حرفی بزن که دخترت آرامتر شود
امید ماندنت به دلم بیشتر شود
افتاده از چه لرزه به دست کریم تو
زینب چه سازد از غم و درد عظیم تو
رنگ فراق بر رخت افتاده وای من
گویا اثر نکرد برایت دعای من
بابا طبیب هم ز تو قطع امید کرد
تیغ عدو نه ، کوچه تو راهم شهید کرد
خون سر تو خون دل چندساله بود
یار گلوت بغض و به لبهات ناله بود
از هوش میروی و مرا تاب میرود
از درد لحظه لحظه تنت آب میشود
این شام آخری به لبت نام مادر است
من شاهدم که زخم تو از میخ آن در است
یادم نمیرود که به دستت طناب بود
در سوخت خانه بر سرت آنشب خراب بود
مادر که رفت زندگیت را قرار رفت
عمرت به سر رسید همان شب که یار رفت
بابا سوال دارم از آنشب که درد بود
آن شب که گرمی تن ریحانه سرد بود
بابا چه شد که غسل تنش نیمه کاره شد
آنشب چه دیده ای که دلت پر شراره شد
از آن به بعد موی سیاهت سفید شد
بابای دلشکسته ام آنشب شهید شد
#شعر_شهادت_امیرالمومنین_علی_ع
#میثم_تربتی
@hadithashk
سینه اش از داغ زهرا ، صد جراحت داشته
بعد آن قصه مگر یک خواب راحت داشته؟
کوچه و پشت در و محراب مسجد، پس بگو
حضرت مولای ما ، چندین شهادت داشته
#شعر_شهادت_امیرالمومنین_علی_ع
#مرتضی_عابدینی
@hadithashk
یتیم شدن بازم یتیما
غمی نشسته رو دلاشون
دیگه کسی تو شهر کوفه
دل نمی سوزونه براشون
چند شبه که بازی نکردن
با قهرمانِ زندگی شون
دارن از این غم جدایی
دق می کنن یکی یکی شون
دیگه نمیاد اون آقایی
که خنده رو لبا می آوُرد
مهربونی که نیمه شب ها
برا همه غذا می آوُرد
یکی میگه ، گرمیِ خونه م
نیومده ، دلم گرفته
دل تموم بی پناها
شکسته ، خیلی غم گرفته
وامیکنه به سختی دیگه
دیده هاشو حضرت مولا
ذکر لب همه ، علیه
ذکر لبِ علی، یا زهرا
داره میره دیدن زهراش
شب وصاله با نگاره
بچه ها دیدن پای بستر
شیر خدا چه بی قراره
میخ درو یادش نمیره
جلو چشاش روی کبوده
دیده علی تو صحن خونه ش
فاطمه تو آتیش و دوده
#شعر_شهادت_امیرالمومنین_علی_ع
#مرتضی_عابدینی
@hadithashk
گرچه در عرشی و آنجا سرفرازی می کنی
از گنهکاران، خودت مهمان نوازی می کنی
سومین قدر آمده، دیر آمدم، سرگشته ام
رفتم و با آبروی رفته ام برگشته ام
نیستم دلواپسِ اینکه مرا رسوا کنی
دعوتم کردی، چرا باید مرا دعوا کنی
سختگیری که کنی، جمعی معطّل می شود
یک نفر توبه کند، کار همه حل می شود
برگه ی تضمین سلطان را بگیر و تا مکن
آبروداری کن و پرونده ام را وا مکن
من که گفتم از گنهکاری پشیمانم دگر
پیش چشم دشمن زهرا نسوزانم دگر
آنهمه سرمایه که دادی، ز کف دادم، ببخش
دیگر امشب به علی قول شرف دادم، ببخش
جای غمگین بودن، اظهار ارادت می کنم
باز با ذکر علی امشب عبادت می کنم
گرچه میدانم که فیض تو به عالم می رسد
من فقط دستم به بی دست محرم می رسد
مثل حُر، انداختم پائین، سرم را آمدم
خسته از بیراهه ام! دیدم حرم را آمدم
تشنه ی جام حسینم، کربلا لازم شدم
لنگ لنگان، یا رقیه گفتم و عازم شدم
دست من را دختری که بر زمین خورده گرفت
او گناه نوکرش را باز نشمرده گرفت
گفت بابا خسته ام از حرفهای سرسری
پیر شد عمه! کجا بودی که پُر خاکستری
چشم تارم از دو چشم خون، خجالت می کشد
لکنت من از گلوی تشنه منّت می کشد
کو تن و آن حنجر و انگشترت! حرفی بزن
خورده ام زخم زبان، با دخترت حرفی بزن
من که دندانم شکسته ... وای، دندان ترا!
