eitaa logo
حدیث اشک
15.8هزار دنبال‌کننده
168 عکس
258 ویدیو
20 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۴ روز مانده تا عیدالله الاکبر عمر بن خطاب بارها این جمله را به زبان می آورد: *لَوْلا عَلِیٌّ لَهَلَکَ عُمَر* اگر علی نبود، عمر هلاک می‌شد. 📚شرح مقاصد: ج۵ ص۲۸۲ کسی که فضل حیدر را به لب انکار می کرده یقینا داشته بر کفر خود اصرار می کرده در این دنیای ظلمانی بدون پرتو نورش عمر هم بر هلاکت بارها اقرار می کرده @hadithashk
قبله تویی به قبله‌ی دوم نیاز نیست آنجا که آب هست تیمم نیاز نیست مست توام به مستی گندم نیاز نیست "بودم" تویی ... به بودن مردم نیاز نیست آری به شوق بی کفنی عشق میکنم عمری حسینی و حسنی عشق میکنم دورم ز دیدنت... "قَرَنی" عشق میکنم با وعده‌ی یَمُت یَرَنی عشق میکنم بیرون بیا ز پرده که ما جمله در شعف مثل ملائکه همه هستیم صف به صف پیدا شده است جلوه‌ی نامت ز هر طرف ای من فدای قند دهانت شه نجف چشمان پر ابهت خود را خمار کن دستی ببر به صورت و ما را دچار کن ما را کمی به حال خودت واگذار کن از آن به بعد هر چه که خواهی شکار کن دائم در ازدحام... تمنا کنم تو را لعنت به من اگر که حاشا کنم تو را کارم شده به سینه‌ی خود جا کنم تو را سر را بریده ام که تماشا کنم تو را ما را چه منزلت که فدای سرت شویم؟ یا شیعیان شهپَر بال و پرت شویم؟ یا که گدای هر شبه‌ی این درت شویم؟ ما آمدیم تا که سگ "قنبرت" شویم در ساعت غدیر ، دَم آن خُم سبو که انبیاء نشسته دو زانو و باوضو در حیرتم برای تجلّی ذکر "هو" احمد گرفت دست تو را یا تو دست او؟ ای بی حدود و حد ؛ همه جا یاعلی‌مدد معنای "یا احد" ؛ همه جا یاعلی‌مدد از مَهد تا لَحَد ؛ همه جا یاعلی‌مدد اصلا الی الابد ؛ همه جا یاعلی‌مدد @hadithashk
خواندش علی را جانشین خلاق داور خواندش علی را نفس خود شخص پیمبر تنها علی استاد جبریل امین بود تنها علی شدکفو زهرای مطهر کوثر فقط زهرا فقط زهراست کوثر هم کفو کوثر کیست جز ساقی کوثر؟ تنها علیِ بت شکن بر دوش احمد بشکست بتها را به نزد قوم کافر با یا علی گفتن و ذکر قل هو الله بشکست بتها را درون کعبه بی مر در روز یوم الدّار او یار نبی بود بیش از همه دل داد او در پای دلبر و اندر شب خوف و خطر جان را فدا کرد تنها علی خوابید جای او به بستر بوده ست در جنگ اُحد او با نود زخم بر گرد شمع مصطفی پروانه یکسر باید علی را شاه ملک لافتی خواند لاسیف الا ذوالفقار ، الله اکبر یک ضربت تیغ علی در جنگ خندق از طاعت کل خلایق بوده برتر او یار غار مصطفی در لحظه ها بود در راه او بگذشت از جان و تن و سر آنجا که از میدان فراری بوده ناکس بوده‌ ست در میدان علی فتاح خیبر با یا علی جبریل تحسین علی گفت با ذکر یا زهرا گشود از قلعه او در حق هل اتی را بی عدد در شان او خواند بر فرق او شد انّما چون تاج و افسر زد تکیه بر عرش خدا در شام معراج گغتا به احمد خیر مقدم ای برادر حق با زبان مرتضی با او سخن گفت بُد با زبان مرتضی گفتار خوشتر شد توبه ی آدم قبول ذکر مولا بر کشتی نوح ، ناخدا گردید و لنگر برداً سلاما شد به ابراهیم در نار هر دم مسیحا را بُدی روح مکرر نور خدا بود و تجلی