eitaa logo
غلوپژوهی | یادداشت‌های حدیثی و رجالی
1.2هزار دنبال‌کننده
83 عکس
15 ویدیو
122 فایل
بررسی‌های رجالی، تاریخی و اعتقادی ارتباط با مدیر: @amid30 كانال اصلی در تلگرام: https://t.me/gholow2
مشاهده در ایتا
دانلود
تصحیحات عام در مقدمۀ کتب حدیث ... توثیقات و تصحیحات عام در اوایل کتب روایی نیز گرچه در بررسی سیره محدثان و ارزیابی فضای عمومی برخی راویان بی‌اثر نیست، اما باید در نظر داشت که غالباً قوت دیگر قرائن را ندارد. در این‌جا نیز معارض‌های قوی‌تر و بیشتر را باید در نظر گرفت. مثلاً در کامل الزیارات -که برخی به استناد مقدمه‌اش کل راویانش را ثقه می‌دانند- گاه در سندی عامی از عایشه چنین روایت شده: «قَالَ أَخْبَرَنِي فُلَانٌ عَنْ فُلَانٍ عَنْ عَائِشَةَ» (كامل الزيارات، ص31/ 16) و یا در در سندی ضعیف و عامی دیگر از کعب الاحبار «عَنْ خَالِدٍ الرَّبَعِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي مَنْ سَمِعَ كَعْباً». (كامل الزيارات، ص67) که بی‌شک این روات مجهول و یا متهم و یا دروغ‌پرداز نزد ابن قولویه موثق نبوده‌اند! کامل الزیارة هم مثل کتب دیگر مشتمل بر رجال ضعیف و کذاب است و برخی از اسناد آن مرفوع و و نزد مؤلف مجهول است، مانند تعابیر بسیار «عن رجل» و «عمن ذکره» و «عمن حدثه» و یا مثل دو فوق. و لذا در حیطه این توثیق اختلاف آراء به وجود آمده است. به هر حال معنا ندارد که ایشان همه رجال کتاب را توثیق کرده باشد! قطعاً سیره اصحاب همواره بر نقل از ثقات نبوده است. و حتی گاه کسی را خودشان تکفیر کرده اند و یا غالی دانسته اند و خود از او مستقیما روایت هم کرده‌اند. (اکبری، نقدی بر حجیت تعبدی روایت یک ثقه، ش2) و یا به جهاتی برخی از روایاتش را می‌پذیرفتند. (حسینی شیرازی و مفید، بازخوانی نظریه «دلالت اکثار بر وثاقت»، بخش4-1) در نمونه دیگر، مرحوم شیخ صدوق در مقدمه الفقیه (ص3) گفته است که اخبار کتاب را از مصادر مشهور می‌گیرد. ولی به هر دلیلی در روند تألیف کتاب به نحو کامل به این گفته ملتزم نبوده، و قرائن بسیار زیاد خلاف این مقدمه در دست است. مانند استفاده از منبعی مانند تفسیر استرابادی در کتاب که فارغ از اشکالات بسیاری که بدان شده است، دست کم باید گفت این کتاب ابداً بین شیعه رایج نبوده است، و شهادت صریح ابن غضائری (ص98) و اسناد متقدم گواه آن است که فقط صدوق راوی آن است. تا آنکه در حدود قرن 6 در نواحی شمال ایران و بعد در دیگر جاها رایج و مشهور شده است. وجود اخبار عامه و زیدیه در فقیه نیز در خور توجه است؛ اخباری که اسناد باقی‌مانده از بسیاری از آن‌ها در منابع امامیه هم منحصر به اسناد زیدی یا عامی است که خود صدوق در دیگر آثارش آورده است. به هرحال صدوق به گفتار دیگرش در صدوق در آوردن اخبار حجت نزد خودش نسبتاً پایبند بوده. هرچند گاهی روایاتی را به جهاتی غیر از حجیت نیز در الفقیه آورده است. (به ویژه در باب آخر کتاب). با این همه حجت دانستن روایتی توسط صدوق، نیز راه بررسی را بر دیگر علما نبسته، و هریک به بررسی خود پرداخته‌اند. در این باره نیز نگر: کلمات محدثان دوران میانی در مورد اسناد اخبار کتب خود @Gholow
