خبر» عزا بود سال پیشین، به سال تازه «خبر» چه باشد؟
اگر ز احوال ما بپرسی... حساب کن -ای بهار محزون-
که حال مرغ شکستهبالی در ابتدای سفر چه باشد
جهان جهانِ قماربازان، زمان به فرمانِ ترکتازان
نصیبِ خوبان در این خیابان به غیر خون جگر چه باشد؟
تو نیک دانی -بهار زخمی!- چو پای آتش به باغ افتد
جوانهٔ جانبهکف چه جوید، شکوفهٔ شعلهور چه باشد...
وگر جهان را به هیچ گیرم، غم وطن را که ناگزیرم
که داند این مرز پر گهر را بها و قدر گهر چه باشد؟
ز دینفروشانِ نانبهمزدش؟ ز دلقپوشانِ عشقدزدش؟
بگو که من از کدام پرسم نصاب سود و ضرر چه باشد؟
در آن دکان که خدای خود را، در آن سرا که وطن فروشند
ز آسوپاسانِ ناسپاسش، فروش شعر و هنر چه باشد؟
در آن خیابان که کاسبانش شهید را نیز میفروشند
خرید علم و ادب چه باشد؟ فروش فرهنگ و فر چه باشد؟
الا بهاری که بیقراری! ز باغ و بستان خبر چه داری؟
از آنهمه بذر خاک کرده، اثر کجا و ثمر چه باشد؟
از آنهمه سرو لالهپوشی که خاک شد در تگرگ پارین
خبر چه داری بگو بهارا بگو بگو هرچه هرچه باشد...
خمارِ دیدارِ ناپدیدان، خوشم به خوابی از آن شهیدان
وگر به مرگم دهی بشارت دگر چه باشد! دگر چه باشد!
و گفت دشمن: «ز ما حذر کن»؟ کدام عاقل چنین سخن را
به اژدهای فنا بگوید؟ -اگر بداند حذر چه باشد-
کنار آتشفشان خامش، شرر مسوزان، آهای! هی! هش!
که چون به آتش دهان گشاید، تو تازه دانی شرر چه باشد!
به ما که آرامگاهِ طوفان، به ما که آغوشِ ابتلاییم
آهای نادان! بلا چه باشد؟ حذر چه باشد؟ خطر چه باشد؟
الا بهاری که شرمساری! یتیم را ارمغان چه داری؟
تو را به این سفرههای کوچک هدیهٔ مختصر چه باشد؟
به دیدهٔ چشم انتظاران، به دستگیریِ سوگواران
به بینصیبانِ روزگاران، تو را بهارا اثر چه باشد؟
نه جامهٔ نو، نه میهمانی، نه آرزویی، نه آرمانی
بگو به تقویم بینوایان، بهار بیبرگوبر چه باشد؟!
بهار من! عطر دیگر افشان، به کامِ اندوه شکّرافشان
تو باش شیرینزبان و شادان، زبان من تلخ اگرچه باشد
بپرس حال جوانهها را، ببوس لبخند دانهها را
-وگر که یک شاخهٔ شکسته تو را دهد دردسر چه باشد-
بهار زیبا! ثنات گویم، سزات -نه ناسزات- گویم
بهات دانم، بهات گویم، که تا تورا خود نظر چه باشد
ببخش اگر تلخ و ناگوارم، هنوز مجروح سالِ پارم
تو نیک دانی به حال سروِ خمیده طعنِ تبر چه باشد
تو را سرایم به شعر دیگر؛ نه شعر... ریزم به مقدمت زر
نه! بلکه در پات مینهم سر! حوالهٔ سیم و زر چه باشد؟!
