ناگزیر است بال و پر بزند
یا که بر خاک حجره سر بزند
سوز زهری که کرده بی تابش
دائما شعله بر جگر بزند
ناله اش را کسی نمشنوند
غربتش روضه را شرر بزند
روضه ی باز، حجره بسته است
از عطش اه شعله ور بزند
روضه یعنی که همسری بی رحم
جای رفع عطش تَشر بزند
در عزای جوان ، جوان باید
از غمش ناله بیشتر بزند
به علی اکبر حسین قسم
که جوان داغ بر جگر بزند
روضه یعنی که لشگرِ نیزه
ضربه ها را به یک نفر بزند
روضه یعنی که ناله های بلند
پدری در بر پسر بزند
دل تسلی مادرش باشد
هر کسی ناله بیشتر بزند
#شعر_شهادت_حضرت_جواد_الائمه_ع
#محمد_جواد_مطیع_ها
@hadithashk
بی گمان سوی مدینه نظری داشته است
از غم مادر خود چشم تری داشته است
نه فقط کشته ی زَهرَ اَست که مانند حسن
از رخ نیلیِ زهرا خبری داشته است
چشم او منتظر آمدن مادر بود
دم آخر نظری سویِ دری داشته است
ناله اش بی رمق افتاده وگرنه آن روز
کوچه یِ منزلِ او رهگذری داشته است
محتضر بود و کنیزان همه می رقصیدند
قاتلش جمعیتِ خیرهِ سری داشته است
آتشِ زهر سراپای وجودش را سوخت
شجرِ طور یقینا شرری داشته است
روضه اش مثل حسین است که از فرط عطش
لبِ خشکیده و خونین جگری داشته است
بهتر از این چه گریزی که بگوییم رضا
چو علی اکبر لیلا پسری داشته است
#شعر_شهادت_حضرت_جواد_الائمه_ع
#علی_رضا_نوروزی
@hadithashk
چون عرش معلی دل خود باید ساخت
چون خلدبرین محفل خود باید ساخت
با قاتل خود ساخت که اندیشه کنیم
گاهی شده با قاتل خود باید ساخت
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
با شما در چشم ما دنیا نمیآید به چشم
با تو حتی عالم بالا نمیآید به چشم
غم اگر دریا شود دریا نمیآید به چشم
دل کجا دارد کجا دارد بجای کاظمین
آی مشهد گریه کن امشب برای کاظمین
پیش تو از عرض حال غم خجالت میکشیم
هرچی میخواهیم از آنهم خجالت میکشیم
با جوادی که تویی از کم خجالت میکشیم
هیچ اگر شیرازهی ما هست آقا جان ببخش
کوچکی اندازهی ما هست آقاجان ببخش
پیش این آیینه کمتر باش، ما را میکشی
آه کمتر آه کش، آیینهها را میکشی
حتم دارم تب کنی، حتی رضا را میکشی
ای حسن اما نه، تنهاتر میان خانهات
آشنایت میزند آتش به جان خانهات
یک نفرلب تشنه و یک جمع حاشا میکنند
یک نفر مینالد و جمعی تماشا میکند
خنده بر تو نه به بی تابیِ زهرا میکنند
هیچکس اینجا نمیآید به تسکینت چرا
خاک عالم بر سرم خاک است بالینت چرا
ای جوانِ فاطمه غم با جوانیات چه کرد
وای آقا همسرت با مهربانیات چه کرد
زهر با روی کبودِ ارغوانیات چه کرد
رحم بر حال تو و خون نالهی زهرا نکرد
هر قدر گفتی عطش بیرحم در را وا نکرد
خوب پیدا هست از این بال و پر کوبیدنت
از نفسها از تقلا، بر جگر کوبیدندت
بر در این حجرهی در بسته سر کوبیدنت
میزدی بال و پر و هرگوشه پَر میریختی
کاش طشتی بود و بین آن جگر میریختی
کاشکی بالا سرت این لحظه خواهر داشتی
یا کنار این تقلاها برادر داشتی
خرج کردی نیمهجانی که به حنجر داشتی
خندهها با نالههای تو هماهنگ است؛ وای
قتلگاهت حجرهای تنگ است از سنگ است وای
روی بام اُفتادی و دیدند نوکرها تو را
شُکر پوشاندند با پرها کبوترها تو را
گریهها کردند در تشییع مادرها تو را
شکر دیدم که کفن روی کفن آوردهاند
کوچه کوچه مو پریشان سینهزن آوردهاند
تو به روی بام رفتی در ته گودال نه
از عطش از حال رفتی موقع پامال نه
بود چشمت بر در و بر قاتلِ خوشحال نه
لحظههای آخرت دیدی بدن داری هنوز
جای شکرش هست برتن پیرهن داری هنوز
#شعر_شهادت_حضرت_جواد_الائمه_ع
#حسن_لطفی
@hadithashk
۱۸ روز مانده تا عیدالله الاکبر
عمر بن الخطاب گفت: از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود:
*...أَلَا وَ مَنْ أَحَبَّ عَلِيّاً نَادَاهُ مَلَكٌ مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ يَا عَبْدَ اللَّهِ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ الذُّنُوبَ كُلَّهَا...*
...آگاه باشید هرکس محبت علی علیه السلام را داشته باشد، فرشته ای از زیر عرش به او ندا می دهد که ای بنده ی خدا اعمالت را از سر بگیر که خداوند تمام گناهانت را بخشیده است....
