eitaa logo
𝖵𝗂𝗌𝗂𝗈𝗇
51 دنبال‌کننده
12 عکس
10 ویدیو
1 فایل
04'40
مشاهده در ایتا
دانلود
راستش نمیدونم امروز چه رنگی بود. آبیِ آسمونی؟ یشمی؟ سبزِنعنایی؟ نارنجیِ غروبی؟ زرشکی؟ و یا حتی خاکستری؟ نمیدونم. هم‌ بی‌رنگ بودم و هم‌‌رنگی،انگاری تمام عواطفی که ممکن بود رو توی امروز و ساعاتی که گذروندم تجربه کردم. هنوزم توی همون باتلاقی که ساخته‌‌م یا شایدم برام ساخته شده دست و پا میزنم و تلاش میکنم که خودم رو بیرون بکشم،نمیدونم این‌بار قراره چجوری موفق بشم و اون دستی که به سمتم دراز شده چی میتونه باشه؛اما من هنوز زندم،این‌جام و روشنایی رو می‌سازم.
کاشکی میتونستم هرروز به عنوان یه آدم جدید بیدار بشم و اون روز رو بگذرونم
یه روز یه نقاش تو میلان،یه فضانورد تو آمریکا،یه تلفنچی ساده تو مکزیک،یه گزارشگر تو نيويورک،یه شناگر تو استرالیا،یه نویسنده تو روسیه،یه پیرمرد تو آلمان،یه پستچی تو لندن،یه عکاس تو ژاپن،یه قناد تو پاریس
یا حتی مثلا میتونستم یه خرس قهوه‌ای توی کانادا هم باشم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
توی موقعیتی از فیلمِ زندگیم هستم که اگه بیننده بودم،قطعا تلوزیون رو خاموش میکردم