کرد در طور بیهوش شد موسی از آن نور منور با دست او نیل آنزمان از هم شکافید یعنی علی در هر زمان بوده ست صفدر سلطان کُلّ کائنات و ما سِوی بود مانند احمد انبيا را بوده رهبر بنگر عدالت را ببخشد بر سلیمان گر خاتم شاهی و آن رخشنده گوهر بخشید در بین رکوع انگشتری را بر سائل بیچاره ی بس زار و مضطر تار نخی از وصله ی نعلین او بود منظومه ها و کهکشان‌ها را برابر ناد علی در وصف او میخواند جبرئیل در زیر پایش میگشود، همواره شهپر روزی که حق فرمود اکملت لَکُم دین همراه اتمُمتُ علیکم نعمتی .... در روز غدیر خم که عید باشکوهی ست روزی که شد بعد از نبی بر خلق سرور روی جهاز اشتران فرمود کای خلق بار دگر پیروزی خیر است بر شر فرمود بر من ذات حق با امرِ بَلّغ بر خلق برگو از ولا با شوکت و فَرّ فرمود هر کس را که من مولای اویم بعد از من او را سرور و مولاست حیدر باشد علی مولا، علی فاروق اعظم باشد علی مولا ، علی صدیق اکبر لام و الف خواندند خود را آن دو چون لا بودست چو نون لنا لا را غضنفر دزدیدن القاب حیدر کفر محض است دزد لقبها را بُوَد همواره کیفر آنها که دزدیدند القاب علی را بوزینه گان غاصب بر روی منبر آن دو که خود را بر نفهمیدن زدند و ثانی بسان کور و آن یک بُد اباکر حق قصیده را ادا کرد این رباعی حُسن ختام مدحت مولا در آخر اندیشه کردم درسرآغاز و به پایان نام پیمبر با ولی آید چه بهتر خورشید محمد است و حیدر چون ماه سلطان جهان علیست بعد از آن شاه فاروق معظم است و صدیق کبیر لاحول ولا قوه الا بالله @hadithashk
تمام عرشیان محو رخ اویند بی تعارف تمامی سجده گر بر طاق ابرویند بی تعارف ‌ همه کروبیان سرمست جام ساقی کوثر همه لاهوتیان راه علی پویند بی تعارف تمام انبیا را افتخار این بوده و باشد به مژگان گرد نعلین علی روبند بی تعارف محمد جای خود دارد خدا از شوق او هر دم به همراه ملائک یا علی گویند بی تعارف تمام کائنات هرروز و شب بهر نشاط خود گل روی امیر المومنین بویند بی تعارف دلیران،پهلوانان و همه گُردان نام آور بدون شک غلام قنبر اویند بی تعارف به درگاه خدا ساجد به جبریل امین مرشد و عالم بنده ی آن خلق نیکویند بی تعارف به مُلک لافتی شاه و به دستش تیغ می رقصد به ناز شَست او عالم به هو هویند بی تعارف ز لطف و جود و انفاق و عطا و بخشش و احسان دوصد حاتم گدایان سر کویند بی تعارف عجب نبوَد که پیغمبر و دختش حضرت زهرا اسیرِ بر سر آن زلف و گیسویند بی تعارف منم بیمار زهرا و علی و یازده نسلش که آنها بی تعارف اصل دارویند بی تعارف فقط حیدر در این عالم امیرالمومنین باشد عدو و منکرانش پست و پُررویند بی تعارف به دوشش کیسه ی نان و رطب هر شب به هر سویی یتیمان عرب او را پدر گویند بی تعارف علی گفتند و دُر سفتند در وصف غدیر خم امینی ها به کوثر روی خود شویند بی تعارف خداجویان عالم را بگو رندانه در خلوت خدا را در مناجات علی جویند بی تعارف گهی از لب شکر ریزد سلونی گوید و گاهی رطب های لبش بر شاخه ها رویند بی تعارف ز انگور ضریح او شراب ناب می نوشند همان مستان که ساقی را ثنا گویند بی تعارف علی خورشید عالم تاب و ماهی بس جهان آرا پی نورش همه عالم به هر سویند بی تعارف به دشت شعر آیینی "جواد" امشب به شوق او دوان این واژه ها هر سو چو آهویند بی تعارف @hadithashk
