رخصت گرفت روز و به شب هم کشیده شد
پاهای لنگ تا که به پرچم کشیده شد
مردی که وام او به ضمانت نیاز داشت
کارش دگر به ضامن عالم کشیده شد
تصویر زائران حرم دور این ضریح
در قاب، مثل قطره ی شبنم کشیده شد
دارد غذای حضرتی اعجاز می کند
پای تمام عالم و آدم کشیده شد
آن روضه خوان زیارت مخصوص می رود
اما زیارتش به محرّم کشیده شد ...
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#فربد_افشاری
@hadithashk
هر چه دارم از تو دارم یا علی موسی الرضا
ای تمام اعتبارم یا علی موسی الرضا
بارها و بارها دیدم قرار من شدی
تا که دیدی بی قرارم یا علی موسی الرضا
بین کل شهرهای کشورم جور دگر
مشهدت را دوست دارم یا علی موسی الرضا
کم می آرد در جوار بی نهایت لطف تو
دردهای بی شمارم یا علی موسی الرضا
ای زمادر مهربان تر ، از پدر نزدیک تر
ای همه ایل و تبارم یا علی موسی الرضا
بیشتر از خواهشم حاجت روایم می کنی
از تو خیلی شرمسارم یا علی موسی الرضا
چه در این دنیا چه آن دنیا نباشد هیچ کس
مثل تو دنبال کارم یا علی موسی الرضا
گر تو می آیی دم مرگم منم لحظه شمار
بهر روز احتضارم یا علی موسی الرضا
مرگ را بر زندگی من میدهم ترجیح اگر
در حرم باشد مزارم یا علی موسی الرضا
#شعر_ولادت_امام_رضا_ع
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#محمد_حسین_رحیمیان
@hadithashk
درد و دل های من فروان است
بگذریم از شما چه پنهان است
پیش تو هر کسی که مهمان است
درد هایش نگفته درمان است
پسری کور گنبدت را دید
دختری کر صدات را فهمید
با چه نازی در آسمان چرخید
کفتری که به روی ایوان ست
بسته ام دل به مهر تو تنها
جز تو من را کسی نشد مولا
شمسِ تبریز مالِ مولانا
شمس من ساکن خراسان است
نور تو می درد سیاهی را
نچشم طعمِ بی پناهی را
بر سرش کرده تاج شاهی را
هر کسی که گدای سلطان است
باز هم آمدم پناهم ده
زائر مشهدم پناهم ده
من اگر چه بدم پناهم ده
دلم از کرده اش پشیمان است
در حرم تا که آب نوشیدم
لب خشک حسین را دیدم
مردم از شرم تا که فهمیدم
گفته مقتل ذبیح العطشان است
خویش را باز سینه زن کردم
یاد ارباب بی کفن کردم
من نوکر سیاه تن کردم
شاه عالم به خاک عریان است
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#شهریار_سنجری
@hadithashk
دوستت دارم ز خود صدها برابر بيشتر
از همه حتي ز فرزند و ز مادر بيشتر
خادمين بارگاهت را نظر انداختم
نسلشان ميخورد بر دارا و قيصر بيشتر
اين درخشش چيست از گلدسته هايت ميرسد
ميخورد بر سجده خورشيد و اختر بيشتر
مطبخت روزي عالم را تقبل كرده است
رزق عالم ميرسد از صحن كوثر بيشتر
آب سقاخانه ات سر چشمه اش از جنت است
زائرت از حوض كوثر لب كند تر بيشتر
مشهدت ياد نجف را زنده ميدارد به دل
مي وزد ز اينجا نسيم شهر حيدر بيشتر
وعده ديدار ما قبر و صراط است وانگهي
دارم اميد ملاقاتت به محشر بيشتر
عالم اندر اختيار چارده معصوم و ليك
هست ايران كشور موسي بن جعفر بيشتر
سايه از خورشيد تشريفش بود پس مادرت