📚مائه منقبه ص۶۵
نهادند انبیا وقتی سر خود را به ایوانت
چه ارزش جان من دارد که گردانم به قربانت؟
ندا از زیر عرش آید برای دوستان تو :
«که ای عبد خدا ! بخشیده شد کل گناهانت»
@hadithashk
۱۷ روز مانده تا عیدالله الاکبر
عمر بن الخطاب گفت: از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود:
... *أَلَا وَ مَنْ أَحَبَّ عَلِیّاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ وَ بَرَاءَةً مِنَ النِّفَاقِ وَ جَوَازاً عَلَی الصِّرَاطِ وَ أَمَاناً مِنَ الْعَذَابِ* ...
...آگاه باشید هرکس محبت علی علیه السلام را داشته باشد، خدا برای او برائت و جدایی از آتش جهنم و همچنین جدایی از نفاق و جواز عبور از صراط و امان نامه از عذاب را می نویسد...
📚مائه منقبه ص۶۵
درون سینه ی ما مهر مولا درّ و گوهر شد
منافق نیست هرکس که دلش دربند حیدر شد
برائت از جهنّم را خدا داده به هرکس که
تمام روزگارش با ولای مرتضی سر شد
@hadithashk
عمر را با غم تو سر کردم
زِ سرور و فرح گُذر کردم
هر کجا حرف نوکری تو شد
سینه را با یقین سپر کردم
اگر از عشقِ تو نمیرم من
بخداوند قسم ضرر کردم
در عزای تو گر دهم جان را
با سعادت شدم، هنر کردم
جز در خانهات کجا بروم ؟
از درِ دیگری حذر کردم
آنزمان که بریدم از همگان
سوی کرب و بلا سفر کردم
من تو را وقت روضهی گودال
بین این اشک ها نظر کردم
آخرین حرف من حسینجان بود
گفتم و خستگی بِدر کردم
شب جمعه صدا زدم ارباب
همه دیوانگان خبر کردم
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#مهدی_فخاریان
@hadithashk
غیر از غم معشوق در عالم خبرى نیست
جایی خبرى نیست که از غم خبرى نیست
پروانه پرش سوخت ولى آبرویش شد
ما هم دلمان سوخته ، این کم خبرى نیست
دنیا نتوانست ز ما گریه بگیرد
بین غم تو از غم عالم خبرى نیست
من توبه نکردم مگر از راه توسل
بی نام تو از توبه آدم خبرى نیست
گفتند درِ خانه ی غیر تو شلوغ است
گفتند ولى رفتم و دیدم خبرى نیست
رزقِ همه اینجاست و رزّاق هم اینجاست
والله در خانه ی حاتم خبرى نیست
"گرماى گنه سوز حرم"خورد به ما ، پس...
از سوختنِ بین جهنم خبرى نیست
از ناحیه ی توست عنایات خداوند
بى تو به خدا پیش خدا هم خبرى نیست
ده ماه همه منتظر ماه تو هستند
در سال به جز ماه محرم خبرى نیست
عمامه ندارى و عبا نیز ندارى
اى واى که از پیرهنت هم خبرى نیست
#علي_اكبر_لطيفيان
@hadithashk
حضرت جواد الائمه ع فرمود:
ایمان؛محبت امیرالمؤمنین است،
و نفاق؛ دشمنی با او.