🌙دعایی در ماه مبارک رمضان عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَدْعُو بِهَذَا الدُّعَاءِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ- اللَّهُمَّ إِنِّي بِكَ أَتَوَسَّلُ وَ مِنْكَ أَطْلُبُ حَاجَتِي مَنْ طَلَبَ حَاجَةً إِلَى النَّاسِ فَإِنِّي لَا أَطْلُبُ حَاجَتِي إِلَّا مِنْكَ وَحْدَكَ لَا شَرِيكَ لَكَ وَ أَسْأَلُكَ بِفَضْلِكَ وَ رِضْوَانِكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَنْ تَجْعَلَ لِي فِي عَامِي هَذَا إِلَى بَيْتِكَ الْحَرَامِ سَبِيلًا حَجَّةً مَبْرُورَةً مُتَقَبَّلَةً زَاكِيَةً خَالِصَةً لَكَ تُقِرُّ بِهَا عَيْنِي وَ تَرْفَعُ بِهَا دَرَجَتِي وَ تَرْزُقُنِي أَنْ أَغُضَّ بَصَرِي وَ أَنْ أَحْفَظَ فَرْجِي وَ أَنْ أَكُفَّ بِهَا عَنْ جَمِيعِ مَحَارِمِكَ حَتَّى لَا يَكُونَ شَيْ‌ءٌ آثَرَ عِنْدِي مِنْ طَاعَتِكَ وَ خَشْيَتِكَ وَ الْعَمَلِ بِمَا أَحْبَبْتَ وَ التَّرْكِ لِمَا كَرِهْتَ وَ نَهَيْتَ عَنْهُ وَ اجْعَلْ ذَلِكَ فِي يُسْرٍ وَ يَسَارٍ وَ عَافِيَةٍ وَ أَوْزِعْنِي شُكْرَ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَّ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ وَفَاتِي قَتْلًا فِي سَبِيلِكَ تَحْتَ رَايَةِ نَبِيِّكَ مَعَ‌ أَوْلِيَائِكَ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَقْتُلَ بِي أَعْدَاءَكَ وَ أَعْدَاءَ رَسُولِكَ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُكْرِمَنِي بِهَوَانِ مَنْ شِئْتَ مِنْ خَلْقِكَ وَ لَا تُهِنِّي بِكَرَامَةِ أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِي مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا حَسْبِيَ اللَّهُ ما شاءَ اللَّهُ. نقل است حضرت ابو عبد الله صادق ع در ما رمضان چنین دعا می‌فرمود: پروردگارا به تو توسل جسته و از تو جاجتم را می‌خواهم. هرکس حاجتش را از مردم بخواهد، من جز از تونمی‌خواهم، یکتایی و شریکی برایت نیست. و از فضل و رضایتت می‌خواهم که بر محمد و آل محمد درود فرستی و در این سال برایم راهی به خانه‌ات بگشایی، تا حجی نیکو، پذیرفته، پاک و خالص برایت به جا آرم، که بدان چشمم روشن و جایگاهم بالا رود، و روزی‌ام کنی که چشمم را فرو گیرم، و دامنم را حفط کنم و دستم را از تمامی حرام‌هایت کوتاه دارم. تا آن‌جا که هیچ چیز نزد من بهتر از طاعت و خشیت تو و انجام آن‌چه تو پسندی و ترک آن‌چه از آن نهی کردی و ناپسندش داری نباشد. و این‌ها را در گشایش و آسانی و عافیت قرار ده. و شکر نعماتت بر من را مرحمت فرما. از تو می خواهم که مرگ مرا شهادت در راه خودت، در زیر پرچم رسول الله ص، و به همراه اولیایت قرار دهی، و به وسیله من دشمنان خودت و پیامبرت را نابود سازی. و از تو می خواهم که مرا اکرام نمایی (هرچند) با خواری هرکس از مخلوقاتت (از بدکاران). و مرا برای اکرام احدی از اولیایت خوار مساز. پروردگارا چنان کن که با پيامبر راه در پيش گیرم. الله مرا کافی است. هرچه او خواهد. (الكافي، ط - الإسلامية، ج‌4، ص74/ ح6، المقنعة، ص314) این دست ادعیه در کتبی مانند کافی از نظر اعتباری بر بسیاری از دعاهای متداول ماه مبارک نزد مردم ترجیح دارند. التماس دعا @Gholow
اللّٰهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنا صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَغَيْبَةَ وَ لِيِّنا، وَكَثْرَةَ عَدُوِّنا، وَقِلَّةَ عَدَدِنا، وَشِدَّةَ الْفِتَنِ بِنا، وَتَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَيْنا، فَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ ، وَأَعِنَّا عَلىٰ ذٰلِكَ بِفَتْحٍ مِنْكَ تُعَجِّلُهُ، وَبِضُرٍّ تَكْشِفُهُ، وَنَصْرٍ تُعِزُّهُ، وَسُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ، وَرَحْمَةٍ مِنْكَ تُجَلِّلُناها، وَعافِيَةٍ مِنْكَ تُلْبِسُناها، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ. (دعای افتتاح) خدایا، از نبود پیامبرمان که درودهای تو بر او و خاندانش و از ناپیدایی مولایمان و بسیاری دشمنانمان و کمی نفراتمان و سختی فتنه‌هائی که گریبان‌گیر ما شده و از جریان زمان بر زیانمان به درگاه تو شکایت می‌آوریم، بر محمّد و خاندانش درود فرست و ما را در برابر این همه این امور یاری فرما به گشایشی از سوی خود که زود برسانی و بدحالی که آن را برطرف کنی و پیروزی با عزّت که آن را برایمان قرار دهی و سلطنت حقی که آشکارش فرمایی و به رحمتی که از سویت ما را فراگیرد و به سلامتی کاملی که از سویت ما را بپوشاند، ای مهربان‌ترین مهربانان.
تأکید مراجع تقلید بر حفظ وحدت ▪️آیت الله شبیری زنجانی در پیام تسلیت خود در پی شهادت رهبر انقلاب نوشتند: «در این شرایط حساس، انتظار است مردم شریف ایران که دل در گرو محبت خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام دارند، با وجود تفاوت سلیقه‌ها و یا دل‌گیری از برخی اتفاقات گذشته، اتحاد خویش را بیش از گذشته حفظ و تقویت نمایند و با مواسات و همدلی و با سرلوحه قرار‌دادن مواعظ حضرات معصومین علیهم‌السلام، از هر گونه دوقطبی‌سازی در جامعه پرهیز نمایند و در حفظ امنیت و آرامش بکوشند.» ▪️آیت الله سیستانی نیز در پیام تسلیت خود نوشتند: «بی‌تردید دشمنان با به شهادت رساندن ایشان و تجاوز گسترده نظامی به کشور، در پی ضربه زدن به ایران عزیز هستند. از ملت بزرگ این مرز و بوم انتظار می‌رود در این شرایط دشوار و حساس، با حفظ وحدت و انسجام ملی، اجازه ندهند متجاوزان به اهداف شوم خود دست یابند.» @Gholow
دعای مروی از حضرت زین العابدین (ع) برای ایمنی از خطرات عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَعْیَنَ عَنْ بِشْرِ بْنِ مَسْلَمَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ کَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) یَقُولُ: مَا أُبَالِی إِذَا قُلْتُ هَذِهِ الْکَلِمَاتِ لَوِ اجْتَمَعَ عَلَیَّ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ: بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ إِلَی