هدایت شده از آثار | صحف مطهرة
در کانال خبرسنج بيشتر به ارزیابی اخباری پرداخته میشود که نامعتبر یا ساختگی یا اغراقشده است.
https://eitaa.com/Khabarsanj
گزارش دسّ غالیان در کتب اصحاب امامان؛ بررسی انتقادات بر روایت
عمیدرضا اکبری
https://deraayaat.ir/Kashi-Dass/
دو گزارش معروف از رجال کشی، با تعابیری اجمالی، دس و تحریف برخی غالیان را در آثار اصحاب ائمه ع تأیید میکنند. ولی دربارۀ حدود این دس و جعل تنها در همین حد صراحت دارد که مطالب غالیانه اضافه شده در کتب برخی اصحاب امام باقر ع؛ تا زمان امام صادق ع توسط فرقه مغیریه انجام شده بود، و بعد از آنان نیز خطابیه چنین دس و جعلهایی داشتهاند. در این اخبار سخنی از مقدار تحریفات و یا نسبت کتب مورد دستبرد و کتب مصون به میان نمیآید. با این همه آقای حسینی شیرازی در مقالهای این گزارش را دال بر تساهل حداکثری اصحاب و نبود آثار مصون از تحریف و حتی نبود هیچ تصحیح و عرضهای گرفته که روند آن سرانجام بهدست یونس بن عبدالرحمن متوقف شده، و میراث حدیثی شیعه به دست وی پالایش شده است. ایشان با نقد لوازم این برداشتهای خود از گزارش دس، آن را «ناراست» شمرده است. اما به نظر میآید کاستیهای مهمی در تحلیلهای مقالۀ یادشده وجود دارد؛ مانند برداشت مکرر احکام کلی از گزارش قضایای موردی؛ فاصله نگرش کلی نویسنده با فضای واقعی نظام نقل حدیث؛ و فحص ناکافی از برخی از قرائن مؤید خبر. بنا بر شواهد نوشته پیش رو اشکالات آقای شیرازی دربارۀ حدیث موجود در رجال کشی ناتمام مینماید، و دربرابر اشکال دیگری دربارۀ خبر مغفول مانده و آن سماع یونس از برخی اصحاب امام باقر (ع) و عرضه کتب ایشان است. این با طبقۀ متأخرتر یونس تناسب ندارد. اما این تکاشکال میتواند حاصل سهو در نقل به معنا و نه به جهت برساختگی روایت باشد.
@Gholow
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️اگر امروز مردانه نجنگیم،
فردا زنانمان اینگونه باید با سربازان آمریکا و اسرائیل بجنگند...
⚠️ تأثیر تلقین در پذیرش جعلیات
گزارش فقیه محقق، آقای شبیری زنجانی از ماجرایی در سال 57:
🔸«آقای اخوان مرعشی میگفت: در مشهد من، آقای خامنهای، آقای [واعظ] طبسی تولیت، آقای میرزا جواد آقا تهرانی، آقای آشیخ علی فلسفی و آشیخ مهدی نوقانی در اتاقی بودیم. گفتند: الان عکس آقای خمینی در ماه ظاهر شده است. ما انکار کردیم و گفتیم اینچنین نیست. آقای طبسی گفت: آقا بیایید ببینید! الآن پیداست و به زور ما را بیرون کشانید. آمیرزا جواد آقای تهرانی که میدانست این حرف اصلی ندارد، از اتاق بیرون نیامد. من به ماه نگاه کردم و گفتم: من که چیزی نمیبینم. آقای طبسی با تندی گفت: تو همیشه مناقشه میکنی، نباید همه چیز را انکار کنی! آقای فلسفی گفت من چیزی حس نمیکنم. آقای خامنهای گفت: چشمهای من ضعیف است لذا نمیتوانم شهادت بدهم ولی مثل اینکه کَلَفهای ماه [لکههای روی ماه] قدری بیشتر شده است، یعنی مثل اینکه این تفاوتی حس میکنم. آشیخ مهدی نوقانی گفت: من عبا و عمامهای میبینم ولی خویی است یا خمینی، تشخیص نمیدهم.»
