eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.6هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
843 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
1001 fazilat.pdf
7.97M
📚دانلود رایگان 📙 کتاب ارزشمند ۱۰۰۱ فضیلت از علیه السلام در کتب اهل سنت محمد رضا رمزی اوحدی
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
#مطاعن_دشمنان #تقویم_شیعه #12رجب ۱ _ #مرگ_معاویه در این روز در سال ۶۰ق معاویه ابی‌سفیان لعنه‌الله
. 🔷🔶 ! 👈🏼👈🏼 بر معاویه وارد شد. به او گفت: علی علیه السلام را برای من توصیف کن. گفت: آیا مرا از این معذور می‌داری؟ گفت: نه معذور نمی دارم. 🍃 گفت: به خدا که بلند همت و نیرومند بود. قاطع سخن می‌گفت و عادلانه قضاوت می‌کرد. سرشار از علم بود. و همه وجودش حکمت بود. از دنیا و زیبایی آن بیزار بود. با شب و خلوت آن الفت داشت. به خدا بسیار اشک می‌ریخت و می‌اندیشید دستش را بر می‌گرداند و خود را مورد خطاب قرار می‌داد، و با پروردگارش مناجات می‌کرد. 🍃 لباس زمخت و غذای سخت را دوست می‌داشت. به‌خداقسم در میان ما مانند یکی از ما بود، وقتی نزد او می‌رفتیم ما را نزدیک می‌کرد و وقتی از او می‌خواستیم پاسخ می‌داد، با وجود نزدیکی او به ما و قرابت ما به او به خاطر ابهتش با او سخن نمی‌گفتیم. و به خاطر بزرگیش چشم خود را بالا نمی‌گرفتیم، و اگر لبخند می‌زند دندان‌های چون مروارید نمایان می‌شد. 🍃 اهل دین را بزرگ می‌داشت و مساکین را دوست می‌داشت. نیرومند را در راه باطلش گستاخ‌تر، و فقیر را از عدالتش ناامید نمی‌کرد. 🍃 خدا را گواه می‌گیرم که او را در برخی از مواضعش دیدم در حالی که شب پرده‌هایش را افکنده و ستاره هایش هجوم آورده بود، در محرابش ایستاده از ریش خود گرفته و هم چون مار گزیده به خود می‌پیچد، و مانند فرد اندوهگین می‌گرید، گویی صدای او را هم اکنون می‌شنوم که می‌گفت: ای دنیای پست! آیا بر من ظاهر شده‌ای یا به سوی من اشتیاق یافته‌ای؟ بعید است بعید است. غیر مرا بفریب مرا به تو نیازی نیست. تو را سه طلاقه کردم و برای من در آن راه بازگشتی نیست. عمر تو کوتاه، خطر تو نزدیک و آرزویت حقیر است. آه آه از کم بودن توشه، طولانی بودن سفر، تنهایی در راه و عظمت مقصد. 🍃 سپس اشک‌های معاویه بر روی ریش او جاری شد... مردم با حالت گرفتگی صدا به گریه افتادند. 🍃 سپس گفت: به‌خداقسم ابوالحسن این چنین بود. صبر تو بر او چگونه است ای ضرار؟ گفت: مانند صبر کسی که تنها فرزندش را بر روی سینه اش سر ببرند و او نه اشکش جاری می‌شود و نه حسرتش آرام و ساکن می‌گیرد. 🍃 سپس برخاست و با حالت گریه خارج شد. معاویه گفت: ولی اگر شما مرا از دست بدهید در میان شما کسی نیست که من را این گونه ثناء گوید.  📚 بحارالأنوار، ج۴۱، ص۱۲۱ 🔻 لعن الله معاوية بن أبي‌سفیان ولعن الله یزید بن معاوية ولعن الله بنی‌امیة قاطبة 🔆
. سلام الله علیها فرمودند: ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته؛ همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد. 📚(مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132) 📚امالی(صدوق) ص182 .