مدح تو با مدد از فاطمه آغاز کنم یاعلی گویم و با ذکرِ تو اعجاز کنم أشهد أنَّ ...، دلم لک زده تا وقتِ اذان بر سر ماذنه ها نام تو آواز کنم غبطه خوردم به همان کفتر جلد نجفت بَه چه زیباست اگر سوی تو پرواز کنم غیر تو قلب و دلم را به کسی نسپارم همه‌ی عشق خودم را به تو ابراز کنم دمِ مُردن نَهراسم چو علی را دارم شیعه ام! بر ملکُ الموت همی ناز کنم بعد مرگم تو بیا بر سرِ آرامگه‌ام تا ز شوقِ نظرت بندِ کفن باز کنم @hadithashk
لبم امشب قصیده از غریبی آشنا گفته که هر خطش صوابی از وصی مصطفی گفته همان مرد جوانمردی که مردان جهان عبدش همان فانی فی اللهی که از سرّ فنا گفته از آن لحظه که در کعبه گشوده چشم این گوهر که هر لحظه و نه کمتر ، مکرر ربنا گفته ندارم ذره ای تردید،وقت خلقت عالم خدا هم یکصد و ده مرتبه یا مرتضی گفته به هر غمزه فِتَد لرزه به شیران نرِ شرزه که با هر ضربه هر لحظه،علی ذکر خدا گفته عدو اقرار میکرده کسی همتای حیدر نیست به  کرّارٌ بِلافرّار ، مرحب ، مرحبا گفته علی تا فاطمه دارد زره دیگر نمیخواهد پناهش را بجز زهراء کسی گفته خطا گفته علی پاک است از رجس و پلیدی،نَفسِ تطهیر است هر آنکه دیده حیدر را ، مبرّا از هوا گفته به صفین آمد و ابر دو چشمش بی امان بارید سلامی خدمت خاک غریب کربلا گفته @hadithashk
شنیده دل هوس کرده است چشمان خمارش را کشیده با سپاه مژه ای دورش حصارش را خوشا آن پینه ی بسته دخیلِ روی دستانش بدا در معرکه جا ماندن گرد و غبارش را مرا مولاست آنکه میروند ایتام بر دوشش مرا ساقی ست آنکه بوسد انگوری مزارش را خداییِ علی را جار خواهد زد مگر اینکه ببندد با هزاران سر دهان ذوالفقارش را خداوندِ مسلط بر قیامت را تصور کن سپس بنگر به میدان حضرت دل‌دل سوارش را به روز حشر هم در اوج خود مداح تو میشد اگر همراه میثم دفن میکردند دارش را نصیبی جز فراقش نیست اما خوش خیالم چون نشستم در خرابه خواب می‌بینم انارش را @hadithashk
عدم فهمید وقتی ماجرای ابتدایت را به وجد آمد رقم زد ابتدای ماجرایت را خدا رنگ صدایت را که در.... گوش فلک پاشید! زمین، انداخت بر گردن مدال رد پایت را خدا در کاشت نخل ولا از مصطفی میخواست به عنوان نمونه مشتی از گرد عبایت را برای جبرئیل عرش خدا حکم قفس دارد از آن وقتی که دیده کنج ایوان طلایت را محک‌گاه عیارت غیر کعبه نیست سنگی که شکسته مینویسد با خطی سنگین ثنایت را فقط یک ضربه از تیغت عقب افتاد عزرائیل هنوز از بدر دارد می‌شمارد کشته هایت را @hadithashk
به لطف حیدر کرار و اخذِ رخصت او قلم به دست گرفتم برای مدحتِ او هزار مرتبه شکرِ خدا که سینه ی من شده است غرق ولا و پر از محبتِ او به یمنِ حیدر کرار ، روزی ام دادند مدام بر من مسکین رسیده نعمت او الا که در پی روزی و وسعتِ رزقی وسیع میشود این رزق ها به برکت او بدان اگر پی جلب رضایتِ حقی رضای حضرت حق است در رضایت او برای ختم بخیریِ زندگانیِ خویش قدم نها تو ز اخلاص در طریقت او حرام کرده خدا آتشِ جهنم را ... به شیعیان و محبان او ، به حُرمت او علی به سینه ی ما دست