چه شعر گویم تو را بهارا؟ که محضِ شعری تو آشکارا
به مدحت ای چشمهٔ تغزل، قصیدهای خیرهسر چه باشد؟
و خواندهام از تو شعرِ باران، ترانههایی به لالهزاران
به دفتر تو بگو -بهارا- چکامهٔ تازهتر چه باشد؟
بیاض کاغذ به خون سرشتم، قصیدهٔ تازهای نوشتم
که همچو شعر و سخن ندانم ضماد زخم بشر چه باشد
بهار! دریاب خستگان را، به مرهم خود شکستگان را
که کاروان چون گذشت از این شب، به کولهبارِ سحر چه باشد
#حسن_صنوبری
@FihMaFih
🔻 برای مهمترین روز قدسِ قرن
▪️یک
فردا فقط روز قدس نیست
فردا روز ایران است
و روز انسان
▪️دو
سال گذشته بزرگترین جنگ قرن بین انسانها و ناانسانها رقم خورد. همه با همه سرمایههایشان جنگیدند. آنها بیشترین پولهایشان را وسط گذاشتند و ما بهترین انسانهایمان را. آنها قویترین سلاحهایشان را و ما قدرتمندترین ارادههایمان را. آنها آخرین سرمایههای رسانه و آبرویشان را و ما پاکترین کودکانمان را
پنجاه هزار شهید یک طرف
صدسال تبلیغات سفیدشویی و مغزشویی یک طرف
▪️سه
ما در جنگ سال گذشته پیروز شدیم. این جنگ تازهای است که غرب عهدشکن و وحشی میخواهد آغاز کند، و تنها امیدش خستگی ماست
▪️چهار
جنگ پیشین بیشترین و عزیزترین خونها را از ما ریخت اما بیشترین نقابها را هم از دشمن درید. از نقابهای انسانبودن، حقوق بشر، صلح، آزادی و قابل مذاکرهبودن، تا نقابِ مهم و فولادینِ «شکستناپذیربودن». اسرائیل طی دو عملیات واکنشیِ ایران شخم زده شد، نه گنبد کاغذینش توانست دفاع کند و نه بعد از آن توانست مقابله به مثل درخور کند. نه که نخواست یا تن داد به حق پاسخ ما، نتوانست. و مهمتر: غرب پس از دوسال نسلکشیِ منطقهای کوچک از کودکان غز.ه شکست خورد!
از طرفی میدانیم ایران با تدبیر و بینش خود، برای چنین روزهایی به اندازه یک عملیات جدید موشکی، فرصت قانونی پاسخ به اسرائیل و شخمزدن سهباره و شدیدترش را دارد!
▪️پنج
ما زخمهای کاری خوردیم، اما قویتر هم شدیم
اهریمن دوباره جنگ را شروع کرده، ولی ضعیفتر هم شده
آنها کشتار کردند ولی ثروت و اعتبار و آبروی زیادی (که مهمترین داشتههایشان است) را از دست دادند و ما به رغم اینهمه شهید برای اولینبار در سطحی عظیم متحد شدیم. هم تمام جبهههای مقا.ومت با مذاهب گوناگون، هم تمام آزادگان عالم با ملیتهای گوناگون
▪️شش
دیو از قلعهاش بیرون آمده
و از پوستهاش
از قلعه بیرون آمده: پس هراسان و مضطرب است
از پوسته بیرون آمده: پس حریص و عصبانیست
که حال که آبرویش رفته و هزینه داده، لااقل چیزی هم به دندان بگیرد
▪️هفت
فردا همهٔ محاسبهگرها در حال محاسبهاند
اسرائیل،آمریکا،انگلیس،سعودی و:
هنوز ایستادهاند؟ هنوز متحدند؟ یا مشکلات اقتصادی، اختلافات داخلی و رنجهای جنگ و فقدان عزیزان ضعیف و پراکندهشان کرده؟
کودکان غز.ه و یمن و قهرمانانشان:
هنوز هوایمان را دارند و پشتیبانند؟ یا نفس دیو آنها را هم مثل اکثریت اعراب خواب و مسموم کرده؟
▪️هشت
فردا به جز روز قدس روز حفظ امنیت و اتحاد و در نتیجه حفظ اقتدار و تمامیت ارضی ایران هم هست. از طرفی روزیست که انسانها به بشری که از خود انسانیتزدایی کرده، اعلام میکنند: ما چندان هم کم نیستیم!