. ‍ 💛لا تحصی فضائلک یا مولای 📌در روایتی از سیّد المرسلین صلی الله علیه و آله می‌خوانیم: ✨ای علی(سلام الله علیه) اگر ترس این نبود که گروه هایی از امت من درباره تو چیزهایی بگویند که نصاری درباره عیسی علیه السلام گفتند، درباره تو سخنی می‌گفتم که وقتی از میان جمعی از مسلمانان عبور کنی، خاک پایت و باقیمانده آب وضویت را بگیرند و به آن شفا جویند 📖الامالی للصدوق ره مجلس۲۱ ح۱ 🖋 اگر این نقل و مشابه این اخبار، با دقت تحلیل شود نکات بسیار مهمی کشف می‌گردد از جمله آنکه: • حضرات علیهم السلام در بیان کرامات و فضائل خود بسیار احتیاط داشتند تا مبادا بستر ضلالت و گمراهی شخصی مهیا گردد. (مع الاسف عدم قابلیت جاهلان چنین اقتضاء می‌کند) .
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
. 💠داستان حُرِّه دختر حلیمه سعدیه، خواهر رضاعى پیامبر(ص)روزى به کاخ حکومتى حجّاج بن یوسف ثقفى وارد ش
. 💠داستان زنی به نام «سوده همدانی» از شیعیان امام بود، در جنگ صفین برای تشجیع(ترغیب شجاعتشان) سربازان و فرزندان دلاورش، اشعار حماسی می‌خواند، که سخت بر معاویه گران آمد و نام او را ثبت کرد. روزگار گذشت و امام علی علیه‌السلام به شهادت رسید، و فرماندار معاویه بسر بن ارطاة، بر شهر همدان مسلط گشت، و هر چه می‌خواست انجام می‌‌داد، و کسی جرئت اعتراض یا مخالفت را نداشت سرانجام سوده، سوار بر شتر به دربار معاویه در شام رفت، و از قتل و غارت و فساد فرماندار به معاویه شکایت کرد. معاویه او را شناخت و سرزنش کرد، و گفت: یاد داری که در جنگ صفّین چه می‌کردی؟ حال دستور می‌دهم تو را سوار بر شتری برهنه تحویل فرماندارم بدهند تا هر گونه دوست دارد، با تو رفتار کند؟… سوده، در حالی که اشک می‌ریخت این اشعار را خواند: صلّی الاله علی جسم تضمّنه قبر فاصبح فیه العدل مدفوناً قد حالف الحق لا یبغی بد بدلا فصار بالحق و الایمان مقروناً «خدایا درود بر پیکر پاکی فرست که چون دفن شد عدالت هم دفن شد، و خدا سوگند خورده که همتایی برای او نیاورد، و تنها او با حق و ایمان همراه بود» معاویه با شگفتی پرسید: چه کسی را می‌گویی؟ و این اشعار را پیرامون چه شخصی خواندی؟ سوده گفت: حضرت علی علیه‌السلام را می‌گویم که چون رفت، عدالت هم رفت. معاویه! فرماندار امام علی علیه‌السلام در همدان چند کیلو گندم از من اضافه گرفت، به کوفه رفتم وقتی رسیدم که امیرالمومنین علی علیه‌السلام برای نماز مغرب بپا خاسته بود تا مرا دید نشست و فرمود: حاجتی داری؟ ماجرا را شرح دادم، و گفتم چند کیلو گندم مهم نیست، می‌ترسم فرماندار تو به سوی تجاوز و رشوه‌خواری پیش رفته و آبروی حکومت اسلامی خدشه‌دار شود. امام علی علیه‌السلام با شنیدن سخنان من گریست و گفت: خدایا تو گواهی که من آنها را برای ستم به مردم دعوت نکردم. سپس قطعه پوستی گرفت و بر روی آن نوشت: بسم‌الله الرحمن الرحیم، قد جائتکم بینةٌ مِن ربّکم فَاوفوا الکیلَ و المیزان، و لا تَبخَسوا النّاسَ اَشیائهُم، و لا تُفسدوا فی الارض بعد اصلاحها، ذالکم خیرٌ لکُم مَن یَقبِضُهُ. والسّلام؛‌ دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده است؛ بنابراین، حق