eitaa logo
حدیث اشک
15.7هزار دنبال‌کننده
168 عکس
258 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
یا مسلم ابن عقیل(ع) مسلم اَت را به میانِ یَمِ غم ها کُشتند همه بودند ولی یکه و تنها کُشتند او سفیر پسر فاطمه بود، اما حیف با دلی حُبِ به مولا و به زهرا کُشتند اول او را به میانِ خودشان بُرده و بعد.. ..خنجر از پُشت زدند و به مُصلی کُشتند لب تشنه به سر بام کشیدند او را رو به پایین هولش داده و در جا کُشتند کوفیان راه رسیدن به تو را فهمیدند اینچنین شد که تو را سید و مولا کُشتند بعد مسلم، همه سرْ بخت شما آمده اند همچو گرگان درنده لبِ دریا کُشتند تو که فرزند رسول دو سرا بودی، پس پسرت را پیش چشم تو و طاها کُشتند علقمه، ساقی و آب آورتان را ارباب از پس چشم تَرِ زینب کبری کُشتند عاقبت قلب مرا واقعه بر درد آورد عده ای بی سر و پا خون خدا را کُشتند تنِتان را به قفا کرده و ذبحت کردند خولی و شمر تو را در دل صحرا کُشتند  مجتبی دسترنج ملتمس لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
برگرد ای مسیحا با اینکه گفتم از عشق ، از عشق بی نصیبم از آشنام گفتم ، اما خودم غریبم عشق حسین من را تنها نمیگذارد در بین نخلها هم سرمست عطر سیبم آمد من الحسینت ، سوی حبیب اما خط الی‌الحسینم ، راهی نشد حبیبم یک موسفید آمد ، از تو حنا بگیرد دیدم محاسنم را ،کز خون خود خضیبم در نامه ام نوشتم ، برگرد ای مسیحا من که شدم سفیرت ، در کوفه بر صلیبم تو مصطفای طفّی ، من هم اویس کوفه دندان من فدای ، دندانت ای حبیبم اسب فقیر کوفه ، نعل جدید کوبید حیرت زده میان ، این قوم نانجیبم پیراهن تو یوسف ، درمان چشم من بود صد تکه میشود حیف ، پیراهن طبیبم  وحید عظیم پور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
روی دارالعماره گریانم شرمسارم ز محضرت، چه کنم؟ با غم گریه آورت چه کنم؟ روی دارالعماره گریانم آه، با حال مضطرت چه کنم؟ گریه ام بر غریبی خود نیست از غم دیده ی ترت چه کنم؟ نامه های دروغشان تا که نشود بغض خواهرت چه کنم؟ جان مسلم، میا به کوفه حسین گر شود بسته معبرت، چه کنم؟ نگرانم اسیر کوفه شوند اهل بیت مطهرت، چه کنم؟ دخترم با نوازشت خوابید با یتیمیِ دخترت چه کنم؟ تیرهایی که چند پر هستند بشود سهم اصغرت، چه کنم؟ ارباً اربا شود علی اکبر جان دهد در برابرت، چه کنم؟ حمله کردند اگر به سوی حرم بعد داغ برادرت، چه کنم؟ تشنه ماندم اگر، ملالی نیست بهر خشکی حنجرت چه کنم؟ به فدایت سرم، زبانم لال... روی نیزه رود سرت، چه کنم؟ غرق خون گر لباس کهنه ی تو برسد دست مادرت، چه کنم؟ پیکرم رفت بر قناره، اگر شد اهانت به پیکرت، چه کنم؟ محمد جواد شیرازی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
دلبر عالم برام مرگه پا این پرچم نیفتم یا پای دلبر عالم نیفتم میفتم از روی دارالعماره تا که از چشم اربابم نیفتم نیا سر به سرت میذارن اینجا بلا هایی سرت میارن اینجا آهنگر های دل سرد این شب و روز عجب بازار گرمی دارن اینجا یکی تو فکره که خنجر بسازه یکی نیزه واسه لشکر بسازه نگاه کوفیان شوره عزیزم خدا واسه علی اکبر بسازه نبین افتاده ی روی زمینم منی که خار چشم کافرینم بهم گفتن اسیری میره زینب می میرم تا که اون روز و نبینم  شهریار سنجری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ای ماه غریب در دلم دلشوره افتاده به آه افتاده ام آه مولایم ببین اینجا به چاه افتاده ام در هوای سر پناهی ایمن از دست نفاق کوچه های بی کسی ام را به راه افتاده ام سر به دیوار ملامت دارم ای ماه غریب چشم تر یاد لب عطشان شاه افتاده ام بشکند دستم که دست کوفیان را لمس کرد نامه دادم بر تو و در این گناه افتاده ام از دل تاریک این مردم ببین با چشم تر روز روشن در دل شام سیاه افتاده ام بس که از این سو به آنسو میکشندم گوییا بین طوفان بلاها مثل کاه افتاده ام با غم دلواپسی بر حال و روز زینبت ای پناه بی پناهان بی پناه افتاده ام تا به دست حرمله دیدم سه شعبه جان تو در دلم دلشوره افتاده به آه افتاده ام  داریوش جعفری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
