8️⃣ در رابطه حدیث ملاقات شبلی (م334ق) با امام سجاد (ع) نیز اظهارات مشابهی مطرح شده است. از آن جمله: «ولقد اثِرت عن الإمام زين العابدين عليه السلام نصوص جاء فيها شرح العبادات من وجهات نظر روحيّة بما عجز عن إدراكه كبار المتصدين لمثل هذه المعارف، فمن ذلك ما روي عنه في تفسير معاني أفعال الحج وأقسام الصوم.» (حسینی جلالی، جهاد الامام السجاد ع، ص175)
جوادی آملی نیز از علو مضمون این روایت گفته است.
🔺در برابر احمد خامه یار مستندات گستردهای بر برساختگی این روایت ارائه کرده است («حدیث شبلی در اسرار حج؛ روایت شیعیان یا حکایت صوفیان؟»، پژوهشنامه حج و زیارت، ش12، 1400ش)
✅ بنابراین، در بسیاری از مثالهای رایج برای علو مضمون قرائن جعل بسیار گسترده است؛ اما حتی قوت متنی نیز -بر فرض اثبات- برای انتساب متن به راوی خاصی کافی نیست. حتی نمونه تحقیقات در راستای مستندسازی این روش نیز یا آن را به ملاکهای دیگر مانند موافقت کتاب و سنت (و نهایتاً تاریخگذاری ادبی و امثال آن) برگرداندهاند، و یا به ذکر به کلمات متأخران اکتفا کردهاند (ياسين پور و مرداني، «علو مضمون»، حديث حوزه16، 1397). پس عملاً در عموم استنادات به علو مضمون که نسبت آن با دیگر ملاکها تبیین نشده، وجه این استنادات مبهم باقی میماند.
به عبارتی، کارکرد علو مضمون بیشتر مانند مصادره به مطلوب است که در آن، به جای ارائه ملاک روشن بر اعتبار، به نحوی بر اعتبار روایت مطلوبشان تحکّم میشود.
گفتنی است در مقاله «گنجی نویافته یا وهمی بربافته» جویا جهانبخش ضمن نقد خطبه منسوب به حضرت عباس بن علی (ع)، از روشهای بیمعیار مانند «علو مضمون» در تصحیح اخبار شدیداً انتقاد کرده است.
@Gholow
تشرف یا موج گرفتگی- نقدی بر کتاب بیا مشهد.pdf
حجم:
195.6K
▪️تشرف یا موجگرفتگی؟
انتشارات شهید ابراهیم هادی کتابی با عنوان «بیا مشهد» درباره شهید جانبازی منتشر کرده که ادعا شده خدمت امام عصر (عج) مشرف شده است.
در این فایل با استناد به متن کتاب، نشان داده شده که تشرف ادعایی، چیزی جز عوارض و اختلالات ناشی از موجگرفتگی نبوده است.
بسیاری از مردم، رفتارها و گفتارهای غیرطبیعی را نشانه برگزیدگی و ارتباط با غیب میپندارند. برای همین، در گذشته، تقدیس دیوانگان رواج داشته است که در این مقاله به سابقه آن اشاره کردهایم:
https://eitaa.com/Gholow/613
اگر چه امروز تقدیس جنون، به شکل قدیمی خود رایج نیست؛ اما همچنان آثار آن دیده میشود. کتاب «بیا مشهد» از نشر شهید ابراهیم هادی، صورت رقیقشدهای از همین سنت قدیمی است. محسن عمادی در این کتاب کوشیده است از جانبازی مبتلا به عوارض موجگرفتگی، تصویر شخصی مرتبط با امام زمان (عج) ترسیم کند. در کتاب دیگر او «شنود» نیز شبیه این رویکرد دیده میشود.
#شنود
#ابراهیم_هادی
#سه_دقیقه_در_قیامت
@Gholow
بررسی پیشینیه کاربرد اصطلاح «معجزه» در روایات
در قرآن کریم، برای اشاره به معجزات از تعابیری مانند «آیه» بهره گرفته شده است. بنا بر نظر جمعی از پژوهشگران، لفظ «معجزه» در نیمه دوم قرن سوم قمری پدید آمده و در پایان این قرن رواج یافته است. در این نوشتار شواهد موافق و مخالف این دیدگاه بررسی شده است. بنا بر این تاریخگذاری، روایاتی که مشتمل بر لفظ معجزه / اعجاز هستند و به زمانی پیش از قرن سوم باز میگردد دچار اشکال هستند. در این نوشتار سعی شده بیشتر این روایات بررسی شوند. این احادیث یا با شواهد دیگر، جعلی بودن و اختلال آنها ثابت است، یا دست کم، ضعیفند و اعتبار آنها ثابت نیست و یا میتوان نشان داد دچار نقل به معنا، تصحیف، اضافه توضیحی و آفاتی مانند آن شدهاند.