پیمانه و وزن را ادا کنید! و از اموال مردم چیزی نکاهید! و در روی زمین، بعد از آن که (در پرتو ایمان و دعوت انبیاء) اصلاح شده است، فساد نکنید! سپس دستور داد که: کارهای فرمانداری خود را بررسی و جمع‌آوری کن، تو را عزل کردم و به زودی فرماندار جدید خواهد آمد، و همه چیز را از تو تحویل خواهد گرفت. نامه را به من داد، نه آن را بست، و نه لاک و مُهر کرد، بلافاصله پس از بازگشت من به «شهر همدان» فرماندار عزل و دیگری به جای او آمد. معاویه، آن روز شکایت من از چند کیلو گندم اضافی بود، اما امروز به تو شکایت کردم که فرماندار تو «بسر بن ازطاة» شراب می‌خورد، تجاوز می‌کند، مال مردم را به یغما می‌برد،‌ خون بی‌گناهان را می‌ریزد؛ و تو به جای اجرای عدالت و عزل فرماندار فسادگر، مرا تهدید به مرگ می‌کنی؟ و ادعا داری که خلیفه مسلمین می‌باشی؟ 👈معاویه در حالی که از عدالت حضرت علی‌علیه السلام و عشق و وفاداری پیروان او به شگفت آمده بود گفت: هر چه سوده می‌خواهد به او بدهید، و او را با احترام به شهرش باز گردانید.(۶) ــــــــــــــــــــــــــــ 📎پی نوشتها ۱.مستدرک حاکم، ج۳، ص۴۸۳. ۲.وسائل ، ج ۳،ص ۳۹۵. نقل از داستان راستان،شهید مطهری،جلد دوم. ۳.بحارالانوار ، جلد ۷، باب ۱۰۳، صفحه۵۹۷. نقل از داستان راستان،شهید مطهری،جلد اول. ۴.وسائل ، ج ۲ص ۴۲۵.نقل از داستان راستان،شهید مطهری،جلد دوم. ۵.بحار الانوار.ج۴۶. ص ۱۳۴. ۶.سفینة البحار، ج۱، ص۶۷۱ 🌺 والسلام علی من اتبع الهدی 🌺 .
.   24   سالروز فتح خیبر غزوه خیبر؛ به جنگ میان مسلمانان در زمان رسول اكرم (صلى الله عليه و سلم) و یهودیان خیبر گفته می‌شود که به پیروزی مسلمانان سرانجامید. 🔳  دلایل شروع جنگ 🔸پس از بر قراری صلح حدیبیه رسول اكرم (صلى الله عليه و سلم)از جانب قریش خیالش راحت شد و از این رو تصمیم گرفت که یهودیان و قبایل نجد را سرکوب نماید تا امنیت و آرامش را بیش از پیش در جامعه اسلامی برگرداند. در این میان خیبر مرکز آشوبهای نظامی و تحریکات و جنگ‌افروزی‌ها علیه مسلمانان بود پس از صلح حدیبیه وی تمام ماه «ذی الحجة»، و مقداری از «محرّم» سال هفتم هجری را در «مدینه» توقف کرد، سپس با حدود یک هزار و چهارصد نفر از یارانش که در «حدیبیه» شرکت کرده بودند، به سوی «خیبر» حرکت کرد. 🔳 پیش از جنگ 🔹پیش از شروع جنگ محمد سباع بن عرفطه را جانشین خود کرد[1] و به سوی خیبر حرکت کرد. وی به سمت وادی حرکت کرد[2] و با این کار راه پیوند میان یهودیان و قبیلهٔ غطفان که همپیمانان خیبریان بودند را قطع کرد. قبیله غطفان با شنیدن خبر لشکرکشی مسلمانان، برای کمک به یهودیان خیبر آماده شدند ولی از ترس اینکه لشکر اسلام در غیابشان به خانه و دیارشان حمله کند و زن و بچه‌هایشان را به اسارت ببرند به خانه‌های خود بازگشته دست از کمک یهودیان برداشتند.[3] 🔳 قلعه‌های خیبر 🔸خیبر در زبان عبری به معنای قلعه‌است و چون این منطقه بواسطه این قلعه‌های هفتگانه دربر گرفته شده بود به آن خیبر می‌گفتند. منطقه خیبر در ۸ منزلی شمال مدینه واقع شده و سرزمینی بود که هفت قلعه و مزارع و درخت‌های نخل بسیاری داشت. 