مانند درختی که دل از ریشه بُریده
این عبدِ سرافکنده به بنبست رسیده
از دست گناهان خودش زجر کشیده
شرمنده شده چون که تو را دوست ندیده
تنها به من از هجر تو..، آزار رسیده
وا کن بغلت را که گرفتار رسیده
با اشکِ دمِ مشک و لبِ خشکِ کویری
پشت در این خانه رسیده است فقیری
من آمده ام..،دست مرا کاش بگیری
اینبار مگر توبهی من را بپذیری!
دلگیرترین حاجیِ روز عرفاتم
خندیدن تو می دهد از غصه نجاتم
اندوه فراق تو نشسته است به جانم
غم بس که دوانده است مرا ، رفته توانم
بگذار بگویم به تو ای روح و روانم :
من بنده ی جامانده ی ماه رمضانم
آن عهدِ شبِ قدر که دیروز شکسته است
اُمّید به بخشایش امروز تو بسته است
هرچند رحیمی ، دلِ تو پهنه ی دریاست
اینکه تو مرا پس نزنی ، خواهش بیجاست
امّا منِ دلمرده امیدم به مسیحاست
بیچاره ام و چارهی من چادر زهراست
سوگند به آن چادر افلاکی خاکی
تبدیل کن آلودگیام را تو به پاکی
در نغمه ی شیدایی من رنگ شعف نیست
با هیچکسی عاشق دیوانه طرف نیست
تیر دل عُشّاقِ علی لَنگِ هدف نیست
شاهنشهِ من غیرِ شَهَنشاهِ نجف نیست
قنبر شدنم زیر سرِ لقمهی مولاست
مادر_پدرِ اصلی من حیدر و زهراست
امروز لبم منتظر آب نِشسته
شب در شُرُفِ دیدن مهتاب نشسته
این نور بلندی که به محراب نشسته
تصویر حسین است که در قاب نشسته
خنجر برسانید که من ذبحِ حسینم
قربانی ششگوشهی بینالحرمینم
تقدیر خدا در غم اقبال حسین است
جبریل عزادار پر و بال حسین است
روز عرفه کعبه به دنبال حسین است
گودالِ پر از نیزه فقط مال حسین است
شمشیر برای پر او نقشه کشیده
سرنیزه برای سر او نقشه کشیده
من بنده ی آنم که شده خالق ارباب
ارباب حسین است و منم عاشق ارباب
دنیای پُر از کینه نشد لایق ارباب
کشتهاست مرا گریه ی با هقهق ارباب
ارباب دلش خانه ی غم بود بولله
دلواپس زنهای حرم بود بولله
در شعله گرفتار شود پیر ، جوان هم
غارت بشود مقنعه ، خلخال زنان هم
دنبال رقیه بدود زجر ، سنان هم
زینب سر بازار نرفته است که آن هم...
یک مصرعِ این روضه به پیوست ، زیاد است
اطراف عقیله چِقَدَر مست زیاد است
#عرفه
#بردیا_محمدی
@hadithashk
ای که با نامِ دلانگیز تو یُحییٰ و یُمات
نظری کن سوی ما حضرت کشتی نجات
صاحب محشری و مهر تو عالم گیر است
رحمت واسعه هستی همه عالم بفدات
ما سوای تو برای هیچکسی جان ندهیم
کشتهی عشق تو هستیم ای عالی درجات
تو کریم و تو غریب و تو عزیزَ اللهی
بهر توصیف تو کم بود تمامیِّ صفات
تو ز ما اشک بگیر و عِوَضش هیچ مده
بیقرارت همه افلاک ، قتیل العبرات
هر شب جمعه دلم تنگ حریم تو شَوَد
بطلب در حَرمت روضه بخوانیم برات :
از عطش رنگ تو زرد و بدنت بیجان بود
تشنه ماندی و ندادند به تو آب حیات
بر زمین ماندی و بر جسم تو پیراهن نیست
شده پیراهن تو سهم لعینی بد ذات
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#مهدی_فخاریان
@hadithashk
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۸ روز مانده تا عیدالله الاکبر
عطاء گوید از عایشه در مورد علی سؤال کردم، او گفت:
ذَاکَ خَیرُ البَشَر لا یَشُکّ فِیهِ الّا کَافر
او بهترین انسان است و جز کافر، کسی در این مساله شک و تردید نمی کند.
📚تاریخ دمشق: ج۲ ص۴۴۸
تمسّک می کنم با مهر او بر عروة الوثقی
فضائل جمع گردیده به نزد مرتضی یکجا
به نقل دشمنش تنها علی خَیرُالبَشَر باشد
که فضلش را به جز کافر نکرد انکار در دنیا
@hadithashk
۷ روز مانده تا عیدالله الاکبر
شریح بن هانی از پدرش روایت میکند که عایشه گفت:
*مَا خَلَقَ اللهُ خَلقاً کانَ اَحَبَّ اِلی رَسوُلِ اللهِ مِن عَلیٍّ*
خداوند مخلوقی را محبوب تر از علی علیه السلام در نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله خلق نکرده است.
