eitaa logo
غلوپژوهی | یادداشت‌های حدیثی و رجالی
1.2هزار دنبال‌کننده
82 عکس
15 ویدیو
122 فایل
بررسی‌های رجالی، تاریخی و اعتقادی ارتباط با مدیر: @amid30 كانال اصلی در تلگرام: https://t.me/gholow2
مشاهده در ایتا
دانلود
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
▪️اگر امروز مردانه نجنگیم، فردا زنانمان اینگونه باید با سربازان آمریکا و اسرائیل بجنگند...
⚠️ تأثیر تلقین در پذیرش جعلیات گزارش فقیه محقق، آقای شبیری زنجانی از ماجرایی در سال 57: 🔸«آقای اخوان مرعشی می‌گفت: در مشهد من، آقای خامنه‌ای، آقای [واعظ] طبسی تولیت، آقای میرزا جواد آقا تهرانی، آقای آشیخ علی فلسفی و آشیخ مهدی نوقانی در اتاقی بودیم. گفتند: الان عکس آقای خمینی در ماه ظاهر شده است. ما انکار کردیم و گفتیم این‌چنین نیست. آقای طبسی گفت: آقا بیایید ببینید! الآن پیداست و به زور ما را بیرون کشانید. آمیرزا جواد آقای تهرانی که می‌دانست این حرف اصلی ندارد، از اتاق بیرون نیامد. من به ماه نگاه کردم و گفتم: من که چیزی نمی‌بینم. آقای طبسی با تندی گفت: تو همیشه مناقشه می‌کنی، نباید همه چیز را انکار کنی! آقای فلسفی گفت من چیزی حس نمی‌کنم. آقای خامنه‌ای گفت: چشم‌های من ضعیف است لذا نمی‌توانم شهادت بدهم ولی مثل اینکه کَلَف‌های ماه [لکه‌های روی ماه] قدری بیشتر شده است، یعنی مثل اینکه این تفاوتی حس می‌کنم. آشیخ مهدی نوقانی گفت: من عبا و عمامه‌ای می‌بینم ولی خویی است یا خمینی، تشخیص نمی‌دهم.» 📚 جرعه‌ای از دریا، ج۳، ص۶۶۹ این گزارش رؤیت عکس در ماه بسیار مشهور است. شاید امروز کم‌تر کسی، خواه مدافع و مخالف نظام، باشد که در جعلی‌بودن چنین گزارشی تردید کند. ولی جای این پرسش است که چرا در روزگاری، بسیاری از مردم چنین چیزهای خلاف محسوسات را باورمندانه نقل کردند و بسیاری هم می‌پذیرفتند؟ در حالی که بالوجدان می‌دیدند در ماه عکس کسی نیست. آیا همگی با هم جمع شده و گفته بودند چنین چیزی جعل کنیم؟ بی‌تردید خیر. ولی در اثر شدت تلقینات افراد بسیاری بر امری اشتباه اجتماع کرده بودند. (نمونه‌های کسانی را که گمان می‌کردند عکس را در ماه دیده‌اند، با جست‌وجویی ساده از نزدیکان یا در اینترنت می‌یابید. مانند این) این نمونه‌ای از گزارش‌هایی است که نشان می‌دهد که صرف تعدد طرق به ظاهر مجزا از هم، همیشه تواتر و اطمینان ایجاد نمی‌کند. بلکه گاهی جمع زیادی شایعه‌ای با ریشه نامعلوم را (در ظاهر به صورت مجزا از هم) نقل می‌کنند. بر این اساس، در بررسی طرق نقل اخبار و روایات، لزوماً صرف جاعل‌نبودن راویان بعضی طرق برای ما کافی نیست، و دیگر تسامح‌ها و ضعف‌ها نیز می‌توانند زمینه روایت یک گزارش جعلی توسط جمعی گسترده باشند. دروغ‌پراکنی عمومی همیشه با قصد و توجه و تبانی صورت نمی‌گیرد. نمونه‌های عینی از نشر یک مطلب جعلی توسط دهها کانال بدون ذکر منبع جعل شاهدی امروزی از این دست است. @Gholow