🔳 خیبر از دو بخش تشکیل می‌شد:     🔹بخش اول پنج قلعه بزرگ را شامل می‌شد: ناعم، صعب بن معاذ، زبیر، ابیّ و نزار. سه قلعه اول در منطقهای به نام نطاة و دو قلعه دیگر در منطقهای به نام شقّ قرار داشتند.    🔸 بخش دوم معروف به کتیبه دارای سه قلعه مستحکم بود قموص، وطیح، سلالم، علاوه بر این قلعه‌ها در خیبر قلعه‌های کوچکتری نیز وجود داشتند که به اهمیت قلعه‌های ذکر شده نبودند. 🔳پیروزی مسلمانان 🔹قلعه‌های هفتگانه خیبر دارای برج‌های بلندی بود که تیراندازان از آنجا به پیرامون قلعه اشراف کامل داشتند و تلاش مسلمانان برای تخریب دروازه ورود به قلعه توسط کمانداران ناکام گذاشته می‌شد. سرانجام پس از کشته شدن تعدادی از مسلمین به دست تیراندازان، علی بن ابی‌طالب به درب خیبر هجوم برد و در قلعه را با زور و بازوی خود از جای درآورد و مسلمانان وارد قلعه شدند و آنجا را به تسخیر خود درآوردند. 📚منابع: 1 -  طبری؛ تاریخ طبری، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۹۶۷، ج۳، ص۹ 2 -  بن هشام؛ السیرة النبویه، تحقیق مصطفی السقا ودیگران، بیروت، دارالمعرفه بی تا، ج۲، ص۳۳۰ 3 - تاریخ طبری، پیشین، ص۹ و والسیرة النبویه، پیشین، ص۳۳۰ و حمیری کلاعی، ابو الربیع، الاکتفاء بما تصنمنه من مغازی رسول‌الله و الثلاثه الختفا، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۲۰، ج۱، ص۴۷۷ علیه السلام ┄┄┄┅═✧❁❁✧═┅┄┄┄ مولای ما نمونۀ دیگر نداشته‌ست اعجاز خلقت است و برابر نداشته‌ست طوری ز چارچوب در قلعه کنده است انگار قلعه هیچ زمان در نداشته‌ست سید حمیدرضا برقعی
. مرد سیاه چهره اى به حضور على علیه السلام رسید عرض كرد: یا امیرالمؤ منین من دزدى كرده ام مرا پاك كن ! حدى بر من جارى ساز! پس از آن كه سه بار اقرار به دزدى كرد، امام علیه السلام چهار انگشت دست راست او را قطع نمود. از محضر على علیه السلام بیرون آمد و به سوى خانه خود رهسپار گردید با این كه ضربه سختى خورده بود در بین راه با شور شوق خاص فریاد مى زد: دستم را امیرالمؤ منین ، پیشواى پرهیزگاران و سفیدرویان ، آن كه رهبر دین و آقاى جانشینان است ، قطع كرد. مردم از هر طرف اطرافش را گرفته بودند، او همچنان در مدح على سخن مى گفت . امام حسن و امام حسین از گفتار مرد با خبر شدند آمدند او را مورد محبت قرار دادند، سپس محضر پدر گرامیشان رسیدند و عرض كردند: پدر جان ! ما در بین راه مرد سیاه چهره اى كه دستش را بریده بودى ، دیدیم تو را مدح مى كرد. امام علیه السلام دستور داد او را به حضورش آوردند. حضرت به وى عنایت نمود و فرمود: من دست تو را قطع كردم ، تو مرا مدح و تعریف مى كنى ؟ عرض كرد: یا امیرالمؤ منین ! عشق با گوشت و پوست و استخوانم آمیخته است ، اگر پیكرم را قطعه قطعه كنند، عشق و محبت شما از دلم یك لحظه بیرون نمى رود. شما با اجراى حكم الهى پاكم نمودى . امام علیه السلام درباره او دعا كرد، آنگاه انگشتان بریده اش را بجایشان گذاشت ، انگشتان پیوند خورد و مانند اول سالم شد. بحار ج 41، ص 202 یاعلی(علیه السلام) گنهکارو رو سیاهم لیک عشق تو و فاطمه(سلام الله) در دل دارم... لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی...