📚 جرعهای از دریا، ج۳، ص۶۶۹
این گزارش رؤیت عکس در ماه بسیار مشهور است. شاید امروز کمتر کسی، خواه مدافع و مخالف نظام، باشد که در جعلیبودن چنین گزارشی تردید کند. ولی جای این پرسش است که چرا در روزگاری، بسیاری از مردم چنین چیزهای خلاف محسوسات را باورمندانه نقل کردند و بسیاری هم میپذیرفتند؟ در حالی که بالوجدان میدیدند در ماه عکس کسی نیست. آیا همگی با هم جمع شده و گفته بودند چنین چیزی جعل کنیم؟ بیتردید خیر. ولی در اثر شدت تلقینات افراد بسیاری بر امری اشتباه اجتماع کرده بودند. (نمونههای کسانی را که گمان میکردند عکس را در ماه دیدهاند، با جستوجویی ساده از نزدیکان یا در اینترنت مییابید. مانند این)
این نمونهای از گزارشهایی است که نشان میدهد که صرف تعدد طرق به ظاهر مجزا از هم، همیشه تواتر و اطمینان ایجاد نمیکند. بلکه گاهی جمع زیادی شایعهای با ریشه نامعلوم را (در ظاهر به صورت مجزا از هم) نقل میکنند. بر این اساس، در بررسی طرق نقل اخبار و روایات، لزوماً صرف جاعلنبودن راویان بعضی طرق برای ما کافی نیست، و دیگر تسامحها و ضعفها نیز میتوانند زمینه روایت یک گزارش جعلی توسط جمعی گسترده باشند. دروغپراکنی عمومی همیشه با قصد و توجه و تبانی صورت نمیگیرد.
نمونههای عینی از نشر یک مطلب جعلی توسط دهها کانال بدون ذکر منبع جعل شاهدی امروزی از این دست است.
@Gholow
تحریفی در روایات دوازده امام، شاهد جعل یا اصالت؟
✍️ عمیدرضا اکبری
تعداد روایات دوازده امام در منابع فریقین بسیار زیاد است که برای نمونه در باب دوازده امام کتاب الحجة کافی و الغیبة نعمانی به ترتیب ۲۰ و ۴۰ روایت در این باره آمده است. از بحثبرانگیزترین روایات کافی در دوران معاصر پنج روایت از باب یادشده است که در آن یادکرد از ۱۲ امام در کنار حضرت امیرالمؤمنین ع گمانه وجود سیزده امام را به ذهن میآورد. آقای روح الله ملکیان مقالهای در نقد اصالت کافی نوشته است، و در آن مهمترین شاهد درونی جعل متأخر در کافی را (در بازه قرن ۹ تا ۱۱!) روایات مشعر به سیزده امام میداند (ملکیان، ۱۴۰۱ش، ص۲۰-۲۳، ۴۰).
نویسنده سطور در مقالهای (در دست نشر) به تفصیل نوشته آقای ملکیان را نقد و از اصالت کافی دفاع کرده است. گذشته از امکان ناپذیری چنین جعل متأخری که در بحث از نسخ کافی، بدان اشاره کردهایم، باید پرسید جاعلی در قرن ۹ تا ۱۱ چه انگیزهای برای چنین جعلهایی دارد؟
اولاً عقیده به ۱۳ امام تنها به ندرت از برخی در سدههای نخست گزارش شده است (نجاشی، ص۴۴۰). اما در سدههای بعدی به کلی اختلافی در تعداد امامان در میان امامیه وجود نداشته است تا ادعا شود شخصی با چنین دغدغهای به تحریف روایات کافی بپردازد.