تحریفی در روایات دوازده امام، شاهد جعل یا اصالت؟ ✍️ عمیدرضا اکبری تعداد روایات دوازده امام در منابع فریقین بسیار زیاد است که برای نمونه در باب دوازده امام کتاب الحجة کافی و الغیبة نعمانی به ترتیب ۲۰ و ۴۰ روایت در این باره آمده است. از بحث‌برانگیزترین روایات کافی در دوران معاصر پنج روایت از باب یادشده است که در آن یادکرد از ۱۲ امام در کنار حضرت امیرالمؤمنین ع گمانه وجود سیزده امام را به ذهن می‌آورد. آقای روح الله ملکیان مقاله‌ای در نقد اصالت کافی نوشته است، و در آن مهم‌ترین شاهد درونی جعل متأخر در کافی را (در بازه قرن ۹ تا ۱۱!) روایات مشعر به سیزده امام می‌داند (ملکیان، ۱۴۰۱ش، ص۲۰-۲۳، ۴۰). نویسنده سطور در مقاله‌ای (در دست نشر) به تفصیل نوشته آقای ملکیان را نقد و از اصالت کافی دفاع کرده است. گذشته از امکان ناپذیری چنین جعل متأخری که در بحث از نسخ کافی، بدان اشاره کرده‌ایم، باید پرسید جاعلی در قرن ۹ تا ۱۱ چه انگیزه‌ای برای چنین جعل‌هایی دارد؟ اولاً عقیده به ۱۳ امام تنها به ندرت از برخی در سده‌های نخست گزارش شده است (نجاشی، ص۴۴۰). اما در سده‌های بعدی به کلی اختلافی در تعداد امامان در میان امامیه وجود نداشته است تا ادعا شود شخصی با چنین دغدغه‌ای به تحریف روایات کافی بپردازد. ثانیاً در همان باب مرتبط کافی نیز بیشتر روایات صریح در دوازده امام هستند، پس جاعل ادعایی متأخر که در آن حد توانمند و اثرگذار بوده، چرا عقیده خود را در کل روایات اعمال نکرده است؟ ثالثاً برخلاف نظر ملکیان، احادیث موهم ۱۳ امام در بصائر الدرجات (ص۳۲۰)، الغیبة شیخ طوسی (ص۱۳۹، ۱۵۱-۱۵۲) و در نسخ کتاب سلیم (كتاب سليم بن قيس، ج‌2، ص857؛ نجاشی، ص۴۴۰) آمده؛ لذا آن زمان مطرح بوده و نمی‌توان اشکال را از ناسخان متأخر کافی دانست و نسبت احادیث را به کلینی تکذیب کرد. خصوصاً که منابع متقدم همین احادیث مورد بحث را از کلینی نقل کرده‌اند (الإرشاد، ج۲، ص۳۴۶ مختصر حدیث۹ کافی؛ الغیبة للطوسی، ص۱۳۸، ۱۵۱-۱۵۲: حدیث۸، ۱۴ و ۱۷ باب کافی). از جهت حلی نیز باید گفت این احادیث در اصل صریح در سیزده امام نیستند، و همگی بر عدد ۱۲ برای امامان تأکید دارند، ولی در آن‌ها تصحیف (نک‍: جواد، 2021، هل الأئمة ثلاثة عشر؟؛ پهلوان، ۱۳۹۲، ص۲۵۷-۲۶۱) یا تسامح در نقل به معنا صورت گرفته است. بدین صورت که تعابیر «۱۲ امام از آل محمد» یا «۱۲ امام از فرزندان محمد و علی» و امثال آن از راویانی مانند زراره، جابر انصاری و جابر جعفی نقل شده که از ایشان نقل‌هایی دقیق‌تر نیز در دست است. برای نمونه حدیث زراره در همین باب کافی در سه شماره‌ی ۷، ۱۴ و ۱۶ با سه طریق آمده است که تنها در حدیث ۷ با تعبیر «۱۲ امام از فرزندان رسول الله ص» است؛ در حدیث ۱۴ تعبیر «آل محمد» است، ولی در نقل‌هایی از همین خبر تصریح به داخل بودن علی ع در آل محمد نیز وجود دارد (الخصال، ج‌۲، ص۴۸۰؛ عیون الأخبار، ج۱، ص۵۶، ح۲۴: همان روایت زراره). استعمالی که با تصریح نصوص دیگر (معانی الأخبار، ص۹۴-۹۵؛ نیز نک‌: ابراهیم:۳۶) و یا از باب تغلیب نیز ممکن است. در تحریرهای دیگر خبر با تعابیر بی‌ابهام «۱۲ امام از ما» یا «۱۲ محدث از اهل بیت» مواجهیم (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج‌۱، ص۵۳۳، ح۱۶؛ الغیبة