. . خداوند برای نشان دادن معجزه به ابراهیم سرد کردن آتش داد، به موسی عصا داد، به عیسی کلماتی داد که مرده زنده می‌کرد و به من علی داد ✅ . "إنّ اللّه أعطى موسى العصا، و إبراهيم برد النار، و عيسى الكلمات‌[التي كان‌]يحيي بها الموتى، و أعطاني هذا عليا [8] ، و لكلّ نبي آية و هذا آية ربّي، و الأئمة الطاهرون من ولده آيات ربّي، لن تخلو الأرض من أهل الايمان ما أبقى‌ [9] اللّه أحدا من ذريّته واحدا [10] ، [و عليهم تقوم القيامة]." [8] في المصدر: «و أعطاني هذا اشارة الى علي» 📚ينابيع المودة لذو القربى نویسنده : القندوزي، سليمان بن ابراهيم    جلد : 2  صفحه : 317 .
. امام حسین صلوات الله علیه قبل دعای عرفه فرمود ای کسانی که مرا دوست دارید اگر می خواهید قرآن باقی باشد و دین جدّم رسول خدا صلی اللّه علیه وآله باقی باشد بروید و فضایل پدرم امیرالمومنین صلوات الله علیه را تبلیغ کنید. 📚بیان الولایه ص 186به نقل از دمعه الساکبه ............................................... 🌺قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه و آله: مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ فَضَائِلَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ سلام الله علیه عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَدْ أَنْزَلَهَا فِي الْقُرْآنِ أَكْثَرَ مِنْ أَنْ أُحْصِيَهَا فِي مَقَامٍ وَاحِدٍ فَمَنْ أَنْبَأَكُمْ بِهَا وَ عَرَّفَهَا فَصَدِّقُوه‏. اى گروه مردم! به راستى فضائل على بن أبى طالب سلام الله علیه نزد خداوند است و آنها را در قرآن‏ نازل فرموده، و از شمار خارج است، پس هر كه شما را به آنها خبر داد و آگاه ساخت او را باور نموده و تصديق كنيد. 📚الإحتجاج:ج 1 ص۶۶ .
. 1⃣ویژگی های جسمانی :👇 ✅حضرت عباس(ع) دارای زیبایی ویژه ای بود و چهره دلربایش، هر بیننده ای را به تحسین وا می داشت. سیمایی خوش و مقبول که همچون ماه تمام، در میان هاشمیان می درخشید و از همین رو او را «ماه بنی هاشم» می‌ نامیدند. جدّ او، عبد مناف را «ماه مکه» و عبدالله پدر پیامبر اکرم(ص) را «ماه حرم» می خواندند.(۱) گذشته از آن، در بین بسیاری از گزارش های تاریخی در راستای ویژگی های جسمی حضرت عباس(ع) آمده است : 📋《کَانَ العَبَّاسُ(ع) رَجُلاً وَسِیمَاً جَسِیمَاً جَمِیلَاً وَ یَرْکَبُ الفَرَسَ المُطَّهَمَ وَ رِجْلاهُ تَخُطَّانِ فِی الأرِض》 ♦️حضرت عباس(ع) مردی زیبا، تنومند و آراسته بود که هر گاه بر اسب تناوری سوار می شد، پاهای او به زمین می رسید.(۲) 📚منابع: ۱)مقاتل الطالبیین ابوالفرج اصفهانی، ص۹۰ ۲)بحارالأنوار مجلسی، ج۴۵، ص۳۹ . 2⃣علمیّت :👇 ✅حضرت عباس(ع) در عرصه دانایی و معرفت، شخصیت برجسته ای بود. او وجودی سرشار از درک پاک و عمیقی است، که از منشأ علم الهی حضرت علی(ع) سرچشمه گرفته و جریان یافته بود. در باره دانش ایشان گفته شده است که : 📋《وَ قَدْ کَانَ مِن فُقَهاءِ أَوْلادِ الاَئِمَّه》 ♦️حضرت عباس(ع)، از جمله فرزندان دانشمند امامان(ع) است.