اللَّهِ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ عَلَی مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله اللَّهُمَّ إِلَیْکَ أَسْلَمْتُ نَفْسِی وَ إِلَیْکَ وَجَّهْتُ وَجْهِی وَ إِلَیْکَ أَلْجَأْتُ ظَهْرِی وَ إِلَیْکَ فَوَّضْتُ أَمْرِی اللَّهُمَّ احْفَظْنِی بِحِفْظِ الْإِیمَانِ مِنْ بَیْنِ یَدَیَّ وَ مِنْ خَلْفِی وَ عَنْ یَمِینِی وَ عَنْ شِمَالِی وَ مِنْ فَوْقِی وَ مِنْ تَحْتِی وَ مِنْ قِبَلِی وَ ادْفَعْ عَنِّی بِحَوْلِکَ وَ قُوَّتِکَ فَإِنَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِکَ. مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ مِثْلَهُ. 📚الكافي، ج٢، ص٥٥٨ از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: علی بن الحسین (ع) می‌فرمود باکی ندارم که انس و جن برای آزار رساندن به من جمع شوند هر گاه این کلمات را بخوانم ... @Gholow
هدایت شده از میراث امامان
◾️دعای امام حسین (ع) در هنگام جنگ نقل شده که صبح عاشورا هنگامی که سواران دشمن به سوی امام حسین (ع) هجوم آوردند، ایشان دست‌هایشان را به سوی آسمان بلند کرده، فرمودند: اللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِي‌ فِي‌ كُلِ‌ كَرْبٍ وَ رَجَائِي فِي كُلِّ شِدَّةٍ، وَأَنْتَ لِي فِي كُلِّ أَمْرٍ نَزَلَ بِي ثِقَةٌ وَعُدَّةٌ، كَمْ مِنْ هَمٍّ يَضْعُفُ فِيهِ الْفُؤَادُ، وَتَقِلُّ فِيهِ الْحِيلَةُ وَيَخْذُلُ فِيهِ الصَّدِيقُ وَيَشْمَتُ فِيهِ الْعَدُوُّ، أَنْزَلْتُهُ بِكَ وَشَكَوْتُهُ إِلَيْكَ، رَغْبَةً مِنِّي إِلَيْكَ عَمَّنْ سِوَاكَ، فَفَرَّجْتَهُ وَكَشَفْتَهُ، وَأَنْتَ وَلِيُّ كُلِّ نِعْمَةٍ وَصَاحِبُ كُلِّ حَسَنَةٍ وَمُنْتَهَى كُلِّ رَغْبَةٍ. خدایا! تو تکیه‌گاه من در هر اندوهی، و امیدم در هر سختی هستی! تو در هر کاری که بر من وارد شود، اعتماد و پشتوانه‌ام هستی! چه بسیار اندوهی که در آن دل ناتوان می‌شود، چاره کم می‌آید، دوست یاری نمی‌کند، و دشمن شادمان می‌شود! آن را نزد تو فرود آوردم، و به تو شکایت کردم؛ به امید تو، نه غیر تو! پس تو آن را گشودی و برطرف کردی! پس تویی وَلیِّ هر نعمتی، صاحب هر نیکی، و نهایتِ هر آرزو! 📚 تاریخ الطبري، 5/ 423 و تاریخ دمشق، 14/ 217، از ابوخالد کاهلی [کابلی؟] از امام حسین (ع)؛ الإرشاد للمفید، 2/ 96 و المصابیح للحسني، 372، از امام سجاد (ع) از امام حسین (ع)؛ الطبقات الکبیر، 6/ 437، به صورت مختصر از امام حسین (ع) مشابه این دعا از امام صادق (ع) نیز روایت شده (الکافي، 2/578 و تهذیب الأحکام، 3/ 94، از بکر بن محمد ازدی) و گفته شده که هنگامی که امام صادق (ع) دچار امر دشواری می‌شدند، وضو می‌گرفتند و دو رکعت نماز می‌خواندند و پس از آن مشابه این دعا را می‌خواندند (الدعاء للطبراني، 316، از محمد بن جعفر بن محمد). همچنان‌که از ریان بن صلت روایت شده که مشابه همین دعا را از امام رضا (ع) شنید و پس از آن در هر سختی آن را خواند و گشایش برایش حاصل شد (أمالي المفید، 273). این دعا ضمن روایات دیگری هم آمده است (الکافي، 2/ 593؛ تهذیب الأحکام، 3/ 83-84). @Al_Meerath