بحار الأنوار، ج ۲۷، ص ۱۱۵
#کلام_معصوم
@hadithashk
مولای من
ای که به غربتِ شب بر من تویی ستاره
از من به سر دویدن از تو به یک اشاره
جان من و دوطفلم نذر تو باد صد بار
یک دم اگر ببیند زینب تو را دوباره
قصابهای کوفه چون فصلِ عید قربان
آورده اند انگار بر جسم من قناره
این چشمها که دیدم خشکیده از محبت
بر جان اصغرت کن فکری به راه چاره
این دستها به غارت بران چو تیغشان است
از گوش دخترانت بردار گوشواره
ترسم از آن دمی که بر خاک چون بیفتی
قاتل کشد چو خنجر زهرا کند نظاره
حامد آقایی
#حامد_آقایی #شعر_روضه #شعر_شهادت_حضرت_مسلم #شعر_شهادت_حضرت_مسلم_ابن_عقیل #شعر_شهادت_سفیر_اباعیدالله_الحسین
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
رو دوشم غم تموم عالمه
رو دوشم غم تموم عالمه
واسه این غم بمیرم بازم کمه
حالا من چطور به روت نگا کنم
بردن ابرومو پیش فاطمه
کوچه هاش برو بیایی نداره
اینجا تنها شلوغی توبازاره
همه خنجراشونو تیز می کنن
الا شمری که تیغ کندی داره
اینجا فکر همگی سیم و زره
بحثشون همه رو قیمت سره
الهی که نشنوه اینو رباب
سرشیرخوار از همه گرونتره
اگه حالا توی زنجیر افتادم
توی کوچه ها زمین گیر افتادم
مثل مادر تو بی پناه شدم
توی تنگی کوچه گیر افتادم
الهی که غم تورو پیر نکنه
تورو غصه ها زمین گیر نکنه
الهی علی اکبرت حسین
توی تنگی گذر گیر نکنه
اینجا غم از در و دیوار میباره
کوچه بنی هاشم زیاد داره
مادرت یه کوچه دید ای وای اگه
زینبت تو کوچه هاش پا بزاره
الهی که من فدای دخترات
دور نکن سقارواز مخدرات
حرف گوشواره و خلخال شنیدم
فکر سوغاتن تموم دشمنات
موسی علیمرادی
#شعر_روضه #شعر_شهادت_حضرت_مسلم #شعر_شهادت_حضرت_مسلم_ابن_عقیل #شعر_شهادت_سفیر_اباعیدالله_الحسین #شعر_محرم_1404
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دیدم من ز کوفی بی وفایی
از بس که دیدم من ز کوفی بی وفایی
نامه نوشتم یا حسین کوفه نیایی
کوفی جماعت مردمانِ شوم و پستند
این نانجیبان حرمتِ ما را شکستند
ما را فرا خواندند و پیمان را شکستند
با مکر و حیله قلبِ قرآن را شکستند
بی هیچ یار و یاوری تنها در این شهر
بی همدم و بی منزل و ماوی در این شهر
هر خانه ای رفتم مرا راهم ندادند
من بی پناه بودم پناهگاهم ندادند
هر کوچه ای رفتم به بن بستی رسیدم
آدابِ مهمانداری از آنان ندیدم
جز خانه ی طوعه که یک شب جای من بود
دلواپسیَت تا سحر رویای من بود
از خانه ی طوعه مرا میدان کشاندند
فَرقم شکستند و به جوی خون نشاندند
خون گشته جاری از لب و دندانم ای وای
وای از من و زخمِ تنِ بی جانم ای وای
تشنه جگر بودم ولی آبم ندادند
از دشمنیِ با علی آبم ندادند
راسم جدا شد بر سرِ دارالاماره
ذکرِ علی را بر لبم دارم هماره
نامِ تو را می بوسم و تکریم دارم
لیک از حضورِ تو در اینجا بیم دارم!
اَمیری حُسَینٌ وَ نِعمَ الاَمیر
فصرتُ فِداهُ وَ نِعمَ المَصیر
هستی محرابی
#شعر_روضه #شعر_شهادت_حضرت_مسلم #شعر_شهادت_حضرت_مسلم_ابن_عقیل #شعر_شهادت_سفیر_اباعیدالله_الحسین #شعر_محرم_1404
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