نعمانی، ص۶۶). می‌توان گفت تعابیر موهم ۱۳ امام مؤید اصالت اخبار است؛ زیرا با متروک بودن اعتقاد ۱۳ امام در سده‌های میانی و متأخر، از جهت تاریخی جا دارد این روایات امامی متعلق به عصر خود امامان دانسته شوند که به خاطر پایان‌نیافتن عصر امامان برای برخی راویان جایگاه دقیق عدد ۱۲ برای امامان دقیقاً جا نیفتاده بوده است؛ هرچند اصل عدد ۱۲ در همین روایات موهم ۱۳ امام نیز مسلم است. (بیشتر این اطلاعات حتی با مراجعه به تخریجات تحقیق دارالحدیث از کافی نیز دریافتنی است.) 👈پس ظاهراً نقل به معنا یا تصحیف این روایت متعلق به عصر حضور است، و در کنار دیگر شواهد سندی و تاریخی (برای نمونه: مقالات پرونده دوازده امام مجله امامت پژوهی؛ کتاب دوازده خورشید)، خود دلیلی دیگر بر اصالت روایات دوازده به حساب می‌آید. @Gholow
نمونه‌ای از تأویلات باطنی واقفه در تفاسیر روایی امامیه؛ تطبیق «سبعاً من المثاني» بر هفت امام https://alasar.blog.ir/1404/02/10/Mathani @Gholow
1588920583-10037-39-7.pdf
حجم: 703.3K
بررسی و واکاوی معنای جعل خلیفه در زمین (زهره نریمانی و جعفر فیروزمندی بندپی، پژوهشنامه معارف قرآنی، سال 10، ش39، 1398) journals.atu.ac.ir/article_10826.html در آیه 30 سوره مبارکه بقره موضوع خلافت مطرح، ولی درباره مستخلفٌ عنه سکوت شده است. به موجب این مسأله، مفسران و قرآن‌پژوهانِ پیرو مکتب اهل‌بیت، در این باره با هم اختلاف نموده‌ و اقوال گوناگون مطرح شده است. اما قول راجح نزد بسیاری از مفسران شیعی آن است که مراد از خلیفه در اینجا حضرت آدم(ع) است و مقصود از خلافت وی نیز«جانشینی خدا» بر روی زمین بوده است. آراء دیگر چون جانشینی بنی‌آدم از فرشتگان و اجنه نیز مطرح شده است. برخی نیز صرفاً به عنوان یک نظر بدون ادله متقن به وجود انسان‌های پیش از آدم اشاره کرده‌اند. در این مجال ضمن نقد آراء و تبیین ادله قائلان این اقوال، با بررسی سیاق آیات و با رویکرد تفسیر قرآن به قرآن و سنت، نظریه خلافت و جانشینی از خدا و دیگر آراء، تضعیف و رأی خلافت حضرت آدم و ذریه او از انسانهای پیشین تقویت می‌گردد. در این نوشتار ضمن بررسی دیدگاه‌های متفاوت درباره متعلق خلافت، پس از گذری بر مفهوم واژه خلیفه، مفهوم جعل خلیفه به معنای خلقت آدم و قرار دادن او در زمین به جای نسل‌های پیش مطرح شده است. @Gholow
انتساب ملحق نهج البلاغه به ابن ناقه در اثر پدیده تسری اسناد عمیدرضا اکبری کتاب ملحق نهج البلاغه به نام احمد بن یحیی بن ناقه (۴۷۷-۵۵۹ق) با تصحیح محمدجعفر اسلامی نشر یافته است. مصحح در مقدمه بحثی از چرایی انتساب کتاب به ابن ناقه و مذهب و روش ابن ناقه نکرده است. در متن کتاب نیز صریحاً کتاب از ابن ناقه خوانده نشده است. در منابع فریقین شاهدی از چنین انتسابی یافت نشد، و یادکردی از این عنوان نیز در منابع نیست. بنابراین باید پرسید چرا این کتاب به فقیه مطرح حنفی ابن ناقه منسوب شده است؟ https://deraayaat.ir/mulhaq-nahj/
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