ثانیاً در همان باب مرتبط کافی نیز بیشتر روایات صریح در دوازده امام هستند، پس جاعل ادعایی متأخر که در آن حد توانمند و اثرگذار بوده، چرا عقیده خود را در کل روایات اعمال نکرده است؟
ثالثاً برخلاف نظر ملکیان، احادیث موهم ۱۳ امام در بصائر الدرجات (ص۳۲۰)، الغیبة شیخ طوسی (ص۱۳۹، ۱۵۱-۱۵۲) و در نسخ کتاب سلیم (كتاب سليم بن قيس، ج2، ص857؛ نجاشی، ص۴۴۰) آمده؛ لذا آن زمان مطرح بوده و نمیتوان اشکال را از ناسخان متأخر کافی دانست و نسبت احادیث را به کلینی تکذیب کرد. خصوصاً که منابع متقدم همین احادیث مورد بحث را از کلینی نقل کردهاند (الإرشاد، ج۲، ص۳۴۶ مختصر حدیث۹ کافی؛ الغیبة للطوسی، ص۱۳۸، ۱۵۱-۱۵۲: حدیث۸، ۱۴ و ۱۷ باب کافی).
از جهت حلی نیز باید گفت این احادیث در اصل صریح در سیزده امام نیستند، و همگی بر عدد ۱۲ برای امامان تأکید دارند، ولی در آنها تصحیف (نک: جواد، 2021، هل الأئمة ثلاثة عشر؟؛ پهلوان، ۱۳۹۲، ص۲۵۷-۲۶۱) یا تسامح در نقل به معنا صورت گرفته است. بدین صورت که تعابیر «۱۲ امام از آل محمد» یا «۱۲ امام از فرزندان محمد و علی» و امثال آن از راویانی مانند زراره، جابر انصاری و جابر جعفی نقل شده که از ایشان نقلهایی دقیقتر نیز در دست است. برای نمونه حدیث زراره در همین باب کافی در سه شمارهی ۷، ۱۴ و ۱۶ با سه طریق آمده است که تنها در حدیث ۷ با تعبیر «۱۲ امام از فرزندان رسول الله ص» است؛ در حدیث ۱۴ تعبیر «آل محمد» است، ولی در نقلهایی از همین خبر تصریح به داخل بودن علی ع در آل محمد نیز وجود دارد (الخصال، ج۲، ص۴۸۰؛ عیون الأخبار، ج۱، ص۵۶، ح۲۴: همان روایت زراره). استعمالی که با تصریح نصوص دیگر (معانی الأخبار، ص۹۴-۹۵؛ نیز نک: ابراهیم:۳۶) و یا از باب تغلیب نیز ممکن است. در تحریرهای دیگر خبر با تعابیر بیابهام «۱۲ امام از ما» یا «۱۲ محدث از اهل بیت» مواجهیم (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۵۳۳، ح۱۶؛ الغیبة نعمانی، ص۶۶). میتوان گفت تعابیر موهم ۱۳ امام مؤید اصالت اخبار است؛ زیرا با متروک بودن اعتقاد ۱۳ امام در سدههای میانی و متأخر، از جهت تاریخی جا دارد این روایات امامی متعلق به عصر خود امامان دانسته شوند که به خاطر پایاننیافتن عصر امامان برای برخی راویان جایگاه دقیق عدد ۱۲ برای امامان دقیقاً جا نیفتاده بوده است؛ هرچند اصل عدد ۱۲ در همین روایات موهم ۱۳ امام نیز مسلم است. (بیشتر این اطلاعات حتی با مراجعه به تخریجات تحقیق دارالحدیث از کافی نیز دریافتنی است.)
👈پس ظاهراً نقل به معنا یا تصحیف این روایت متعلق به عصر حضور است، و در کنار دیگر شواهد سندی و تاریخی (برای نمونه: مقالات پرونده دوازده امام مجله امامت پژوهی؛ کتاب دوازده خورشید)، خود دلیلی دیگر بر اصالت روایات دوازده به حساب میآید.