هدایت شده از آثار | صحف مطهرة
📖 تلاوت قرآن در شب نبرد قَالَ أَبُو مخنف: حدثني مالك بن أعين الجهني عن زيد بن وهب، أن عَلِيًّا قَالَ: حَتَّى متى لا نناهض هَؤُلاءِ القوم بأجمعنا؟! فقام فِي الناس عشية الثلاثاء، ليلة الأربعاء بعد العصر، فقال: الحمد لله الَّذِي لا يبرم مَا نقض، وما أبرم لا ينقضه الناقضون، لو شاء مَا اختلف اثنان من خلقه، وَلا تنازعت الأمة فِي شَيْءٍ من أمره، وَلا جحد المفضول ذا الفضل فضله، وَقَدْ ساقتنا وهؤلاء القوم الأقدار، فلفت بيننا فِي هَذَا المكان، فنحن من ربنا بمرأى ومسمع، فلو شاء عجل النقمة، وَكَانَ مِنْهُ التغيير، حَتَّى يكذب اللَّه الظالم، ويعلم الحق أين مصيره، ولكنه جعل الدُّنْيَا دار الأعمال، وجعل الآخرة عنده هي دار القرار، ليجزي الَّذِينَ أساءوا بِمَا عملوا ويجزي الَّذِينَ أحسنوا بالحسنى أَلا انكم لاقو القوم غدا، فأطيلوا الليلة القيام، وأكثروا تلاوة القرآن، وسلوا اللَّه عَزَّ وَجَلَّ النصر والصبر، والقوهم بالجد والحزم، وكونوا صادقين ثُمَّ انصرف، ووثب الناس إِلَى سيوفهم ورماحهم ونبالهم يصلحونها. 📚تاريخ الطبري، ۵/ ۱۳-۱۴ روایت شده است که امیرالمؤمنین (ع) [در صفین، بعد از یک سلسله نبرد دسته‌دسته و نوبتی] فرمود: تا کی با این جماعت، دسته‌جمعی نجنگیم؟ پس در شام سه‌شنبه، شب چهارشنبه، بعد از عصر، میانِ مردم برخاست و فرمود: «حمد خدای را است که هر چه بگشاید، بسته نمی‌شود و هر چه ببندد، کسی آن را نمی‌گشاید. اگر خدا می‌خواست هیچ دو نفری از آفریدگانش اختلاف نداشتند و امت در چیزی از امر خدا، ستیز نمی‌کردند و هیچ فروتری، فضل کسی را که برتر است، انکار نمی‌کرد. تقدیر، ما و این جماعت را کشاند و در این جا جمع کرد؛ پس ما در پیشگاه خدا و در معرض دید و شنود اوییم و اگر بخواهد در کیفر، شتاب می‌کند و امور را تغییر می‌دهد؛ تا دروغ ستمگر را آشکار و جایگاه حق را روشن کند؛ ولی خداوند دنیا را سرای کِردار و آخرت را سرای آرامش، قرار داده است تا بدکاران را به کردار بدشان کیفر کند و نیکوکاران را پاداش نیک دهد. بدانید که فردا با این جماعت، روبرو خواهید شد؛ پس امشب، نماز و شب‌زنده‌داری خود را طولانی کنید و بسیار قرآن بخوانید و از خداوند، یاری و پایداری بخواهید و با جدیت و هشیاری به جنگ آن‌ها بروید و راستگو و وفادار باشید.» سپس امام، سخن خود را پایان داد و مردم به آماده کردن شمشیرها و نیزه‌ها و تیرهای خود مشغول شدند. @AlAthar
هدایت شده از آثار | صحف مطهرة
ویژگی‌های فرهنگی سربازان معاویه و سربازان امیرالمؤمنین علی (ع) قَالَ أَبُو مخنف: حَدَّثَنِي مالك بن أعين الجهني، عن زَيْد بن وهب، أن عَلِيًّا لما رَأَى ميمنته قَدْ عادت إِلَى مواقعها ومصافها وكشفت من بإزائها من عدوها حَتَّى ضاربوهم فِي مواقفهم ومراكزهم، أقبل حَتَّى انتهى إِلَيْهِم فَقَالَ: إني قَدْ رأيت جولتكم وانحيازكم عن صفوفكم، يحوزكم الطغاة الجفاة وأعراب أهل الشام، وأنتم لهاميم العرب، والسنام الأعظم، وعمار الليل بتلاوة القرآن وأهل دعوة الحق إذ ضل الخاطئون، فلولا