غلو سیاسی به مرزهای جدیدی رسیده است. هجوم قوای خارجی و اتحاد ملی در برابر اجانب و مزدورانشان، باعث شده برخی از این شرایط خاص، سوء استفاده کرده و بدعت‌ها و عقاید باطل خود را راحت‌تر از قبل، فریاد بزنند. کارشناس این شبکه، صریحاً از «عصمت و امامتِ ولی فقیه و آگاهی قطعی او از آینده و امور پنهان» و «کافر بودن کسی که به ولی فقیه اعتقاد ندارد» سخن می‌گوید. گوینده به‌جای استدلال، به بدیهی‌جلوه‌دادن دیدگاه‌های نوظهور اکتفا می‌کند؛ انگاره‌هایی که بر خلاف تصریحات مکرر رهبران انقلاب و آموزه‌های مذهب تشیع است. عقلاً و نقلاً، عصمت امری آشکار در ظاهر افراد نیست، و نیازمند نص الهی یا برهان معجزه است. عجیب آن‌که این مطالب که امامت شیعه را نشانه گرفته، در شبکه‌ای پخش می‌شود که رسالت خود را دفاع از امامت می‌داند! در عین حال که مقاومت و اتحاد در برابر هجمه خارجی لازم است، نمی‌توان از کنار این انحرافات و تحریفات ویرانگر آسوده گذشت و آینده مذهب را نادیده گرفت‌. @Gholow
تحلیل تاریخی خطبة الوسیلة و خطبة الطالوتیة، موسوی نسب و عمیدرضا اکبری، مطالعات تاریخی قرآن و حدیث، ش78، بهار 1403.pdf
حجم: 1.3M
تحلیل تاریخی خطبة الوسیلة و خطبة الطالوتیة ✍️سیدمحمد موسوی نسب و عمیدرضا اکبری مطالعات تاریخی قرآن و حدیث 78، 1403ش خطبة الوسیلة و خطبة الطالوتیة دو خطبۀ طولانی مشهور منسوب به امام علی(ع) در کتاب الکافی هستند که با وجود غرابت سندشان، تاکنون پژوهشی در اعتبارسنجی آن‌ها صورت نگرفته است. بدین منظور، از ابزارهای گوناگونی مانند الگوهای اسناد، گفتمان‌شناسی و زبان‌شناسی تاریخی و مصدریابی مفردات روایات بهره گرفته‌ایم. بنا بر نتایج پژوهش، متون و اسناد راوی اصلی دو خطبه‌، یعنی محمد بن علی معمر غرائب بسیاری دارد، و از جمله در این خطبه‌ها نیز با واسطۀ مجاهیل از بزرگان عامه مضامینی بر خلاف اعتقاداتشان روایت می‌کند. هردو خطبه واژگانی متأخر از سدۀ نخست دربردارند. ناهم‌خوانی مقدمۀ خبر با متن، زمان‌پریشیِ تاریخِ ایراد خطبه، گسستگیِ بسیاری از مقاطع خطبه از دیگر مشکلات خطبة الوسیلة و تا حدی الطالوتیة است. تخریج عبارات دو خطبه در منابع نیز مؤید آن است که هردو متونی مرکّب از مجموعه روایاتی هستند که تنها برخی‌شان منسوب به امام علی(ع) بوده است. شکل‌گیری ساختار نهایی دو خطبه احتمالاً منشأی واحد در حدود طبقۀ ابن معمر دارد. @Gholow
عوالم پیشین در کوفه و قم (ذر، اظله و ارواح) نسخه PDF.pdf
حجم: 442.2K
عوالم پیشین در کوفه و قم (ذر، اظله و ارواح) ✍ روح الله رجبی‌پور تحقیقات کلامی، ۱۳۹۳ در این مقاله، اطلاعات و نکات خوبی درباره روایات عالم اظله مورد توجه قرار گرفته است. @Gholow
20160518145759-10055-30.pdf
حجم: 335.9K