متن نوشتار: https://deraayaat.ir/mojezeh/
@Gholow
UH_Volume 17_Issue 63_Pages 129-153.pdf
حجم:
1.7M
بررسی روایات فضایل و مثالب شهر قم
✍️بی بی زینب حسینی و مهدی جلالی
📚فصل نامه علوم حدیث، ش63، 1391ش، ص129-153
https://hadith.riqh.ac.ir/article_2258.html
چکیده
فضایل شهرها از جمله موضوعاتی است که خاستگاه بسیاری از روایات ساختگی است. در این نوشتار ما در پی آنیم که روایات فضایل شهر مقدس قم را ارزیابی سندی و متنی داشته باشیم. این روایات اولین بار از طریق حسن بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی (برادر میانی شیخ صدوق)، عابدی زاهد و عزلت نشین - که بهرهای از فقه نداشت - برای حسن بن محمد بن حسن سائب اشعری قمی نقل شد. بعدها این روایات توسط مؤلفان جوامع حدیثی متأخر، مانند علامه مجلسی، شیخ حر عاملی، میرزا حسین نوری در متون حدیثی مشهور شدند. اکثر این روایات دارای اسناد ضعیف و متونی نقدپذیر هستند.
@Gholow
PKN_Volume 6_Issue 1_Page 85-126.pdf
حجم:
397.7K
انگیزههای سیاسی در جعل روایات مدح و ذم بلاد
✍️ محمود کریمی و سعید طاووسی مسرور
📚مجله دانش سیاسی، ش11، 1389ش، ص85-126
https://pkn.isu.ac.ir/article_4.html
چکیده
در منابع روایی اهل تسنن و شیعه روایات فراوانی در باب فضائل و یا احیاناً ذم برخی شهرها و سرزمینها وارد شده است چنانکه در برخی جوامع حدیثی، باب یا ابوابی به ذکر این روایات اختصاص داده شده و یا دربارۀ این احادیث تألیف مستقل صورت گرفته است. در این میان، این نکته قابل توجه است که بهتصریح حدیثشناسان فریقین، شمار زیادی از این روایات مجعول است. گذشته از انگیزههای مذهبی، یکی از مهمترین علل جعل اینگونه روایات، انگیزه¬های سیاسی است. مقاله حاضر با اتخاذ روش توصیفی تحلیلی و با ارائه شواهد عینی، به بیان انگیزههای گوناگون سیاسی در جعل روایات مدح و ذم بلاد میپردازد. برای این منظور نویسنده ضمن اشاره به الگوی تحلیلی مبتنی بر رابطه «حدیث- قدرت» که ریشه در نفوذ معنوی احادیث در مخاطبان و انگیزش عملی آنها دارد، سعی نموده نشان دهد که چگونه پارهای از حاکمان بنیامیه یا بنیعباس از این مزیت استفاده کرده و با جعل احادیث، اهداف سیاسیشان را دنبال نمودهاند.
@Gholow
غلوپژوهی | یادداشتهای حدیثی و رجالی
▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (۳) تأکید منابع غلات بر عالم اظله در بخش پیش، بر پایه گزارشهای کت
▪️عالم اظله در میراث شیعه و غلات (۴)
نگاه انتقادی برخی از متکلمان شیعه
در مقدمه بحث، نام چند تن از بزرگان متقدّم را که به عالم اظله اشاره کرده یا روایاتش را پذیرفتهاند، آوردیم. با این حال گفتیم که سعد بن عبدالله اشعری در مقالاتِ خود، اعتقاد به اظله را به فرق غالی نسبت داده و ظاهر سخنش آن است که این عقیده را قبول نداشته است. در دورههای بعد نیز برخی متکلمان، به طور کلی نسبت به آفرینش روح انسان پیش از جسمش و وجود عوالم پیشین برای انسان، بدبین بودهاند.