مو پریشانم ... ولی موی پریشان ترا!
ای سر بالانشین، ویران نشین را ناز کن
عمه مجروح است باباجان، بغل را باز کن
#شعر_مناجات_با_خدا
#شب_قدر
#رضا_دین_پرور
@hadithashk
حضرت امیرالمومنین علی ع میفرمایند
اَحْبِبْ حَبیبَکَ هَوْنًا ما عَسی اَنْ یَعْصِیَکَ یَوْمًا ما. وَ اَبْغِضْ بَغیضَکَ هَوْنًا ما عَسی اَنْ یَکُونَ حَبیبَکَ یَوْمًا ما
.
با دوستت آرام بیا، چه بسا که روزی دشمنت شود و با دشمنت آرام بیا، چه بسا که روزی دوستت شود.
#حدیث
#حضرت_علی_ع
@hadithashk
شب قدر سرنوشتم ، می بینی دلشوره دارم
نکنه تموم شه امشب، رو زمین بمونه بارم
نکنه که بین خوبا ، دست من خالی بمونه
واسه من دوباره تنها ، بی پرو بالی بمونه
قلم تقدیرم امشب ، توی دستای تو آقاس
تیر آخرم همیشه ، قسم حضرت زهراس
نکنه تو تقدیر من ، کم بشه رزق عبادت
هرچی که نوشتی خیره ، ولی آخرش شهادت
نکنه برا زیارت ، ازقلم بیفتم آقا
اربعین.کربلا حتما ، نگی که نگفتم آقا
نکنه محرم امسال ، زیر خاک خوابیده باشم
بنویس قربون دستت، نوکر تو روضه ها شم
خلاصه هرچی صلاحه، هرچی تو بگی روچشمام
تو اجازه دادی گفتم ، خط به خط از آرزوهام
میدونم چقد تو خوبی ، میدونم که پست و خوارم
درخونه ی خدا و ، شما واسطه میارم
واسطه میارم اونکه ، صبر عالمو ربوده
بسکه مشت و سیلی خورده، سرتاپاش همه کبوده
بارقیه اومدم تا ، تو نگام کنی دوباره
گوش بده به دردو دلهام، توروحق گوش پاره
میخونم یه روضه حالا، میخونم با آه و ناله
دل شب سرو آوردن ، واسه دختر سه ساله...
#شب_قدر
#شعر_مناجات_با_خدا
#امام_زمان_عج
#حسین_رحمانی
@hadithashk
هیچ هیچم، پوچ پوچم من که مقداری ندارم
سکه ی از رونق افتاده که بازاری ندارم
از تمام عالم و آدم به جز تو ناامیدم
غیر تو با هیچکس اصلا سر و کاری ندارم
آنقدر بر من مسلط گشته نفسانیتم که
نای جنگیدن برای هیچ پیکاری ندارم
روی از من برنگردانی که بی حصن حصینت
باغ بیرون از دهی هستم که دیواری ندارم
بار اعمال پریشانم چنان سنگین شده که
خاطر آسوده و قلب سبک باری ندارم
یا ببخش و راحتم کن یا بسوزانم به قهرت
پیش امرت بنده ای تسلیمم اصراری ندارم
هر چه بد کردم به خود کردم،«ظلمت و نفسی» یارب
من برای هیچ کس جز خویش، آزاری ندارم
می تکانم چشم ها را در زلال ماه باران
جز تمنای وصالت، شوق دیداری ندارم
قدری آگاهم کن امشب تا بفهمم قدر خود را
سوخت فرصت هام یارب، وقت بسیاری ندارم
#شعر_مناجات_با_خدا
#شب_قدر
#منصوره_محمدی_مزینان
@hadithashk
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ
بر همه نمازها و به ویژه نماز میانه [که بر اساس پاره ای از روایات، نماز ظهر است] محافظت کنید، و [هنگام عبادت] فروتنانه برای خدا قیام کنید
#قرآن
#سوره_بقره
@hadithashk