رد نخواهد زد که رد نمودن سائل نباشد عادت او علی است اصل نماز و بنابراین ، گویم ستون دین محمّد بود ولایت او به آیه آیه ی قرآن قسم که حَیِّ وَدود سپرده است جهان را به دستِ قدرتِ او طواف کعبه به ما واجب است زیرا که ... گرفت کعبه شرافت پس از ولادت او ندیده است کسی در میانِ معرکه ها نظیر غیرت مردانه و شجاعت او قنوت میکند و عرش را دهد زینت ندیده دیده ی محراب چون عبادت او ندید روی خوش این چرخ روزگار دگر پس از عروج علی و پس از شهادت او و کاش شعر مرا از کرم قبول کند علی که دار و ندارم بود ز رحمت او   (یونس) @hadithashk
کار من و تمام جهان نوکری ، علی کار تو و عشیره تو سروری ، علی از ابتدای کار جهان بوده ای و هست تا انتهاش کار شما رهبری علی عالم تمام دل به تو دادند و از وفا دل از تراب و اهل سما میبری علی معیار بندگی خداوند هستی و میزان تویی به مرحله داوری علی دیوانه ام ز عشق تو یا حضرت امیر دانم مرا ز فرط جنون میخری علی در طالعم نوشته برای تو نوکری از من مگیر لذت این نوکری علی با رشته محبت تو شیعه زاده ایم از تو شدیم مهدوی و کوثری علی هر جا گره به کار من افتاد ناگزیر خواندم تو را به لحن و دم حیدری علی @hadithashk
ذکر توحید به روی لب قنبر حیدر بنده دیده‌ست خدا را همه جا در حیدر پدران بر پسران و پسران بر پسران ارث دادند به هم تا دم محشر حیدر پدرم گوشزدم کرده که تا جان دارم بزنم پشت در خانه‌ی حیدر هی در روی انگشت علی چرخ فلک میچرخد نیست محدودِ در قلعه‌ی خیبر حیدر با همان وصله‌ی نعلین و همان دلدل پیر میپرد از پر جبریل فراتر حیدر حُسن عالم حسنینند و ابالحُسن علی‌ست ذات زر زینب کبری‌ و ابازر حیدر جن و انس و ملک و حور و پری منتظرند بدهد دست به دستان پیمبر حیدر پیش منبر شد و فرمود علی جان برخیز تا قدم رنجه کند بر سر منبر حیدر یک کلام است همه حرف نبی ختم کلام اصل موضوع بیانات پیمبر حیدر عشق یعنی وسط همهمه‌ی گرم غدیر با تبسم بزند فاطمه زل بر حیدر عشق یعنی وسط برکه‌ی دلگرم غدیر زل به زهرا زده باشد دو برابر حیدر این خدیجه‌ست که لبیک به احمد گفته یا که زهراست به لب ها دم حیدر حیدر محرم راز علی آمده و میگوید دست در آب نبر دست بیاور حیدر میدهم دست علی که سپرت میگردم خاطرت جمع خودم دور سرت میگردم @hadithashk
بی عشق علی ، غنی فقیر است آزاده ی بی علی اسیر است بی عشق علی ، بهشت دوزخ ! در باغ نسیم ، زَمهَریر است وقتی سخن از غلامی اوست هر منصب و مسندی حقیر است در فهم فضائلِ جنابش عقل بشر از ازل صغیر است یا من هو مظهر العجائب تمار به دار ناگزیر است یا من هو عالم الخفیات زیبنده ی حضرت امیر است معیار حلال زادگی هاست مِهرش پیِ پاکیِ ضمیر است از خیرِ بهشت ما گذشتیم ! ایوان نجف چه بی نظیر است انگور ضریح باده ریزش درمان دلِ بهانه گیر است چندی ست زیارتش نرفتیم از عمر نمانده هیچ ! دیر است ثبت است به طاق عرش نامش شاهی که همیشه سر به زیر است هارون حکومت محمد در مملکت خدا وزیر است روزی دِهِ عالم ست اما در خانه گلیم او حصیر است دیگر چه هراسی از قیامت !؟ در روز حساب دستگیر است با عشق علی نمی شوی پیر این معجزه ی مِی غدیر است @hadithashk