eitaa logo
حدیث اشک
15.8هزار دنبال‌کننده
168 عکس
258 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
جبریل به وحی دیگری حامل شد با گفتن چهار یا علی نازل شد چهارم علی از تبار احمد آمد اینگونه رباعی ولا کامل شد @hadithashk
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۵ روز مانده تا عیدالله الاکبر 🔹سعید بن مسیب نقل می کند که: *کَانَ عُمَرُ یَتَعَوَّذُ مِنْ مُعْضِلَهٍ لَیْسَ لَهَا أَبُو حَسَنٍ .* عمر دائما به خدا پناه می برد از مشکلی که در حلّ آن امیرالمؤمنین علیه السلام حضور نداشته باشد. 📚کفایة الطالب: ص۱۸۹ امیرالمومنین باشد پناه خلق سرتاسر علی از دوستانش دستگیری می کند محشر چه باید گفت وقتی دشمنش بر حق پناه آورد ز هر مشکل که در حلّش نباشد لحظه ای حیدر @hadithashk
محمد بانی آبادی ماست علی هم عشق مادرزادی ماست اگر اهل صراط‌المستقیمیم علی ابن محمد هادی ماست @hadithashk
مژده که وقتِ بارشِ بارانِ رحمت است دنیایِ شیعیان علی با طراوت است شمسِ هدایت آمده وقتِ عنایت است سائل بیا بیا که زمانِ کرامت است حقّ و حقیقتی، به خدا حقِّ مطلقی عالم فدایِ نامِ تو یا هادی‌َالنَّقی باید گدا همیشه تو را آرزو کند تا با تو زخم‌هایِ دلش را رفو کند از خاکِ سامرا طلبِ آبرو کند با تو میان اشک و دعا گفت و گو کند تو مرهمی به قلبِ پریشانِ خسته‌ها ای مهربانترین پدرِ دلشکسته‌ها تو باعثِ هدایتِ آحادِ اُمَّتی روحِ حقیقتی و چراغِ هدایتی تو نورِ ماندِگارِ طریقِ سعادتی یا ایُّهَاالنَّقی به گدایت، عنایتی "تو از ازل کریمی و من از ازل فقیر" "خورشیدِ سامرا وَ تَصَدَّق علَی الفَقیر" وقتی که خاک را به نظر کیمیا کنی پس می‌شود که حاجتِ دل را روا کنی من را دوباره معتکفِ سامرا کنی یا اینکه زائرِ حرمِ کربلا کنی آقا میانِ سینه‌یِ من موجِ ماتم است نوکر عجیب دل نگرانِ محرَّم است حرف از محرَّم آمد و بی‌تاب و مضطرم چون یادِ غربتِ حرم افتاده در سرم جدِّ غریب و تشنه‌یِ تو گفت خواهرم... برگرد سویِ خیمه‌ که تنهاست دخترم با اشکِ سینه سوز، پریشانِ زینب است این قتلِگاه، تختِ سلیمانِ زینب است بیت برگرفته شده از آقای مجتبی خرسندی @hadithashk
صاحب مقام خانه ی نوریم و نوکریم عمری گدای شام و سحرهای این دریم صاحب مقام خانه ی نوریم و نوکریم دورهمیم دور و بر خانه ی علی ما ریزه خوار سفره ی زهرای اطهریم فطرس کجاست تا که ببیند مقام مان با یک نگاه فاطمه پر در می آوریم ما را به نام حضرت سلمان خریده اند پس دست بوس خادم خدام مادریم یکجا به اذن فاطمه عمار می شویم یکجا ابوتراب بخواهد ابوذریم تبت یدا ابی لهب! ابتر نمی شویم قرآن گواه ماست که تفسیر کوثریم بیعت نمی کنیم اگر بسته دستمان چونکه مرید صبر دو چشمان حیدریم پشت و پناه رهبرمان گرم فاطمه است ما دیده بان سنگر گردان رهبریم من مانده ام که فاطمه، زهراست یا علیست زهرا شهیده ی حرم مرتضا علیست رضا دین پرور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
علی جانم عدم فهمید وقتی ماجرای ابتدایت را به وجد آمد رقم زد ابتدای ماجرایت را خدا رنگ صدایت را که در.... گوش فلک پاشید! زمین، انداخت بر گردن مدال رد پایت را خدا در کاشت نخل ولا از مصطفی میخواست به عنوان نمونه مشتی از گرد عبایت را برای جبرئیل عرش خدا حکم قفس دارد از آن وقتی که دیده کنج ایوان طلایت را محک‌گاه عیارت غیر کعبه نیست سنگی که شکسته مینویسد با خطی سنگین ثنایت را فقط یک ضربه از تیغت عقب افتاد عزرائیل هنوز از بدر دارد می‌شمارد کشته هایت را شنیده دل هوس کرده است چشمان خمارش را کشیده