@Gholow
نمونهای از تأویلات باطنی واقفه در تفاسیر روایی امامیه؛ تطبیق «سبعاً من المثاني» بر هفت امام
https://alasar.blog.ir/1404/02/10/Mathani
#تفسیر_باطن #تحریف_قرآن
#واقفه
@Gholow
1588920583-10037-39-7.pdf
حجم:
703.3K
بررسی و واکاوی معنای جعل خلیفه در زمین (زهره نریمانی و جعفر فیروزمندی بندپی، پژوهشنامه معارف قرآنی، سال 10، ش39، 1398)
journals.atu.ac.ir/article_10826.html
در آیه 30 سوره مبارکه بقره موضوع خلافت مطرح، ولی درباره مستخلفٌ عنه سکوت شده است. به موجب این مسأله، مفسران و قرآنپژوهانِ پیرو مکتب اهلبیت، در این باره با هم اختلاف نموده و اقوال گوناگون مطرح شده است. اما قول راجح نزد بسیاری از مفسران شیعی آن است که مراد از خلیفه در اینجا حضرت آدم(ع) است و مقصود از خلافت وی نیز«جانشینی خدا» بر روی زمین بوده است. آراء دیگر چون جانشینی بنیآدم از فرشتگان و اجنه نیز مطرح شده است. برخی نیز صرفاً به عنوان یک نظر بدون ادله متقن به وجود انسانهای پیش از آدم اشاره کردهاند. در این مجال ضمن نقد آراء و تبیین ادله قائلان این اقوال، با بررسی سیاق آیات و با رویکرد تفسیر قرآن به قرآن و سنت، نظریه خلافت و جانشینی از خدا و دیگر آراء، تضعیف و رأی خلافت حضرت آدم و ذریه او از انسانهای پیشین تقویت میگردد.
در این نوشتار ضمن بررسی دیدگاههای متفاوت درباره متعلق خلافت، پس از گذری بر مفهوم واژه خلیفه، مفهوم جعل خلیفه به معنای خلقت آدم و قرار دادن او در زمین به جای نسلهای پیش مطرح شده است.
@Gholow
انتساب ملحق نهج البلاغه به ابن ناقه در اثر پدیده تسری اسناد
عمیدرضا اکبری
کتاب ملحق نهج البلاغه به نام احمد بن یحیی بن ناقه (۴۷۷-۵۵۹ق) با تصحیح محمدجعفر اسلامی نشر یافته است. مصحح در مقدمه بحثی از چرایی انتساب کتاب به ابن ناقه و مذهب و روش ابن ناقه نکرده است. در متن کتاب نیز صریحاً کتاب از ابن ناقه خوانده نشده است. در منابع فریقین شاهدی از چنین انتسابی یافت نشد، و یادکردی از این عنوان نیز در منابع نیست. بنابراین باید پرسید چرا این کتاب به فقیه مطرح حنفی ابن ناقه منسوب شده است؟
https://deraayaat.ir/mulhaq-nahj/
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
غلو سیاسی به مرزهای جدیدی رسیده است. هجوم قوای خارجی و اتحاد ملی در برابر اجانب و مزدورانشان، باعث شده برخی از این شرایط خاص، سوء استفاده کرده و بدعتها و عقاید باطل خود را راحتتر از قبل، فریاد بزنند.
کارشناس این شبکه، صریحاً از «عصمت و امامتِ ولی فقیه و آگاهی قطعی او از آینده و امور پنهان» و «کافر بودن کسی که به ولی فقیه اعتقاد ندارد» سخن میگوید. گوینده بهجای استدلال، به بدیهیجلوهدادن دیدگاههای نوظهور اکتفا میکند؛ انگارههایی که بر خلاف تصریحات مکرر رهبران انقلاب و آموزههای مذهب تشیع است. عقلاً و نقلاً، عصمت امری آشکار در ظاهر افراد نیست، و نیازمند نص الهی یا برهان معجزه است.
عجیب آنکه این مطالب که امامت شیعه را نشانه گرفته، در شبکهای پخش میشود که رسالت خود را دفاع از امامت میداند!
