راه من حیدر است و اولادش
سمت بیراهه ها کج نشوم
شیر مادر حرامِ من گر که
مستِ ثامِنَ الحُجج نشوم
روبه رویت نشسته ام ای شاه
حال من با تو مهربان خوب است
بنده ای که نشد غلامِ تو
نیست بنده که خلق معیوب است
نه پیِ این نه در پیِ آنم
مست مست از نگاه جانانم
صبح و شب ذکر من رضا جان است
فخرم اینست غلام سلطانم
دل بستم به مهربانی تو
پادشاها بزرگواری کن
مثل یخ بندی زمستانم
حالِ من را بیا بهاری کن
من یقینم به تو بی عدد است
مرهَمِ سائلانِ دلگیری
و به مانندِ مادرت زهرا
دست افتاده را تو میگیری
غرق نعمت نما غلامت را
بر من خسته تو نگاهی کن
بده مُزدِ نوکریِ مرا
در حَقم لطفِ پادشاهی کن
حال من خوب نیست قَسَم به خودت
طاقتم را مَحَن سر آورده
قسمت من اینکه کرببلا!
نشُد اشکِ مرا در آورده
گرچه رنجانده ام تو را گاهی
آقاجان ببخش خطایِ مرا
گر که بد کرده ام غلط کردم
بده دیگر کربلایِ مرا
تا ابد من به تو بدهکارم
هرچه خواستم تو بی کران دادی
در هجوم تمام ظلمت ها
تو همیشه مرا امان دادی
خواهشم تا ابد همین باشد
پیشِ مَردُم بَدَم نکن آقا
جان زهرا مادر تو قَسَم
از در خود رَدَم نکن آقا
شاد و خرسندم امشب از عشق ات
گویم عالم امانم آمده است
گل بریزید به مقدم یارم
که رضا سلطانم آمده است
#شعر_ولادت_امام_رضا_ع
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#میرزا_رضا_آهی
@hadithashk
۳۹ روز مانده تا عیدالله الاکبر
#تبلیغ_غدیر_واجب_است
عن عائشةَ قالت : قال رسول اللّه صلّی اللّه عليه و آله و سلّم : ذِكرُ عَلىٍّ عبادة
عایشه نقل می کند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
ذکر علی بن ابیطالب عبادت است.
📚مناقب خوارزمی ص۲۵۲
به هنگام کراماتش بشر حیران، ملک مات است
به لب نام علی بردم دلم گرم مناجات است
اگر با مرتضی باشی یقینا با خدا هستی
که فرموده پیمبر حبّ حیدر از عبادات است
#علی_ولی_الله
@hadithashk
در رواقِ عشق روشن می کنی فانوس را
آسمانی می کنی پروانه ی محبوس را
کنجِ خلوتگاهِ خود آرام خوابیدی ولی ...
نور باران کرده ای ویرانه های توس را
در میانِ پیچِ گیسوی پریشانِ تو چیست ؟
میدهد بر عاشقان آرامشی محسوس را
قطره را می پروری در جویبارِ صحنِ خود ...
تا بفهمد لذّتِ آغوشِ اقیانوس را
آسمان با گنبدِ زردت تلاقی می کند ...
تا ببوسد دم به دم این قبّه ی مرصوص را
شک ندارم لطفِ حق اصلاً شما را آفرید ...
تا که باشی مرهمی این مردمِ مأیوس را
هر کسی را در جهان سهمی مقدّر داده اند
قسمتِ ما کرد گردون هشتمین طاووس را
#شعر_ولادت_امام_رضا_ع
#مهران_ساغری
@hadithashk
ای که امید به آهویِ بیابان دادی
به تنِ خشکِ زمین نرمیِ باران دادی
به رعایایِ جگر سوخته میدان دادی
به گدایانِ درت حالِ فراوان دادی
دلِ سرگشته شان را سر و سامان دادی
به منِ بی سر و پا هم نظری کن جانم
چون تهیدست تر از کلّ تهیدستانم
کرمت هست تمنّایِ حقیقت جوها
آرزومندِ شمیمِ حرمت شب بوها
عطرِ گیسویِ تو مافوقِ همه گیسوها
می شتابند به پابوسیِ تو مه روها
نظرِ لطفِ تو بهتر ز همه داروها
تو چه کردی که چنین خاص شده دلبریت ؟
صف کشیدند همه در طلبِ نوکریت ...
به تو بخشید خدا جوهرِ آقایی را
تا به تصویر کشی اوجِ دل آرایی را
به چه تشبیه کنم این همه زیبایی را
که اگر تاب دهی زلفِ چلیپایی را ...
بنده ی خویش کنی هر دلِ شیدایی را
در رکابند به کویِ تو چه لیلی هایی
آرزویِ دلِ سرگشته یِ خیلی هایی
در شگفتم به خداوند من از خلقتِ تو
هر چه انوارِ الهیست شده قسمتِ تو
کلِ دنیاست به زیرِ علمِ قدرتِ تو
همه ذراتِ جهان مستِ میِ رحمتِ تو
چشمِ امیدِ همه دوخته بر رافتِ تو
به حقیقت تو همه عیشی و من عیاشم
حق بده اینهمه دلتنگِ خراسان باشم ...