این متکلمان مباحث خود را به طور کلی درباره عوالم پیشین و نه در خصوص اصطلاح اظله، در سه بخش ارائه کردهاند:
1. دلالت آیه 172 سوره اعراف (وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَني آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَومَ الْقِيامَةِ إِنّا كُنّا عَنْ هذا غافِلِينَ) بر عالم ذر را نقد کردهاند.
در این زمینه، مباحثی در آثار شیخ مفید (المسائل السرویة، ص47-52)، سید مرتضی (أمالي المرتضى، ج1، ص28-30؛ رسائل المرتضی، جواب المسائل الرازیة، ج۱، ص۱۱4)، شیخ طوسی (التبیان، ج1، ص120؛ ج5، ص27-30)، ابوالفتوح رازی (روض الجنان، ج9، ص5-11)، شیخ طبرسی (مجمع البیان، ط مؤسسة الأعلمي، ج4، ص390-393) و دیگران دیده میشود.
این آیه بیشتر در روایاتِ عالم ذر مورد استناد قرار گرفته و ما در آغاز بحث، مفهوم عالم ذر را از عالم اظله، تفکیک کردیم. با این حال در برخی روایاتِ اظله نیز به این آیه استشهاد شده است (تفسير فرات الكوفي، ص147؛ علل الشرائع، ج1، ص85 و نیز نک: الإيضاح، ص106) که ما ان شاء الله به هنگامِ بحث درباره این روایات، ارتباط آنها را با متن آیه بررسی خواهیم کرد.
2. اشکالاتی عقلی درباره عالم ذر مطرح کردهاند که عالم ذر، محل بحث ما نیست؛ اما برخی از آنها میتواند درباره عالم اظله نیز مطرح شود. (أمالي المرتضى، ج1، ص28-29؛ رسائل المرتضی، جواب المسائل الرازیة، ج۱، ص۱۱۳-115؛ تصحيح اعتقادات الإمامية، ص84-87؛ المسائل السرویة، ص49، 53، 54؛ التبیان، ج1، ص120؛ ج5، ص28-29؛ مجمع البيان، ط مؤسسة الأعلمي، ج4، ص391؛ روض الجنان، ج9، ص7)
این اشکالات، قابل تأملند؛ اما به نظر میرسد نتیجه محکمی در پی ندارد و بدون بررسی نصوص، نمیتوان در این زمینه، نتیجه قاطعی گرفت.
3. درباره روایاتِ این موضوع بحث کردهاند؛ که مجموعه نکاتشان را میتوان در سه بخش دستهبندی کرد:
الف) بررسی سندی:
شیخ مفید درباره حدیث «الأرواح مخلوقة قبل الأجساد» تنها میگوید که خبر واحد است. (تصحیح الاعتقادات، ص81؛ المسائل السرویة، ص46) او یکی از احادیث اشباح را صحیح و راویانش را ثقه شمرده؛ ولی آن را تأویل کرده است. (المسائل السرویة، ص40-41) همچنین یکی از احادیث ذرّ را صحیح دانسته و تأویل کرده است. (المسائل السرویة، ص44)
شیخ طوسی نیز مانند شیخ مفید، تحقیق مفصلی ندارد و تنها سندِ یکی از روایاتِ عامی ذرّ را نقد کرده است. (التبيان، ج5، ص29)
این در حالی است که این متکلمان اسناد متعدد درباره عالم ذر را نادیده گرفته و از آنها بحث نکردهاند.
#اظله
@Gholow
ب) بررسی دلالی:
در نقدِ دلالی این روایات، اشکالاتِ عقلی و عدم مطابقت با ظاهر آیه را مطرح کردهاند که پیشتر اشاره شد.
شیخ مفید، حدیث «اَلْأَرْوَاحَ مَخْلُوقَةٌ قَبْلَ اَلْأَجْسَادِ» را بر ملائکه حمل کرده (تصحيح اعتقادات الإمامية، ص81) که تأویلی ناسازگار با لفظ و سیاق است. در جای دیگر، همین حدیث را بر خلق تقدیر و نه تکوین ذوات، حمل کرده است. (المسائل السرویة، ص53) همچنین درباره حدیث «اَلْأَرْوَاحَ جُنُودٌ مُجَنَّدَةٌ فَمَا تَعَارَفَ مِنْهَا اِئْتَلَفَ وَ مَا تَنَاكَرَ مِنْهَا اِخْتَلَفَ» گفته است تعارف و تناکر به معنایِ موافقت و مخالفت در رأی و هوی است؛ نه تعارف و تناکر در عوالم پیشین. (المسائل السرویة، ص53-54) این تأویل نیز دست کم با برخی تحریرهای حدیث نمیخواند.