@FihMaFih
Sayed Mohammad NaghshbndyMawlay-Sayed-Mohammad-Naghshbndy.mp3
زمان:
حجم:
6M
🎵مولای
▪️با صدای #سید_محمد_نقشبندی
پن: نقشبندی را امام المبتهلین خواندهاند. این اثر زیبا جزو معدود آثار اوست که مختصرا با ادوات موسیقی همراه است. ظاهراً قطعهای از آلبومی مشترک بوده ویژهٔ ماه #رمضان در مصر. شاید پنجاه سال پیش.
اطلاعات بیشتر:
fihmafih.blog.ir/1399/02/28/seyedmohammadnaghshbandi
#رمضانیات
@FihMaFih
در آن نیامده ایام
🎵مولای ▪️با صدای #سید_محمد_نقشبندی پن: نقشبندی را امام المبتهلین خواندهاند. این اثر زیبا جزو معد
🌙 از آخرین سحر...
أقوم بالليل والأسحار ساجية
أدعو و همس دعائى بالدموع ندي
بنور وجهك إني عائذ وجل
ومن يعذ بك لن يشقي إلي الأبد
میگوید:
شبانگاهان و در سحرهایی آرام بهپا میخیزم
تو را میخوانم و بر زمزمههایم از اشک، شبنم مینشیند
ترسان به نور ِ چهرهٔ تو پناهنده میشوم
و هرکه به تو پناهنده شد، تا ابد تیرهبخت نخواهد شد
#رمضانیات
#ترجمه
@FihMaFih
⏳ احتمالا زود این متنو پاک میکنم:
داشتم فکر میکردم
من اگه کسیو خیلی دوست داشته باشم
یعنی در حد عاشقی و این حرفای بزرگتر از دهن ما
و اون فرد ساکن تهران باشه - روی این حساب که آدم بهترینارو برای بهترینای خودش میخواد- :
حتما بهش پیشنهاد میدم یا شاید ازش خواهش هم بکنم امروز هرطور شده خودشو به نماز عید فطر مصلی تهران برسونه
ولو آقای خامنهایو قبول نداشته باشه
خب میتونه بعد بره خونه نمازشو قضا کنه
ولو اصلا مسلمون نباشه
خب حالا یه روز چند رکعت بدنشو به حرکت درآورده
ولی حتما ازش خواهش میکردم این نمازو شرکت کنه
به عنوان یک تجربه اصلا
ولی تجربهای که زیاد و راحت تکرار نمیشه
نمازی که با همه نمازهای دیگر سال فرق داره
و چون قصد هدایت یا اقناع یا تغییر کسیو ندارم و خودمو هرگز هدایتگر یا حتی هدایتشده هم نمیدونم اگه بگه چرا؟ هیچ دلیل خاصی بهش نمیگم، فقط ازش خواهش میکنم به خاطر من هم که شده در این نماز شرکت کنه و این فرصتو از دست نده، چون یک احتمالی هست: از یک منظر ظاهراً هیچ نماز دیگری در کرهٔ زمین (برای ماهایی که با امام زمان چندان ارتباط حضوری نداریم!) در کیفیت معنوی (هم از جهت امام و هم از جهت مامومین) با همین محاسبات ممکن با نماز فطر آقای خامنهای برابری نمیکنه، حتی دیگر نمازهای خود ایشان. و این نماز هم معلوم نیست تا چندسال تکرار شه.
پن: شایدم چون درونگرام آخر هم بهش نگم و فقط آرزو کنم به سرش بیفته!
