eitaa logo
حدیث اشک
15.7هزار دنبال‌کننده
166 عکس
258 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
تو آفتابی و من محو سایه ات شده ام تو سلطانی و تَحتُ و الحمایه ات شده ام فدای لطف رئوفانه ات حضرتِ عشق اجازه داده ای و همسایه ات شده ام گر شادم و از نشاط بی حد هستم چون تحت لوایِ شاهِ مشهد هستم سنگ مهر او به سینه کوبم گویم مستِ عالِمِ آلِ محمد هستم @hadithashk
من اگه نمی‌شنوم ولی بجاش تو همه درد و دلامو می‌شنوی یا امام‌رضا اگه حرف نزنم از تهِ دلم صدامو می‌شنوی می‌دونم که هم‌صدای همه‌ای بخدا امام‌رضای همه‌ای ی نگاهی آخری‌ها رو ببین یا رضایِ آذری‌ها رو ببین زیر پای زائراته دل ما پشت درها پادری‌ها رو ببین می‌دونم که تو دلای همه‌ای بخدا امام رضای همه‌ای ما همه مثل همیم کنار تو می‌خرن اینجا  دِلای زائرو برای شنیدن صدای تو گوشِ دل می‌خواد نه گوشِ ظاهرو تو اُمید گریه‌های همه‌ای بخدا امام‌رضای همه‌ای حال ما پیش شما فقط خوشِ حال ما پیش امام‌رضا خوشِ توی ایون طلا هوایی‌ام چقده هوای کربلا خوشِ تو  براتِ کربلای همه‌ای بخدا امام‌رضای همه‌ای حرف من حرف دلای بی کسه یه امام‌رضا دارم واسم بسه اگه دنیا هم برامون قفسه یه امام‌رضا دارم واسم بسه استحابت دعای همه‌ای بخدا امام‌رضای همه‌ای من اگه کم نمی‌یارم، همیشه مرحم شکستگی‌های منی به امیدی اومدم  ردم نکن که پناه خستگی‌های منی نه برای من برای همه‌ای بخدا امام‌رضای همه‌ای باتو هیچی کم ندارم آقاجون میشه که روی منم حساب کنی اونقده مراقب دلم میشم تا من و آخرش انتخاب کنی هرچی غیر تو بخوام زیانمه حاجتم فقط امام زمانمه @hadithashk
بر غمزده شاید نظری شد امشب شایدکه مبارک سحری شدامشب شاید که به خاطر امام هشتم... از یوسف زهرا خبری شد امشب @hadithashk
عاشق برای عاشقی گیر بهانه‌ست در نقشه‌ی من اسم مشهد بهبهان‌ است دنیای خود را زیرو رو کردم به دقّت دیدم خراسان پایتخت این جهان است عالَم شده مشهد که یک نصف از جهانش در کوچه‌ی سرشور نامش اصفهان است حس زیارت در زیادی و کمی نیست مانند حس شعر گفتن ناگهان است یعنی که باید بشنوی اصلاً در اینجا روی ضریح از این نظر صدها دهان است رو از تو برگرداندم اما از تو گفتم زیر زبان، شخصیت هر کس نهان است یک با سه وقتی می‌شود اینجا برابر؛ هر کس که آمد فاتح این امتحان است حاجت گرفتن تا مِلاک عده‌ای شد زائر سکوت تو جواب ابلهان است @hadithashk
بر غمزده شاید نظری شد امشب شایدکه مبارک سحری شدامشب شاید که به خاطر امام هشتم... از یوسف زهرا خبری شد امشب @hadithashk
می رسم از راه پر پیچ و خم دشوارها سوی تو، ای مایه ی همواره ی هموارها آب سقاخانه را نوشیدم و رفت از دلم گرد اندوهی که بود از دست بی مقدارها هر زمان اینجا می آیم تازه آدم می شوم آری، آری، از محبت می شود گل خارها من در این درگاه بی منت به کم هم راضی ام چون کمت بیش است از بسیاری بسیارها هیچ گاه از آستانت دست خالی برنگشت دست استمدادها و سوز استغفارها من گدای مشهدم، ای آنکه برکت می چکد از طلای گنبدت بر روی گندمزارها آمدم؛ رفتم؛ دلم دلتنگ شد؛ باز آمدم بارها و بارها و بارها و بارها من به هر در می زنم بسته است؛ پس لطفا خودت- باز کن راهی به سویت از پس دیوارها.. @hadithashk
رخصت گرفت روز و به شب هم کشیده شد پاهای لنگ تا که به پرچم کشیده شد مردی که وام او به ضمانت نیاز داشت کارش دگر به ضامن عالم کشیده شد تصویر زائران حرم دور این ضریح در قاب، مثل قطره ی شبنم کشیده شد دارد غذای حضرتی اعجاز می کند پای تمام عالم و آدم کشیده شد آن روضه خوان زیارت مخصوص می رود اما زیارتش به محرّم کشیده شد ... @hadithashk