(۱) در روایتی، یکی از پیشوایان معصوم شخصیت علمی و جایگاه معرفتی او را این گونه ترسیم می فرماید : 📋《اِنَّ العَبَّاسَ بنِ عَلِیّ(ع) زُقَّ العِلمَ زَقَّاً》 ♦️به درستی که عباس بن علی(ع)، دانش را از سرچشمه نوشیده است، نوشیدنی!(۲) 📚منابع : ۱)معالی السبطین مازندرانی، ج۱، ص۴۳۷ ۲)تنقیح المقال مامقانی، ج۲، ص۱۲۸ . 3⃣عبودیّت :👇 ✅امام صادق(ع) در باره عبودیت حضرت عباس(ع) می فرماید : 📋《كَانَ عَمُّنَا العَبّاسُ بنُ عَلی(ع) عَبدَ صَالِحِِ وَ صُلبَ الإِيمَانِ》 ♦️عموى ما، عبّاس(ع)، عبد صالح وداراى ايمانى راسخ بود.(۱) در روایتی دیگر در مورد عبودیت حضرت عباس(ع) نقل شده است که؛ 📋《کَانَ العَبَّاسُ(ع) فِی العِبَادَة و کِثرَةِ الصَلَوةِ وَ السُّجُودِ بِمَرتَبَةِِ عَظیمَةِِ》 ♦️حضرت عباس(ع) در عبادت و بسیاریّ نماز و سجده، مقام و مرتبۀ بزرگی داشت.(۲) حضرت عباس(ع) پرستش گر راستین آفریدگار خویش بود و نشانه های عبادت در سیمای معصوم او آشکار بود. اثر سجده های طولانی بر پیشانی اش نقش بسته بود، تا آن جا که قاتل او می گوید : 📋《يُبْصَرُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ أَثَرُ السُّجُودِ》 ♦️در پیشانی او اثر سجده می درخشید.(۳) 📚منابع : ۱)عمده الطالب ابن عنبه، ص۳۴۹ ۲)خصائص العباسیه کلباسی، ص۱۰۷ ۳)ثواب الاعمال شیخ صدوق، ص۲۱۹ . 4⃣ادب :👇 ✅یکی از ارزش های والای انسانی و اسلامی، رعایت ادب و فروتنی نسبت به افرادی است که در مقایسه با انسان، دارای برتری باشند. امیر المؤمنین(ع) به این ارزش والا، بسیار سفارش می کرد و می فرمود : 📋《لا مِیراثَ کَالأَدَبِ》 ♦️هیچ میراثی گرانبهاتر از ادب نیست.(۱) آن بزرگوار، همواره پاسداری از این میراث گرانبها و ارزشمند را به فرزندان خویش وصیت می کرد. حضرت عباس(ع) که پرورش یافته این مکتب درخشان است، سفارش های پدر بزرگوار خود را به بهترین صورت عملی کرد و تا آن جا پیش رفت که نام او در دیباچه دفتر ادب و فروتنی نقش شد. هم اکنون نام گرامی او در بین عامه مردم یادآور این ارزش گران قدر اسلامی است. در تاریخ، نمونه های گویایی از این ویژگی ایشان به چشم می خورد. او هرگز بدون اجازه در محضر امام حسین(ع) نمی نشست و پس از اجازه گرفتن نیز بسیار فروتنانه به صورت دو زانو در گوشه ای می نشست. او در طول زندگی خود، همواره دو برادر بزرگ‌ترش یعنی امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را امام خود می‌دانست و در مقابل آنها مطیع و فرمانبردار بود. آن بزرگوار در طول عمر خود هرگز برادرانش را به اسم یا کنیه، یا با خطاب «برادرم!» صدا نمی زد، بلکه با تعبیرهایی مؤدبانه مانند «فرزند پیامبر خدا(ص)!»، «مولای من!» و «سرور من!»، جایگاه بلند ایشان را پاس می داشت و مانند دیگر دوستداران، بدون در نظر گرفتن برادری خویش، آنان را مورد خطاب قرار می داد.(۲)(۳) 📚منابع : ۱)نهج البلاغه، حکمت ۱۱۳ ۲)بطل العلقمی مظفر، ج۲، ص۴۴۳ ۳)العباس(ع) بغدادی، ص۷۱-۷۳ .