@FihMaFih
Siavash KasraeeBi%20Aram.mp3
زمان:
حجم:
441.8K
🇮🇷 روز جمهوری و آزادی
ای بیآرام
ای فتاده به زنجیر ایام
یک جهش مانده تا برکنی دام
یک قدم مانده، یک خیز، یک گام
بشکنید این قفس
تا برآریم نفس
چون درای جرس
بانگ برداری از دل به هر بام
روز سرکوبی استبداد
روز جمهوری و آزادی است
ای سرودآوران سپیده
ای شهیدان در خون تپیده
درود درود
درود درود درود
شاعر: #سیاوش_کسرایی
آهنگساز: #اسفندیار_منفردزاده
(ترانه ارسالی برای نخستین فراخوان شعر و سرود انقلاب اسلامی)
#موسیقی
@FihMaFih
فارغ از نتایج؛
در هفتهای که گذشت،
جاهلترین و بیتاریخترین آدمهایی که دیدم،
کسانی بودند که باز هم دروغهای دشمن دروغگویشان را باور یا تکرار کردند،
(در حالیکه صدها بار دروغگویی و دشمنی این دشمن جنایتکار را عمیقاً تجربه کرده بودند)
با اینها در یکجاده بودن کار سختی است.
با این جماعت، همسفر و همسفره و همسرنوشت بودن کار سختی است.
همچنان و همچنان
به نظرم راه برونرفت از بحرانهای سیاسی و ملی
کتابخوانی و ترویج کتابخوانی است.
هم برای حافظهٔتاریخیداشتن و آگاهبودن باید کتابخوان بود،
هم برای هیجانینبودن، واقعگرابودن و عمیقبودن.
#عمان
#مذاکره
#غیرمستقیم
@FihMaFih
🎬 نگاهی به فیلم موسی کلیم الله
حاتمیکیا تاریخیساز نیست، ملودرامساز است و قهرمانیساز، و هوشمندی او نیز در همین است که اولین فیلم/سریال عظیم تاریخیتمدنی خود را به شیوهی قهرمانی و بهخصوص ملودرامیک ساخته است؛ همین نکته برگ برندهی او در «موسی کلیمالله» است.
حقیقت این است که فیلم در سکانس آغازینش چندان گیرا و قدرتمند نبود و وقت تماشا، به من به عنوان یک مخاطب دلهرهی این را داد که قرار است شاهد اثری تصنعی و ضعیف باشم، ولی در ادامهی فیلم، «موسا»ی #ابراهیم_حاتمی_کیا در مجموع یک فیلم موفق و تماشایی بود.
▫️در نقد یک فیلم اولین نکتهای که هر منتقد حرفهای و فرهیختهای باید به آن توجه کند این است که فیلم را اول با خودش، با دیگر آثار کارگردانش و مهمتر از همه با دیگر فیلمهای همروزگار و همسرزمین فیلم مخصوصا در همان ژانر باید سنجید، نه با یک مثال ایدآل ذهنی و بینقص که تاکنون در ایران رخ ننموده و ردپایش را در عالم مثل افلاطون هم نمیشود پیدا کرد!
نکتهی دیگر هم این است که وقتی در ژانری قدمهای زیادی برداشته نشده، نقد ایدآلیستی فیلمهای آن ژانر، خیانت در حق پیشرفت سینمای آن سرزمین است.
متاسفانه در دو دههی اخیر فضای نقد #سینما و نقد فیلم ایران به شدت به سمت ایدآلیستیشدن، یکجانبهگرایی، نگاه صفروصدی و نگرش منفصل از جامعه و گسسته از واقعیت سینما رفته است و با تبلیغ این نگرش به ویژه توسط صداوسیما نسلی منتقد و فیلمبین و سینمادوست تربیت شدند که دیگر فاقد توانایی ارتباط سالم و پیشرونده با اثر هنریاند، چون در منظرشان نقد یعنی روایتی ویرانگر و ایرادپیداکن از اثر هنری.
▫️اگر با آن عینک تیره نگاه نکنیم، در ادامهی نکتهی اول باید بگوییم «موسی کلیمالله» در فضای فعلی و واقعیتِ توش و توانِ سینمای ایران، علیرغم بعضی اشکالاتش یک حرکت رو به جلو و یک قدم امیدوارکننده است که میتواند نمایندهای آبرومند از سینمای ایران، روایت ایران و فکر ایرانی در فضای بینالمللی باشد؛ همچنین به عنوان اولین قدم حاتمیکیا در عرصهی پروژههای بزرگ تاریخی و تمدنی. طبیعتا اگر این فیلم فارغ از سبک و ژانر و زمینه و زمانه، با دیگر آثار شاخص حاتمیکیا مقایسه شود، در آن مقایسه دیگر این امتیاز خوب را نمیگیرد.