مغیرة بن سعيد و ظهور انديشه حروفی‌گری در عصر امويان ✍ روح الله بهرامی مطالعات تاریخ اسلام، ش۵، ۱۳۸۹ عراق در عصر امویان محل ظهور و بروز اندیشه‌ها و آراء مختلف سیاسی و فکری متنوعی بود. پیشینه تاریخی، ترکیب اجتماعی، مرکزیت سیاسی و اقتصادی، آن را به عنوان کانون مهم بروز این گونه افکار و اندیشه‌ها درآورده بود. یکی از مهم‌ترین این آراء و اندیشه‌ها، غلو و حروفی‌گری بود. این نوشتار، چگونگی ظهور آراء و نمادهای رمزی و حروفی و سرچشمه‌ی حلول این افکار را در اندیشه‌ی مغیره بن سعید، و نیز شکل‌گیری جریان مغیریه را بررسی نموده، با بهره‌گیری از روش‌های تحلیل تاریخی و فرقه‌شناسی به تبارشناسی اندیشه‌ها و واکاوی آراء این جریان سیاسی_مذهبی پرداخته است و پیوند میان این‌گونه اندیشه‌ها را با آراء گِنوسی ایرانیان و تمدن‌های بین النهرین و نظریات رمزی، حروفی و عددی نوافلاطونیان و فیثاغورثیان آشکار ساخته، و نشان داده که مغیرة بن سعید نخستین کسی است که افکار رازورانه و باطنیِ متأثر از افکار گنوسی بین النهرین را با آراء، اندیشه‌ها و برداشت‌های عددی، حروفی و رمزی پیوند داده، با این اقدام اولین جریان و مکتب حروفی را در عهد امویان به وجود آورده است. @Gholow
پژوهشی در «خلیفه» خواندن راویان حدیث در سنّت نبوی، محمد صادق رضوی، مطالعات اعتبارسنجی حدیث4، ۱۴۰۴.pdf
حجم: 578K
پژوهشی در «خلیفه» خواندن راویان حدیث در سنّت نبوی ✍️ سید محمد صادق رضوی طوسی مطالعات اعتبارسنجی حدیث، بهار و تابستان ۱۴۰۴ چکیده: با شکل گرفتن نزاع خلافت در فرقه‌های اسلامی، سنت حدیثی نیز دستخوش تأثراتی از این نزاع گردید. از این رو بررسی و اعتبار سنجی روایاتی که به این موضوع می‌پردازند حائز اهمیت خاصی است. یکی از روایاتی که به موضوع «خلفا» اشاره دارد، روایت معروف «اللهم ارحم خلفائی» است که به رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت می‌دهد که ایشان راویان حدیث را به عنوان «خلفا» معرّفی نمودند. در این نوشتار ابتدا با بررسی اسناد حدیث نشان داده شده که رجال آن عمدتاً عامی و ضعیف هستند و برخی از طرق آن بر اثر قلب اسناد، به منابع شیعه راه یافته، و به این جهت مورد توجه علمای شیعه نیز قرار گرفته است. در ادامه به تحلیل محتوای آن پرداخته شده و با بررسی روایات معتبر سنّت امامی، تعارض آن با اصول مذهب  شیعه به اثبات می‌رسد، چه اینکه «خلیفه» عنوانی‌است که تنها بر ائمه ی معصومین علیهم السلام اطلاق شده است. @Gholow
غلوپژوهی | یادداشت‌های حدیثی و رجالی
🔸«مهم‌ترین مصلحت، راستی و درستی است.» تاریخ وفات حضرت عبدالعظیم و حضرت معصومه س جعلی است و برخی از
⚠️آیا تاریخ ادعاشده برای ولادت حضرت معصومه (س) اصیل است؟ در منابع متقدم، ذکری از روز ولادت و درگذشت حضرت معصومه (س) نیامده، ولی چند منبع در دوران اخیر ولادت ایشان را در اول ذی القعده سال ۱۷۳ق. در شهر مدینه و وفات ایشان را در روز ۱۰ ربیع الثانی سال ۲۰۱ هجری قمری عنوان کرده‌اند. چند آدرس جعلی نیز برای آن ارائه شده که در واقع وجود ندارد. - آقای رضا استادی منبع ولادت سازی برای حضرت معصومه علیها السلام را، کتاب نور الآفاق (منتشر شده در ۱۳۳۴ق) نوشته جواد شاه عبدالعظیمی (م ۱۳۵۵ق) می‌داند و می‌نویسند: «بسیاری از گفته‌های این کتاب فاقد استناد و بلکه ساختگی است و یکی از همین سخنان ساختگی "تاریخ تولد و وفات حضرت معصومه سلام الله است" که از کتاب او به چند کتاب دیگر نیز راه‌ یافته است.» - فقیه و