لحظه لحظه می شود آرام قلبم با علی
از همین اول مبارک کرده سالم را علی
روز من با دیدن شاه نجف نو میشود
در حقیقت می دهد نوروز را معنا علی
سفره نوروز را امسال او انداخته
هفت سین جمعند زیر سایه مولا علی
هفت پشتم را امیرالمؤمنین نان داده است
بر تنور خانه ما میدهد گرما علی
حتم دارم در جواب هر زیارت رفتنم
بازدید از من کند در روز وانفسا علی
لحظه ای که نامه اعمال من را میدهند
هیچکس گردن نمیگیرد مرا الا علی
بهترین پایان برای هر کلامی نام اوست
یا علی و یا علی و یاعلی و یاعلی
#شعر_مدح_مناجات_امیرالمومنین_ع
#علی_ذوالقدر
@hadithashk
جز به ذکر یا علی این کهکشان پیدا نشد
جز به یمن مرتضی دنیای ما دنیا نشد
آدم از آب و گل آل محمد خلق شد
«یا علی» را تا نگفت از خاک هرگز پا نشد
نوح ، قبرش را کنار قبر خود آماده کرد
چون بدون ایلیا ، آرام بر دریا نشد
کس نمی دانست جز عیسی بن مریم راز را
مرده ای هرگز بدون یا علی احیا نشد
با تولای علی ، موسی به کوه طور رفت
نام او را تا نبرد آرام در سینا نشد
زادگاه مرتضی را ساخت ابراهیم ، پس
جانِ کعبه جز علیِ عالی اعلا نشد
جاودان اسلام از جهد و جهاد حیدر است
مصطفی جز با علی پیروز میدان ها نشد
جز علیِ مرتضی در کل ابناء بشر
همسری هم شأن ، با انسیة الحورا نشد
یا علی خون گریه باید کرد بر مظلومی ات
قدر یک تشییع هم سهم تو از دنیا نشد
در فریبستان دنیا و غریبستان قبر
هر که دل را داده بر او لحظه ای تنها نشد
#شعر_مدح_مناجات_امیرالمومنین_ع
#حسین_رئوفی
@hadithashk
ای مهربان به این دل من هم نگاه کن
حالم بد است ! حال مرا روبراه کن
سویت مُجیر ، از همه جا رانده آمدم
یا رب ! نظر به بنده ی بی تکیه گاه کن
فرصت بده به راه بیایم ، اگر نشد !؟
باشد قبول ، زندگی ام را سیاه کن
بخشندگیت دست مرا در حنا گذاشت !
فکری به حالِ متهم بی گناه کن
دارم شکست می خورم از لشکر گناه
سرباز بی سلاح و سپر را نگاه کن
یا اَیُها العزیز ! مَسَنا و اَهلَنا
رحمی بر این شکسته دلِ بی پناه کن
طفل چموش نفس مرا زودتر بگیر !
با ترکه ی محبت خود سر به راه کن
باید تو را به ذکر "علی جان" قسم دهم
ای مهربان به این دل من هم نگاه کن
#شعر_مناجات_با_خدا
#شب_قدر
#وحید_قاسمی
@hadithashk
امر کردی، تکه ابری آمد و باران گرفت
بر گل گندم دمیدی، سفره بوی نان گرفت
تک درخت تشنه تا بال دعایش باز شد
با دم خورشید، برف از کوه ها جریان گرفت
اشک از چشمی چکید و چشمه ساری سبز شد
خاک نم برداشت، بوی پونه و ریحان گرفت
غنچه لب وا کرد و زنبوری لب گل را گزید
آدم از شیرینی اش انگشت بر دندان گرفت
بر کویر مرده جان بخشیدن از آیات توست
ای که در روز ازل بر گل دمیدی جان گرفت
#شعر_مناجات_با_خدا
#شب_قدر
#علی_احدی
@hadithashk