این منم آنکه گرفتارِ تو مادرزادم
این تویی آنکه از آغاز به او دل دادم
کرده اند از جهتِ نوکریت ایجادم
"فاش میگویم و از گفته ی خود دلشادم"
"من از آن روز که در بندِ توام آزادم"
بگذارید بگویند طرف مُرتد است ...
چه کنم جاذبه یِ عشقِ تو بیش از حد است
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#شعر_ولادت_امام_رضا_ع
#مهران_ساغری
@hadithashk
جانِ جهان ز آمدنش جان گرفته است
عمري دوباره واژه ی احسان گرفته است
باران عشق بر سر ایران گرفته است
ایران چه برکتی ز خراسان گرفته است
موسای اهل بیت به دستش ستاره داشت
با او خبر ز معجزه های دوباره داشت
تو آمدی و زندگی ما شروع شد
با تو علی برای عجم ها شروع شد
ایران نفس گرفت و تولا شروع شد
پرچم زدی، محرم دنیا شروع شد
ای گفتن از علی همه ی اهتمامتان
نوری بده به معرفت این غلامتان
هر جا که می روم به شما ختم می شود
دنیای ما به صحن رضا ختم می شود
راه رضا به راه خدا ختم می شود
مشهد تهش به کرببلا ختم می شود
عمری به این محیط کرم خو گرفته ایم
مثل کبوتری به حرم خو گرفته ایم
ای آسمان مسافر پایین پای تو
رضوان کجاست؟ عابر پایین پای تو
خضر نبی مجاور پایین پای تو
ای خوش به حال زائر پایین پای تو
صحنت بهشت آرزوی ما غلام هاست
نامت همیشه آبروی ما غلام هاست
با افتخار خادم این آستانه ایم
از لطف هم جواری تان جاودانه ایم
مثل کبوتران حرم بی کرانه ایم
روزی خور همیشه ی این آب و دانه ایم
ما بی نیاز از همه محتاج این دریم
روزی خور کرامت موسی ابن جعفریم
دریاب روزگار مرا ایها الرئوف
این قلب بی قرار مرا ایها الرئوف
روشن کن اعتبار مرا ایها الرئوف
جانی بده بهار مرا ایها الرئوف
دستی برار و باز قضا را رقم بزن
بر صحن چشم شیفتگانت قدم بزن
در گوش من پدر فقط از عشق دم زد است
اینگونه شد که قبله ی من سمت مشهد است
دست توسلم همه شب رو به گنبد است
دور از حرم خرابم و حال دلم بد است
صحن تو دیده عشق مرا با نگاه تو
من آمدم ز کودکی ام در پناه تو
باب الجواد با کرمت آشنا تر است
اینجا دلی که می شکند پر بها تر است
فریاد اشک سوختگان بی صدا تر است
دنیای بی حرم ز جهنم فراتر است
ای با خبر ز ماتم زخم عمیق من
ای در خوشی و نا خوشی ام هم رفیق من
ای بهترین ستاره ی بخت و حیات ما
مرهم ترین توسل و راه نجات ما
واجب تر از اقامه ی صوم و صلات ما
اشک زیارت است شکوه نشاط ما
تنها مجال راحتی ام در کنار توست
این قلب بی قرار قرارش مزار توست
شمس الشموس، نور به کاشانه ام بده
گرد ضریح خود پرِ پروانه ام بده
دستی به التیام، سرِ شانه ام بده
آرامشی به زندگی و خانه ام بده
بیچاره آنکسی که نشد مستمند تو
خوشبخت آنکه هست اسیر کمند تو
با گوشه گوشه ی دلِ در غم نشسته ام
چشم امید بر تو و این خانه بسته ام
اندازه ی تمام جهان دل شکسته ام
آغوش مهر باز کن آقا که خسته ام
شیرین ترین خیالِ من آغوش مهر توست
من زندگانیم همه بر دوش مهر توست
رزق حلال سفره ی ما با دعای توست
ایران بلند مرتبه از خاک پای توست
در گوش ما ترنّمِ یا مرتضای توست
هر کس که دل دهد به حسین آشنای توست
فرموده ای به هر نفسی فبکِ لِلْحسین
خواهی به قرب حق برسی فبکِ لِلْحسین
یابن الشبیب گفتی و دلها کباب شد
یک خط حدیث خواندی و آن، یک کتاب شد
در عالمِ حسینیه ها انقلاب شد
تو روضه خوان شدی و، مخالف جواب شد
با اشک چشم و خون جگر گفته ای حسین
ای پیر روضه خوان چقدر گفته ای حسین...