📚تاریخ دمشق: ج۲ ص۱۶۲
شفیع المذنبین در روز محشر کیست جز حیدر؟
یگانه صاحب و ساقی کوثر کیست جز حیدر؟
بگو بر هرکه دنبال فلانی و فلانی رفت:
احبّ الخلق در نزد پیمبر کیست جز حیدر؟
@hadithashk
خواهی که شود خوب همیشه حالت
پاکیزه شود تمامی اعمالت
تبلیغ کن از غدیرخم با مالت
تا آنکه دوچندان بشود اموالت
#غدیر
#سید_مجتبی_شجاع
@hadithashk
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۶ روز مانده تا عیدالله الاکبر
علمای عامه نقل کرده اند که ابوبکر بر روی منبر چنین گفت:
*أَقیلُونی أَقیلُونی أَقیلُونی لَسْتُ بخَیْرکُمْ وَ عَلیٌّ فیکُمْ*
مرا رهاکنید، رهایم کنید، دست از من بردارید، من بهترین شما نیستم درحالی که علی بین شما هست.
📚الامامه و السیاسه: ج۱ ص۱۴
کسی که از علی دارد به دل بغض درونی را
در این دنیا یقینا می چشد طعم زبونی را
کسی که بر لبش بوده «اقیلونی» نمی باشد
غبار نعل آن که داده آوای «سلونی» را
@hadithashk
مایلم مایلم به این وادی
هرچه هم دور باشم از هادی
و تو نزدیک تر به من ز منی
گرچه کنج عراق افتادی
باز کردم لبی و گفتم یا ...
دیدم الساعه حاجتم دادی
آه شیرین سامرا الغوث
سخت افتادهام به فرهادی
در خرابات سامرا باشم
خوشترم از هزار آبادی
اهل تکفیر شخم هم بزنند
ای ولایت همیشه آبادی
دهمین آفتاب زندگی ام
حرمت عکس قاب زندگی ام
آسمان کنجی از سرای علیست
که مسیر برو بیای علیست
متقی پیش رب عزیز تر است
پس خدا اولا خدای علیست
هو عندالقلوب منکسره
دل ما که همیشه جای علیست
همه جا آسمان همین رنگ است
نجف و سامرا سرای علیست
ارث والد برای اولاد است
روی دوش علی عبای علیست
یا ابوهاشم است یا سلمان
در سر عاشقان هوای علیست
شیر درّنده اهلی است اینجا
شیر هم اهلی ولای علیست
هادیا من به تو بلی گفتم
صد و ده بار یا علی گفتم
#شعر_ولادت_امام_هادی_ع
#وحید_عظیم_پور
@hadithashk
با شما عاقبت شیعه به عزّت ختم است
آخر و عاقبت ما به سیادت ختم است
از ازل چشم جهان سمت شما بوده و هست
مقصد عالم امکان به امامت ختم است
همه نورید ، همه هادی أمّت هستید
پس سرانجام بشر هم به هدایت ختم است
ما گرفتار گناهیم ولی اهل رجا
جاده ی جامعه ی ما به شفاعت ختم است
از گناهان کبیره است دل جامعه پُر
کار این جامعه اما به زیارت ختم است
« مَن أتاکُم » ، چه نجاتی است سر راه بشر !
با تو پایان حوائج به سعادت ختم است
چیست در حکمت « فَالرّاغبُ عَنکم مارق »؟!
راه ، جز راه تو باشد به هلاکت ختم است
ولی آنکس که در این سِیر ، « لَکُم لاحِق » شد
راه او - گرچه گنهکار - به جنّت ختم است
تو دعا کن که من از معصیت آزاد شوم
که دعای تو یقیناً به اجابت ختم است
یا علیِ بنِ محمّد ! چه غریبی ! اصلاً
قسمت هرکه علی گشته به غربت ختم است
چه به شمشیر چه مسموم ، جهان می داند
که سرانجامِ امامت به شهادت ختم است
آه شش گوشه نشین ! مثل حسینی چقدر
جمله ی من به همین ذکر مصیبت ختم است ؛
که حسین از نفس افتاد و حرم تنها ماند
روضه ی زینب کبری به اسارت ختم است
#شعر_ولادت_حضرت_امام_هادی_ع
#محسن_ناصحی
@hadithashk
روزیکه به نورِ عالم آرا
دادند جوازِ وصلِ ما را
اَلحمد، که در اَلَست گفتیم
لبیک، منادیِ خدا را
چون سَر به سجودِ شکر بردیم
دادند عطای مصطفا را
گفتند که با مِیِ ولایت
خواندیم ز خَصَّنا شما را
دادیم ز بادهی طهورا
سرشار، محبِ مرتضا را
در پرتوِ نورِ کوثر آنروز
دیدیم چهارده، ولا را
یک یک، به دل و زبان نمودیم
اِقرار، ولای هَل اَتا را
در آینهی حضور دیدیم
تا حشر، تمام ماجرا را
از حادثهی قیام کوچه...