با سپاه مژه ای دورش حصارش را خوشا آن پینه ی بسته دخیلِ روی دستانش بدا در معرکه جا ماندن گرد و غبارش را مرا مولاست آنکه میروند ایتام بر دوشش مرا ساقی ست آنکه بوسد انگوری مزارش را خداییِ علی را جار خواهد زد مگر اینکه ببندد با هزاران سر دهان ذوالفقارش را خداوندِ مسلط بر قیامت را تصور کن سپس بنگر به میدان حضرت دل‌دل سوارش را به روز حشر هم در اوج خود مداح تو میشد اگر همراه میثم دفن میکردند دارش را نصیبی جز فراقش نیست اما خوش خیالم چون نشستم در خرابه خواب می‌بینم انارش را  محمد رضا رضائی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا امیرالمومنین زمانی که به تو داد افتخارِ همنشینی را خداوندت به نامت کرد امیرالمومنینی را به خود گفت آفرین و گفت، خلقِ دیگران با تو به دست عشق داد ابزارِ عاشق آفرینی را خودت می‌خواستی اوصافت از جنسِ بشر باشد وگرنه در تو می‌شد دید، رب‌العالمینی را به جانِ جبرئیل از روحِ خود یک قطره بخشیدی برایش شرح دادی منسبِ روح‌الامینی را تو با هر خطبه‌ات یک سوره نازل کرده‌ای انگار کلام‌الله باید گفت، حرفی اینچنینی را «سخاوت» سائلی بود؛ از رکوعت با کرامت شد «شجاعت» روی خاکِ پای تو مالیده بینی را «امامت» مقصدِ راهِ «نبوت» بود و با نامت خدا ختمِ به خیرش کرد، ختم‌المرسلینی را تو که روزِ غدیرت پیر کرده کاتبانت را برای باقی عمرت بیاور صد «امینی» را نمی‌گوییم از شأن تو؛ وقتی منتسب کردند به بندِ کفش‌هایت منسبِ حبل‌المتینی را برای عرشیان با گنبدت از نور می‌گویی از آن بالا که می‌بینند، خورشیدِ زمینی را  رضا قاسمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا امیرالمومنین(ع) بر آن سرم که عرش نهم کوى یار را ‎یا خاک پای خالق دلدل سوار را ‎گرشمّه ای غضب به جنان فی جنان کنی ‎آتش زنی بر او بهار تا بهار را ‎با یک نظاره ات ز عنایت به سافلین ‎جنت کنی به غمزه ی چشمت شراررا ‎بی خود که جبرئیل به لبش وحی جا نشد ‎بوسیده گرد راه تو آموزگار را ‎دارد شرف به تاج سلیمان غبارتان ‎هرگز مگیر از سر ما این غبار را ‎ معنی چه دید شأن تو بالانشین که گفت ‎سجده کنید حضرت پروردگار را ‎نازی بکش ز گردن من با دمت دمى ‎صیقل بده به خون رگم ذوالفقاررا ‎جانم اگر به شرط قمارت دهم علی ع ‎پیروز منم گر به تو بازم قماررا ‎صیدم که مست دام تو صیاد گشته ام ‎کمتر بکش تو بر سر راهت شکار را ‎رحمت به روح پاک امینی به مالکت ‎مقداد و قیس ، قنبرو میثم به دار را  علی ابراهیمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جانم علی(ع) هرچه تمثال کشیدند همانند نشد مثل تصویر خدا را که بخواهند …نشد وصف خاک گذرش کار زمینی ها نیست از علی(ع) چند نوشتند- که هر چند نشد تا که تعریف صفاتش،همه تحریف شود هرچه کردند به هر شیوهء طرفند نشد در نظر داشت که اندازه بگیرد او را هرچه برخاست روی پنجه دماوند ، نشد!! دستِ بالاتری از دست، اگر بسیارست هیچیک مرتبه اش ،دست خداوند نشد خاطرات نجفش مثل شکر شیرین است قدر یک کوچهء آن ، شهر سمرقند نشد که به ایوان نجف سر به سر سجده نهاد بعد از آن در حرمش بندهء پا بند نشد ؟ اگر اولاد، حسن هست و حسین و عباس هیچکس بعد علی صاحب فرزند نشد! آنقدر شیعه ببخشند که راضی گردد قلم و لوح بپرسند که خرسند نشد؟ هیچ چیزی چو تماشای جلال زهرا(س) در جمال علوی باعث لبخند نشد علی ناظمی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