سر بود شأنش زِحوا و زِ هاجر بيشتر
نذر گندم بهر بامت ميكند اعجاز ها
هست تأثيرش ز نذر نقره و زر بيشتر
حرف بام و گندم آمد ياد آوردم شبي
در شعف بودم شدم زين بيت بهتر بيشتر
"مرقدت ضرب المثل هاي مرا تغيير داد"
"هر كه بامش بيش برفش نه كبوتر بيشتر"
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#احمد_ترک
@hadithashk
با اهل عرش هموطنم تا که مشهدم
در جست و جوی جنت اعلایم آمدم
آقا ز یاد میبری ام یا نمی بری؟
من را که سنگ مهر تو بر سینه ام زدم
می دانی هر کجا که گره خورد کار من
دربی بجز در حرمت را نمیزدم
پرسیدی از نشانیَمو گفتمت چنین
من مشهدی ام ، اهل حوالی گنبدم
نام رضا(ع) کجا و من بی حیا کجا؟
تو از ازل وجودی و من تا ابد عدم
ما را ببر به سوی ضریحت کشان کشان
ما را ببر به صحن شریفت قدم قدم
این عادت گداست ، پس از بخشش کریم
صف می کشند پشت در خانه لاجرم
یا ضامن الغزال ضمانی به ما بده
امشب بیا و تذکرهء کربلاء بده
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#محمد_حسين_نيك_زاد
@hadithashk
اعتباری نیست فردای من و امروز را
ای خدا از ما نگیرد مستیِ هر روز را
صد قلم جان داده بر صحرای بی آبِ ورق
با چه بنویسم دگر شرح غمِ جانسوز را
دوختم لب را که تا نجوا کنم با عطر یار
از محبت نوشم این پیمانهء لبدوز را
دست آخر گفت بخشیدم ، حسابت بی حساب
رحمتش در بر گرفت این مُفلسِ مقروض را
بر سر کویش کنم گیسوی مشکی را سپید
میدهم تحویل او هر سال و هر نوروز را
حاتمان در محضرش معراج را طی می کنند
رأفتش بالا برَد رندانِ کار آموز را
طور سینین یا خراسان ، عرش یا وادی طوس
مالِک المُلک است این مُلکِ جهان افروز را
هرکسی را بُرد مشهد آسمانی میکند
از دل سنگی تجلّی می دهد فیروز را
#شعر_مناجات_امام_رضا_ع
#محمد_حسين_نيك_زاد
@hadithashk
۳۶ روز مانده تا عیدالله الاکبر
#تبلیغ_غدیر_واجب_است
روايتى نقل شده كه در زمان عمر،
اميرالمؤمنين عليه السلام در حال طواف، ديدند كه جوانى به زن هاى مردم نگاه مى كند،حضرت سيلى محكمى به صورت اين جوان زدند.او پيش عمر رفت و از آن حضرت شكايت كرد وقتى عمر از قضيه خبردار شد،گفت: « رأتك عين الله وضربتك يد الله »، «تو را چشم خدا دیده و دست خدا سیلی زده است.»
📚الریاض النضرة، ج۳، ص۱۶۵
علی چشم بصیر ذات معبود است در عالم
که از او نیست در آیات خلقت، آیه ای اعظم
نهان از دیدگانش هیچ مخلوقی نخواهد ماند
علی با انبیا بوده مِنَ الآدم إلی الخاتم
@hadithashk
۳۵ روز مانده تا عیدالله الاکبر
#تبلیغ_غدیر_واجب_است
🔹روزی عمر بر روی منبر بود که امام حسین علیه السلام آمد و به او گفت از منبر پدرم پایین بیا.
عمر از منبر پایین آمد، و امام را در آغوش گرفت و بر پایش نشاند و گفت:
«هَل أنبَتَ الشَّعرَ عَلی رُؤوسِنا إلّا أبوک»
آیا جز پدر تو کسی مو را بر سر ما رویانده است؟
📚تذكرة الخواص، ص۲۱۱
نکته: تعبیر کنایی است، به این معنا که امیرالمؤمنین علیه السلام علت وجود همه چیز در عالم حتی روییدن مو در سر انسان است.