إقبالكم بعد إدباركم، وكركم بعد انحيازكم، وجب عَلَيْكُمْ مَا وجب عَلَى المولي يوم الزحف دبره، وكنتم من الهالكين، ولكن هون وجدي، وشفى بعض أحاح نفسي، أني رأيتكم بأخرة حزتموهم كما حازوكم، وأزلتموهم عن مصافهم كما أزالوكم، تحسونهم بالسيوف، تركب أولاهم أخراهم كالإبل المطرده الهيم، فالآن فاصبروا، نزلت عَلَيْكُمُ السكينة وثبتكم اللَّه عَزَّ وَجَلَّ باليقين، ليعلم المنهزم أنه مسخط ربه، وموبق نفسه، إن فِي الفرار موجدة اللَّه عَزَّ وَجَلَّ عَلَيْهِ، والذل اللازم، والعار الباقي، واعتصار الفيء من يده، وفساد العيش عَلَيْهِ وإن الفار مِنْهُ لا يَزِيد فِي عمره، وَلا يرضي ربه، فموت المرء محقا قبل إتيان هَذِهِ الخصال، خير من الرضا بالتأنيس لها، والإقرار عَلَيْهَا. 📚تاريخ الطبري، ۵/ ۲۵ روایت شده است که در نبرد صفین، امیرالمؤمنین (ع) وقتی که دید جانب راست سپاه [پس از شکست ابتدایی] به جایگاه و صفوف خود بازگشتند و دشمنانی را که در برابرشان بودند، عقب راندند تا آن که در جایگاه و مرکزشان با آن‌ها درگیر شدند، پیش آمد تا به آنها رسید و فرمود: «من گردش شما در میدان و گریختنتان از صف‌های نبرد را دیدم. مُشتی سرکش فرومایه و خشنِ بی‌فرهنگ و بادیه‌نشینان اهل شام، شما را عقب می‌راندند؛ در حالی که شما اشراف عرب و قله بلند [امت] هستید؛ شب‌ها را به تلاوت قرآن زنده می‌دارید و هنگامی که خطاکاران گمراه شدند، دعوت حق را پذیرفتید و به آن فراخواندید. اگر نبود که پس از عقب‌نشینی، دوباره بازگشتید و بعد از فرار، دوباره حمله کردید؛ مستحق همان کیفری می‌شدید که فراریان از جنگ، سزاوار آن هستند و از هلاک‌شدگان بودید. ولی همین که دیدم با قدری تأخیر، آن‌ها را عقب راندید، -چنان که آن‌ها شما را عقب رانده بودند- و آن‌ها را از صف‌هایشان پراکنده کردید، -چنان که شما را پراکنده کرده بودند- و با شمشیرهایتان آن‌ها را می‌کشتید؛ در حالی که مانند شتران تشنه‌ای که از آب رانده شده‌اند، اول سپاهشان بر آخرشان می‌افتاد و در هم‌ می‌تنیدند، خشم من را فرونشاند و بخشی از اندوه و غیظ مرا تسکین داد. پس اکنون، صبر کنید. آرامش بر شما نازل شد و خدای -عز و جل- با یقین، شما را استوار داشت [یا بدارد]. فراری باید بداند که خدایش را به خشم می‌آورد و خودش را هلاک می‌کند. فرار از جنگ، خشم خدا، خواری پیوسته، ننگ همیشگی، از دست دادن غنیمت و تباهی زندگی را در پی دارد. کسی که از جنگ فرار کند، نه عمرش زیاد می‌شود و نه خدایش را راضی می‌کند؛ پس اگر انسان قبل از آمدن این صفات، بمیرد و نابود شود، بهتر از آن است که به داشتن آن‌ها راضی شود و آن‌ها را بپذیرد.» .............‌.‌......... ▪️▪️▪️▪️ .............‌.