محقق دانشمند، آقای شبیری زنجانی، تاریخ ولادت حضرت معصومه سلام الله را جعلی و دروغ دانسته و ماجرای جعل آن را نیز تبیین فرموده‌اند. (تفصیل بیشتر| صوت مرتبط) - صاحب کتاب «ریاحین الشریعة» تاریخ ولادت و رحلت حضرت معصومه سلام الله را مجعول و دروغین دانسته و می‌نویسد: از محضر آیت الله مرعشی نجفی سوال نمودم و ایشان تاکید فرمودند: «این تاریخ‌ها دروغ و جعل است» چند نکته و رفع ابهام 1- نبود سندی هرچند ضعیف کاملاً معلوم است که صرف ضعف سند دلالتی بر جعل ندارد. اما تاریخ میلاد حضرت معصومه س هیچ سندی حتی ضعیف هم ندارد، و در هیچ مصدری ولو ضعیف و یا از متأخران نیامده. اینکه در دوران حاضر شخص متهمی ادعا کند که گزارشی دارد و سند ارائه ندهد، سند به حساب نمی‌آید. خصوصاً آن‌که در موضوع مورد بحث، عالمان در آثار مرتبط خود چنین مطلبی را نیاورده‌اند. از اساس داعیه کمی بر نقل روز میلاد فرزندان ائمه ع بوده است، و حتی بسیاری از موالید خود ائمه نيز محل اختلاف است. اگر بناست ادعای بی‌دلیل معاصران، روایت ضعیف قابل‌توجه به حساب آید، کسی را رسد که خلاف آن گوید، و این را بیاورد که «وجدنا فی نسخة بمدینة قم، انه روینا عن العالم انه قال سیاتی قوم یدعون ولایتنا و یظنون انهم یتبعونا، ینقادون لکل خبر، لا یدرون اصابوا ام اخطأوا، و یتخذون مجالس یحسبون انها لنا حشوا رثا من آرائهم، یقولون هذا الیوم لمیلاد اول ائمتنا و هذا لآخرهم! بلا اثر محکم و لا برهان قاطع! مشغولون بکلام بدعة، و دعاء ضلالة. الا طبع الله علی قلوب بعضهم حتی یغنون باشعارا فی فضلنا. الا ویل لهم ثم ویل لهم، ثم ویل لهم. و زاد فی نسخة اخری لا یزال یکررها حتی ظننا انه یجوز لعنهم!» سند ضعیف خبری است که در منابع باشد، و برخی از راویانش ضعیف باشند، و یا سند مقطوع باشد، و یا مصدر مشکوک باشد. امثال موارد فوق که بی شک مجعول هستند. 2- لوازم تکریم کسی با تکریم اولیای الهی مانند بزرگداشت حضرت معصومه س مشکلی ندارد، اصلاً چند صد روز در سال را گرامی‌داشت حضرت معصومه س قرار دهند. اما جعل تاریخ میلاد، افترا بر خاندان اهل بیت ع و معصیت است. مقابله با دروغ نیز امری لازم است، و نباید با مصلحت‌سازی‌های نا به جا آن را کوچک جلوه دهیم. بلکه اگر بنا بر مصلحت سنجی است، نباید کاری کنیم که موجبات وهن مذهب نزد مخالفان شیعه را فراهم آوریم، که بگویند تا چند سال پیش فلان مناسبت را نداشتند، و اکنون آن را برساختند. (تفصیل بیشتر) 3- از مفاسد تسامح اشکال دیگر این جعل‌ها نیز پرآسیب جلوه دادن اخبار منابع معتبر است. و فراتر از آن باز کردن باب شعائرسازی و آرای باطل در این موارد، تا آنجا است که برخی بر آن نظراتی فقهی و اعتقادی بنا می‌کنند، و می‌گویند تولد حضرت عباس در روز بعد از میلاد سید الشهداء نشان از مقام تسلیم محض دارد و.... و اگر کسی نقدی کرد، برخی از ایشان لسان به طعنش گشایند و او را معارض مذهب شمارند. و این خود اشاره به نکته مهم‌تری در بحث است و آن اهمیت اصلاح روش استناد به منابع است. و این مطلب خاص مصداقی برای بحثی بسیار گسترده خواهد بود. @Gholow