eitaa logo
من به توان²
63 دنبال‌کننده
721 عکس
311 ویدیو
7 فایل
ترکیب مقاومت با آگاهی بخشی و رشد فکری ، خط انقلاب اسلامی را تشکیل می‌دهند پیر شده در غم سیدعلی... توضیحات مفیدتر از کانال سنجاق شده ناشناس https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1tozlzv&btn=من.به.توان.تو
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از نیمه‌جان
من هر وقت میرم زیارت آقا امام رضا اول یه دل سیر برای حاجی ابراهیم گریه میکنم بعدش میرم تو الان آقامون اونجا دفن بشن که میمیرم 😭💔
هدایت شده از Masoumeh's room
آدم نمی‌دونه برای آقای رییسی گریه کنه یا برای صدای آقا که دیگه نیست
هدایت شده از شب‌های‌روشن-
از امروز و اولین بسته‌ای که قراره با کلی ذوق بره پُست تا برسه به دستِ مبهوم خانوم♥️
من به توان²
رونمایی از اولین سفارشی که خیلی خیلی خیلی چسبید واقعا هنر دستش جادو میکنه دلتو✨ من فقط کاپ کیکو سفارش دادم،بقیشو هدیه داده بهم😭چقد گوگولی و مهربونی لیا خانم🌱
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با دیدن این کلیپ،برای هزارمین بار میمیرم برای هزارمین بار سوگ تمام اتمهای کجودمو درگیر میکنه ....
هدایت شده از مجهولات
پارادوکسه ولی.. باید عاقلانه دنبال عشق بگردی عزیزم!
هدایت شده از هیمآ...♡
گفتند سودای رهبری داری. گفتند چشم به صندلی آقا داری. در مناظرات تلوزیونی، وقیحانه و بی‌شرمانه به چشم‌های معصومت خیره شدند و گفتند سندروم پست بی‌قرار داری. از قوه قضاییه به ریاست جمهوری آمده‌ای و از کجا معلوم طمع به مقامی بالاتر نداشته باشی. بی‌سوادی. ساده‌زیستی. تپق‌های کلامی داری. گفتند مردم‌فریبی. برای فریب مردم است که اینقدر بااخلاقی. تو هربار لبخند زدی. گفتی من فقط یک طلبه خدمتگزارم. گفتی اگر توهین به من مشکل مردم را حل خواهد کرد پس بسیار به من توهین کنید. گفتی من کسی نیستم، آقا را ولی آزار ندهید. عبای آقا را بوسیدی. وقتی همه‌شان سرگرم بازی‌های سیاسی و پولپاشی‌های رسانه‌ای بودند، عبایت را روی دست انداختی و روستا به روستا با کفش‌های گلی به مردمانی سر زدی که حتی بخشدار را از نزدیک ندیده بودند. هرروز. هرهفته. بی‌وقفه. خوشحالی که دوید توی چشم‌هایشان، گفتی من کسی نیستم. مرا آقا فرستاده. فقط از او متشکر باشید. ناگهان در یک عصرگاه اردیبهشتی همه خستگی‌هایت را روی کولت گذاشتی و میان جنگل‌های مه‌آلود ارتفاعات ورزقان، آرام محو شدی. که بدانند تو فدایی آقایی. خادم مردم. بعد از تو آقا کوه‌وار و ایستاده‌قامت ماند. دور خودش جمع‌مان کرد. در نمازت بغض نکرد. حواسش بود غصه نخوریم. سیاه نپوشید و بر تابوتت کمر خم نکرد، حتی برای بوسه‌ای. و ما داغ تو را به کوهی بزرگ تکیه دادیم. حالا آقا نیست ابراهیم. کوه بزرگ رفته. کوه بزرگ تنهایمان گذاشت. و کاش که ما هم با تو قبل از آقا در مه‌های ورزقان محو شده بودیم... «مهدی مولایی» @m_molaie110
سه هفته س هنذفریمو گم کردم،خیلی زجر آوره