‌......... ✍ اعراب بادیه‌نشین به مقتضای سبک زندگی خود، با فرهنگ جاهلی بیشتر خو گرفته و اخلاق پست‌تری داشتند و از دین و دانش دورتر بودند. چنان که خداوند می‌فرماید: «الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً وَ أَجْدَرُ أَلاَّ يَعْلَمُوا حُدُودَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى‌ رَسُولِهِ وَ اللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ‌» (التوبة، ۹۷) و ایمان کمتر در دلهایشان نشسته بود، چنان که می‌‌فرماید: «قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإيمانُ في‌ قُلُوبِكُمْ وَ إِنْ تُطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لا يَلِتْكُمْ مِنْ أَعْمالِكُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيم‌» (الحجرات، ۱۴) البته برخی از اعراب بیابانی، مؤمن بودند (التوبة، ۹۹) اما این، صفتِ غالبِ آنان نبود. به همین دلیل در روایات، «اعرابی» نماد جهالت، خشونت، توحش، بی‌فرهنگی و به اصلاح دقیق و جامع، «جَفاء» است؛ چنان که گفته‌اند: «مَنْ لَمْ يَتَفَقَّهْ مِنْكُمْ فَهُوَ أَعْرَابِيٌّ» (المحاسن، ج1، ص229) بنا بر این خطبه، صفت بارز سربازان معاویه، «جَفاء» و اعرابی‌گری بود. در برابر، صفت بارز اصحابِ امیرالمؤمنین، شرافت عربی و نجابت بود که با رسوخ آموزه‌های دین در دل، همراه گشته و یکی از نشانه‌های آن، شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن در شب بود. @AlAthar
با توجه به دشواری اتصال به تلگرام، احادیث دو کانال تلگرامی «صحف مطهرة» و «وبلاگ آثار» در کانال ایتایی «آثار» منتشر می‌شود: https://eitaa.com/AlAthar
امشب عاجزانه به درگاه خداوند متعال برای نابودی و دفع تجاوز دشمنان دعا کنیم. @Gholow
غلوپژوهی | یادداشت‌های حدیثی و رجالی
▪️از وصیت امیر المؤمنین علی علیه السلام به فرزندانش روایت است که هنگامی که ابن ‏ملجم- که خدا لعنتش
🔸 آیا وارثان امیرالمؤمنین ع در قصاص ابن‌ملجم، از وصیت ایشان عدول کردند؟ ✍️ محمد قندهاری از امیر مؤمنان ع روایت شده است: «إن أبق فأنا ولي دمي و إن أفن فالفناء ميعادي و إن أعف فالعفو لي قربة و هو لكم حسنة فاعفوا أ لا تحبون أن يغفر الله لكم‌» (نهج البلاغة، نامه23) از فراز اخیر و تعبیر «فاعفوا: پس در گذرید» ممکن است چنین پنداشته شود، که امیرمؤمنان ع دستور به عفو ابن ملجم داده بودند. و قصاص ابن ملجم خلاف امر حضرت بوده است. این قضاوت کاستی‌هایی دارد. توضیح آن که: 1️⃣ این وصیت در منابع متقدم‌تری آمده است. از آن جمله در کافی (ج‌1، ص299) از کتاب إبراهيم بن إسحاق الأحمري (ق3) که از محدثین اخباری (علاقمند به اخبار تاریخی) شیعه بوده و او هم این خبر را به سبک بسیاری از مورخین به صورت مرسل در کتاب خود ثبت کرده بوده. با این‌که نقل کافی کامل‌تر است، اما کاملاً محتمل است که منبع نهج البلاغه همین کتاب باشد. زیرا اولاً عبارات مانند هم است؛ ثانیاً سید رضی بخش دیگر همین نقل کامل‌تر را در خطبه 149 آورده، که نشان از تقطیع او در هر دو موضع دارد. (هرچند بخش آخر آن را هیچ جا نیاورده) بنابر نقل کامل کافی، امام دستور به عفو ندادند؛ بلکه صرفا فرمایش خود درباره عفو مشروط به زنده ماندن را به آیه مبارکه نور: 22 و بقره: 109 مستند کردند. (این نیز شاهد خلاصه بودن نقل نهج البلاغه است) و سپس در انتها به امام حسن می‌فرمایند: «ضربة مكان ضربة و لا تأثم‌» که در نهج البلاغه نیامده است. ✅ نقل