. علیه_السلام 1⃣افضلیت بر حضرت آدم(ع):👇 ✅صعصعه پرسید : 📋《یَا اَمِیرَ الْمُؤمِنِینَ(ع)! اَنْتَ اَفْضَلُ اَمْ آدَمُ اَبُوالْبَشَرِ(ع)؟!》 امام علی(ع) فرمود : من از حضرت آدم (ع)افضل ام! صعصعه دليل اين برترى را جويا شد و امام(ع) چنين پاسخ داد : براى آدم(ع) همه جور وسايل راحتى و آسايش و نعمات در بهشت فراهم بود و فقط خداوند او را از خوردن گندم منع نمود. با وجود اين ممنوعيت، آدم(ع) از گندم خورد و از بهشت رانده شد. 📋《وَ اَمَّا اَکْثَرُ اْلاَشاِئحِهِ اَبَاحَهَا لِی وَ تَرَکْتُهَا وَ مَا غَارَتْتُهَا》 ♦️در حالى كه من از خوردن گندم منع نشده‏ ام، و چون دنيا را قابل توجه نمى‏ بينم، به ميل و اراده خود، هرگز نان گندم نخورده‏ ام و همواره به نان جو اکتفا کرده ام.(۱) 📚منبع: ۱)الأنوار النعمانية جزائری، ج۱، ص۳۹ . 2⃣افضلیت بر حضرت نوح(ع):👇 ✅سپس صعصعه پرسيد: 📋《اَنْتَ اَفْضَلُ یا اَمِیرَ الْمُؤمِنِینَ(ع) اَم نُوحُ(ع)؟!》 حضرت(ع) پاسخ فرمود : من از نوح افضلم! و علت اين برترى بر نوح (ع) را چنين فرمود : نوح(ع) قوم خود را به سوى خدا دعوت كرد، ولى آن‏ها او را اطاعت نكردند و به آن بزرگوار آزار و اذيت بسيارى رساندند. سپس نوح پيغمبر(ع)، آنان را نفرين كرد و گفت : 📋《..رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارَاً》 ♦️ پروردگارا! احدى از كافرين را بر روى زمين باقى نگذار.(نوح ۲۶) اكنون با وجود اين‏كه بعد از وفات خاتم الانبيا(ص)، صدمات و آزار فراوانى از اين امت به من رسيده است، هرگز آنان را نفرين نكرده و كاملًا صبر پيشه كردم. ايشان صبر خود را در خطبه شقشقيه چنين توصيف مى‏ كند : 📋《فَصَبَرْتُ وَ فِي الْعَيْنِ قَذًى وَ فِي الْحَلْقِ شَجَیً》 ♦️در حالى صبر نمودم كه در چشمم خار و در گلويم استخوانى بود.(۱)(۲) 📚منابع: ۱)بحارالأنوار مجلسی، ج۳۳، ص۲۱۴ ۲)الأنوار النعمانية جزائری، ج۱، ص۴۰ . 3⃣افضلیت بر حضرت ابراهیم(ع):👇 ✅ آنگاه صعصعه پرسيد : 📋《اَنْتَ اَفْضَلُ اَمْ اِبرَاهِيمَ(ع) خَلِیلَ اللهِ؟!》 حضرت(ع) پاسخ داد : من از ابراهيم(ع) افضل مى‏ باشم چون که ابراهیم(ع) به خداوند گفت: 📋《رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى!‏ قَالَ : أَوَ لَمْ تُؤْمِن؟ْ قالَ بَلَى!‏ وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي!》 ♦️پروردگارا! چگونگى زنده كردن مردگان را به من نشان بده! خداوند فرمود : آيا باور ندارى؟ پاسخ داد : چرا باور دارم، اما مى‏ خواهم با مشاهده آن دلم آرام گيرد وبر یقینم فزونی یابد.(بقره ۲۶۰) اما من گفتم : 📋《لَوْ كُشِفَ الْغِطَاءُ مَا ازْدَدْتُ يَقِينَاً》 ♦️اگر پرده برداشته شود، بر يقين من چيزى افزوده نمى‌گردد.(۱)(۲) 📚منبع: ۱)غُرر الحكم و دُرر الکلم آمِدى، ج۵، ص۱۰۸ ۲)الأنوار النعمانية جزائری، ج۱، ص۴۰ .