کوفه میا حسین جان خِیری نبود اینجا به غیر از بی وفایی بر هر دری میشد زدم ، تا تو نیایی در کوچه ها پای غم تو سنگ خوردم غصه چقدر از کوچه های تنگ خوردم این آسمان شهر کوفه بی ستارست دستان خالی در خیال گوشوارست طوعه پناهم داد تا از پا نیفتم در خانه اش تا صبح جز یارب نگفتم در خانه ی او غیرِ نور اصلا ندیدم نان داد اما من تنور اصلا ندیدم گفتم به طوعه که به پشت در نیاید یک زن میان اینهمه لشگر نیاید پشت دری گفتم، مدینه یادم امد آن روضه ی مسمارو سینه یادم آمد هرچند اینجا جز به گریه سر نکردم هرچند آخر لب ز آبی تر نکردم تنهای تنها پای عشقت ایستادم درس وفاداری به اهل کوفه دادم از من بیفتد سر زتو یک ‌پَر نیفتد مسلم بمیرد معجری از سر نیفتد از بام می افتم به تاب و تب نیفتی تو پیش چشم خواهرت زینب نیفتی جانان من از غم خبر داری نداری زینب کجا و کوفه و ناقه سواری  محمد جواد مطیع ها لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
ببين روضه ي تنها شدنم را برگرد،شکستند عقیق یمنم را برگرد،ببین روضه ی تنها شدنم را جز طوعه در این شهر پر از خدعه و نیرنگ نشنید کسی نیمه ی شب در زدنم را در کوفه کسی منتظر دلبر من نیست ای کاش رسانند به آقا سخنم را از بسکه زدم سنگ تو را بر سر و سینه با سنگ بهم ریخت لبم را دهنم را تا راه تو را با مژه جارو زده باشم در کوچه کشیدند غریبانه تنم را ای کاش ز پیراهن تو چشم بپوشد غارت کند از پیکر من پیرهنم را تا اینکه نماند بدنت بی کفن آخر گفتم برسانند به دستت کفنم را بستند سرم را دم دروازه ی این شهر ای کاش نبینم شه دور از وطنم را...  محسن صرامی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
هوا هوای غم است هوا هوای غم است و هوای خونجگری به هر طرف که نظر می کنم تو در نظری ز عشق گفتم و این شهر در به رویم بست همیشه عاقبت عاشقی است دربدری به مسجدی که امام جماعتش بودم نماز مغرب من شد اقامه یک نفری دوباره نامه نوشتم برای تو اما به غیر آه ندامت نبود نامه بری تو احتیاج نداری به نامه مسلم که بهتر از همه از حال کوفه با خبری به هر طریق تو آخر به کوفه می آیی در این مسیر به جز عشق را نمی نگری بیاور اکبر خود را که کوفیان بینند در این مسیر کنار خودِ پیامبری بیاور اصغر خود را که با شهادت او ز کوفیان ریاکار آبرو ببری جمل به پاکن و همراه خویش قاسم را به سوی رزم بیاور برای جلوه گری ولی فدای تو گردم میار زینب را که شهر پر شده از مردمان خیره سری کسی به خواهرت اینجا محل نخواهد داد اگرچه می گذرد از محله پدری از این مسیر گذر می کند، عجب گذری به سوی شام سفر می کند، عجب سفری  علی ذوالقدر لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
مولای من تو خودت پسر داری پسر عمو چنتایی قمر داری پسر عمو چی کشیدم که اونا بزرگ بشن از دلم خبر داری پسر عمو با خودت بیار فقط فدات بشن الهی شهید کربلات بشن قابل تو رو ندارن پسرام بچه هام قربون بچه هات بشن اولش گَرم و الان سردن حسین چقد این کوفیا نامردن حسین اینا ارزون دادن اون دنیاشونو واسه دِرهَم با تو لَج کردن حسین کی میگه درده اینا دینه؟ نیا! دست رد زدن به این سینه نیا! شاید این نامه به دستت برسه دو شبه دعام فقط اینه! نیا! اینجا حتی ندارم یه دادرسی کاش به روز من نیفته هیچ کسی دست من بشکنه که نوشت بیا حالا من موندم و این دل واپسی هیچ کسی پشت سرم نماز نخوند هیچ کسی دوروبرم دیگه نموند خدا خیرش بده این پیره زنو توی این بی کسی آب به من رسوند چش چرونای بی بند و بارشون اکثراً کنیز دارن کنارشون حالا که داری میای بیا….فقط دختراتو جون من نیارشون رسول عسگری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