کامل‌تر کافی، 1/ 299-300 الحسين بن الحسن الحسني رفعه و محمد بن الحسن عن إبراهيم بن إسحاق الأحمري رفعه قال: لما ضرب أمير المؤمنين ع حف به العواد... إن أبق فأنا ولي دمي و إن أفن فالفناء ميعادي و إن أعف فالعفو لي قربة و لكم حسنة «فاعفوا و اصفحوا... أ لا تحبون أن يغفر الله لكم» ... ثم أقبل على الحسن ع 👈فقال يا بني ضربة مكان ضربة و لا تأثم. 2️⃣ إبراهيم بن إسحاق احمري در کتب رجالی تضعیف شده (ابن غضائری، 39؛ نجاشی، 19) و برخی از نقل‌های او از ضعفا و کذابین نیز در مجامیع حدیثی به جا مانده است. (خطیب، تلخيص، 494) بنابراین نمی‌توان به گزارش مرسل شخصی متهم اکتفا کرد. با این حال این گزارش به دو طریق مسند مجزای دیگر نیز روایت شده: - ... از کلبی از عوانة بن الحكم (م158) (طبرانی، المعجم الکبیر، 1/ 96؛ 3/ 105؛ تاريخ دمشق، 42/ 5619) - ... از العلاء بن عبد الرحمن (م132) (ابن ابی الدنیا، مقتل علی ع، 55) اما در هردو سند آشکارا ارسال رخ داده است. این گزارش‌ها نیز به مانند نهج البلاغه فراز آخر را ندارند. در این‌جا می‌توان احتمال داد که گزارش‌های عامی اخیر ناقص بوده باشند، یا آن‌که گزارش احمری ترکیب انتخابی چند گزارش باشد. چراکه این سبک از ترکیب گزارش‌ها در میان مورخین شایع بوده و برخی نیز برای اینکه مطلب راحت‌تر ترکیب شود، از ذکر اسناد خودداری می‌کردند. 3️⃣ نقلی دیگر با سند متصل و قابل اعتمادتری از شافعی از ابراهیم بن ابی الیحیی المدنی از امام صادق ع رسیده است که اصالت آن با قرائنی قابل تایید است. طبق این نقل حضرت درباره قاتل خود می‌فرمایند: ... أنبأ الشافعي، أنبأ إبراهيم بن محمد، عن جعفر بن محمد، عن أبيه: أن عليا - رضي الله عنه - قال في ابن ملجم بعد ما ضربه: أطعموه واسقوه، وأحسنوا إساره، فإن عشت فأنا ولي دمي، أعفو إن شئت، وإن شئت استقدت، وإن مت فقتلتموه، فلا تمثلوا. (السنن الكبرى للبيهقي، 8/ 183؛ مسند الشافعی، 313) این نقل را أنس بن عیاض و ابوالبختری نیز -احتمالا از طریق ابراهیم بن ابی یحیی- نقل کرده‌اند (قرب الإسناد، 143؛ بيهقي، همان، 8/ 56 و از همانجا در الجعفريات، 53) طبق این نقل، حضرت امیر تنها در فرضی گزینه عفو را مطرح کردند که زنده بمانند، اما در فرض از دنیا رفتن، اختیار قصاص را به فرزندان خود داده بودند و صرفا توصیه کردند که او را مثله نکنید. 4️⃣ نقل متقدمی که از وصیت امیرالمومنین ع در کتاب سلیم آمده است، با نقل شافعی از امام صادق ع سازگار است: ثم أقبل على ابنه الحسن ع فقال: يا بني، أنت ولي الأمر و ولي الدم بعدي، فإن عفوت فلك، و إن قتلت فضربة مكان ضربة و لا تمثّل (کتاب سلیم، 925) درباره این نقل، یادداشت مستقلی نوشته‌ام: «سیر انتقال وصیت امیرالمومنین علیه السلام و نقش کتاب سلیم بن قیس» ✳️ بر این اساس، کاستی گزارش نهج‌البلاغه یا صرفاً به خاطر تقطیع مؤلف است، یا علاوه بر آن متأثر از گزارش‌های مرسل و ناقص عامه است. درحالیکه، گزارش کامل‌تر شافعی از امام صادق ع و نیز سلیم از نظر سندی و منبعی ترجیح دارد و با فعل امام مجتبی ع نیز سازگار است. @AlAthar