مانند نیزه زار تنش زخم خورده بود
با تیر بی شمار تنش زخم خورده بود
با سنگ های هار تنش زخم خورده بود
از نعل آب دار تنش زخم خورده بود
تا قبل کربلا غم غارت نداشتیم
قبل از حسین داغ اسارت نداشتیم
#شعر_ولادت_امام_رضا_ع
#حسن_کردی
@hadithashk
با نگاهِ لطفِ بی اندازهات اعجاز شد
بیسوادی در حرم آمد غزل پرداز شد
میشود حس کرد لبخندِ خدا را در حرم
هر زمان آوایِ نقاره طنین انداز شد
هر گرفتاری که آمد، دستِ خالی برنگشت
یک توسل کرد و بعد از آن گره ها باز شد
"خوش به حال آن کبوتر بچهای" که در حرم
بال هایش را گشود و قسمتش پرواز شد
شیعه مدیون است بر چشمانِ عالم پرورت
گوشهی چشمانِ تو شیخِ بهایی ساز شد
مرکزِ ثقلِ دیار عشق تنها مشهد است
یا رضا جان بر لب آمد عاشقی آغاز شد
از نگاهِ مهربان و نورِ الطافِ تو بود
"آمدم ای شاه"، اگر زیباترین آواز شد
زائرِ کویِ تو ای شاهِ خراسان تا ابد
در کلاسِ بندگی، از دیگران ممتاز شد
#شعر_ولادت_امام_رضا_ع
#شعر_مناجات_امام_رضا_ه
#علی_گلچین_پور
@hadithashk
مرقد او بهشت رضوان است
پیش او خوش به حال مهمان است
بی نیاز دوعالمی با او
هرکه شد زائرش سلیمان است
کوچه باغ از نگاه ما اینجاست
عشق ما کوچه های نوغان است
رعیتم شاه من امام رضاست
شاه تاریخ من، رضا جان است
حال من در کنار او خوب است
مقصدم هر سفر خراسان است
سجده ی من نشان شرکم نیست
جنتم زیر پای سلطان است
روز محشر که روز حسرت هاست
هرکه خاکش نشد پشیمان است
عقب افتاده کربلای کسی ...
اشک در چشم او پریشان است
اصلا آغوش پنجره فولاد
جای جامانده های گریان است
زائر او حسین را دیده ....
مشهدش کربلای ایران است
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#حمید_عرب_خالقی
@hadithashk
هیچ جا چون مرقدت با خویش راحت نیستم
آمدم زائر بمانم؛ فکر حاجت نیستم
خوب میدانم خودت آوردهای مشهد مرا
من وگرنه آنقَدَرهم بالیاقت نیستم
آب سقّاخانه کاسه کاسه مستم کردهاست
رعیت خود را ببخش، اهل رعایت نیستم
گفتهای آخر به داد زائرانت می رسی
قول تو قول است؛ پس فکر قیامت نیستم
می شود با یک غذای حضرتی مهمان شوم؟
تا سخنچینان نگویند آشنایت نیستم...
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#رضا_یزدانی
@hadithashk
۳۸ روز مانده تا عیدالله الاکبر
#تبلیغ_غدیر_واجب_است
عن عائشه :دَخَلَ عَلِیُّ بنُ أبی طالِبٍ علیه السلام عَلی أبی فی مَرَضِهِ الَّذی قَبَضَهُ اللّهُ فیهِ ، فَجَعَلَ أبی یَنظُرُ إلَیهِ فَما یُزیغُ بَصَرَهُ عَنهُ . فَلَمّا خَرَجَ عَلِیٌّ علیه السلام فَقُلتُ : یا أبَهِ ، رَأَیتُکَ تَنظُرُ إلی عَلِیٍّ علیه السلام فَما تُزیغُ بَصَرَکَ عَنهُ ! قالَ : یا بُنَیَّهُ ، إن أفعَل هذا فَقَد سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یَقولُ : النَّظَرُ إلی عَلِیٍّ عِبادَهٌ
عایشه نقل می کند: علی بن ابی طالب ، در بیماری پدرم (ابوبکر) که در آن درگذشت، بر او وارد شد. پدرم شروع به نگاه کردن به او کرد و چشم از او برنمی داشت. هنگامی که علی بیرون رفت، گفتم : پدر! دیدم که به علی نگاه می کردی و چشم از او بر نمی داشتی؟! گفت : دخترم! اگر چنین کاری می کنم، به دلیل آن است که از پیامبر خدا شنیدم که می فرمود : «نگاه کردن به علی، عبادت است».
📚مائه منقبه، منقبت ۸۴
برای درک فضلش عابدی که کرده کوتاهی
ندارم شک تمام عمر رفته سمت گمراهی
رسول الله فرموده عبادت می کند هرکس
که در عالم نظر بر چهره ی حیدر کند گاهی
@hadithashk
دوری و صبا میکشد از هجرِ تو فریاد
از نو دلِ بی تاب و تبم یادِ تو افتاد
ایکاش پیامی بفرستی و بگویی ...
یک بارِ دگر وعده یِ ما پنجره فولاد !
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#مهران_ساغری
@hadithashk
آسمانِ دلِ من سرد و کمی بارانی ست
باز این سینه گرفتارِ غمی پنهانی ست
کاش تجویز کنی تا که بیایم به حرم ...
چون فقط مرهمِ این درد رضا درمانی ست
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#مهران_ساغری
@hadithashk