هر چه دارم از تو دارم یا علی موسی الرضا ای تمام اعتبارم یا علی موسی الرضا بارها و بارها دیدم قرار من شدی تا که دیدی بی قرارم یا علی موسی الرضا بین کل شهرهای کشورم جور دگر مشهدت را دوست دارم یا علی موسی الرضا کم می آرد در جوار بی نهایت لطف تو دردهای بی شمارم یا علی موسی الرضا ای زمادر مهربان تر ، از پدر نزدیک تر ای همه ایل و تبارم یا علی موسی الرضا بیشتر از خواهشم حاجت روایم می کنی از تو خیلی شرمسارم یا علی موسی الرضا چه در این دنیا چه آن دنیا نباشد هیچ کس مثل تو دنبال کارم یا علی موسی الرضا گر تو می آیی دم مرگم منم لحظه شمار بهر روز احتضارم یا علی موسی الرضا مرگ را بر زندگی من میدهم ترجیح اگر در حرم باشد مزارم یا علی موسی الرضا @hadithashk
درد و دل های من فروان است بگذریم از شما چه پنهان است پیش تو هر کسی که مهمان است درد هایش نگفته درمان است پسری کور گنبدت را دید دختری کر صدات را فهمید با چه نازی در آسمان چرخید کفتری که به روی ایوان ست بسته ام دل به مهر تو تنها جز تو من را کسی نشد مولا شمسِ تبریز مالِ مولانا شمس من ساکن خراسان است نور تو می درد سیاهی را نچشم طعمِ بی پناهی را بر سرش کرده تاج شاهی را هر کسی که گدای سلطان است باز هم آمدم پناهم ده زائر مشهدم پناهم ده من اگر چه بدم پناهم ده دلم از کرده اش پشیمان است در حرم تا که آب نوشیدم لب خشک حسین را دیدم مردم از شرم تا که فهمیدم گفته مقتل ذبیح العطشان است خویش را باز سینه زن کردم یاد ارباب بی کفن کردم من نوکر سیاه تن کردم شاه عالم به خاک عریان است @hadithashk
دوستت دارم ز خود صدها برابر بيشتر از همه حتي ز فرزند و ز مادر بيشتر خادمين بارگاهت را نظر انداختم نسلشان ميخورد بر دارا و قيصر بيشتر اين درخشش چيست از گلدسته هايت ميرسد ميخورد بر سجده خورشيد و اختر بيشتر مطبخت روزي عالم را تقبل كرده است رزق عالم ميرسد از صحن كوثر بيشتر آب سقاخانه ات سر چشمه اش از جنت است زائرت از حوض كوثر لب كند تر بيشتر مشهدت ياد نجف را زنده ميدارد به دل مي وزد ز اينجا نسيم شهر حيدر بيشتر وعده ديدار ما قبر و صراط است وانگهي دارم اميد ملاقاتت به محشر بيشتر عالم اندر اختيار چارده معصوم و ليك هست ايران كشور موسي بن جعفر بيشتر سايه از خورشيد تشريفش بود پس مادرت سر بود شأنش زِحوا و زِ هاجر بيشتر نذر گندم بهر بامت ميكند اعجاز ها هست تأثيرش ز نذر نقره و زر بيشتر حرف بام و گندم آمد ياد آوردم شبي در شعف بودم شدم زين بيت بهتر بيشتر "مرقدت ضرب المثل هاي مرا تغيير داد" "هر كه بامش بيش برفش نه كبوتر بيشتر" @hadithashk
با اهل عرش هموطنم تا که مشهدم در جست و جوی جنت اعلایم آمدم آقا ز یاد میبری ام یا نمی بری؟ من را که سنگ مهر تو بر سینه ام زدم می دانی هر کجا که گره خورد کار من دربی بجز در حرمت را نمیزدم پرسیدی از نشانیَمو گفتمت چنین من مشهدی ام ، اهل حوالی گنبدم نام رضا(ع) کجا و من بی حیا کجا؟ تو از ازل وجودی و من تا ابد عدم ما را ببر به سوی ضریحت کشان کشان ما را  ببر  به صحن  شریفت  قدم  قدم این عادت گداست ، پس از بخشش کریم صف می کشند پشت در خانه لاجرم یا ضامن الغزال ضمانی به ما بده امشب بیا و تذکرهء کربلاء بده @hadithashk
اعتباری نیست فردای من و امروز را ای خدا از ما نگیرد مستیِ هر روز را صد قلم جان داده بر صحرای بی آبِ ورق با چه بنویسم دگر شرح غمِ جانسوز را دوختم لب را که تا نجوا کنم با عطر یار از محبت نوشم این پیمانهء لبدوز را دست آخر گفت بخشیدم ، حسابت بی حساب رحمتش در بر گرفت این مُفلسِ مقروض را بر سر کویش کنم گیسوی مشکی را سپید میدهم تحویل او هر سال و هر نوروز را حاتمان در محضرش معراج را طی می کنند رأفتش بالا برَد رندانِ کار آموز را طور سینین یا خراسان ، عرش یا وادی طوس مالِک المُلک است این مُلکِ جهان افروز را هرکسی را بُرد مشهد آسمانی میکند از دل سنگی تجلّی می دهد فیروز را @hadithashk