واویلا صبرکن! شک کرده ام دیگر به خیلی چیزها نامه های کوفه شد منجر به خیلی چیزها هرچه چشمم گشت دیدم زن صفت در کوچه هاست چشم هایم خورده اینجا بَر به خیلی چیزها سرصدای چند آهنگر سرم را برده است `می زنند اینجا به روحم ضربه خیلی چیزها” سوت و کوریِ در و دیوارشان مصنـوعی است می خورد این خواب مرگ آور به خیلی چیزها این زبان های دو رو با بغض هر شب می کشند ناسزا حتی به پیغمبر، به خیلی چیزها خواب دیدم دست و پا میزد سرم بر روی دار خواب من تعبیر شد آخر به خیلی چیزها تیرها، سرنیزه ها، شمشیرها آماده اند می شود آویز، اینجا سَر به خیلی چیزها ترس دارم از نظر تنگی دست ساربان چشم دارد چون به انگشتر به خیلی چیزها اصلاً آقا! جان من، جان خودت کوفه میا صبر کن شک کرده ام دیگر به خیلی چیزها  رضا دین پرور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
خجالت زده از زهرایم من همانم که بتو نامه نوشتم که بیا تو همانی که شدی در به در هر صحرا من همانم که شده ذکر لبانم برگرد تو همانی که نداری خبر از من اینجا من همانم که چشیدم کمی از درد علی تو همانی که شوی غمزده از قحط وفا من همانم خجالت زده از زهرایم تو همانی که ببخشی گنه مسلم را من همانم که ز تقدیر گرفتار شدم تو همانی که بلایت بدهد کرب و بلا من همانم که بیاد لب تو آب نخورد تو همانی که شوی تشنه کنار دریا من همانم که بپای تو لگدها خوردم تو همانی که به روی تو خورد چکمه ی پا من همانم که به حیلت ته گودال افتاد تو همانی که به گودال بیفتی از نا من همانم که سراسیمه مرا گردن زد تو همانی که به تعجیل شوی ذبح خدا من همانم که شکستند سرم را با سنگ تو همانی که روی بر سر نیزه بالا من همانم که ز اطفال خودم بیخبرم تو همانی که شود طفل تو بر دست فدا من همانم که مرا کوفه به زر داد به باد تو همانی که ببوسد سر توطشت طلا من همانم که مرا جایزه ها گیر انداخت تو همانی که سر نعش تو گردد دعوا من همانم که ز دامان تو دستم دور است تو همانی که شوی کشته ی انگشت جدا من همانم که شده موی سرم دستاویز تو همانی که شود موی تو شانه به عصا من همانم که ز هر بام سرم آتش ریخت تو همانی که تنور است و سر تو آقا من همانم که به ناموس شما حساسم تو همانی که بود همره تو خواهرها من همانم که بود دلهره ی من زینب تو همانی که شود خواهرتان استهزا من همانم که بگویم غم دل را به صبا یاحسین کوفه میان کوفه میان کوفه میا مجتبی صمدی شهاب لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
۱۵ روز مانده تا عیدالله الاکبر عمر بن الخطاب گفت: از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: *...أَلَا وَ مَنْ أَحَبَّ عَلِیّاً أَعْطَاهُ اللَّهُ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ وَ حَاسَبَهُ حِساباً یسیرا حِسَابَ الْأَنْبِیَاءِ...* ...آگاه باشید هرکس محبت علی علیه السلام را داشته باشد، خداوند نامه ی عملش را به دست راستش می دهد و همچون انبیاء به آسانی به حسابش رسیدگی می شود ... 📚مائه منقبه ص۶۵ خدا را میپرستم چون خدای مرتضی باشد تمام خلق در زیر لوای مرتضی باشد به دست راست می گیرد قیامت نامه ی خود را حسابش راحت است آن که گدای مرتضی باشد @hadithashk