. 1⃣ فرمود : 📋《زَیِّنُوا مَجَالِسَکُمْ بِذِکْرِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبِِ(ع)》 ♦️مجالس خود را با یاد علی بن ابی طالب(ع) زینت دهید.(۱) 2⃣ فرمود : 📋《مَنْ أَرَادَ أَنْ يَنْـظُرَ اِلى آدَمَ(ع) فى عِلْمِهِ وَ اِلى نُوحٍ(ع) فى تَقْواهُ وَ اِلى اِبْراهيمَ(ع) فى حِلْمِهِ وَ اِلى مُوسى(ع) فى هَيْبَتِهِ وَ اِلى عيسى(ع) فى عِبادَتِهِ فَلْيَنْظُرْ اِلى عَلِىِّ بْنِ اَبى طالبٍ(ع)》 ♦️هر كس که مى‏ خواهد به آدم(ع) بنگرد در مورد علمش، به نوح(ع) بنگرد در مورد تقوایش، به ابراهيم(ع) بنگرد در مورد حلمش و به موسى(ع) در مورد هيبتش و به عيسى(ع) بنگرد در مورد عبادتش، پس باید نظر کند به على بن‏ ابى طالب(ع)!(۲) 3⃣ فرمود : 📋《لَوْ أَنَّ الْفَیَّاضَ أَقْلَامٌ وَ الْبَحْرَ مِدَادٌ وَ الْجِنَّ حُسَّابٌ وَ الْإِنْسَ كُتَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبِِ(ع)》 ♦️اگر انبوه درختان [و باغها] قلم، و دریا مرکب، و تمام جنّیان حسابگر، و تمام انسان‏ها نویسنده باشند، قادر به شمارش فضائل على بن ابى طالب(ع) نخواهند بود.(۳) 4⃣ فرمود : 📋《خَلَقَ اللهُ مِنْ نُورٍ وَجْهِ عَليِ بنِ اَبي طالب بسبعينَ اَلْفَ مَلَكٍ يَسْتَغْفِروُنَ لَهُ وَ لِمُحبيهِ اِلي يَومِ القِيامِةِ》 ♦️خداوند از نور صورت علي بن ابي طالب(ع) هفتاد هزار فرشته‌ خلق كرده كه تا روز قيامت برای او و دوستانش طلب آمرزش می كنند.(۴) 5⃣ فرمود : امیرمؤمنین(ع) بر فراز منبر مسجد کوفه چنین خطبه خواند : 📋《وَاللَّهِ! إِنِّی لَدَیَانُ النّاسِ یوْمَ الدِّینِ وَ قَسِیمُ اللَّهِ بَینَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ! أَنَا الْإِسْلامُ الَّذِی ارْتَضَاهُ لِنَفْسِهِ، کُلُّ ذَلِکَ مَنّاً مِنَ اللَّهِ》 ♦️به خدا قسم که من حاکم مردم در روز قیامت هستم، منم که مردم را برای بهشت و جهنم تقسیم می‌کنم، من همان اسلامی هستم که خداوند آن را پسندیده است. تمام اینها منّت و افتخاری است از جانب خداوند متعال! حضرت(ع) در این خطبه به این آیه شریفه اشاره فرمود : 📋《اَلْیوْمَ أَکْمَلْتُ‌ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً》 ♦️امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم.(۵)(۶) 📚منابع : ۱)مناقب الإمام على(ع) ابن مغازلی، ص۱۹۹ ۲)ارشاد القلوب دیلمی، ص۲۱۷ ۳)لسان المیزان ابن حجر عسقلانی، ج۵، ص۶۲ ۴)بحار الانوار مجلسی، ج۳۹، ص۲۷۵ ۵)بحارالانوار مجلسی، ج۲۶، ص۳۱۸ ۶)سوره مائده، آیه۳ .