شیخ مفید یکی از احادیث عرضه اشباح بر آدم (ع) را بر صور و تماثیل اهل بیت (ع) حمل کرده است؛ نه آن که ذوات زنده و ارواح ناطقه اهل بیت (ع) مقصود باشند. (المسائل السرویة، ص40-42؛ المسائل العكبرية، ص28)
همچنین یکی از احادیث ذر را بر اِخبار آدم از آینده و تشبیه به ذرّ حمل کرده و نیز احتمال داده که مقصود آن باشد که خداوند برای نمایش قدرت و اِخبار از آینده، اصول اجسام فرزندان آدم و نه ارواحشان را از پشت او بیرون آورد. (المسائل السرویة، ص44-46) این تأویل نیز با روایات متعدد دیگر سازگار نیست.
سید مرتضی گفته است روایات مربوط به ذرّ یا ساختگی است یا تأویلش همانی است که در تأویل آیه گفته است (رسائل الشریف المرتضی، جواب المسائل الرازیة، ج۱، ص۱۱4) که این نیز بر خلاف ظاهر روایات است.
شیخ طوسی احتمالِ اختصاص روایات ذرّ به گروه خاصی از انسانها را مطرح کرده است (التبیان، ج5، ص29) که این احتمال نیز بر خلاف متن روایات است.
ج) نکات جریانشناسی:
این متکلمان، اعتقاد به حضور همین انسانهای فعلی را به صورت زنده، آگاه و مکلف در عوالم پیشین، مرتبط با تناسخ میدانستهاند و از این جهت به روایات این موضوع اشکال کردهاند. (المسائل السرویة، ص46، ۴۷؛ تصحیح الاعتقادات، ص81، ۸۷؛ و نیز نک: التبيان، ج5، ص29)
شیخ مفید، روایات اشباح را مورد سوء استفاده غلات دانسته و درباره اهمیت آن نزد غالیان نوشته است:
«إن الأخبار بذكر الأشباح تختلف ألفاظها و تتباين معانيها و قد بنت الغلاة عليها أباطيل كثيرة و صنفوا فيها كتبا لغوا فيها و هذوا فيما أثبتوه منه في معانيها و أضافوا ما حوته الكتب إلى جماعة من شيوخ أهل الحق و تخرصوا الباطل بإضافتها إليهم من جملتها كتاب سموه كتاب الأشباح و الأظلة و نسبوا تأليفه إلى محمد بن سنان. و لسنا نعلم صحة ما ذكروه في هذا الباب عنه فإن كان صحيحا فإن ابن سنان قد طعن عليه و هو متهم بالغلو. فإن صدقوا في إضافة هذا الكتاب إليه فهو ضال بضلاله عن الحق و إن كذبوا فقد تحملوا أوزار ذلك.» (المسائل السروية، ص37)
در جای دیگر نیز مینویسد:
«فأما أن يكون ذواتهم ع كانت قبل آدم موجودة فذلك باطل بعيد من الحق لا يعتقده محصل و لا يدين به عالم و إنما قال به طوائف من الغلاة الجهال و الحشوية من الشيعة الذين لا بصر لهم بمعاني الأشياء و لا حقيقة الكلام.» (المسائل العكبرية، ص28)
چنان که میبینیم متکلمین، اگر چه در خصوص مفهوم اظله، تقریباً بحثی ندارند؛ ولی به صورت کلی به خلقت روح قبل از جسم پرداختهاند و ناظر به روایات ذر و ارتباطش با آیه «ألست» و نیز روایات اشباح بحث کردهاند که در آنها نیز نقدهای ایشان کافی به نظر نمیرسد.
آن چه بیش از همه در این موضوع، راهگشا و روشنگر است؛ بررسی سندی و متنیِ روایاتِ مربوطه و به ویژه جریانشناسی روایاتِ اظله است که این متکلمان، تنها به آن اشاره کردهاند. بنابراین ما در بخشهای بعدی، این موضوع را با جستجو در منابعِ حدیثی و رجالی پیمیگیریم.
#اظله
@Gholow