کسی را که فلک را با سر انگشت چرخانده
خدا خوانم؟ بشر گویم؟ شدم مبهوت و درمانده
چه گویم من که حتی دشمنش هم اینچنین گفته:
کسی جز مرتضی موی سر ما را نرویانده
@hadithashk
امام محمد باقر (ع) فرمودند:
إنَّ اللهَ یُحِبُّ الحَییَّ الحَلیمَ.
همانا خداوند انسان با حیا و بردبار را دوست دارد.
📚جهاد با نفس، ح259
#حدیث
@hadithashk
16.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به خانه برگردیم ....
در پناه حضرت ولیعصر عج باشید
شب تان نورانی
@hadithashk
۳۴ روز مانده تا عیدالله الاکبر
#تبلیغ_غدیر_واجب_است
روزی عمر بر روی منبر بود گفت:
لَقَدْ أُعْطِیَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ اِثْنَتَیْ عَشْرَهَ فَضِیلَهً، لَمْ تَکُنْ لِی وَ لاَ لِأَحَدٍ مِنَ اَلنَّاسِ وَاحِدَهٌ مِنْهَا: اَلْأُولَی: مَوْلِدُهُ فِی اَلْکَعْبَهِ
🔹 همانا به علی بن ابیطالب دوازده فضیلت عطا شده که نه برای من نه برای هیچ کس دیگری حتی یکی از آن ها هم وجود ندارد:
۱) ولادت در کعبه...
📚الروضه فی فضائل أمیر المؤمنین علیه السلام , جلد 1 , صفحه 238
خدا بخشیده بر حیدر جلال و جلوه ای بارز
که مانده از بیان عمق آن تیغ زبان عاجز
یکی یک دانه و یکتای خالق کیست جز حیدر
کسی غیر از علی مولود کعبه می شود؟ هرگز
@hadithashk
نشستم رو به روی مرگ ..، دیدم روز آخر شد
تمام عُمر من در حسرت دیدار تو سر شد
زمستان در زمستان است بی تو فصل های ما...
گُل یاس حیاط خانه ی ما زود پرپر شد
چه با یعقوب کرده دوری یوسف..، نمیدانم!
همین بس که به جز اندوهِ کوری ، سخت لاغر شد
بگو تا کِی نبینم چشمهای نازنینت را
ببین ، آئینه ام از این ندیدنها مُکَّدر شد
مصیبت ؛ بی حد و اندوه ؛ بی پایان و غم ؛ دائم...
دلِ من وارد جنگی تماماً نابرابر شد
تک و تنها شدم آقا ، شُدی تنها کس و کارم !
به غیر از تو مرا پس زد تمام شهر..، بهتر شد!
من از دست گناهانم ، پشیمانم ، پریشانم
خودم فهمیده ام که حال و روزم شرم آور شد
امان از نَفْس ، بازی داد روحِ سادهلوحم را
جهنم شد اگر دنیای من با این ستمگر شد
زمان هر گرفتاری ، خدا را شکر زهــرا هست...
همیشه بهترین پشت و پناه طفل ، مـادر شد
هواییام ، هواییام ، دلم میل نجف کرده
مسیر آخر کوچ پرستو بامِ حیدر شد
غلام مرتضی از حوض کوثر آب می نوشد
خوشا آن بادهی نابی که سهم ظرف قنبر شد
دلم تنگ است ، تنگ دیدن ششگوشه ی ارباب
غمِ عاشقکُشِ دلداده ها ، دوریِ دلبر شد
تو را جان حسینِ تشنهی بی سر ، بیا برگرد!
شهیدی که بلای حنجرش ، کُندی خنجر شد
تنِ آقای ما را عاقبت عریان رها کردند
به سمت خیمه ها رفتند..، گویا وقتِ معجر شد...
#شعر_مناجات_امام_زمان_عج
#بردیا_محمدی
@hadithashk