در عین حال که مقاومت و اتحاد در برابر هجمه خارجی لازم است، نمیتوان از کنار این انحرافات و تحریفات ویرانگر آسوده گذشت و آینده مذهب را نادیده گرفت.
@Gholow
تحلیل تاریخی خطبة الوسیلة و خطبة الطالوتیة، موسوی نسب و عمیدرضا اکبری، مطالعات تاریخی قرآن و حدیث، ش78، بهار 1403.pdf
حجم:
1.3M
تحلیل تاریخی خطبة الوسیلة و خطبة الطالوتیة
✍️سیدمحمد موسوی نسب و عمیدرضا اکبری
مطالعات تاریخی قرآن و حدیث 78، 1403ش
خطبة الوسیلة و خطبة الطالوتیة دو خطبۀ طولانی مشهور منسوب به امام علی(ع) در کتاب الکافی هستند که با وجود غرابت سندشان، تاکنون پژوهشی در اعتبارسنجی آنها صورت نگرفته است. بدین منظور، از ابزارهای گوناگونی مانند الگوهای اسناد، گفتمانشناسی و زبانشناسی تاریخی و مصدریابی مفردات روایات بهره گرفتهایم. بنا بر نتایج پژوهش، متون و اسناد راوی اصلی دو خطبه، یعنی محمد بن علی معمر غرائب بسیاری دارد، و از جمله در این خطبهها نیز با واسطۀ مجاهیل از بزرگان عامه مضامینی بر خلاف اعتقاداتشان روایت میکند. هردو خطبه واژگانی متأخر از سدۀ نخست دربردارند. ناهمخوانی مقدمۀ خبر با متن، زمانپریشیِ تاریخِ ایراد خطبه، گسستگیِ بسیاری از مقاطع خطبه از دیگر مشکلات خطبة الوسیلة و تا حدی الطالوتیة است. تخریج عبارات دو خطبه در منابع نیز مؤید آن است که هردو متونی مرکّب از مجموعه روایاتی هستند که تنها برخیشان منسوب به امام علی(ع) بوده است. شکلگیری ساختار نهایی دو خطبه احتمالاً منشأی واحد در حدود طبقۀ ابن معمر دارد.
@Gholow
عوالم پیشین در کوفه و قم (ذر، اظله و ارواح) نسخه PDF.pdf
حجم:
442.2K
20160518145759-10055-30.pdf
حجم:
335.9K
مغیرة بن سعيد و ظهور انديشه حروفیگری در عصر امويان
✍ روح الله بهرامی
مطالعات تاریخ اسلام، ش۵، ۱۳۸۹
عراق در عصر امویان محل ظهور و بروز اندیشهها و آراء مختلف سیاسی و فکری متنوعی بود. پیشینه تاریخی، ترکیب اجتماعی، مرکزیت سیاسی و اقتصادی، آن را به عنوان کانون مهم بروز این گونه افکار و اندیشهها درآورده بود. یکی از مهمترین این آراء و اندیشهها، غلو و حروفیگری بود.
این نوشتار، چگونگی ظهور آراء و نمادهای رمزی و حروفی و سرچشمهی حلول این افکار را در اندیشهی مغیره بن سعید، و نیز شکلگیری جریان مغیریه را بررسی نموده، با بهرهگیری از روشهای تحلیل تاریخی و فرقهشناسی به تبارشناسی اندیشهها و واکاوی آراء این جریان سیاسی_مذهبی پرداخته است و پیوند میان اینگونه اندیشهها را با آراء گِنوسی ایرانیان و تمدنهای بین النهرین و نظریات رمزی، حروفی و عددی نوافلاطونیان و فیثاغورثیان آشکار ساخته، و نشان داده که مغیرة بن سعید نخستین کسی است که افکار رازورانه و باطنیِ متأثر از افکار گنوسی بین النهرین را با آراء، اندیشهها و برداشتهای عددی، حروفی و رمزی پیوند داده، با این اقدام اولین جریان و مکتب حروفی را در عهد امویان به وجود آورده است.
@Gholow