تا نهضتِ سرخِ کربلا را
در پرتوِ این هدایتِ خاص
دیدیم سعادت و بقا را
دیدیم به جذبهی ولایت
هادی است حقیقت هدایت
آنروز که روزِ خَصَّنا بود
هنگامهی انتخابِ ما بود
آغازِ شناختِ ولایت
میثاقِ ولای اِنَّما بود
اینها همه با هدایتی خاص
از جانبِ هادیِ وفا بود
آنکه علَمُ الهُدی به دستش
محبوبِ اَئمةُ الهدا بود
صدشکر که هادیُ المُضِلّین
هادیِ دل و زبانِ ما بود
مقصودِ تمامِ اولیا و...
معشوقِ تمامِ انبیا بود
فرزندِ جوادُالعالمین و...
دلبندِ همیشهی رضا بود
او چار محمد و علی را
چون آینهی جهاننما بود
یکجا همهی چهارده نور
یکجا همه هستیِ خدا بود
از صادق و کاظم و حسن تا
زهرا و حسین و مجتبا بود
دیدیم به جذبهی ولایت
هادی است حقیقت هدایت
سرمایهی اوصیاست هادی
هستیِ ذَوِالنُّهاست هادی
در جمعِ سُلالةُ النَّبییّن
دُردانهی هَل اَتاست هادی
آرامِ دلِ نبیِ اَعظم
ذرّیهی لافتاست هادی
هم حافظِ سِرّ دین و قرآن
هم معدنِ وحیهاست هادی
در بندگیِ خداست مخلص
در ذاتِ خدا فناست هادی
نسلِ دهمِ پیمبرِ حق
از سیدةُ النساست هادی
او زمرهی سادةُ العباد است
صاحب علَمِ خداست هادی
با جملهی مردمِ زمانه
خوش صحبت و با صفاست هادی
ناگفته کلیدِ بابِ حاجات
در غصه، گِرهگشاست هادی
شویندهی هر گناهِ مؤمن
بخشندهی هر خطاست هادی
دیدیم به جذبهی ولایت
هادی است حقیقت هدایت
ای شیعه به خونِ دل وضو کن
از هادیِ دین، به لب سبو کن
در خلوتِ آن امامِ معصوم
زخمِ دلِ خویش را رفو کن
گاهی لبِ خود به شِکوِه بگشا
رازِ دلِ خسته را به او کن
هر جا قدَمَت براه گم شد
با هادیِ راه، گفتگو کن
در فتنهی آخرالزمان نیز
حق را به امام جستجو کن
خواهی چو از او جدا نگردی
با جامعهی کبیره خو کن
با خمّ غدیر آشنا شو
بیعت کن و کسب آبرو کن
با دردِ دلِ علی، از آنروز
چون فاطمه، لعن بر عدو کن
هرجا غمِ نینواست، بنشین
هرجا گُلِ کربلاست، بو کن
خواهی مددِ حسین باشی
خون گریه، به نیزه در گلو کن
رَه جوی، به کاروانِ زینب
خود را به سهساله روبرو کن
با اشکِ رئوسِ روی نیزه
جان و دلِ خویش، شستشو کن
در غصهی شام و کوفه، یا مرگ
یا که طلبِ دفاع از او کن
این است سفارشات هادی
ای شیعه ز خونِ دل وضو کن
برخیز که وقت انتقام است
بیدار شو، موسمِ قیام است
#شعر_ولادت_حضرت_امام_هادی_ع
#محمود_ژولیده
@hadithashk
جبریل به وحی دیگری حامل شد
با گفتن چهار یا علی نازل شد
چهارم علی از تبار احمد آمد
اینگونه رباعی ولا کامل شد
#شعر_ولادت_امام_هادی_ع
#جواد_کریم_زاده
@hadithashk
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۵ روز مانده تا عیدالله الاکبر
🔹سعید بن مسیب نقل می کند که:
*کَانَ عُمَرُ یَتَعَوَّذُ مِنْ مُعْضِلَهٍ لَیْسَ لَهَا أَبُو حَسَنٍ .*
عمر دائما به خدا پناه می برد از مشکلی که در حلّ آن امیرالمؤمنین علیه السلام حضور نداشته باشد.
📚کفایة الطالب: ص۱۸۹
امیرالمومنین باشد پناه خلق سرتاسر
علی از دوستانش دستگیری می کند محشر
چه باید گفت وقتی دشمنش بر حق پناه آورد
ز هر مشکل که در حلّش نباشد لحظه ای حیدر
@hadithashk