🔗 متن کامل یادداشت نقد فیلم موسی کلیم الله
@azadisqart
@FihMaFih
🔻شکر بهار و طعنه به پاییز
📑 (صفحه ۱/۲)
مثل بچههای درونگرا که وقتی هم که موفق میشوند نمیتوانند موفقیتشان را خوب به رخ بکشند، ایران هم انگار یک کشور با شخصیتی درونگراست که حتی در موفقیتهایش هم ساکت است و زبانِ («رسانه» و «هنرِ») گفتن و ثبت موفقیتش را ندارد. یا گاهی آنقدر دیر زبان باز میکند و حرفش را یادش میآید که بابتش خیلی خیلی هزینه داده یا شاید خود زمان دیگر مسئله را حل کرده!
مثلا ایران چقدر شهید داد، تا بالاخره به اندازه یک سریال «پایتخت۵» دهانبازکرد و فقط توانست برای عموم مردمِ غیرسیاسی خودش توضیح بدهد در سوریه دارد چه کار میکند و اصلا داعش یعنی چی.
یا وقتی در قسمتهای آخر «نونخ۵» بالاخره موفق شد از مصارف صلحآمیز هستهای (رادیو دارو + پرتودهی) حرف بزند که سالها بود برجام شکست خورده بود و حتی هوادار مذاکرهای مثل سعید لیلاز خودش هوادار مصارف غیرصلحآمیز این انرژی شده!
یا مثلا تا هنوز خیلیها حتی از حزباللهیها فکر میکنند زدن عینالاسد چیز خاصی نبود، چون ایران حتی به اندازه فصل پنجم یک کمدی هم با مردمش درمورد کار و موفقیت خودش حرفی نزده!
اما بعضی از رویدادها از جنس دیگریاند
بعضی از «بود»ها آنقدر پررنگاند که در خودشان «نمود» هم دارند؛
چون در نهایتِ آشکارگی «حق»اند.
حق دستکم در آنِ تحقق، دیگر نیازی به رسانه ندارد، خودش رسانهی خودش میشود
حق که بیاید باطل میرود. خودبهخود میرود، این قانون هستیست: جاءالحق و زهق الباطل.
۲۵ فروردین حملۀ انتقامی ایران به اسرائیل حق بود. هم حق بود از این جهت که ایران و مردمش حق داشتند برای این پاسخ (حق الناس)، هم حق بود از این جهت که وظیفه داشتند (حق الله)، هم حق بود از این جهت که محقق شد، هم حق بود از این جهت که در روش هم در نهایت حق و حقیقت و اخلاق و انسانیت بود.
این آشکارگی و عریانی محض حق بود که چشمها و وجدانها و خردها را در جهان به ایران خیره کرد.
آشکارشدن حق -و احقاق حق- به طور مطلق و همیشگیاش آرزو و آرمان ایرانیان در اکثر ادوار تاریخی خود و به خصوص پس از انقلاب بوده. در همه این چهلوچندسال ایرانیان حق و نیکی را میخواستند و میخواستند به همین هم شناخته شوند، (به اینکه برای دنیاخواهی قیام نکردهاند، به اینکه قصد تعرض به سرزمینها و حقوق دیگران را ندارند، به اینکه آرزوی کمک به همه مظلومان جهان را دارند). ایرانیان در عین اینکه میخواستند خاکشان و منافعشان و هویت و فرهنگشان مورد تعرض قرار نگیرد، میخواستند نخبگان و جوانانشان به راحتی پرپر نشوند؛ ۲۵ فروردین روز خدا بود، روز ایران بود و روز تحقق آرزوی ایرانیان...
ادامه 👇🏽
@FihMaFih