جانم علی(ع) مردی که با جان و دلش پیکار می کرد با ذوالفقارش دشمنان را خوار می کرد وقت سحر که امتی در خواب بودند پا می شد و سجاده را بیدار می کرد از اینکه شاید یک یتیم امشب گرسنه ست از احتمالاتش هم استغفار می کرد چون آبروی مومنانش محترم بود گاهی گناه دیده را انکار می کرد خوبی خود را با امید اینکه روزی او هم هدایت می شود تکرار می کرد قربان شاهی که به جای باج گیری نان یتیمان را به دوشش بار می کرد از وصله هایی که نمی چسبید غم داشت نعلین خود را باز وصله دار می کرد واجب تر از نان شب ما مدح مولاست کاری که با بدخواه او تمار می کرد احمد به معراج خودش رفت و دو دل بود با رب خود یا باعلی دیدار می کرد من کنت مولا ی پیمبر علتی داشت او با پیامش خلق را هشیار می کرد دین با ولایت زنده می ماند که اینقدر احمد به حیدرخواهی اش اصرار می کرد ناصر دودانگه لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
یا علی مددی کاخ بهشت خاک بیابانش جبریل پاسبان درخانش هم اولیاءگوش به فرمانش هم انبیاءدست به دامانش دین خداخلاصه ایمانش بادوستان همیشه محبت داشت بادشمنان همیشه مروت داشت بر دشمن آن‌قدر که سخاوت داشت شانش بزرگ بود ، و حرمت داشت حتی یهود بود مسلمانش باورکنیم نام امیرش را یا زندگی به روی حصیرش را باورکنیم هیبت شیرش را یامهر بایتیم و اسیرش را اخم نگاه یا لب خندانش؟ گهگاه اگرچه بنده گمراهیم دنبال دست های یداللهیم آتش اگردهد همه میخواهیم جانم به دشت آتش ابراهیم جانم علی که کرده گلستانش تمارروی دارعلی میگفت برنخل خودسوارعلی میگفت باخنده باهوارعلی میگفت هرکس که ازبهارعلی میگفت ختم به خیر بود زمستانش بی یاعلی رسول شدن تعطیل موسی عصا نداشت برای نیل با احمد از غدیر بگو جبریل راز غدیر چیست که اسماعیل یک هفته قبل رفت به قربانش من تشنه هستم آب علی مولاست من ذره آفتاب علی مولاست من خاک ابوتراب علی مولاست در چاهم و طناب علی مولاست من دست اتصال به دامانش نورعلی ست داده به ماخورشید نورعلی کجاوکجاخورشید هرصبح باسلام علی خورشید دستی گشود وگفت بیاخورشید این نوررابگیرو بتابانش این شبهه ایست درسرم افتاده با اینکه درطریقه‌ی این جاده پشت نبی ست بر سر سجاده اول علی نگین به گدا داده بعدا خدا نوشته به قرآنش گفتند کیست ؟ درد و دوا گفتیم گفتند امام کیست لنا گفتیم گفتند هو بشر ؟ همه لا گفتیم ما که ندیده‌ایم خدا گفتیم ای وای بر ابوذر و سلمانش مثل مسیح بود دودم شمشیر دست علی قدم به قدم شمشیر بسیار یار بود ، و کم شمشیر هم جانماز بود و هم شمشیر جبریل بود شاهد جولانش تاعبدود رسید ، علی سدشد آن حدس وآن گمان که نمیزدشد بیچاره ی برادراحمدشد آنکس که ازحریم علی ردشد با ذوالفقار کرده پشیمانش کشته ز ذوالفقار چه میفهمد پاییز از بهار چه میفهمد بیچاره جز هوار چه میفهمد عبد گناهکار چه میفهمد ... با یک علی تمام گناهانش... با یک علی تمام گناه من میریزد از میان نگاه من این هم دوقطره اشک گواه من شیرم حلال بود که راه من لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
به خدا آیهء سوگند، علی است به خدا آیهء سوگند، علی است بهترین اسم خداوند، علی است ذکر بی مثل و همانند، علی است آبرومند و برومند، علی است مدح او هرچه کنم بی ادبی است جانشین خلف شخص نبی است پادشاهی است که محتاج خداست خال او کعبهء حجاج خداست سیب او میوهء معراج خداست بعد احمد به سرش تاج خداست نام حیدر به نبی هم مدد است خطبهء عید غدیرش سند است با علی غصه در این هستی نیست مستیِ بی دم او مستی نیست برو خوش باش! که بن بستی نیست به روی دست علی دستی نیست بِنِگر بین سما زمزمه را خنده ی روی لب فاطمه را رضا دین پرور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